با اولین برخورد، مسئول گرافیک با تأخیری طولانی وارد شدند و اتاق جلسه هم بهطور کامل آماده نبود؛ ما مدتها در محیط منتظر ماندیم تا اتاق خالی شود و جلسه آغاز گردد. سوالاتی که مطرح شد سطحی بود و از من پرسیدند آیا میتوانم از فردا کار را آغاز کنم یا نه، که این نکته عجیبی بود چون بدون صحبت با مدیر منابع انسانی و مدیریت شرکت، هنوز میدیدند که احتمال جذب من وجود دارد. در ابتدا گفتم بله، اما وقتی با مدیر منابع انسانی درباره شرایط قرارداد صحبت کردم، پشیمان شدم. بحثها حول سفتهها، عدم ارائه نسخه قرارداد و احتمال کسری حقوق حتی به اندازه یک دقیقه تاخیر بود. به هیچ وجه فرایند جذب را بهطور واضح توضیح ندادند و اینکه مسئول واحد گرافیک چنین عجلهای برای استخدام داشت برایم جای سؤال باقی گذاشت؛ به نظر میرسید قصد داشتند نخستین فردی که شرایط قراردادی را میپذیرد، استخدام کنند تا خلاء نیرویی خود را پر کنند. ایدهای که آنها درباره نمونهکارها و رزومه داشتند کاملا واضح بود و تأکید زیادی روی آن میکردند. همچنین به نظر میرسید که برای استخدام سفتهای نیز دریافت میشود و با وجود تأکید مدیر منابع انسانی بر خیالتان راحت است، رسیدی رسمی یا قید کتبی در قرارداد وجود ندارد که برای من دلهرهآور بود. آنچه بیش از همه برایم مشخص شد این بود که اولویت آنها رعایت دقیق زمانبندی حضور نیست و احتمالا کارهای شخصی را در ساعات کاری انجام میدادند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، شامل عدم تاخیر در آغاز کار صبح و پرهیز از انجام کارهای شخصی در ساعات حضور بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت تدبیر گستران بهینه ساز را تجربه کردم و اولین چیزی که از بحث منابع انسانی شنیدم درباره شرکت، کارهایی که انجام میدهند و برنامههای آتی بود؛ توضیحاتی که درباره امکانات شرکت و نحوه قرارداد مطرح شد، به نظر من اغراقآمیز بود و با آن چه تا به حال شنیده بودم تفاوت داشت. سپس مصاحبه فنیای داشتم که دو نفر درگیر بودند؛ یکی سکوت کرده بود و دیگری سوالات را میپرسید. آنها درباره مشخصات فنی پروژهها، ابزارها و فریمورکهای استفادهشده توضیح دادند. سوالات نسبتا ساده بود و نکته خاصی به چشم نمیخورد. مشکل اصلی پس از مصاحبه این بود که گفتند باید یک هفته بیایم و واقعا برای من ممکن نبود. بعدها وقتی شنیدم درآمد اصلی شرکت از سیستمهای ارزش افزوده یا همان VAS است، دیگر پیگیر ادامه مصاحبه نشدم، هرچند آنها دو بار تماس گرفتند تا برای دوره آزمایشی و حضور یک هفتهای به آنجا بیایم. از لحاظ فنی مصاحبه چندان جدی نبود و بهطور کلی معمولا از بیشتر مصاحبهها چیزی میآموزم، اما این تجربه چیز خاصی برای من نداشت.
به نظر میرسید مصاحبه بهطور کامل روی جنبههای فنی متمرکز نباشد و فضای جلسه خشک و سنگین بود. اولین مصاحبه با مدیر فنی بود و او سوالهای کلانی مطرح میکرد؛ هر چه توضیح بیشتری میدادم، میگفتند نیاز نیست و رفتار برخوردی سرد داشت. مدیر منابع انسانی هم با تأخیر حاضر شد و بهطور کلی به ترساندن و تأکید بر کسر کار و دریافت سفته میپرداخت و این نکتهها را مطرح کرد. من فقط منتظر پایان جلسه بودم تا از شرکت بیرون بیایم. به نظر میرسید تسلط چندانی به مسائل فنی ندارند و بیشتر دنبال جذب نیرو بودند. محلی که شرکت در آن قرار دارد نسبتا دور است و داشتن ماشین شخصی لازم بهنظر میرسید.
