من فنلاند زندگی میکنم و امروز ایمیلی دریافت کردم که نظرم رو اینجا قراربدم من تجربه مثبتی از کار در شرکت آکاف داشتم، در طول دوره همکاری هم انتظارشون از من فقط همون تخصص بک اند دولوپر بود نه کانفیگ سرور یا تست یا مدیریت فرانت یا سماریونویسی که به نظرم تو ایران این یه مشکل بود که همه شرکتا انتظار همه کاری از بک اند دارند
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکتی که تکنولوژی به روزی نداره ولی تیمها و مدیران خوبی داشت و در بازار سرمایه جایگاهش خوب بود ولی از اواسط 1403 که مدیریت عوض شد و افرادی روی کار اومدن که اصلا شناختی نسبت به بازار سرمایه و شرکتهای تک ندارن اوضاع کلا بهمریخته. خیلی از مدیران قدیمی کنار گذاشته شدن و دائما افراد بی تجربه و بی دانش در سمتهای مدیر و مشاور دارن اضافه میشن. نزدیک به نیمی از نیروهای قبلی تو شش ماه اخیر تعدیل-اخراج یا استعفا اجباری شدن. مدیریت جدید با تغییرات مضحک مثلا تغییر عنوان واحدها،تغییر بانک واریز حقوق،تغییر رنگ و لعابها و .... قصد تغییر فرهنگ سازمانی خوب رایان رو دارن. قبلا به نیروها ارزش میدادن و محترمانه برخورد می شد ولی از وقتی اینها اومدن رفتارهای خیلی زشت و متکبرانه و سطح بندی افراد زیاد شده. و دائم در حال تعریف و تمجید از خودی ها و بوق و کرنا کردن عملکرد نداشته شون هستن مخصوصا در لینکدین، انقد که وقت ندارن مسائل کاری رو رفع کنن ولی همیشه فرصت تعریف از خودشون در لینکدین رو دارن. کلا نیروها همه نگران و بین موندن و رفتن مرددن. مثلا مدیر تولید اصلا تو فضای تولید نرم افزار نبوده و هیچ درکی از فرایند تولید نرم افزار نداره و... رایان نیروهایی رو از دست داد که تاپ بازار بودن و متاسفانه اینها اصلا نمیدونن یا نمیفهمن که جایگزین کردن افراد فنی در این سطح راحت نیست و یا اصلا براشون مهم نیست شاید اومدن که رایان رو زمین بزنن. واقعا خیل نیروهای فنی که از دست رفت رو نمیشه با 4 تا ادم کم سواد و بی تجربه و 4 تا مشاور خودی جایگزین کرد. پروژه ها تقریبا از هر تیمی که بپرسی داره میخوابه کم کم و چیزی جلو نمیره. ولی ادعای پیشرفت و ... رو دارن. الانم سعی دارن با دور زدن قانون و قول حذف مالیات و افزایش مزایا و ... جلوی سرعت رفتن سایر نیروها رو بگیرن، البته که قصدشون جایگزین کردن کل نیروهای قدیمی با خودی ها هست بعد از اینکه خودی ها با کار آشنا بشن، ولی فکر نمیکردن سرعت خروج نیرو انقد بالا باشه. خدای بالاسرشون جواب حق هایی که خوردن و آزارهایی که دادن رو خواهد داد ، کسانی که با ظاهر سازی و جا نماز آب کشیدن و ادعای خدا پیغمبر و معیار ها و شعارهای که قلبا بهشون باور ندارن یه شرکت به اون بزرگی رو دارن نابود میکنن و نیروهایی که چقد اذیت شدن.
به همراهی آقای ******، که به گفتهی من، یکی از استعدادهای برجستهی ایران است، در این مدت با وجود شرایط دشوار ثابت کردند که با صبر و تحمل، میتوانند مشکلات را حل کنند. پیش از این مدت، گاهی دیدگاههای منفی نسبت به ایشان وجود داشت، اما در سال اخیر متوجه شدم که بیشتر اینها سوءتفاهم بوده است.
