وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۱ تجربه منتشرشده · صفحه ۱ از ۱
دارو بهداشت آسیا
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت · اصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۹ مرداد ۱۴۰۳
۱.۰

دوستانه می‌خواهم تجربه‌ام از کار در دارو بهداشت آسیا را مرور کنم تا شاید برای دیگران مفید باشد. مدیر داخلی شرکت هیچ تسلطی به دانش مدیریت واقعی نداشت و حقوق ماهانه به صورت نامنظم پرداخت می‌شد؛ گاهی تا دو سه روز مانده به موعد پرداخت، ناپدید می‌شد و مشخص نبود چه می‌گذرد. ایفای نقش حسابداری در پرداخت حقوق کارکنان فقط به اندازه‌ای بود که حقوق را به شکل فرمول‌های ناشناخته برای منشی بدهد تا مطابق میل مدیر محاسبه شود. مزایا و مبلغ‌های پرداخت برای ناهار و موارد مشابه هم به‌نوعی بی‌توجه مانده بود و از شدت بی‌اهمیتی سنگین‌تر به نظر می‌رسید. تیم انبار بسیار کم بود و با وجود حجم کار سنگین، فشار می‌آمد تا کارمندان فعلی را نگه دارند و جایی برای استخدام نفر جدید نمی‌دیدند. از کارکنان سفته می‌گرفتند و اجازه نمی‌دادند هیچ چیزی غیر از اثر انگشت و امضا در سفته ثبت شود. کولر ماشین‌های توزیع به منظور کاهش استهلاک و مصرف سوخت قطع می‌شد که تابستان‌ها فشار زیادی را بر نیروهای توزیع که سفرهای کاری زیادی داشتند وارد می‌کرد. در یک مورد نادر، برای پرداخت حقوق، برخی از افراد را به صورت نوبتی به یک هفته مرخصی اجباری فرستادند. رویداد دیگری نیز دیده شد که بنا بر مشاهدات عینی، برخی افراد برای تعدادی از همکاران که با آنان مشکلی داشتند و شرکت را ترک کرده بودند، نامه عدم جذب صادر می‌شد. خلاصه اینکه تیمی که این مجموعه داشت، به اندازه کافی در یکجا جمع بود و امیدوارم هیچ کس تجربه مشابهی را تجربه نکند.

دارو بهداشت آسیا
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت · اصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۹ مرداد ۱۴۰۳
۱.۰

دوستانه می‌خواهم تجربه‌ام از کار در دارو بهداشت آسیا را مرور کنم تا شاید برای دیگران مفید باشد. مدیر داخلی شرکت هیچ تسلطی به دانش مدیریت واقعی نداشت و حقوق ماهانه به صورت نامنظم پرداخت می‌شد؛ گاهی تا دو سه روز مانده به موعد پرداخت، ناپدید می‌شد و مشخص نبود چه می‌گذرد. ایفای نقش حسابداری در پرداخت حقوق کارکنان فقط به اندازه‌ای بود که حقوق را به شکل فرمول‌های ناشناخته برای منشی بدهد تا مطابق میل مدیر محاسبه شود. مزایا و مبلغ‌های پرداخت برای ناهار و موارد مشابه هم به‌نوعی بی‌توجه مانده بود و از شدت بی‌اهمیتی سنگین‌تر به نظر می‌رسید. تیم انبار بسیار کم بود و با وجود حجم کار سنگین، فشار می‌آمد تا کارمندان فعلی را نگه دارند و جایی برای استخدام نفر جدید نمی‌دیدند. از کارکنان سفته می‌گرفتند و اجازه نمی‌دادند هیچ چیزی غیر از اثر انگشت و امضا در سفته ثبت شود. کولر ماشین‌های توزیع به منظور کاهش استهلاک و مصرف سوخت قطع می‌شد که تابستان‌ها فشار زیادی را بر نیروهای توزیع که سفرهای کاری زیادی داشتند وارد می‌کرد. در یک مورد نادر، برای پرداخت حقوق، برخی از افراد را به صورت نوبتی به یک هفته مرخصی اجباری فرستادند. رویداد دیگری نیز دیده شد که بنا بر مشاهدات عینی، برخی افراد برای تعدادی از همکاران که با آنان مشکلی داشتند و شرکت را ترک کرده بودند، نامه عدم جذب صادر می‌شد. خلاصه اینکه تیمی که این مجموعه داشت، به اندازه کافی در یکجا جمع بود و امیدوارم هیچ کس تجربه مشابهی را تجربه نکند.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.