مصاحبه کننده به مباحث خیلی تسلط داشت. ازم خیلی سوال پرسید و صحبتمون بیشتر حالت گپ داشت تا مثلا سوال جواب. ازم درباره اصول SOLID پرسید و گفت برامون مهمه همه از این استفاده کنن. یسری سوالای جالبی هم پرسید مثلا اینکه هر فانکشنی که مینویسی چند خط داره و اینا؟ تقریبا هرچی پرسید رو بلد بودم یا کار کرده بودم. در کل راضی به نظر میرسید و گفت اگرقبول شی دو روز آزمایشی اینجا کار میکنی و برات یه پروژه تعریف میشه تا به صورت عملی بسنجیمت. منتهی باهام تماس نگرفتن و قبول نشدم. حتما اصول SOLID رو مسلط باشید و استرس نداشته باشید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به نظر نمیومد به عقاید آدم کاری داشته باشن و مصاحبه کننده تاکید داشت که فضا دوستانست
سوالات معمولی پرسیدند و خیلی سخت نبود ولی کلا HR خیلی حرفه ای مصاحبه نمی کرد و سوالات بی مورد میپرسید، خیلی منو منتظر گذاشتن به قدری که می خواستم شرکت را ترک کنم و بلافاصله متوجه شدند می خوام برم یکی اومد که با من مصاحبه بکنه من حقوق درخواستی را ۶.۵ ملیون خالص دریافتی ذکر کردم و در فرم هم نوشتم بعد از یه مدت تماس گرفتن و دعوت به همکاری کردند و یک هفته آزمایشی با حقوق مشغول شدم و دوره آزمایشی را با موفقیت هم تموم کردم ولی در عین ناباوری به من گفتم که حقوق خالص نمی تونن بدن و ناخالص منظورشون هست از تعجب و عصبانیت نمی دونستم چکار کنم خوشبختانه هنوز با شرکتی که کار میکردم قطع همکاری نکرده بودم مدیر منابع انسانیشون انسان با شخصیتی بود و کلی با من صحبت کرد ولی دیگه نمیتونستم به این سیستم اعتماد کنم و شرکت را ترک کردم حقوق آن یک هفته را با اینکه تسک شرکت را انجام داده بودم پرداخت نکردن همه چیز را کاملا کلیر کنید با HR و قبل از عقد قرار داد کارتون را با شرکت شروع نکنید
مصاحبه دو مرحله داشت اول یه فرم پیش مصاحبه پر کردم و حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا مسئول مصاحبه بیاد نفر اول مدیر فنی شرکت بود و نفر دوم مدیر منابع انسانی هر دو نفر به شدت محترم بودن فقط گویا این ذهنیت رو داشتن که باید شما رو از کار کردن بترسونن و انقدر کارشون رو عجیب جلوه بدن که اصلا بترسی بری اونجا کل روند مصاحبه حدود ۱.۵ ساعت طول کشید و بعدش هم که رد کردن و طبق رسم شرکت های ایرانی نتیجه رد شدن رو اعلام نکردن خیلی خوب میشد که شرکت ها با فرد مصاحبه شده ارتباط برقرار میکردن و نقاط ضعف و قوتش رو برای خود شخص بیان میکردن تا بتونه خودش رو تقویت کنه
با آقایی که ظاهرا CTO اول یا اصلی شرکت بود صحبت کردیم و ایشون بنظرم خیلی گنده نمایی داشت از کاراشون !!! بعد از تجربیات و کارهایی که انجام دادم پرسیدن و آخرش فهمیدم مدیر فنی نمی خوان و یه چیزی شبیه به product owner و کیسه بوکس که به مسایل فنی هم آشنایی داره و بتونه دعوا و درگیری هایی که توی پروژه بین بچه های برنامه نویس پیش میاد رو حل و فصل کنه. مثلا ایشون پرسید به ساختار Rest API آشنایی داری ؟ گفتم بله … گفت توی پروژه هامون بچه های فنی زیاد سر این مسایل درگیری دارن و هیچکدوم زیر بار نمیرن و شما باید بهترین روش رو انتخاب کنی , البته با هماهنگی من …. که من متوجه نشدم اگر مدیر فنی مستقل هستم چرا همش با کسی دیگه خط به خط کارهارو هماهنگ کنم و تایید بگیرم و دقیقا همون فرض product owner برای این پوزیشن قابل تعریف بود. مدیر منابع انسانی هم دیر تشریف آوردن برای مصاحبه و همش از داخل اطاق کارشناسان منابع انسانی رو با فریاد صدا می زدن که کارهاش رو انجام بدن و اعصابم نمی کشید و خواستم بیخیال بشم برم این رفتارهارو