بعد از حدود سه هفته یه نفر از تیم منابع انسانی تماس گرفت و بعد از چند سوال اولیه، دعوت به مصاحبه شدم. روز مصاحبه اول برخوردِ کارشناس منابع انسانی خوب و گرم بود، اما توی اتاق مصاحبه همهچیز عوض شد. مصاحبهگر که یه مدیر جوان و حسابی مغرور به نظر میرسید، با نگاه از بالا و لحن تحقیرآمیز شروع کرد به سوال پرسیدن. سوالها اصلاً ربطی به مهارتهای لازم برای شغل نداشتن و کلی ناشیانه بودن؛ مثلاً از من ارقام سالیانه شغل قبلیم رو پرسیدن که سوالش بیمورد بهنظر میرسید. هر جوابی که درست میدادم، میگفتن «نه، اشتباهه!» در صورتی که بعد از مصاحبه خودم جوابهارو چک کردم و درست بودن. یه سوال هم درباره استانداردی پرسیدن که اصلاً وجود نداشت! نرمافزارهایی که تو آگهی شرکت بهعنوان مهارت لازم ذکر شده بودن رو هم تحویل نگرفتن و گفتن ربطی به این شغل ندارن و جز مهارتهای متفرقهان. آخر سر هم گفتن که «تو و هیچکس دیگهای شایستگی این شغل رو نداره چون کار اینجا علمی و بهروزِ» — یه جور اظهار برتری و فخر فروشی واضح. بعداً فهمیدم این آگهی هفت ماهه همیشه منتشر میشه و هیچکس جذب نمیشه؛ که به نظرم مشکل از سمت مصاحبهگر و فرآیند جذب هست. قبل از مصاحبه نقدهای منفی همین سایت رو خونده بودم و حالا بعد از تجربهی واقعی مطمئن شدم که اونها راست میگفتن. و در نهایت اینکه انگار بدون داشتن آشنا یا رفیق قوی شانسی برای قبول شدن تو این مجموعه خیلی پائینه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای رفتن به مصاحبه با مدیر محصول در عمارت خانه دوست، دو مرحله تماس تلفنی آغاز کار بود. در مرحله اول بیشتر پیگیری میکردن که آیا واقعاً قصد تغییر شغل داری یا نه و بعد برای جلسهای تلفنی رسمی برنامهریزی میکردن. پس از آن جلسهای با حضور یکی از مدیران ارشد و مدیر منابع انسانی داشتیم که چالشبرانگیز بود؛ سؤالات هم فنی بود و هم برای ارزیابی نحوه حل مسئله، روش تحلیل و پیدا کردن راهحل مطرح میشد. این جلسه تقریباً دو ساعت طول کشید و نتیجه را در جلسه گروهی اعلام میکردن؛ تقریباً یک هفته طول میکشید تا خبر نهایی برسد. بعداً فهمیدم که پذیرفته شدم و جلسه بعدی بیشتر جنبه ارائه پیشنهاد همکاری و آشنایی با فرهنگ سازمانی و تیمها را داشت. تأکید اصلی روی این بود که واقعاً خودِ خودت باشی؛ اکثر افراد در آنجا تجربه و مهارت بالایی دارن و سینیور هستند، بنابراین اگر سعی کنی از اندازه واقعی فراتر نشان بدهی، به سرعت مشخص میشود و معمولاً به چالش کشیده شده و نتیجهاش مطلوب نیست. از ویژگیهای کلیدی که برایشان مهم بود میتوان به سماجت، پشتکار، تابآوری کم و بیشنگر و داشته باشی توانایی ارائه راهحلهای عملی برای مسائل اشاره کرد. در این مصاحبه هیچ سؤال درباره اعتقادات مذهبی یا دینی مطرح نشد.
برای ثبتِ تجربهام در شرکت امیر پروتئین تصمیم گرفتم فرانتاند دولوپر بودن را دنبال کنم. روند مصاحبه و کارگاهِ کوچکی که داده شد، به نظرم عادی و بدون دردسر بود و از این جهت راضی بودم. تنها نکتهای که اذیتم کرد این بود که در آگهی نوشته شده بود اگر با React یا Vue یا Angular آشنا باشید فرقی ندارد، اما پس از آزمون فنی و چالش کدنویسی به من گفتند حتما باید استک پروژه را به Vue منتقل کنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.