من حدود دو ماهه که به این شرکت ملحق شدم و تا الان واقعا از تجربم راضیم. البته من بالاي ٦ سال سابقه كار حرفه اي دارم و خوب همه شركت ها نقاط قوت و ضعف دارند، مصاحبهم هم اينجا اول آنلاین بود، بعد حضوری، که خیلی حرفهای و منظم پیش رفت. مدیرم یه خانمه که برخوردش خیلی محترمانه و منطقیه. فضای کاری هم تو این مدت برای من آروم و محترمانه بوده، و واقعا برای آدمای با تجربه و با دانش، ارزش قائلن. بعضی از کامنتهایی که اینجا دیدم، بیشتر شبیه دلخوری یا غرضورزی شخصیه تا بازتاب واقعیت. به نظرم اگه کسی واقعا مشکلی داره، بهتره مستقیم و محترمانه با شرکت مطرح کنه تا از مسیر درست پیگیری بشه.
من مدت سه ماه در شرکت شاتل کار کردم و تجربهام متأسفانه اون چیزی نبود که انتظار داشتم. در مصاحبههای استخدامی، حقوق مشخصی برای قرارداد اصلی وعده دادن که به نظرم منصفانه میاومد، اما بعد از دوره آزمایشی، مبلغ پیشنهادی به مراتب کمتر از توافق اولیه بود و این تفاوت برایم قابل قبول نبود. همچنین، شرح وظایفی که در مصاحبه مطرح کردن، با واقعیت کار تفاوت زیادی داشت و سطح مسئولیتها با حقوق پرداختی اصلا تناسبی نداشت. وقتی کارم رو شروع کردم، متوجه شدم امکانات اولیه مثل میز کاری مناسب یا فضای کافی برای انجام وظایف در اختیارم نیست. مزایای رفاهی هم عملا وجود نداره؛ هزینههایی مثل ناهار بوفه و بیمه تکمیلی به جای حمایت شرکت، از حقوق کارمند کسر میشه. تکنولوژیهای مورد استفاده هم خیلی قدیمیان و کار کردن اونجا به رشد حرفهای کمکی نمیکنه. منابع انسانی شاتل هم عملکرد ضعیفی داره و رفتار پرسنلش اغلب غیرحرفهای و ناخوشاینده. به نظرم بیشتر دنبال کسر هزینه از کارمندا هستن تا حمایت ازشون. در زمان قطع همکاری، برخورد خیلی سرد و بیتوجهی از سمت شرکت دیدم که حس خوبی بهم نداد. بعد از اتمام کار، باهام تماس گرفتن و گفتن چون کمتر از یک سال موندم، باید یک پایه حقوق بابت "هزینه آموزش" بدم. ظاهرا این بند تو قرارداد بوده، ولی هیچ نسخهای از قرارداد به من ندادن و فقط گفتن "باید موقع امضا میخوندی". وقتی درخواست ریز هزینهها رو کردم، گفتن همچین چیزی ارائه نمیدن. در حالی که آموزشها صرفا برای تسریع کار داخلی خودشون بود و هیچ ارزش علمی یا مدرک معتبری نداشت. شاتل شاید از بیرون جذاب به نظر بیاد، ولی تجربه من نشون داد که از نزدیک ارزش وقت و انرژی رو نداره. توصیهام اینه که اگه دنبال جایگاه ارشد نیستید، جای دیگهای رو برای کار انتخاب کنید تا آرامش و انگیزهتون حفظ بشه.
شرکت مکتب خونه رو تجربه کردم و بیش از همه از فضای کار ناراضی بودم. حقوق اکثر پوزیشنها بر اساس روابط دوستانه تعیین میشد نه شایستهسالاری و توانمندی واقعی افراد. اگر دوباره به گذشته برگردم، دیگه به همکاری با این مجموعه فکر نمیکنم.
>>> اسفند ۱۴۰۳ بی در و پیکر ترین مجموعه ای که توش کار کردم.منابع انسانی فشل و چاپلوس.تا چپتر لید های تست بی سواد و پر ادعا که بدیهیات رو نمیدونن.یارو ادعاش اسمونو پاره کرده ولی اصول اولیه istqb رو نمیدونه.یه کپی پیست میکنه از اینترنت اسمشو میزاره اتومیتشن تستر ولی نمیتونه دیباگ کنه !!!قدرت تجزیه تحلیل زیر صفر!!!تسترا بی سواد اکثرا.رانت و لابی هم بیداد میکنه.حقوقاش افتضاحه مگر اینکه با رابطه و سفارشی بری تو.به هیچ عنوان برای نیروهای جونیور و سینیور توصیه نمیشه.عمرتون تلف میشه.