دیدم ولی گفتم بمونم و صحبت کردم باهاشون و سریع اومدم بیرون ! ظاهرا همه روال از پیش تعیین شده و حتی اگر مدیر فنی هم بگیرن باید حرف های مدیر اصلی رو گوش بده و از خودش نظر یا استقلالی نداره و باید از ایشون خط بگیره ! یک رقم بالایی سفته گفتن ازم میگیرن که بنظر من خودکشی محض بود و فکر کنم بخاطر عنوان مدیریت فنی اش بود فضای شرکت خیلی گرفته و تنگ بود , من نشسته بودم کنار میز پرسنل منتظر وقت مصاحبه و اطاق جلسه هم نداشتن ظاهرا ویژگیهایی که براشون مهم بود: تاخیر براشون خیلی مهم بود ساعت کاری منعطف نداشتن
ابتدا یک شخصی از طرف واحد منابع انسانی شرکت توی لینکدین به من پیام داد و از من خواست تا رزومه ی خودمو براشون بفرستم بعد از اینکه فرستادم با پرسیدن چند تا سوال مثل محل سکونت و علاقمندیای شغلیم ؛ از بنده خواست تا در مصاحبه شرکت کنم.از وقتی وارد شرکت شدم متوجه شدم که تعداد پرسنل شرکت کم نیست و برای پرسنل هر تیم لوگوی بانمکی رو طراحی کرده بودن و درون همون قسمت به دیوار زده بودند. حتی بر روی تخته وایت بوردهای راهرو هم جمله های انگیزشی با مزه ای نوشته بودند که نشون میداد خیلی هم فضای خشکی نداره. بعد از اینکه فرمم را پر کردم ؛ به اتاق مصاحبه راهنمایی شدم و بعد از اندکی صبر آقای اومدن و بعد از اینکه خودشون و معرفی کردند مصاحبه فنی شروع شد .بیشتر سوالات چالش هایی بود که ممکنه توی کار برای ما و روابطمون با بچه های برنامه نویس پیش بیاد و داشتن دانش IT خیلی میتونست کمکم بیاد که متاسفانه اونقدر دانش فنی و برنامه نویسی نداشتم. در ادامه مصاحبه با منابع انسانی انجام شد که میشه گفت هم سوالات روان شناسی داشت هم سوالات چالشی و تاکیید منابع انسانی بر روی شخصیت نفراتی هست که در مصاحبه شرکت میکنند. مسعله ای که وجود داره و شما باید بدونید اینه که منابع انسانی به شرکتهای سابق شما حتما زنگ میزنن برای تحقیق حتما استعلام میگیرند . داشتن دانش IT براشون مهمه . ویژگیهایی که براشون مهم بود: صداقت
من قبل از حضور در مصاحبه این صفحه رو دیده بودم با شک و تردید رفتم گفتم شاید بقیه از سر شیطنت در مورد اینجا بدگویی کردن متاسفانه دیدم که تاخیر در روند مصاحبه و رفتار نامناسب بخش منابع انسانی شرکت حقیقت محض هستش! فردیکه برای مصاحبه فنی اومده بود بیشتر از من استرس داشت و تسلط خوبی به روال مصاحبه فنی و تشخیص سطح اطلاعات فنی کارجو نداشت و اونقدر سوالات ابتدایی و خنده داری پرسید که واقعا جذاب نبود این جلسه برام. آخرش هم قوانین شرکت و قرارداد و این مسایل صحبت شد که بقیه تو نظرات گفته بودن. مثل سفته بدون رسید و قرار داد تک نسخه ای و پرداخت حقوق با تاخیر در اواسط ماه بعد. هنوز جواب ندادن ولی من کنسل خواهم کرد. نه شرایط کار خوب بود و نه جو و محیط شرکت و بوی بد چاه که واقعا تو ذوق میزد شدیدا و اینکه شرکت بد مسیر و از میدان صنعت کلی فاصله داشت و تاکسی نبود براش! نظرات دیگران رو مطالعه کنید. کاملا و عینا همان شرایط مصاحبه و شرکت است ویژگیهایی که براشون مهم بود: تاخیر مهم بود که ساعت کاری شناور هم نداشتن
