برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
امتیاز ۴.۰ از ۵ (مرداد ۱۴۰۱ تا مرداد ۱۴۰۲).
نظرات دوستان و همکارانم رو خوندم و نکاتی به ذهنم رسید که لازم دونستم مطرح کنم. این نظرات و تجربه های کاری که نوشته شده هرکدام از دیدگاه و زاویه دید شخصیه که نظرش رو گفته و اکثرا هم همکار من بودن ولی با زاویه دید من یه جا هایی هم توی نقد ها و هم توی تمجید ها واقعا اغراق دیدم چون روابط بین افراد با توجه به تیپ شخصی هر فرد و خلقیات هر فرد میتونه متفاوت باشه و این چالش هاییه که افراد توی تیم های مختلف یا شرکت های مختلف به شکل های گوناگون باهاش روبرو هستند و این موضوع به صورت مستقیم به خود شرکت شاید بر نگرده کاریزما، علی الخصوص شرکت پردازش کاریزما یک شرکت نوپاست و مثل همه شرکت های نوپا معایب و مزایایی داره هرکدوم توی جای خودش قابل بحث ، قابل نقد و جاهایی هم قابل تحسین و تمجیده از مزایایی که داره اینه که ساعت کاری کاملا شناور هستش و من تاحالا بابت دیر اومدن یا زود رفتن و تکمیل نشدن تایم کاری بازخواست یا سرزنش نشدم و همچنین تایم کاری به صورت هفتگی بررسی میشه و این خوبی رو داره که شما میتونی یک روز ساعت کمتری کار کنی و توی یه روز دیگه تو هفته جبرانش کنی مزیت دیگه ای که داره اینه که خیلی سعی میکنن اجایل باشن و تا جایی که امکانش هست سعی میکنن بست پرکتیس های این کار رو رعایت کنند به خاطر همین تمام جلسات اسکرام و ایونت های اسکرام اجرا میشه و روی آپدیت کردن زود به زود برد تاکید زیادی میشه ، البته نواقص و ایرادات همیشه هست که توی جلسات رترو مطرح میشه و بعضی هاش اصلاح میشه و بعضی دیگه کماکان به قوت خودش پابرجاست محیط کاری اینجا یک محیط کاری نسبتا آزاد و صمیمیه و کار کردن توی این محیط حداقل به من حس خوبی می ده تیم های مختلفی اینجا هست و هرکدوم استک و تکنولوژی های خودشون رو دارند و از این بابت کارکردن به لحاظ تکنولوژی و رضایت از بروز بودن و رعایت بست پرکتیس های تکنولوژی کاملا توی تیم های مختلف متفاوته و با توجه به این موضوع ممکنه شخصی توی یک تیم راضی یا ناراضی باشه ولی توی تیمی که من کار میکنم تقریبا همه چیز بروز هستش شرکت خیلی سعی داره با برگزاری ایونت ها مثل بازی های جمعی(مافیا و پانتومیم و جام فوتبال دستی و جلسات شعر خوانی و ایونت های پایان سال ...)و هدایای مناسبتی مثل هدیه روز مرد و روز تولد (هرچند کم) حال و هوای نیروی انسانی رو خوب نگهداره و تیم منابع انسانی برای این مورد واقعا عملکردش راضی کننده ست نهار و صبحانه و میان وعده و میوه اینجا رایگانه و اکر کل یک ماه رو غذا رزرو نکنی هزینه غذا برات واریز میشه به علاوه هزینه کیف پول اسنپ تا این لحظه روزی 150 تومن برای هر نفر شارژ میشه و میتونی اگر مبدا یا مقصدت شرکت باشه ازش استفاده کنی بابت هزینه بیمه تکمیلی هم چیزی از حقوق کم نمیشه و کل هزینه رو شرکت پرداخت میکنه و حقوقی که باهات می بندند به صورت خالص هست و چیزی