وویکی‌تجربهجستجو
گروه فناوری مبتکر
تجربه کاری۱۲ مرداد ۱۳۹۹ · شهریور ۱۳۹۸ تا شهریور ۱۳۹۹

برنامه نویس اندروید

تجربه کاری برنامه نویس اندروید در گروه فناوری مبتکر

امتیاز ۱.۰ از ۵ (شهریور ۱۳۹۸ تا شهریور ۱۳۹۹).

۱.۰· برنامه نویس اندروید

مدت زمانی که با این شرکت کار می‌کردم، به نظر می‌رسید همه‌چیز به‌هم ریخته باشد و وعده‌های مدیران تا حد زیادی با واقعیت فاصله داشت. از قولی که در جلسات می‌زدند، انتظار می‌رفت پروژه‌ها به شکل منظم پیش برود، اما برخوردها و سیاست‌های داخلی تناسبی با این وعده‌ها نداشت. یکی از نکات منفی برای من کمبود شفافیت در برنامه‌ها و تعهدهای آن‌ها بود؛ اغلب تصمیم‌ها بدون اطلاع‌رسانی کافی اتخاذ می‌شد و نتیجه‌ای نگران‌کننده برای تیم ایجاد می‌کرد. در کنار این‌ها، پذیرش و افشا نکردن مشکلات داخلی نور روشن‌تری به بیرون نمی‌داد و این موضوع باعث ناامیدی تیم می‌شد. با وجود همه این مسائل، تا حدی به تجربه توسعه‌دهی اندروید پرداختم و سعی کردم نکات فنی را حفظ کنم، هرچند شرایط محیطی و مدیریتی کار را سخت می‌کرد. در نهایت احساس کردم نیاز دارم فضایی با گیرایی و ثبات بیشتر پیدا کنم تا بتوانم به صورت مؤثرتری روی پروژه‌ها کار کنم.

نقاط قوت

تیم جوان و با انگیزه

نقاط ضعف

مدیریت بی ثبات
عدم امنیت شغلی
پایه حقوق کم
مدیریت ضعیف
بد قول
کنترل برنامه نویس ها با دوربین
جلسات کاری بیش از اندازه

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

گروه فناوری مبتکر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تخصص مخفی
۲.۰
تخصص مخفی

مدیران گروه فناوری مبتکر هیچ تخصصی در مدیریت ندارند و بار تمام مشکلاتی که از نبود این تخصص ناشی می‌شود را فقط به دوش توسعه‌دهنده‌ها می‌گذارند. منابع انسانی و تیم محتوا و سایر واحدها هم هیچ تقصیری ندارند و تنها کسانی که کد می‌زنند مقصر دانسته می‌شوند. آنها با روشی ساده و دستمال‌به‌دستی برای مدیریت کارمندان برخورد می‌کنند و به نظرشان این رویکرد، بهینه است. در این شرکت همه خانواده‌اند و بهترین تجربه را تا آخر قضیه دنبال می‌کنند.

گروه فناوری مبتکر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۱.۰
برنامه نویس

وقتی به تیم فنی گروه فناوری مبتکر ملحق شدم، با تیمی یکپارچه و همدل روبه‌رو شدم که همواره به یکدیگر کمک می‌کردند و پیشرفت قابل توجهی داشتیم. اما از طرف مدیریت، اوضاع خیلی بی‌ثبات و پرتنش بود: فضایی ملتهب و منفی در شرکت ایجاد شده بود. وعده‌های بی‌پایه‌ای که داده می‌شدند، انگیزه را از تیم می‌گرفت و اعتماد را کاهش می‌داد. اگر کاری را در زمان مقرر انجام می‌دادم یا به موقع حضور داشتم، کار به مشکل می‌خورد و به من منتقل می‌شد که انگار از زیر کار در می‌روم. تاخیرها به‌طور مکرر سه برابر می‌شد و فشار کاری به شدت بالا بود. قراردادها را به خودشان نگه می‌داشتند و تحویل نمی‌دادند. کل سیستم‌ها پیوسته تحت نظارت دقیق بودند و جوی شدید از کنترل وجود داشت. نقطه‌ی روشن و امیدبخش ما در آن فضا همواره تیم و کارکنان شرکت بودند که با وجود تمام مشکلات، تحمل می‌کردند. اما واقعا به‌نظر می‌رسید این محیط برای ادامه‌ی کار مناسب نیست و بسیاری از همکاران بالاجبار از شرکت جدا شدند.