جلسه مصاحبه با نفرات فنی خیلی کلی بود. چیکار کردی. چه کارایی بلدی. از خودت بگو. در همین حد. بعدش هم مسئول منابع انسانی کلی تعریف کرد از شرکت و گفت که چه امکانات و مزایایی میدن. بعد از اون دوره تستی شرکت شروع شد. البته نمیدونستم که دوره تستی هم هست ولی از روز اول کار فهمیدم که یک هفته برای تست هست. به من یه پروژه داده شد و از من خواسته شد که انجامش بدم. ولی هرچقدر که سعی میکردم با مسئول ارتباط برقرار کنم، خیلی بازخوردی دریافت نمیکردم. روز سوم یا چهارم درخواست دادم که نتیجه کار من رو بررسی کنند ولی فقط گفتن که بر اساس قانون شرکت باید یک هفته رو بگذرونیم. در نهایت با پیگیری خودم از منابع انسانی خواستم که نتیجه رو جویا بشن تا دوره بی جهت طولانی نشه. روز پنجم منابع انسانی من رو خواست و گفتن که شما از نظر فنی رد شدید. با توجه به جریانی که در شرکت وجود داشت ابدا سعی نکردم دلیل رو جویا بشم. چیزی که من در مورد شرکت ها متوجه شدم اینه که کلا نباید انتظار داشته باشین که دلیل رد شدنتون رو بگن چون ممکنه دچار چالش بشن. حداکثر در حد یک کلمه میگن که شما از نظر فنی رد شدید. ظاهرا هیچ وقت گفته نمیشه که منابع انسانی به خاطر حقوق درخواستی یا موضوع دیگری شما رو رد کرده. من شخصا معتقدم که اگر فرد مصاحبه کننده تجربه و توانایی کافی رو داشته باشه، با یک مصاحبه چند ساعته هم به صورت تئوری و هم به صورت عملی میتونه به توانایی شما پی ببره. بعد از این تجربه تقریبا دیگه درخواست شرکتهایی که دوره تستی دارن رو قبول نکردم. اگر شما قبول میکنید حتما قبلش درخواست بدین که برای همین دوره قرارداد بسته شه و به خاطرش حقوق دریافت کنید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: بحثی نشد.
برای مصاحبه برنامه نویس back-end به این شرکت رفته بودم که واقعا از بی نظمی و معطلی کلافه شدم. کلی آدم تو راهرورها و اطاق های شرکت بود و محیط بسیار خشک و زننده ای ایجاد کرده بود. اول با مسئول فنی شرکت مصاحبه کردم و کلی سوالات ساده پرسید که معلوم بود اصلا سطح سواد کافی نداره و اطلاعاتش کامل نبود. بعد با مسئول منابع انسانی و کلی ایشون وعده داد و از مزایای شرکت گفت و اینکه قوانین چیه و قرارداد و غیره یکی از دوستان من از پرسنل این شرکت هستش و در مورد قوانین و مزایا پرسیدم که گفت دروغ محضه و اکثرا ناراضی هستن. ظاهرا حرف و عمل این شرکت یکی نیست و گول منابع انسانی رو نخورید … از همه هم چندین میلیون سفته میگیرن بدون رسید و قرارداد کل پرسنل توی راهرو نشستن و محیط دفترش خیلی عجیب و اعصاب خرد کن هستش. انگار توی راه پله نشستی داری کار می کنی !!! اگر حوصله کار توی فضای اینجوری رو دارید سریع نیرو جذب می کنن و خیلی دنبال کارمند هستند
برای گرافیست رفتم مصاحبه. مصاحبه اولم با خانمی بود که مسئول گرافیک شرکت بود. سوالات عادی در زمینه ی گرافیک و نرم افزارها و مولتی تسک بودن و غیره. مصاحبه بعدی با مدیر منابع انسانی بود. بعد از اینکه رزومه ی منو نگاه کردن در حالی که من توی اتاقشون نشسته بودم با فریاد دو تا از بچه های منابع انسانی رو صدا زدن که بیان . بعد به یه خانمی که فکر کنمکارشناس منابع انسانی بود گفتن که توی همون اتاق با من مصاحبه کنه. سوالای عادی منابع انسانی رو پرسیدن. اون آقا هم داشت نگاه میکرد به مصاحبه ! بعد هموم آقا خیلی ناگهانی و تند تند شروع کردن به یه سری سوالات راجع به سربازی و اینا. نمیدونستم با کدومشدن باید صحبت کنم ! تا حالا مصاحبه اینجوری نرفته بودم ! زیاد سلسله مراتبی نیستن و به تظر نمیاد سیستم ایمیل داخلی یا پیام داخلی یا تلفن داشته باشن ! اگر کسی برای مصاحبه دعوت شد اینجا بدونه که مصاحبه ش دیرتر شروع میشه. خیلی عجله نکنین که سر موقع برسین !! مصاحبه ی تخصصیشون خوبه ولی منابع انسانیشون خیلی معمولیه. اتاق جلسه ندارن و همه ی کارها رو توی یه اتاق انجام میدن انگار. زیاد منظم به نظر نمیرسیدن. ممتظر نباشین فیدبک مصاحبه بهتون بدن. اگه حس خوب نگرفتین از مصاحبه برین و جاهای دیگه هم مصاحبه کنین! ویژگیهایی که براشون مهم بود: سر وقت اومدن و رفتن سیگاری نبودن !
