به مدت حدود شش ماه به عنوان معلم پارهوقت توی فودی جاب کار میکنم تا وقت خالیام پر شود. تیم با تجربهای دوروبرم حضور داشت که آدمهای باکیفیت و کاربلدی بودند. با همهی این positives، یک مشکل هم وجود داشت: برخی از همکارها که سابقهشان نسبتاً بیشتر است — حتی اگر فقط یک ترم باشد — گاهی با رفتار نامناسبی برخورد میکردند. به جز همین نکتهی آزاردهنده، در این مدت چیز دیگری به چشم نمیخورد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به حضور تیم صنایع غذایی مدرن ایرانیان فردا با تجربهای از نقش برنامهنویس ارشد نگاه میکنم که مسیر رشد شغلیم رو میتونه گام بزرگ بعدی باشه، به شرطی که بتونم در محیطی با تیم بزرگ و نرمافزاری گسترده جلو برم. حقوق نسبتاً عادیه، نه خیلی بالا و نه خیلی پایین، با وجود اینکه که بازار کار رو روتین درمیبیند. ساعات کار شناور است، امکان دورکاری وجود دارد و از نظر مزایا هم بیمه تکمیلی، صندوق تعاونی و برخی فعالیتهای رفاهی ارائه میشود. برای توسعهدهندهها، برنامه پنج روزه در هفته با تقریبا نه ساعت کار روزانه وجود دارد. جو دوستانه و فرصتی برابر برای همه مهیا است و منابع انسانی نسبتاً کارکرد خوبی دارد. اما چالشها خیلی هم کم نیستند: فشار کاری بالا و حجم زیاد تیکتهای مشتریان، استفاده از نرمافزار قدیمی و نبودن برخی استانداردهای مطرح جهانی. مایکروسرویسها پیادهسازی نشدهاند، واحد تست و روش TDD اجرا نمیشود، هرچند IoC فراهم شده، و پروژهها در حال مهاجرت به نسخههای جدیدند که عقبافتادگی ایجاد کرده؛ این تأخیر باعث شده تا زیرساختهایی مثل TDD و یونیت تست و مایکروسرویسها به شکل کامل پیادهسازی نشود و تیم فنی عقب بماند. کار تیمی هم به اندازه کافی بهجا اجرا نمیشه و گاه هر تیم تلاش میکنه مسئولیتها رو از خود بیرون بیاره. وقتی از پردازش ابری صحبت میکنیم، اینجا تعریف رایج جهانی را شاید نتونه پوشش بده و بسیاری از فرایندها به شیوههای داخلی شرکت انجام میگن. نتیجه این وضعیت اینه که توسعهدهندهها بیشتر به بخش زیرساخت شرکت وابسته میشن و این زیرساخت هم با کمبود نیرو روبهروست و به چند نفر خاص وابسته است؛ وقتی اون افراد برن، مشکلات جدی ناشی میشه. نیروهای تازهوارد در زیرساخت هم غالباً تجربه کافی ندارند. مدیریت زیرساخت به طور کلی امتیاز پایینی میگیره، اما در سایر ابعاد مدیریت قابل قبول به نظر میرسه. یکی از نکات عجیب اینه که حقوقها محرمانهاند، اما منابع انسانی در نظرسنجی مربوط به برابری پرداختها سوال کرده؛ این چگونه منطقی میتونه باشه؟
مصاحبه اولیه بسیار ضعیف انجام میشه و پیشنهاد کاری به شما داده میشه، نه حقوقی معلوم میشه نه شرح وظایفت معلومه. اول اینکه بسیار روابط براساس آشنابازیه و سواد هیچی ملاکی برای استخدام نیست. بسیار عدم شفافیت در کار وجود داره و امنیت شغلی نداره و زود به زود افراد کار را ترک میکنن. اصلا توصیه نمیشه حتی یک ساعت وقت بگذارید واسه مصاحبه و اینکه فاصله اش از تهران بسیار زیاده و امکانات ضعیف. مدیریت ضعیف در کار مشهوده و راستگو و قابل اطمینان نیستند متاسفانه. توی این بازار کار که خیلی از شرکت ها تلاش برای بهبود خودشون انجام میدن؛ این شرکت و روسای آن از این وادی به دورند.