این شرکت توسط فردی غیر از مدیرعامل در حال کنترل هست،یک خانم اخراجی از شرکتهای قبل اینجا اولین تجربه مدیریتی خودشو تجربه میکنه و تمام حاشیه ها زیر نظر این به اصطلاح مدیره هرکی پاچه خواری این خانم انجام بده در آرامش کار خواهد کرد،،منابع انسانی انگار وجود نداره،پرداخت کارانه ها اصلا معلوم نیست چه شکلیه و کسی بهت جواب نمیده که چطور واریز شده،شایسته سالاری حرف آخر میزنه،موقع تسویه کارانه که جزو حقوق کارمند هست و بهش نمیدن
به خاطر بیثباتی دائم و رفتارهای فاجعهبار مدیریتی، من در مدتی کوتاه با این شرکت برخورد داشتم. فضای کاری سرد و بیاستقرار بود؛ هر روز نیروهای جدید استخدام میشدند اما کمتر از سه ماه کسی دوام نمیآورد. اکثر کارکنان هم با خروج از شرکت با وجود مشکلات، شکایتی نسبت به آن داشتند.
بعد ۲ سال کار تو اسنپ شاپ میگم اگه صبر ایوب دارید و حوصله بیش از حد دارید و کفش آهنین برای گرفتن حقتون بفرمایین شروع کنید یک_ مبلغ دریافتی از اون چیزی که واقعا حسابداری میشه کمتر میدهند و اثبات هم کنید گردن نمیگیرن دو_ هر چندین ماه یکبار جنس جدید شما تایید میشه آیا تایید بشه یا نشه قوانین فوق مزخرف و غیر حرفه ای برای عکس محصول رو گذاشتن که شما رو عاجز میکنه و بیخیال میشین از محصول جدید آپلود کردن سوم_ مشتری حق داره سلیقه ای جنس رو برگردونه یعنی دقیقا همون رو فرستادی ولی مشتری بازش میکنه و تست میکنه برمیگردونه و شما حق اعتراض نداری چون بگی هم میگن باشه ولی یکسال میگذره و هیچ کاری نمیکنن برات چهارم_پشتیبانی فروشندگان افتضاح هست اصلا درست و دقیق کمک نمیکنن واطلاعاتشون کاملا اشتباه هستش و یه سریشون هم که ببخشید از دماغ فیل افتادن اصلا حرف زدن و کار بلد نیستن چرت و پرت تحویل میدن و موضوع آخر و مهم انبار اسنپ شاپ نگم براتون از داغون بودن این بخش اصلا هیچ هماهنگی باهم ندارن انبار به چیزی میگه اسنپ یه چیز دیگه و اصلا سمت ارسال به انبار نرید و همون ارسال فوری فقط بدید و اصلا محصول زیر ۱۰۰ تومن نزارید چون مشتری میتونه به دروغ بگه چیز دیگه براش فرستادید و هم جنستون هدیه میمونه دست مشتری هم پولشو بهش میدن
در اینجا، کار کردن با بینظمترین سازمانی روبهرو شدم که هیچ برنامهای برای مدیریت ندارد و هر روز با چالش تازهای روبهرو بود. مدیران اینجا از نظر برخورد و انگیزه، نقاط ضعفی زیادی داشتند و پرداخت حقوق هم با مشکل مواجه بود. اصلا و ابدا اینجا جای پاتون نیست، چون تجربهی عقبافتادگی و سکون در کار فقط افزایش پیدا میکند و هیچ پیشرفتی در کار حس نمیشود. انتظار بیگاری از کارکنان وجود دارد و به هیچ عنوان فضای سالمی برای رشد نیست. اگر دنبال شغلی با امنیت و آرامش هستید، امکان پیدا کردن جای بهتری برای کار وجود دارد. موفق باشید.
