دوست داشتم سابقهام را از ابتدا تا پایان به شکلی صریح و روشن بیان کنم، اما روند تماس و پاسخگویی تیم استخدامی قطعاً نامطمئن بود. اولین تماس برای تعیین وقت مصاحبه گرفتند و در ادامه فرم طولانی هفت صفحهای فرستادند و تأکید کردند اگر پرش نکنم، به صورت خودکار از فرآیند کنار گذاشته میشوم. فرم را ارسال کردم، اما روز مصاحبه هیچکس تماس نگرفت و حتی یک پیام یا توضیحی داده نشد؛ نتیجهاش این بود که خیلی در انتظار ماندم و هیچ خبری به دستم نرسید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت ماندگار بنای شهر را تجربه کردم و حس و حالی که از اولین برخورد با مدیریت شرکت داشتم، مثبت بود. مصاحبه به زبان انگلیسی انجام شد و پس از معرفی خلاصهای از سابقهام، فرایند گفتوگو به دلیل مشکل ترجمه گاه دشوار میکرد؛ مدیرعامل با آرامش از یکی از همکاران ایرانی خواست تا ادامهی گفتوگو را ترجمه کند و همین امر فضای آرامی ایجاد کرد. روند مصاحبه روان پیش رفت و در پایان رفتارش برایم جالب و خوشایند بود، به گونهای که تا درب خروجی همراهیام کردند و در را برایم باز کردند. آن زمان فروشگاه هنوز افتتاح نشده بود و مدت زیادی طول کشید تا بالاخره اتفاقات بیافتد—حدود شش ماه—و طی این مدت بهطور مستمر از طریق ایمیل باهم در ارتباط بودیم؛ آنها همواره ابراز امیدواری میکردند که با افتتاح رسمی همکاری آغاز شود. به دلیل بینالمللی بودن شرکت و علاقهام به حوزهی کاریشان، خیلی مشتاق بودم. اما پس از افتتاح خبری از طرف آن مجموعه نشد و وقتی پیگیر شدم، گفتند که مدیرعامل از وعدهها پشیمان است و از طرف آنها من را امیدوار کردهاند. در نهایت به خاطر تحریمها و گران شدن دلار، برنامههای توسعهشان در ایران متوقف شد.
در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را بهطور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکتهای که به ذهنم میرسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزهام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا بهاندازهی بزرگ فکر نمیکنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدفهای بلندپروازانهای میسازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگیهای مهم برای آنها عبارتاند از صراحت، اعتمادبهنفس و تعهد.
در آغاز تماس تلفنی، فضای آرام و دوستانهای حاکم بود و سوالات نسبتا گسترده مطرح شد؛ چند روز بعد از من خواستند تا مصاحبه حضوری بروم. اما هنگام حضور، با رفتاری کمابیش سرد برخی مصاحبهکنندهها روبهرو شدم، گویی با من از موضع قضاوت یا رقابت صحبت میشد. در مقابل، یکی دیگر از مصاحبهکنندگان با رفتار دوستانه و برخورد مناسبی پاسخگو بود. سوالات بیشتر جنبهی موقعیتی داشتند و نسبتا کلی مطرح میشدند، اما انتظار داشتند تا همهی رفتارها به شکل یکسانی تکرار شود و پاسخها را دقیقا با آنچه میخواهند همسو کنند. وقتی پاسخی میدادم، معمولا همان پاسخ را مجددا میخواستند و میپرسیدند که آیا واقعا همینطور نیستم؟ فضای مصاحبه بهنوعی دوگانه و باز بود، به طوری که به نظر میرسید پاسخها را به گونهای کلی بیان کنم تا برداشت موردنظرشان را تکمیل کند. بزرگترین ایرادم برای این مجموعه این است که به نظر میرسد انتظار دارند همه دارای یک الگوی واحد رفتار باشند و دنبال ایناند که فرد همان چیزی را بگوید که آنها میخواهند.
دوست داشتم سابقهام را از ابتدا تا پایان به شکلی صریح و روشن بیان کنم، اما روند تماس و پاسخگویی تیم استخدامی قطعاً نامطمئن بود. اولین تماس برای تعیین وقت مصاحبه گرفتند و در ادامه فرم طولانی هفت صفحهای فرستادند و تأکید کردند اگر پرش نکنم، به صورت خودکار از فرآیند کنار گذاشته میشوم. فرم را ارسال کردم، اما روز مصاحبه هیچکس تماس نگرفت و حتی یک پیام یا توضیحی داده نشد؛ نتیجهاش این بود که خیلی در انتظار ماندم و هیچ خبری به دستم نرسید.
