مرحله اول مصاحبه تلفنی بود که زنگ زدن اول از همه خودشون رو معرفی کردن و بیشتر روی خدماتی که به کارمنداشون ارائه میدن اشاره کردن. از تجربیات قبلی پرسیدن و یه سوال الگوریتمی ساده پرسیدن که باید توی داک براشون کدش رو به هر زبونی که راحت بودم می نوشتم. یه سری سوالات کلی دیگه هم که با فلان چیز چقدر آشنایی و اینا پرسیدن. برخورد مصاحبه کننده محترمانه و خوب بود. مرحله دوم مصاحبه حضوری بود که اول یه سوال الگوریتمی پرسیدن که همونجا باید کدش رو می زدم. سوال سختی نبود ولی نیاز به چند دقیقه فکر و بررسی داشت. بعدش یه مساله بهینه سازی در دنیای واقعی مطرح کردن که اگر میخواستی الگوریتمی بهش پیدا کنی جواب بهینه چند جمله ای نداره. اینجا مصاحبه کننده از تو انتظار داره که اولا با محدود کردن مساله، بتونی یه سری راه حل بدیهی ساده پیدا بکنی، بعد با برداشتن محدودیت ها، توانایی تو رو در حل مساله و فیدبک گرفتن و اعمال اون فیدبک بسنجه. مصاحبه کننده با وجود سن کمی که داشت برخورد خیلی حرفه ای و محترمانه ای داشت. مصاحبه سوم یه مصاحبه چهار ساعته پیاده سازی بود. یه مساله مطرح می کردن و تو کدش رو می زدی. حالا مساله رو پیچیده تر می کردن. اینجا براشون مهمه که تو کد تمیز بزنی، دید نرم افزاری خوبی داشته باشی و خلاصه کدت جوری باشه که توی گسترش و تغییر محصول گیر نکنی. اواخر مصاحبه هم من و هم مصاحبه کننده ها واقعا خسته شده بودیم. به نظرم خوبه کافه بازار روی این مرحله یه بازنگری بکنه. دنبال این که سوال ها رو گیر بیارید نرید چون بیشتر خلاقیت و نحوه مواجهه با سوال براشون مهمه و اگه سوال ها رو بدونی ممکنه نتونی این توانایی هایی که داری رو توضیح بدی. سعی کنید به مصاحبه کننده فیدبک بدید و ازش فیدبک بگیرید. در مورد محدودیت ها و حالت های خاصی که مساله ممکنه داشته باشه باهاشون صحبت کنید. از تخته و وایت برد استفاده کنید و سعی کنید هر ایده ای که تو ذهنتون هست به صورت تصویری بیارید روی تخته. این رو هم در نظر داشته باشید که حرف پشت سر کافه بازار زیاد می زنن. شاید یه سری حرف ها درست باشه اما این واقعیت رو در نظر بگیرید که این شرکت یکی از موفق ترین شرکت های کامپیوتری کشور ماست و کارمنداش هم اکثرا از کارشون راضین. بنابراین خیلی حرف ها از حسادت یا دور بودن از فضا ناشی میشه. مثلا من قبل از شروع فرایند مصاحبه خیلی در مورد کم سن بودن افراد خونده بودم توی همین سایت، ولی مواجهه ای که داشتم این بود که افراد کم سن توی یه فرایند تعریف شده ای جوری آموزش دیدهن که رفتار بسیار حرفه ای ازشون سر می زنه.