ازش کسر نمیشه و کسورات مثل بیمه و مالیات و ... رو خود شرکت پرداخت میکنه اینها تقریبا مزایایی هستند که میشه روش حساب کرد و یه سری مزایای دیگه هم داره که قطعی و شفاف نمیشه روش حساب کرد مثل بیمه عمر ، سرمایه گزاری آتیه و ... که هنوز یه خورده برای بچه ها ابهام داره اگر بخوام از معایبش بگم اینه که شرکت ابتدای سال 402 تصمیم گرفت همکاریش رو با یکسری از پرسنل قطع همکاری کنه که این قضیه پیامد های بدی روی پرسنل داشت البته تاجایی که من اطلاع دارم بابت این مورد تا دو ماه بعد از قطع همکاری حقوق و بیمه پا برجا بود و پرداخت می شد حقوق برای بعضی ها در دو نوبت پرداخت میشه که یه خورده اذیت کننده ست اضافه کاری اینجا تعریف نشده ست و بابت اضافه کاری مبلغی پرداخت نمیشه و تا این لحظه هم برنامه ی رسمی برای پرداخت کارانه و پرداخت های انگیزشی نداشتند یا اگر هم داشتند رسمی اعلام نکردند واین مورد هم توی جای خودش جای نقد داره محل شرکت هم جردن هستش وبرای رفت و آمد خیلی شلوغ و پر ترافیکه و یه خورده ایاب و ذهابش سخته معایب دیگه ای هم داره که بیشتر درون تیمی هست و نمی شه به همه تیم ها و کلا به شرکت بسطش داد و بیشتر ارتباطی و شخصیتی بین افراد تیمه به خاطر همین اینجا مطرح نمیکنم نمی دونم روزی که برای منم رفتن از اینجا تصمیم بشه همین نظرات رو خواهم داشت یا نه اما الان یک سال و چند ماهی میشه اینجا مشغولم و سعی کردم خیلی عادلانه و واقعی چیز هایی که هست رو بنویسم و فکر میکنم با توجه به تجربه کاری من توی این شرکت و شرکت های قبلی که کار کردم این شرکت جزو شرکت های رده بالا و مناسب برای کار محسوب بشه
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من تو این شرکت کار می کردم. اصلا جای خوبی نیست.
به نظرم اگر توقع دارید با احترام به شخصیت و روانی خودتون کار کنید، اینجا گزینه مناسبی نیست؛ فضای کار به صورت عجولانه و با فشار زیاد پیش میرفت و مدیر پروژهها حاضر نبودن هیچ رفتاری رو ندیدن، از طرف گروهی که به راحتی با افراد برخورد میکردن و حتی از مدیر عامل تعجب میکردن در رفتاری که به چشم میخورد، به کار میافتاد. تجربهی خیلی ناخوشایندی بود؛ هر چند که گفته میشد کار شما عقب است و اضافهکاری هم ارائه نمیشد، امنیت شغلی هم به حدی نبود که بشه راجع بهش حرف زد.
در این محیط کاری معمولا سلامت روانی و شخصیت افراد اهمیت زیادی دارد؛ اگر برایتان مهم است از همان آغاز مراقب باشید تا وارد فضایی ناسالم نشوید. کار زیادی انجام میشود اما معمولا اضافهکاری جزیی نیست و در عین حال فضا پر از فشار، بیانصافیت و طلبکاری است. مدیران اینجا اغلب تجربههای سنگین ندارند و بیشتر به عنوان تیم پشتیبانی ساده عمل میکنند، اما برای ماندن در شرکت گاهی به رفتارهای غیر حرفهای روی میآورند تا جلو بمانند. پروژهها هم غالبا از بین میرود و کارها به شکل مناسبی سازماندهی نمیشود. امیدوارم هیچکس در این محیط به دردسر نیفتد و به سلامت باقی بماند.
