کلافه از وعدههای دروغین
تجربه کاری کارشناس الکترونیک تحقیق و توسعه در گروه تولیدی آنا
امتیاز ۲.۰ از ۵ (اسفند ۱۴۰۰ تا خرداد ۱۴۰۲).
این تجربه را در یک نگاه تازه و صادقانه به زبان خودم بازگو میکنم. اول تصمیم داشتم حقوق پس از دورهی آزمایشی بیشتر بشه، اما از روز اول هر بار که دربارهی دستمزد پرسیدم یا پاسخی در کار نبود یا طفره میزدند. دو ماه که گذشت، چیزی به نام حقوق نبود و وقتی پیگیر شدم گفتند پول ندارند. بالاخره با التماس کمی مبلغی دادن و گفتن اینِ حقوق است، در حالی که همکارای ارشد آن زمان دستکم ده میلیون میگرفتند. گفتم ماه سوم اضافه میشود، گفتند تا عید خبری نیست و ماه سوم با کلی تندی دوباره شش میلیون ریختند و ادعا کردند من از بقیه فرق دارم و تا آن موقع به هیچکس حقوقی ندادهاند. من بهعنوان کارشناس الکترونیک تحقیق و توسعه وارد کار شدم و قول داده بودم اگر حقوق کم باشد هم چیزی یاد بگیرم، ولی بعد از دو هفته ما را روی برجهای بلند بردند تا راهپلهها را با چهارپایه روشن کنیم و بعد هم برخلاف قولی که داده بودند گفتند باید گچکاری هم انجام بدهیم و اگر لازم شد ما را برای کارگاهی دور از تهران برای برش پروفیل میفرستادند. فشار کار و اجبار برای اضافهکاری از هشت صبح تا نه شب با کمترین دستمزد کارگری بود و تازه حقوق را سهماهه میدادند یا بعضی وقتها اصلاً نمیدادند. چند نفر از همکاران در همان ماه سوم استعفا دادند و من هنوز تسویهحسابم را نگرفته بودم؛ حقِ مزایای سنوات، عیدی و اضافهکاری هم پرداخت نشده بود. هر بار که تماس میگرفتم شمارههایم را بلاک کرده بودند و یکبار هم که به شرکت رفتم صاحبکار فرار کرد. بهطور کل تجربهام این بود که دنبال حقمان رفتن همیشه دردسر داشت و اکثر روزها ماجرای پرداختِ مبالغی هفت تا هشت میلیون به شکل قشقرق درمیآمد و عادتشان شده بود که به جیب مردم بزنند. بقیه هم با پیگیریهای متعدد بعد از شش ماه پولشان را گرفتند.