در طول مدت حضورم به عنوان مدیر میانی دیدم که اوضاع در واحد مدیریتی پر از چالش است. فهمیدم اکثر مشکلات از طرز برخورد و نگرش مدیرعامل سرچشمه میگیرد؛ او قبلا تجربهی مدیریت ندارد و سالها مسیر پست فعلی را با همراهی نزدیکانش طی کرده است که همواره از رفتارهایش تعریف میکنند و حقیقت اشتباهاتش را به او منتقل نمیکنند. چندین بار بازسازی و تغییرات ساختاری انجام دادند که تصور میکردند با این کار مشکل حل میشود، اما اصلیترین معضل همان مدیریت بود. نرخ خروج از سازمان بالا است و میانگین مدتزمان اقامت کمتر از شش ماه بوده است. از نظر پرداخت حقوق، شرکت منظم است و نسبت به سایر شرکتها وضعیت بهتری دارد، ولی مزایای جانبی عملا وجود ندارد. تیم جوانی داشتیم که نکتهی مثبتی بود. دسترسی به محل کار با مترو و اتوبوس مناسب است (اگرچه خارج از طرح). بروکراسی هم نسبتا کمتر است و اکثر فرآیندها با نرمافزار و ایمیل انجام میشود. در نهایت من هم خود مدیر میانی سازمان بودم.
این تجربه من از کار در پیتزا سیب ۳۶۰ است که با وجود نکات مثبت، همچنان برای شروع فعالیت مناسب به نظر میرسد. اولا تجربهی کاری اولیهام خوب بود و من باز هم پیشنهاد میکنم. برای دوستانی که دنبال جای نخست کار میگردند، اینجا گزینهای عالی است، هرچند اگر دنبال فرصتهای بیشتری باشند، بهتر است در جستجوeren باشند.
قصد داشتم تجربهای واقعی از کار در این شرکت را بازگو کنم که باعث شد روی آینده شغلیم حسابی تردید کنم. من با هلدینگ SYBT کار میکنم و برندی که بیشتر با آن سروکار دارم سیب ۳۶۰ و راسپر است که تا حالا جزو زیرمجموعههای این هلدینگ بودهاند. شرکت خیلی بیبرنامه و بیثبات است؛ در شش ماه اخیر سه مدیرعامل عوض شدهاند. به همین دلیل به هیچ عنوان برای بیش از شش ماه در این شرکت نباید امیدوار بود. امنیت شغلی صفر است چون تصمیمها دائما تغییر میکند. اصلیترین مشکل هم مالک یا مدیرعامل اصلی شرکت است که هیچ برنامهای برای نگهداشت نیروها یا شعبهها و یا توسعه آنها ندارد.
به مدت حدود شش ماه به عنوان معلم پارهوقت توی فودی جاب کار میکنم تا وقت خالیام پر شود. تیم با تجربهای دوروبرم حضور داشت که آدمهای باکیفیت و کاربلدی بودند. با همهی این positives، یک مشکل هم وجود داشت: برخی از همکارها که سابقهشان نسبتاً بیشتر است — حتی اگر فقط یک ترم باشد — گاهی با رفتار نامناسبی برخورد میکردند. به جز همین نکتهی آزاردهنده، در این مدت چیز دیگری به چشم نمیخورد.
به حضور تیم صنایع غذایی مدرن ایرانیان فردا با تجربهای از نقش برنامهنویس ارشد نگاه میکنم که مسیر رشد شغلیم رو میتونه گام بزرگ بعدی باشه، به شرطی که بتونم در محیطی با تیم بزرگ و نرمافزاری گسترده جلو برم. حقوق نسبتاً عادیه، نه خیلی بالا و نه خیلی پایین، با وجود اینکه که بازار کار رو روتین درمیبیند. ساعات کار شناور است، امکان دورکاری وجود دارد و از نظر مزایا هم بیمه تکمیلی، صندوق تعاونی و برخی فعالیتهای رفاهی ارائه میشود. برای توسعهدهندهها، برنامه پنج روزه در هفته با تقریبا نه ساعت کار روزانه وجود دارد. جو دوستانه و فرصتی برابر برای همه مهیا است و منابع انسانی نسبتاً کارکرد خوبی دارد. اما چالشها خیلی هم کم نیستند: فشار کاری بالا و حجم زیاد تیکتهای مشتریان، استفاده از نرمافزار قدیمی و نبودن برخی استانداردهای مطرح جهانی. مایکروسرویسها پیادهسازی نشدهاند، واحد تست و روش TDD اجرا نمیشود، هرچند IoC فراهم شده، و پروژهها در حال مهاجرت به نسخههای جدیدند که عقبافتادگی ایجاد کرده؛ این تأخیر باعث شده تا زیرساختهایی مثل TDD و یونیت تست و مایکروسرویسها به شکل کامل پیادهسازی نشود