در برخورد با گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما، احساس کردم فضایی پر از روابط خانوادگی و دوستانه بر کار حرفهای ارجحیت دارد. مدیرعامل شرکت پردازش برای هر پست مدیریتی یکی از نزدیکانش را گماشت و این سلسله تا جایی پیش رفت که همکار پیشین او در تدبیر، همسرش را به عنوان قائممام مقام مدیرعامل در شرکت پردازش آورد و به این شکل تکرارهای خانوادگی در سطوح مختلف دیده شد. بعد از آن، مدیرعامل پردازش فردی را که همسرش را به عنوان مدیر سبد میگماشت و شوهر خواهرش را به عنوان مدیر سبد شرکت به کار میگرفت، وارد مجموعه کرد. همچنین یکی از اعضای سابق تدبیر را به تیم بازاریابی برد تا برای کار ادیت ویدیو فعالیت کند، در حالی که خودش به عنوان مدیرعامل باقی ماند و مدتی بعد دوباره به همان شرکت برگشت. خواهرزادهای با سن و تجربه کم به مدیر مشتقه کارگزاری تبدیل شد و این روند از سوی همان مدیرعامل پردازش ادامه یافت، تا جایی که یکی دیگر از اعضای باندش وارد سیآرام شد و با حضور یک دختر جذاب به عنوان وردست، کار را آغاز کرد. این فرد در سیآرام نتایج منفی به همراه داشت و در نهایت بدون تجربه کافی به پردازش منتقل شد و به عنوان مدیر تیم در یک شرکت برنامهنویسی ادامه کار داد. روایتها درباره جایگاهها و تخصصها به گونهای است که برخی افراد به دلیل رابطههای خانوادگی یا ارتباطات فامیلی به پستهای حساس گماشته شدند، تا آنجا که دیدم برخی از مدیران تیمهای مختلف به دلیل روابط خانوادگی یا آشناییهای شخصی با افراد نامناسب در پستهای کلیدی قرار میگیرند. به طور نمونه، در گروههای سوشال و بازاریابی، حضور افراد با روابط خانوادگی و آشناییهای شخصی به چشم میخورد. در نتیجه، شرکت بهطور کلی بر پایه روابط و آشناییها پایهگذاری شده است. درباره حقوق اگر از خودشان بمانم، با منطق چسبیدن به مجموعه، شرایطی برای برداشت وجود دارد؛ در غیر این صورت کار چندان جذاب نیست و حقوق کم است. در خصوص مزایا هم صندوق بازنشستگی در نظر گرفته شده بود که بعد از سه سال آزاد میشود، اما از رقم مدت سه سال، حدود ۶/۷ ماه گذشته و خبری نیست. این مبلغ از حقوق کسر شده، اما هنوز پرداخت نشده است. در زمینه یادگیری و توسعه فردی، به نظر میرسد مدیران نیازمند یادگیری اصول پایه کار باشند. مدیرعامل پردازش که به نظر میرسد شرکت کوچکی باشد، دانش کافی ندارد. مدیر بازاریابی هم واقعا نمیداند بازاریابی چیست؛ تنها در پروژههای تبلیغات و نمایشگاهها دلالی میکند. برای یک تیزر سی ثانیهای مبلغی باشکوه مانند یک میلیارد و واریان پرداخت شده است که به نظر میرسد اغراقآمیز است و به هیچکس پاسخ دهد که آیا این مقدار ارزش دارد یا نه. مدیر منابع انسانی هم به وضوح میگوید که تخصصی ندارد، و بازار کار را با حضور چند نفر از باند خودش پر کرده است. درباره رزومه هم میگویم که نمیشود به آنها اعتماد کرد مگر اینکه به همین روال موجود پایبند باشید. در زمینه محصول هم کارهایی انجام شده، اما تا زمانی که همان مدیرعامل پردازش حضور دارد، به نظر میرسد شرکت به هیچ درجهای از موفقیت نمیرسد. زیرا او نه پروداکت را میشناسد، نه کدنویسی بلد است؛ سابقه کارش عمدتا با نهادهای حاکمیتی بوده و این گروه به قالبی تبدیل شده که با وجود حضور افراد مرتبط، به دستاورد مشخصی نمیرسد. نیروهای خدماتی مجموعه را نیروهای قابل اتکای واقعی تشکیل میدهند و عملکردشان نسبتا خوب است. با این