وارد شرکت شدم و رفتار اولیهشان بسیار دوستانه بود. در جلسه فقط دو نفر حضور داشتند؛ یکی مسئول تیم فنی و دیگری مسئول منابع انسانی بود. صحبت را با معرفی خود و بیان سابقهام آغاز کردم و از پروژههایی گفتم که کاربرشان بیش از نیم میلیون بود. مسئول فنی سوالات کلیای درباره نسخههای کنترل ورژن، تجربه در زمینه دید کاربری و نکات مرتبط با کار گروهی پرسید و به طور کلی مصاحبه نسبتا روان و ساده بود. پس از پایان سوالهای فنی، مسئول منابع انسانی چند پرسش غیرمرتبط و گاهی عجیب مطرح کرد؛ از جمله دستاوردهای گذشته و اینکه دقیقا چه مشکلاتی در شرکت قبلی وجود داشت که میخواستم جدا شوم. حتیالمقدور توضیح دادم اما به نحوی بود که میخواستند به وضعیت شرکت قبلی پی ببرند، هرچند به اندازهای که لطمهای به شرکت وارد نشود توضیح دادم. سپس سوالاتی روتین از سوی منابع انسانی مطرح شد درباره چشماندازهای آینده، جایگاه مطلوب در محیط کار و نحوه دیدهشدن آیندهام. در طول مصاحبه، در کنار صحبت با مسئول فنی، نگاه همراه با سردرگمی از سوی مسئول منابع انسانی هم دیده میشد. تجربه به طور کلی از نظر فنی بهویژه نبود و تنها چند سوال ساده از سمت تیم منابع انسانی مطرح شد. گفتند که نتیجه رو در هفته آینده اعلام میکنند و پس از دو هفته هنوز خبری دریافت نکردم.
من تجربهای از یک مصاحبه در تهران ملودی دارم که روندش خیلی غیرعادی بود و هیچ تخصصی در زمینه تجهیزات مطرحشده پیدا نکردم. آغاز کار روز مصاحبه با سوالاتی روبهرو شدم که درباره تجهیزاتی بود که تازه ده روزی بود وارد سایتشون کرده بودن و خود تیم هم اطلاعات دقیقی دربارهشون نداشت. به طور کلی حس کردم هدف اصلیشون از استخدام روشن نیست و صرفا بخشی از سایتشون مربوط به آگهیهای استخدام فعال است. رزومهام رو هم بررسی نکردن، یا شاید اصلا دانلود نکردن. سوالات مصاحبه به شدت غیرمنتظره و خارج از انتظار بود و برخورد کارشناسها سطحی و ظاهرا مهربان اما با هدفی غیرواقعی به نظر میرسید. انگار فقط حضور داشتن و نه ارزیابی جدی. در پایان هم پراداری و پارتیزنی در فضا مشهود بود. ویژگیهایی که برایشون مهم بود هیچکدوم از موارد معمول نبودند.