و تیم فنی عقب بماند. کار تیمی هم به اندازه کافی بهجا اجرا نمیشه و گاه هر تیم تلاش میکنه مسئولیتها رو از خود بیرون بیاره. وقتی از پردازش ابری صحبت میکنیم، اینجا تعریف رایج جهانی را شاید نتونه پوشش بده و بسیاری از فرایندها به شیوههای داخلی شرکت انجام میگن. نتیجه این وضعیت اینه که توسعهدهندهها بیشتر به بخش زیرساخت شرکت وابسته میشن و این زیرساخت هم با کمبود نیرو روبهروست و به چند نفر خاص وابسته است؛ وقتی اون افراد برن، مشکلات جدی ناشی میشه. نیروهای تازهوارد در زیرساخت هم غالباً تجربه کافی ندارند. مدیریت زیرساخت به طور کلی امتیاز پایینی میگیره، اما در سایر ابعاد مدیریت قابل قبول به نظر میرسه. یکی از نکات عجیب اینه که حقوقها محرمانهاند، اما منابع انسانی در نظرسنجی مربوط به برابری پرداختها سوال کرده؛ این چگونه منطقی میتونه باشه؟
مصاحبه اولیه بسیار ضعیف انجام میشه و پیشنهاد کاری به شما داده میشه، نه حقوقی معلوم میشه نه شرح وظایفت معلومه. اول اینکه بسیار روابط براساس آشنابازیه و سواد هیچی ملاکی برای استخدام نیست. بسیار عدم شفافیت در کار وجود داره و امنیت شغلی نداره و زود به زود افراد کار را ترک میکنن. اصلا توصیه نمیشه حتی یک ساعت وقت بگذارید واسه مصاحبه و اینکه فاصله اش از تهران بسیار زیاده و امکانات ضعیف. مدیریت ضعیف در کار مشهوده و راستگو و قابل اطمینان نیستند متاسفانه. توی این بازار کار که خیلی از شرکت ها تلاش برای بهبود خودشون انجام میدن؛ این شرکت و روسای آن از این وادی به دورند.
در طول مدت حضورم به عنوان مدیر میانی دیدم که اوضاع در واحد مدیریتی پر از چالش است. فهمیدم اکثر مشکلات از طرز برخورد و نگرش مدیرعامل سرچشمه میگیرد؛ او قبلا تجربهی مدیریت ندارد و سالها مسیر پست فعلی را با همراهی نزدیکانش طی کرده است که همواره از رفتارهایش تعریف میکنند و حقیقت اشتباهاتش را به او منتقل نمیکنند. چندین بار بازسازی و تغییرات ساختاری انجام دادند که تصور میکردند با این کار مشکل حل میشود، اما اصلیترین معضل همان مدیریت بود. نرخ خروج از سازمان بالا است و میانگین مدتزمان اقامت کمتر از شش ماه بوده است. از نظر پرداخت حقوق، شرکت منظم است و نسبت به سایر شرکتها وضعیت بهتری دارد، ولی مزایای جانبی عملا وجود ندارد. تیم جوانی داشتیم که نکتهی مثبتی بود. دسترسی به محل کار با مترو و اتوبوس مناسب است (اگرچه خارج از طرح). بروکراسی هم نسبتا کمتر است و اکثر فرآیندها با نرمافزار و ایمیل انجام میشود. در نهایت من هم خود مدیر میانی سازمان بودم.
این تجربه من از کار در پیتزا سیب ۳۶۰ است که با وجود نکات مثبت، همچنان برای شروع فعالیت مناسب به نظر میرسد. اولا تجربهی کاری اولیهام خوب بود و من باز هم پیشنهاد میکنم. برای دوستانی که دنبال جای نخست کار میگردند، اینجا گزینهای عالی است، هرچند اگر دنبال فرصتهای بیشتری باشند، بهتر است در جستجوeren باشند.
قصد داشتم تجربهای واقعی از کار در این شرکت را بازگو کنم که باعث شد روی آینده شغلیم حسابی تردید کنم. من با هلدینگ SYBT کار میکنم و برندی که بیشتر با آن سروکار دارم سیب ۳۶۰ و راسپر است که تا حالا جزو زیرمجموعههای این هلدینگ بودهاند. شرکت خیلی بیبرنامه و بیثبات است؛ در شش ماه اخیر سه مدیرعامل عوض شدهاند. به همین دلیل به هیچ عنوان برای بیش از شش ماه در این شرکت نباید امیدوار بود. امنیت شغلی صفر است چون تصمیمها دائما تغییر میکند. اصلیترین مشکل هم مالک یا مدیرعامل اصلی شرکت است که هیچ برنامهای برای نگهداشت نیروها یا شعبهها و یا توسعه آنها ندارد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.