شرکت ماندگار بنای شهر را تجربه کردم و حس و حالی که از اولین برخورد با مدیریت شرکت داشتم، مثبت بود. مصاحبه به زبان انگلیسی انجام شد و پس از معرفی خلاصهای از سابقهام، فرایند گفتوگو به دلیل مشکل ترجمه گاه دشوار میکرد؛ مدیرعامل با آرامش از یکی از همکاران ایرانی خواست تا ادامهی گفتوگو را ترجمه کند و همین امر فضای آرامی ایجاد کرد. روند مصاحبه روان پیش رفت و در پایان رفتارش برایم جالب و خوشایند بود، به گونهای که تا درب خروجی همراهیام کردند و در را برایم باز کردند. آن زمان فروشگاه هنوز افتتاح نشده بود و مدت زیادی طول کشید تا بالاخره اتفاقات بیافتد—حدود شش ماه—و طی این مدت بهطور مستمر از طریق ایمیل باهم در ارتباط بودیم؛ آنها همواره ابراز امیدواری میکردند که با افتتاح رسمی همکاری آغاز شود. به دلیل بینالمللی بودن شرکت و علاقهام به حوزهی کاریشان، خیلی مشتاق بودم. اما پس از افتتاح خبری از طرف آن مجموعه نشد و وقتی پیگیر شدم، گفتند که مدیرعامل از وعدهها پشیمان است و از طرف آنها من را امیدوار کردهاند. در نهایت به خاطر تحریمها و گران شدن دلار، برنامههای توسعهشان در ایران متوقف شد.
در مصاحبه ورودیم، آرامش و صمیمیت فضای جلسه با مدیرعامل خیلی برایم دلنشین بود و نهایتاً نتیجه را بهطور مستقیم از زبان خودشان شنیدم. فضای جلسه با تیم منابع انسانی هم دوستانه و بدون استرس بود. در جلسه تخصصی حقوقی که در دفتر یکی از همکاران برگزار شد، جو کارگاهی و خودمانی حاکم بود و من هم خوب توانستم خودم را نشان دهم. نکتهای که به ذهنم میرسد این است: فقط وقتی واقعاً ممکن است که با منطق و انگیزهام همسو باشد، خود واقعیت را نشان بده. اگر انگیزه یا پشتکار ندارید یا بهاندازهی بزرگ فکر نمیکنید، شاید اینجا برای شما مناسب نباشد. این مجموعه بیشتر به دنبال کسانی است که دغدغه دارند، هدفهای بلندپروازانهای میسازند و به دنبال بستری برای رشد و تعالی themselves هستند. ویژگیهای مهم برای آنها عبارتاند از صراحت، اعتمادبهنفس و تعهد.
در آغاز تماس تلفنی، فضای آرام و دوستانهای حاکم بود و سوالات نسبتا گسترده مطرح شد؛ چند روز بعد از من خواستند تا مصاحبه حضوری بروم. اما هنگام حضور، با رفتاری کمابیش سرد برخی مصاحبهکنندهها روبهرو شدم، گویی با من از موضع قضاوت یا رقابت صحبت میشد. در مقابل، یکی دیگر از مصاحبهکنندگان با رفتار دوستانه و برخورد مناسبی پاسخگو بود. سوالات بیشتر جنبهی موقعیتی داشتند و نسبتا کلی مطرح میشدند، اما انتظار داشتند تا همهی رفتارها به شکل یکسانی تکرار شود و پاسخها را دقیقا با آنچه میخواهند همسو کنند. وقتی پاسخی میدادم، معمولا همان پاسخ را مجددا میخواستند و میپرسیدند که آیا واقعا همینطور نیستم؟ فضای مصاحبه بهنوعی دوگانه و باز بود، به طوری که به نظر میرسید پاسخها را به گونهای کلی بیان کنم تا برداشت موردنظرشان را تکمیل کند. بزرگترین ایرادم برای این مجموعه این است که به نظر میرسد انتظار دارند همه دارای یک الگوی واحد رفتار باشند و دنبال ایناند که فرد همان چیزی را بگوید که آنها میخواهند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.