من به دلیل سقوط از داربست دچار آسیب شدیدی شدم و حالا هیچ بیمهای ندارم تا داروهایم را بتونم بخرم. برای مخارج درمان و دارو به کمک نیاز دارم و در واقع تنها پشتیبان کناری من فاطمه زهرا است که با ماندن در خانهی مستاجری و کمک دوچرخه زندگیام را کمی سر و سامان داده است. برای دو نان که به آن نیاز دارم به کمک یک فرد با صدقه احتیاج دارم تا بتوانم از پس هزینهها بر بیایم. به صدای نیت و جدیتی که دارم اطمینان بدهید و به داد بچههایم برسید. هیچ چیز غیرواقعی نیست و حقیقتا با مشکلاتی روبهرو هستم. شماره کارت ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۸۸۹۰۲۴۸ متعلق به من است. من با شجاعیزاده ارتباط دارم و هدفم تنها تامین مخارج زندگیم و داروهایم است.
با تغییر مدیریت در نیمه دوم سال 403 کلا ساختار و فرهنگ سازمانی عوض شد. نزدیک به نیمی از نیروها در این 6 ماه از شرکت رفتن و جاشون رو یه عده آدم بی تجربه بیسواد پر کردن. دیگه اصلا ملاک شایستگی و دانش نیست. پروژه ها خوابیده و تیم جدید فقط در حال شو کردن و تعریف از خودیها تو شرکت و لینکدین هستن. وقت شون فقط برای نمایش عملکرد نداشته شون میزارن. معاونت تولید جدید که اصلا با فرایند تولید آشنا نیست و حتی توانایی صحبت عادی با نیروها رو نداره و به جای خودش مشاور گذاشته که بیشتر از این نیروها رو با طرز برخوردش فراری نده . ولی امان امان از مشاور نادان که فک میکنه فقط با دروغ گفتن و وعده دادن الکی میتونه نیروها رو به راحتی گول بزنه یا با ایجاد اختلاف بین نیروها کارش رو پیش ببره . الانم چپ و راست دارن مزایا و .. زیاد میکنن که مثلا نیروها گول بخورن و بمونن. اصلا با تصور رایان قبلی به این شرکت نیاین. کلا ساختار و تفکر مدیریتی عوض شده، دیگه اصلا خبری از مدیران سابق در این شرکت نیست، تک و توک مدیران چابلوس عافیت طلب یا ترسو موندگار شدن بقیه همه رفتن. کلا نمیشه با ادمهای غیرفنی و پوچ کنار اومد و کار کرد. کلا بلبشویی ه تو شرکت همه کارها رو هوا، ما که داشتیم کارمیکردیم میفهمیم داره چه اتفاقی میفته ولی اینها فقط دارن برای خودشون دست میزنن.
شرکت بهسا تجربهای را برای من رقم زد که برخلاف آنچه دیگران نوشتهاند واقعیت را به شکلی کاملتر روایت میکند. در اینجا میخواهم با صدای خودم بیان کنم که برای هر درخواست از سمت منابع انسانی باید چیزی فراتر از فرایندهای معمول بدهیم و به ازای هر خدمت، تعرفهای به نام شیرینی مصرف میشود. درخواست تایید مرخصی، گواهی بانکی یا سرعتبخشیدن به انجام کارها همه با این شیوه همراه است و کمترین حد رضایت هم تنها برای کارشناس مربوطه نیست و کل واحد مربوطه را در بر میگیرد. به جای پشتیبانی از پرسنل، منابع انسانی به نظر میرسد به نوعی چارچوبی از عوارض و مالیات تبدیل شده است. اگر صدای اعتراض شنیده شود، پاسخ تهدیدگونهای مطرح میشود که اگر شیرینی داده نشود، کار با تاخیر یا بینتیجه خواهد ماند.
شرکت آبگینه پرداز شرق را تجربه کردم. در جایگاهی مالی کار میکردم و با رفتاری برخورد کردم که بسیار نامشخص و نامطلوب بود؛ انگار در یک میدان نبرد کار میکردیم و برخوردها بیشتر با نگاه تهدیدآمیز بود تا حمایتی. گاهی احساس میکردم که احترام نسبت به کارکنان فقط وقتی وجود دارد که کارها به مذاق فرد مدیران خوش بیاید و به محض درخواست حق و حقوق، وضعیت تغییر میکند و آن میزان از تلاش که برای شرکت صرف میکنم، نادیده گرفته میشود. چنین برخوردی از بعضی مسئولان باعث میشد فهم و درک کافی نسبت به نیازها و مشکلات کارمندان وجود نداشته باشد.