آخرین تجربهها
برخورد HR خوب بود. مرحله اول مصاحبه با دونفر کارشناس تست بود . که خوب بود. بعدش یه تسک دادن که خیلی خوب انجام دادم و خوششون اومد. مرحله دوم با دونفر پروداکت که جو واقعا خشک بود. در تمام طول مصاحبه حتی یک لبخند هم نزدن. دید بالا به پایین داشتن ( در هر دو مرحله) فقط یه نفر از دیوار بود که برخوردش خوب بود. سوالهای خیلی ریز با جزئیات میپرسیدن که منظورشون رو از اون سوالا واقعا متوجه نمیشدم و تکرار هم میکردن به طرق مختلف.سوالهای فنی میپرسیدن و دنبال جوابهایی درباره مهارتهای ارتباطی و کار تیمی بودن. شنیده بودم جو اونجا خیلی دوستانه ست و خیلی صمیمی هستن، ولی همچین چیزی ندیدم. یا حداقل تو واحد فنی همچین چیزی نیست. وقتتون رو تلف نکنید. اگرم خیلی اصرار به رفتن دارید، از توانایی هاتون تو کار تیمی براشون بگید. در صورت پذیرفته نشدن هم هیچ دلیلی بهتون نمیگن
تا به امروز بیش از ده مصاحبهی شغلی رو به عنوان کاندیدا شرکت کردم و بخش زیادی از سابقهی شغلیم رو هم کار جذب و استخدام انجام دادم، با اختلاف افتضاحترین مصاحبهای بود که در تمام دوران حرفهایم دیده بودم. – نگاه مغرورانه و از بالا به پایین – عدم اشراف و آگاهی مصاحبهکننده نسبت به بازار شغلی و سایر شرکتها – چک کردن مداوم گوشی و قطع کردن صحبت توسط مصاحبه کننده – سوالاتشون بیشتر از جنس کتابای درسی بود تا فضای شغلی و حرفهای (مثلا: تعریف انگیزش کارکنان!) – بعد از گذشت سه هفته هنوز هیچ پاسخی در رابطه با پذیرفته شدن یا نشدن اینجانب ارسال نشده
وقتی ایمیل کردم، یه هفته بعدش تماس گرفتن و برای یه هفته بعدش جلسه ست کردن… مرحله اول: یک ساعت تلفنی، یه سری سوال که درمورد خودت و سابقه کاریت میپرسن، یه مساله زین اسبی که تو گوگل داک میزنی براشون، یه سری سوال نه چندان سخت java core هم پرسیدن چون من جاواکار هستم.
مصاحبه اول بصورت تلفنی برگزار شد. من تمام سوالات رو جواب دادم و خود اون فرد مصاحبه کننده تایید کرد که خیلی خوب بود و سوالات رو درست جواب دادی و کاملا اعلام رضایت کرد. ولی نمیدونم چرا رد شدم و بدون حتی مطرح کردن حقوق درخواستی و بقیه مسایل اینجوری جواب دادن و تو ایمیل گفتن امکان همکاری نیست … من احساس می کنم مصاحبه کافه بازار بیشتر جنبه سرکاری داره و بیشتر می خوان ببینن نیرویی که دارن چقدر جایگزین براش وجود داره. البته یک حدس دیگه هم میزنم که سن و سال و دانشگاه محل تحصیل رو شاید مد نظر قرار بدن که این بدترین و آماتور ترین طرز فکر موجود هستش !!! البته اینکارشون باعث شد من دیگه برای این شرکت رزومه ارسال نکنم و حتی اگر درخواست همکاری هم دادن به هیچ وجه با همچین مجموعه ای کار نکنم. سوالاتی که پرسید کاملا کلیدی و برداشت خاصی از جواب شما داشت و میفهمید شما در چه سطحی هستید ! سعی کنید ریزترین مسایل رو بلد باشید , حتی فرق بین عملگرهای منطقی و غیره خیلی روی مصاحبه این شرکت حساب نکنید , کاملا تشریفاتی و جنبه مانور داره براشون
