وویکی‌تجربهجستجو
گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان
تجربه کاری۲۸ خرداد ۱۳۹۹ · تیر ۱۳۹۸ تا تیر ۱۳۹۹

تخصص مخفی

تجربه کاری تخصص مخفی در گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان

امتیاز ۲.۰ از ۵ (تیر ۱۳۹۸ تا تیر ۱۳۹۹).

۲.۰· تخصص مخفی

من با این شرکت تجربه کار کردم و به اشتراک می‌گذارم که با وضعیتی روبه‌رو شدم که هیچ هدف واضحی در کار نمی‌دیدم؛ ارتباطات خانوادگی و دوستانه به جای شایستگی و کارسنجی رشدیافته بود و این باعث می‌شد جو کارها بیشتر با احساسات و روابط شخصی گره بخورد تا قابلیت‌ها و تلاش‌ها. در آغاز کار، راهم می‌گذاشتند که مبلغی به عنوان سفته بپردازم و این مبلغ به مبلغی بالا می‌رسید، حدود چهل میلیون تومان. همچنین قرار بود حقوقی که توافق می‌کردیم، تا بیست و نه‌درصد کمتر از آن مقدار پرداخت شود و قول می‌دادند مابه‌التفاوت را بعدا بدهند، اما این وعده صرفا وعده‌ای بی‌دستاورد بود و واقعیتا عملی نمی‌شد. اضافه‌کاری را خیلی به من تحمیل می‌کردند و همواره از من می‌خواستند بیشتر بمانم بدون اینکه حقوق اضافی یا مزایای مشخصی برای این ساعات بیشتر بدهند. بخش عمده کارها به صورت بیهوده و با فشار سنگین انجام می‌شد و برخی از همکاران اصلا مشغول کار نبودند، اما فشار برای فعالیت از من و دیگران بود. حقوق به شکل نامنظم پرداخت می‌شد و گاهی برای ماه‌ها عقب می‌افتاد؛ بهانه‌شان این بود که منابع نداریم یا پول نیست، که به راحتی بیان می‌کردند نداریم و توضیح بیشتری ارائه نمی‌شد.

نقاط قوت

بیمه تکمیلی
زمان کاری شناور
بیمه

نقاط ضعف

مدیریت بی ثبات
حقوق ناکافی
عدم امنیت شغلی
مدیریت ضعیف
بی نظمی کاری
بد قول
ساعت کاری بالا
جلسات بی نتیجه
عدم پرداخت به موقع حقوق

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲.۰
مدیریت
۲.۰
حقوق و مزایا
۲.۰
تعادل کار-زندگی
۲.۰
فرصت رشد
۲.۰
توصیه به دیگران
۲.۰

تجربه‌های مشابه

گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۵.۰

به خاطر امریه بودنم از خدمت سربازی ناراضی نیستم اما انتظار رفتاری با من داشتند که گاهی اذیتم می‌کرد. در پادگان با بحث‌های غیرضروری و حرف‌های بی‌ربط روبه‌رو می‌شدم که باعث می‌شد از وضعیت کار هم بی‌اعتماد شوم. اوضاع برخی همکاران هم به من فشار می‌آورد و پیام‌هایی با نقدهای بی‌جا درباره حقوق و شرایط امریه منتشر می‌شد که من را بیشتر خسته می‌کرد. در این وضعیت، سوالاتی از این دست که چرا باید بمانم یا چرا اوضاع این‌گونه است، ذهنم را مشغول می‌کرد. با وجود همه اینها، من سعی می‌کردم آرامش خود را حفظ کنم و قدری شکرگذاری نسبت به کار و شرایط روزمره‌ام داشته باشم تا بتوانم دوره خدمت را با همدلی و استمرار پشت سر بگذارم.

گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مالی و حسابداری
۵.۰
مالی و حسابداری

دو هفته پیش برای مصاحبه نیروی مالی و حسابداری رفتم و برخورد گروه مقابل نسبتا محترمانه بود. شرکت فقط یک دفتر دارد و کارها نسبتا سبک است با وجود وجود حسابرسی سالانه. موقعیت مکانی شرکت با مترو حدود ده دقیقه پیاده‌روی دارد که برای من شاید سخت باشد. خوشبختانه تصمیم ندارم درباره‌ی آینده چیزی بگویم و فعلا در انتظار نتیجه‌ مصاحبه هستم تا بدانم آیا می‌توانم مسافت را پیاده طی کنم یا خیر.

گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

برای مصاحبه کارشناس سئو رفتم و هر چه جلو رفت話 راجع به مدیر مارکتینگ و سئو بود و از صحبت‌های او مشخص بود که هیچ‌کدام از اصول سئو را نمی‌دانستند، من نسبت به آن خانم دانشم بیشتر داشتم. شرکت چندان جالب به نظر نمی‌رسید چون به نظر می‌آمد از صفر باید آغاز کرد و هیچ‌کس واقعا روی سئویشان کار نکرده بود و همواره انتظار می‌رفت که همه کارها به یک نفر محول شود، در حالی که به‌نظر می‌رسید تیمی برای تولید محتوا و سایر فعالیت‌ها وجود ندارد. همچنین تأکید زیادی بر امریه داشتند، به این صورت که شرکت می‌خواست نیروهای امریه استخدام کند تا هزینه کمتری پرداخت کند و از آنها کار بکشد. من تصمیم گرفتم امریه را برای این شرکت کنار بگذارم، زیرا مشخص بود که احتمالا با وعده‌های سطحی می‌خواهند از من استفاده کنند.

گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۵.۰

برای من هم همیشه این حس وجود داره که این سایت بیشتر از همه تجربه‌های اخراجی‌ها رو جمع‌آوری می‌کنه، چون اغلب کسانی که ثبت می‌کنن یا وضعیت خودشونو ترک کردن یا از کار بیرون رفتن. به نظر می‌رسه افراد فعلا مشغول کار نیستن یا از آینده‌ای که داشتن راضی نیستن، وگرنه چرا باید اینجا ثبت کنن؟ خلاصه اینکه به نظر می‌رسه بیشتر تجربه‌های مربوط به خروج از شرکت‌ها توی این سایت جمع‌آوری می‌شه.

گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

در شرکت گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان همچنان به کارم ادامه دارد و توضیحاتی که می‌دهم را با دید شخصی و تجربه‌ام از محیط کار می‌نویسم. حقوقی که دریافت می‌کنم نسبت به شرکت‌های دیگر پایین‌تر است و معمولا با تأخیر و بدون مزایا و با منت و فشار واریز می‌شود. این وضعیت باعث شده از همان ابتدا انتظار برخورد ناعادلانه یا سختگیری زیاد را احساس کنم. سال‌های گذشته بدون سود خاصی این شرکت فعال نگه داشته شده و مدیرعامل با کاهش حقوق به حفظ پایداری شرکت کمک می‌کند؛ در واقع با این رویکرد شرکت را به مسیر خودش نگه داشته است. با وجود اینکه چند سالی است باید تعطیل می‌شد، به خاطر همین شرایط فعلا فعال است. نحوه حضور در محل کار هم مثل برخی سازمان‌های دولتی دقیق و سختگیرانه است؛ ورود و خروج به‌دقت مشخص است و اضافه‌کار به‌طور معمول در نظر گرفته نمی‌شود — هرچند احتمالا مدیران بالادستی از این مزیت برخوردارند و زودتر می‌آیند و دیرتر می‌روند، چون بالادستی‌ها در بین شرکت‌های متعدد پراکنده‌اند. در شرکت به نوعی جو تخریب‌آمیز وجود دارد که توسط یکی از همکاران داخلی (به نام م.ل) شدت زیادی پیدا کرده است. علی‌رغم اینکه عنوان شغلی مشخصی ندارد، به نوعی مانند یک مافیا رفتار می‌کند و سعی می‌کند کنترل همه‌چیز را به‌دست بگیرد؛ اما واقعا در هیچ بازی یا موقعیتی چنین رفتاری را تحمل نمی‌کنم و به‌خاطر همین عدم تعادل، کارها به‌راحتی پیش نمی‌رود.

گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر PMO
۵.۰
مدیر PMO

به‌عنوان تجربه‌ای شخصی از زمان کارم در گسترش سامانه‌های هوشمند آسمان، می‌خواهم با تبیین روشن و رک‌زبان توضیح بدهم که چه اتفاقاتی برایم افتاد و چه نکته‌هایی توصیه می‌شود. در موقعیت مدیریتی PMO بودم و به عنوان زنجیره‌ای از ارتباطات میان شرکت و تیم‌های مختلف، متوجه شدم که یکی از همکاران قدیمی‌مان که به تازگی از شرکت آرمان اخراج شده یا از آن جدا شده، در ارتباط با افراد مرتبط با شرکت سابق نظری داده است. اشاره‌ای به این نکته شد که این فرد در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۶ درباره افرادی که به نحوی با شرکت در ارتباط بودن، نظری ندارد و از بیان چیزی پرهیز کرده. اما نکته اصلی برای کارفرمایان و شرکت‌هایی که به دنبال جذب نیرو هستند این است که قبل از هر اقدامی درباره این فرد، سلامت روانی او بررسی شود. گفته می‌شود که او به بیماری آپوتمنوفیلیا مبتلاست، که نشانه‌هایش شامل پلک زدن‌های مکرر و بی‌وقفه، پرش‌های بدنی و در نهایت احتمال حمله به اطرافیان و آسیب رساندن به آنان است. این تجربه تلخ، برای من و بسیاری دیگر از همکارانم، هشدار انسانی بود و وظیفه‌ام دانستم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم تا از وقوع رخدادهای مشابه جلوگیری شود.