در تجربهام از شرکت تهران جنوب، به عنوان کارشناس مناقصات رفتم برای مصاحبه. قبلا شنیده بودم که این شرکت در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی پیمانکار گرید ۱ است و از قبل هم با شرکت کارفرمای نفت و گاز سابقه همکاری داشتم. سرپرست مناقصات در طول مصاحبه به طور کامل از روند کارشان صحبت کرد و از من پرسید در چه کارهایی در دفتر کارفرما تجربه دارم. دوستی صمیمی در همان گفتگو به من دو نرمافزار معرفی کرد که توصیه کرد یاد بگیرم، هرچند توضیح داد که فعلا بلد نیستم. فضای شرکت در روز حضور من آرام بود و طبقات تمیز و مرتب بود. پس از یک هفته با من تماس گرفتند و گفتند در مصاحبه اول پذیرفته شدم و برای مصاحبه دوم باید با مدیر مالی و منابع انسانی حضور پیدا کنم، اما به دلیل برخی مسائل شخصی خودم از این کار کنار کشیدم.
روزی را به خاطر دارم که در مصاحبه کیفیت با دو سال تجربه کار در حوزه را به چالش کشیدم. در آغاز، دو ساعت صرف پاسخگویی به فرمهای روانشناسی شد و رفتار مدیر منابع انسانی پر از سوالهای ناخواسته و گاه خصوصی بود. به طوری که حس میکردم به گونهای تمسخر میشوند. امیدوارم مدیرعامل شرکت به جای به کارگیری تعدادی نفر که کارایی لازم را نداشتند و صرفا دور میزدند، از میان نیروهای با استعداد و قابلاعتماد استفاده بهتری ببرند.
به نظر میرسد فرایند مصاحبه برایم خیلی فراتر از انتظار بود و با چیزی که تصور میکردم تفاوت زیادی داشت. در اولین مرحله فرم استخدامی شش صفحهای رو روی میز دیدم و ازم خواسته بودن به طور دقیق و شخصی به سوالات پاسخ بدم. بعد هم آزمون روانشناسی با تعداد سوالات بالا رو در مدت کوتاهی باید میزدم که به نظر میرسید خارج از توانم بود و درک نمیکردم تا کجا خستگی و فشار روی نتیجه اثر میگذاره. در ادامه به مرحله مصاحبه رسیدم و سه نفر که به نظر خیلی تجربهای نبودند شروع کردند به سوال پرسیدن به شکلی که انگار من مجرمم و اونها قاضی. برخوردشان به گونهای بود که هر چیزی میگفتم برداشت منفی داشت و قضاوتم میکردند. سپس گفتند برای تست عملی بروم اما فایل مربوط به آزمون عملی با نقص روبهرو بود و آنها هم نمیدانستند مشکل از کجا بود. به نظر میرسید انتظار داشتن من جواب درست را ارائه بدهم در حالی که خودشان مشکل فایل را نمیدانستند. واقعا از سطح مصاحبه انتظار داشتم متفاوتتر و حرفهایتر باشد و به شدت ناامید شدم.
برای من تجربهی مصاحبه کارشناس سئو در شرکت تکنولایف اینطور آغاز شد که در جلسهای تخصصی شرکت کردند و پرسشها به خوبی نشان میداد که مدیر تیم مارکتینگ به حوزه سئو اشراف کامل دارد و وظایف را به وضوح توضیح میدهد. در مرحله دوم، با مدیر سئوی مجموعه دیدار داشتم که فرایند مصاحبه هم حرفهای بود و هم فضای دوستانهای داشت.
مصاحبه با تیم محتوا را تجربه کردم و روندش دوستانه بود. از همان ابتدا سوالهای تخصصی مربوط به کار، اخلاق حرفهای و روحیهی کاری مطرح شد. مصاحبهکننده حرفهای بود و فضای جلسه بدون استرس پیش رفت. سازوکار شرکت بهوضوح مشخص بود و میفهمیدم چه وظایفی انتظارم را میکشند و چه اقداماتی باید انجام دهم.
در تجربهی مصاحبهام با تکنولایف، عنوان جشنوارهای را برای کار تولید محتوا تجربه کردم. در گفتوگو دربارهی حقوق آخرین، سابقه و تحصیلاتم گفتم و به اخلاق کاری، ساعات کار، محل زندگی و مهارتهایم اشاره کردم. همچنین دربارهی نقاط قوتی که در محیط کار قبلی داشتم و مشاورههایی که به همکاران میدادم صحبت شد و اینکه در کجا فروش موبایل انجام میدادم را بیان کردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.