خیلی ساده بود. یک بار تلفنی زنگ زدن و گفتن چون تقاضا خیلی بالاست برای ما از این به بعد تلفنی مصاحبه میکنیم. تو این مرحله سوال های ساده ای پرسیدن که چرا میخواهید از محل قبلی جدا بشین و برنامتون چیه و از ایران میخواهید برید یا نه و … بعد در این مرحله یک سوال برنامه نویسی پرسیدن. یک مثال ساده در حوزه ساختمان داده و طراحی الگوریتم بود که آنلاین در word می نوشتین. همین. بعدش زنگ زدن برای مصاحبه حضوری رفتم. باز همون سوال ها و حرف های مصاحبه تلفنی پرسیده شد. یک سوال طراحی الگوریتم ساده. بعد حدود یک ساعت بحث در مورد یک سناریو کاری بود که گفتن نظرتون چیه برای این مساله و چه راه هایی پیشنهاد میدین. با هم بحث کردیم سرش و راه هایی ارایه دادم. خیلی سخت نبود. در کل انتظار رفتار حرفه ای تر داشتم. مصاحبه کننده بیشتر از یک سال نبود که خودش در کافه بازار مشغول بود. در سطح هم بودیم . توانایی ارزیابی مناسبی نداشتن برای مصاحبه کردن. شرکت براش گویا خیلی مهم نبود روند جذب نیرو. در طول کل فرآیند مصاحبه اصلا و ابدا نیروی hr وجود نداشت برای ارزیابی شخصیتی که خیلی عجیب بود برام. شرکتی با این همه اعتبار و ادعا از این امر غافل بودن. مصاحبه کننده هم باید حداقل یک سطح مدیریتی و فنی بالاتر باشد از مصاحبه شونده تا حس تقابل براش ایجاد نشه و فکر نکنه کسی که داره باهاش مصاحبه میکنه از خودش بیشتر میدونه. واقعا دفعه ی اولی بود میدیدم شرکتی کسی رو میگذاره برای مصاحبه کردن که خیلی تجربه ی کمی داره و ارشد نیست. بیشتر طراحی الگوریتم و ساختمان داده براشون مهم بود تا برنامه نویسی. یک سری از این سوالات acm یا مصاحبه شرکت ها رو ببینین و بخونین براتون مفید تره. یک طوری میخواهند نشون بدهند فرق دارند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: در این خصوص سوالی نپرسیدن و توجهی نداشتن. معمولا نیروی منابع انسانی در مصاحبه هست تا این موارد رو بررسی کنه. اصلا از منابع انسانی در فرایند مصاحبه حضور نداشت و این حرفه ای نبود.
در مصاحبه اول دو نفر بودن و باید دو تا از پروژههایی که انجام داده بودم رو پرزنت میکردم. در مورد تمامی جزئیات سوالهایی دقیق پرسیدن و مشخص بود که هدفشون نتیجه نیست و میخوان فرآیند رو متوجه بشن. سوالای اصلا تئوری نبود و نمیشد فقط با خوندن چند تا کتاب و مقاله بهشون جواب داد و حتما باید تجربه انجام کار عملی میداشتی. یکسری سوال هم پرسیدن به هدف اینکه ببین در لحظه چطوری میتونی تصمیم بگیری و راه حل بدست بیاری که خودشون هم گفتن هدفشون نتیجه نیست از این سوالا و فقط میخوان فرایند ذهنی رو متوجه بشن.
مصاحبه کننده تاخیر داشتند و اولش یه فرد دیگه اومد مصاحبه کنه.وقتی خودشون رسیدن بابرخورد نامناسبی کسی که داشتن با من مصاحبه میکردن و به بیرون راهنمایی کردن 😐 فک میکنم کلا بستگی به این داره که با چه شخصی مصاحبه بشه. شاید خیلی قابل قبول نباشه اما من حس میکردم تجربه و دانش من بیشتر از فرد مصاحبه کنندهه است. من تلاشم رو کردم تا خودمو خوب پرزنت کنم اما فکر میکنم خیلی ام به فرآیند مصاحبه و پاسخ های رد و بدل شده توجه نداشتند.سوالاتی که پرسیده شد عموما تو زمینه تجربیات گذشته و راه حل های من در زمان های مواجه شدن با چالش ها بود. تلاش کنید مراحل مصاحبه اتون حتما انجام بشه و شما مجبور نشید صرفا از فیلتر نظر یک فرد تو شرکت عبور کنید. اگه امکانش بود این درخواست و مطرح کنید. خودتون باشید همیشه خود ما بهتر از خود نمایشی ماست.