دوستان به شکل واضحی فهمیدم که در دورهای تجربهای ناخوشایند از محیط کار داشتم. در آن زمان مدیر مسئول انتقادهای بیاساس و ناسزاهای غیرمنصفانه به من و همکاران را آغاز میکرد و این رفتارها فضای کار را به شدت نامساعد میکرد. با وجود اینکه در مجموعهای با تخصصهای نرمافزاری کار میکردیم، گاهی با جملات تهدیدآمیز و جوکهای ناخوشایند روبهرو میشدم که باعث میشد افراد بیاحترامی به همدیگر ابراز کنند. به جای اینکه به کسانی که تجربه و دانش کافی ندارند گوشزد شود که زبان به نصیحت باز کنند، بهتر است هر کس در زمینهی مربوط به خودش تمرکز کند و از اظهار فضلهای بیمورد خودداری کند. در چنین محیطی که اکثر اعضاء دارای مدرک مهندسی نرمافزار یا بالاتر بودند، نیاز بود به جای تشدید ناهماهنگیها، با احترام به تجربههای مختلف تعامل شود. همچنین از نظر آموزشی، تشویق به ادامهی تحصیل و یادگیری مداوم در حوزههای مرتبط با کار اهمیت داشت تا سطح کیفی کار بالا برود و همگان بتوانند با هم هماهنگتر عمل کنند. در نهایت احساس میکردم رفتارهای غیرحرفهای و بیشخصیتی برخی افراد نسبت به همکاران واقعی و همسو با هدفهای تیمی، به کار گروهی لطمه میزند.
شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را تجربه کردم و نکاتی که دیدم را با توجه به واقعیتها بازگو میکنم. در اکثر بخشهای گروه مالی کاریزما، کسانی که تصمیمگیری را بر عهده دارند، دارای سطح سواد و دانشی مناسب نیستند و کسانی که دانش و تجربه دارند، فرصت تصمیمگیری پیدا نمیکنند. ظاهر بیرونی شرکت بسیار جذاب است و در مصاحبهها مدیرانی که سوالات را میپرسند، به شکلی تصویرسازی میکنند که آدم دوست دارد در آنجا کار کند، اما یک ماه اول کار هم نگذشته، اختلافها و واقعیتها روشن میشود و متوجه میشوم که فضایی سرشار از بینظمی و بیاخلاقی وجود دارد. مدیران عامل بیشتر نقش دلالی دارند تا مدیریت شرکت و وقتشان را صرف جستوجوی مشتری میکنند و برای به دست آوردن مشتری هر کار غیر حرفهای و غیر اخلاقی انجام میدهند. اگر کار خود را به خوبی بلد باشید، احتمالا با مدیر مستقیم خود به مشکل خواهید خورد، چون اغلب مدیران میانی تنها به سخنوریهای پوچ و چاپلوسی مدیرعامل بسنده میکنند و با این هنر، حقوقهای بالایی میگیرند، اما در زمینه کاریشان کوچکترین دانشی ندارند. اما مدیر منابع انسانی هم تصویری را نشان میدهد که برایش منابع انسانی شرکت مهم نیست. تنها شرکت سبدگردان کاریزما تا حدی قابل دفاع است، زیرا مدیرعاملش تا حدی به مدیریت شرکت فکر میکند و انصافا فرد باسوادی است. اگر دنبال کار بدون حاشیه هستید، به هیچ وجه به کاریزما فکر نکنید؛ اما اگر به حاشیه و هیاهو علاقه دارید و میخواهید بدون تمرکز روی کار بمانید، کاریزما میتواند گزینهی مناسبی باشد.