برای اینجا کارکردن به نظر من فقط وقتی مفیده که هدف از کار بدون پیشرفت باشه و هیچ ارزش افزودهای تجربه نکرده باشید. پرداخت حقوق اغلب با تاخیر یکماهه انجام میشه و تیم اداری از نظر اخلاقی خیلی تحملناپذیاند و بیشتر به منافع خودشون توجه میکنن، به خصوص کارشناس مالی و مدیر منابع انسانی. از نظر مالی وضعیت شرکت ضعیف بهنظر میرسه و حقوقها پایینه و سیستم کاریشون کاملا بهطبق رفتار اربابرعیت پیش میره. به هیچ وجه این شرکت رو به عنوان محیط کاری مناسب توصیه نمیکنم، چون قدردانی از تلاش کارمندان رو انجام نمیدهند و نسبت به کارمند احترام چندانی قائل نیستند. هر وقت درباره حقوق و مزایا صحبت میشه، پاسخها اینطور بیان میشن که دستمز Char پرداخت شده و کسر کار رو با ظاهربرداری حساب میکنند اما اضافهکار و جبران اضافه حقوق وجود نداره، حتی اگر تا آخر شب کار کنید. واقعا حیفه وقت و انرژیتون رو صرف چنین سیستمی کنید.
من از این مجموعه جدا شدم بهدلیل مسائل شخصی، اما یاد و خاطرهش هنوز توی ذهنم زنده است. تیمی بینظیر، مدیریتی حرفهای و فضایی که در آن احساس امنیت و ارزش میکردم وجود داشت. حقوق همواره بهموقع بود و اخلاق حرفهای در سطح بالایی قرار داشت و همکارانFunctor همدلی و همدلی بالایی داشتن که کنار هم فضای فوقالعادهای ساخته بودیم. اگر دنبال جایگاهی هستید که هم کار و هم آرامش و احترام را کنار هم داشته باشد، این شرکت یکی از گزینههای خوب است. همکاری با آنها برای من تجربهای عالی بود که هرگز فراموش نمیکنم.
در این شرکت فضای کار به شدت مخرب بود و جو منفی حاکم بود. افراد بسیاری به جای تمرکز روی وظایف مالی و حسابداری، بیشتر به شایعهپردازی و تخریب همتیمیها میپرداختند و از مسیر درست دور میشدند. ارزش قائل شدن برای کارکنانی که واقعا تلاش میکردن کم بود و کسانی که فعال نبودن، فقط با تظاهر و حرفدرمیانگذاشتن خود را جلوه میدادند. به خاطر این رفتارها، محیط برای افراد پرتلاش ناامن و ناخوشایند بود. خوشبختانه پس از ترک آنجا، آرامش را دوباره در زندگیام حس کردم.
من تجربهای از کار در بخش منابع انسانی شرکت صنایع غذایی برتر دارم که در قالب یک شرکت هئیتی اداره میشود و با وجود ادعاهای اخلاقی اولیه، رفتارها به شدت نامناسب بود. مدیران این شرکت با بیسوادی و بیادبی رفتار میکنند و رفتار سازمانی را نمیشناسند. حقوق و مزایا هم در پایینترین سطح قرار داشتند. رفتارهای نادرست و توهینآمیز شدت داشت و من که به عنوان فردی جوانتر در این مجموعه بودم، احساس کردم روح و روانم مورد بازی گرفته شده است. به دوستان و همکارانم توصیه میکنم از وقت و انرژیشان در این شرکتصرف نکنند و از حضور در چنین محیطی خودداری کنند.
فقط در یه کلام میتونم بگم: واقعا برات متاسفم ***** که فقط فکر پر کردن جیب خودتی نه ایجاد یه کسب و کار حال تموم ادمایی که تو این شرکت مزخرفت کار میکنن افتضاحه و بالاجبار اونجان روز پایان قرارداد واسه ادمای اونجا روز رهایی از ظلم و انزجار و بردگی مدرنه واقعا ادما رو تو یه برخورد نمیشه شناخت انسان به ظاهر فهمیده و با کمالات ولی در واقع خیلی ... امیدوارم همیشه با دروغ کارت پیش بره
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.