یمدت بعد از اینکه رزومه مو در سایت شرکت آپلود کردم باهام تماس گرفته شد و گفتن مرحله اول یک تمرینه که باید حل بشه و بعد درصورت تأیید ادامه مراحل. تمرین بیشتر قدرت تحلیلو میخواست بسنجه و اینکه چه روشهایی وجود داره که افراد بااستعدادو پیدا کنیم و جذبشون کنیم و اینکه بخوایم تخمین بزنیم تعداد نفرات آماده به کار در ایران در یک موقعیت مشخص از چه روش هایی میشه استفاده کرد. زمانش حدود یک هفته بود و من توی این یک هفته با تحقیق و جستجو و فرضیات مختلف تونستم بهش پاسخ قابل قبولی بدم که راضی بودن و قرار مصاحبه ست شد. از زمان ست کردن قرار تا مصاحبه حدود یک هفته زمان بود که من باتوجه به شرح وظایف و شرایط احراز شغل سعی کردم مهارتها و دانش لازمو درموردش بدست بیارم در جاهایی که نیاز به تقویت داشتم. فرآیند مصاحبه بخاطر کرونا با اسکایپ انجام شد. دو نفر حضور داشتن که هردو برخورد خوب و محترمانه ای داشتن. بعد از یک خوش و بش دو دقیقه ای سوالای مصاحبه شروع شد و کل مصاحبه حدود یک ساعت و نیم طول کشید. من برای شروع یکم استرس داشتم که این حالت در طول مصاحبه هم برطرف نشد. دلیل اصلیش این بود که انتظارم از سوالات و موضوعاتی که براشون آماده بودم یمقدار متفاوت بود از واقعیت مصاحبه. مهمترین مسیله ای که روش تاکید داشتن توانایی تحلیل بود. سوالشون با استارتاپ شروع شد و قصد داشتن از یک فرض کلی و بیگ پیکچر برسن به جزییاتی که میخوان. اما من با فرآیند استارتاپ از شروع تا رشدش و بلوغش آشنا نبودم و همین شد که همونجا قفل شد مصاحبه و جوابهایی که دادم به سوالات رضایت بخش نبود. در ادامه هم چون تمرکز کرده بودم که سوال اولو درست پیش نرفتم یمقدار اثرگذارگذار بود که منسجم جواب ندم. و واقعا بعضی از سوالات هم اصلا نمیفهمیدم که چی میخوان از سوال. جوابی که میدادم از نظر خودم درست بود ولی اونا چیز دیگه ای مدنظرشون بود. اینم بخاطر شروع بد بود که باعث شد شکستن سوال به قسمتهای کوچیکتر درست انجام نشه و به کل مصاحبه آسیب وارد شه. یکی از مصاحبه کننده ها هم بود که متوجه نگرانی من شده بود و خیلی سعی میکرد همدلی کنه و منو از اون حال دربیاره که خیلی اثربخش نبود چون از عملکردم راضی نبودم. اول اینکه با فرآیند استارتاپ خیلی خوب آشنا باشه و مراحلی که یک استارتاپ میگذرونه رو درست بدونه با تعداد نفرات و ساختار سازمانی که در هر مرحله تشکیل میشه و… بعد وقتی این مرحله رو بدونه و قدرت تحلیل خوبی داشته باشه میتونه اگه دانش داشته باشه به بقیه سوالات جواب بده. حدسم اینه که باید با روش های پیش بینی نیروی انسانی و استراتژی های که لازمه گرفته بشه آشنا باشه و بعد با خود شرکت کافه بازار و ساختار و بخش های آشنایی خوبی داشته باشه بعد به شرح وظیفه و شرایط احراز شغل که در سایت گفته توجه کنه و اطلاعاتشو تکمیل کنه.
من سه مرحله مصاحبه داشتم . تقریبا مطمینم که این همه مصاحبه و … کاملا جنبه مانور داره . اول این که کم هزینه ترین تبلیغ برای خودشه . حساب کنید هرکسی که می ره برای مصاحبه و رد می شه ، برای خودش و همه اطرافیانش این تصور پیش میاد که چقد شرکت پیشرفته ایه که این همه آدمو رد می کنه ، و دوم این که جلوی رقیبا و شرکتای دیگه داره می گه من این افرادو ریجکت کردم ولی برا شما کار می کنن ، سوم این که به کارمندای خودش داره می گه جایگزین برات وجود داره و چهارم داره دیتا از نیرو های کار مختلف جمع می کنه. بازار با این همه آدمی که برا مصاحبه دعوت می کنه ، داره برا خودش تبلیغ می کنه . و معمولا تو مصاحبه ها سعی می کنه یه شرایطیو برا مصاحبه کننده به وجود بیاره که مصاحبه کننده خیلی دلش بخواد بره اونجا کار کنه ،مثلا دو نفر میان استقبال و بدرقه و … . ولی گول این چیزارو نخورید ، اینا شگرد تبلیغاتیشونه.
مرحله اول تلفنی بود و موارد زیر سوال شد: یکسری تعاریف اولیه برنامه نویسی استکی که خودتون کار کردید و یک الگوریتم که تو ۲۰ دقیقه در گوگل داک باید کد میزدید و شخصی پشت تلفن بود و راهنمایی اگر میخواستید انجام میداد
مرحله اول تماس تلفنی بود، کمی در مورد شرکت کافه بازار گپ زدیم، کمی در مورد من و سوابقم و چیزای مربوط به اون. یه سوال الگوریتمیک( تقریبا) پرسیدن که مثلا قطر اصلی و فرعی یه گراف رو بدست بیار و جمع کن. کمی سوالات تخصصی خود زبان برنامه نویسی مد نظرم و شیوه کار با دیتا استراکچرهای مختلف در اون.
بنده ۶ سال سابقه کار پشتیبانی در مرکز ارتباط با مشتری سامسونگ داشتم و با استاندارهای بین المللی کار میکردیم. در جلسه مصاحبه دو عزیز تاره فارق التحصیل دانشگاه شریف بودند که سرجمع روی هم سابقه کاریشون به ۶ سال نمی رسید. در جلسه مصاحبه دوست عزیزی که مصاحبه میکرد اصول اولیه یه مصاحبه رو نمیدونست و مشخص بود هیچ تسلطی روی فرآیند مصاحبه نداره. مشخص بود یه سری سوال که براشون پیش اومده بود رو نوشته بودند بعد یه آگهی زده بودند و سوالاشون رو از من در میخاستن بپرسن. منم کامل جواب دادم و با راهکار ولی خوب اگه تونستن اجرا کنن من اسمم رو عوض میکنم. اگه شریف درس خوندین نیازی نیست اصلا رزومه بدین.خودشون براتون اسنپ میگیرن میان میبرنتون در غیر این صورت خودتون رو خسته نکنید چون ۲ ۳ هفته وقت تلف میکنید یه تسکی میدن بهتون و تخلیه اطلاعاتی میکنن و تمام ویژگیهایی که براشون مهم بود: فقط به اینکه دانشگاه شریف باشید.
مرحله اول یه سری سوالای جاوا + پایتون دادن (چون توی رزومهم گفته بودم این دو زبون رو بلدم) و یه سوال الگوریتمی که در کل آسون بود و کمتر از ۲۰ دقیقه سوالات رو جواب دادم و مصاحبه تموم شد.
برای مرحله اول تماس گرفتن و یک روز هماهنگ شد در مرحله اول دو نفر از کارمندان مالی برای مصاحبه اومدن برخوردشون بسیار عالی بود سعی میکردن جو مصاحبه خیلی دوستانه باشه و بود توضیحاتم در مورد کارهایی که انجام دادم قبلا شنیدن و هرجا سوال پیش میومد میپرسیدن که توضیح میدادم راجع بهش حدود ۴۵ دقیقه طول کشید مصاحبه اول که مصاحبه فنی بود ۱ هفته بعد برای مصاحبه دوم که حالت روانشناسی بود هماهنگ کردن قرار بود مدیر مالی و یکی از کارمندان بیان که مدیر مالی نیومدن و یک نفر از HR اومد جو مصاحبه برام دلنشین نبود دائم سوالات گنگ و بی مفهوم میپرسید مسئول HR مثلا اگر اینجا حقوقش کمتر باشه حاضری بیای کار کنی که جواب منفی دادم من ولی ایشون خیلی تعجب کرد! در کل دافعه بسیار زیادی داشت برام این مصاحبه و قبول نشدم که اگر میشدم احتمالا خودم تجدید نظر میکردم به نظرم روال مصاحبه ها بسیار غلط بود که ۱ کارشناس با سابقه کم میخواست با من که دوبرابر سابقه داشتم مصاحبه کنه دوست دارن فقط تعریف کنید ازشون
مصاحبه و فرآیند جذب سه مرحله داشت. مرحله اول با دو خانم که مسئول تیم جذب و استخدام غیرفنی کافه بازار بودن ابتدا که وارد شرکت شدم. با نگهبان صحبت کردم و گفتم برای مصاحبه اومدم ایشون هم بالا مسئول مصاحبه چک کردند و گفتند که منتظر بمانید. بعد یکی از مصاحبه کنندگان به استقبال من اومد و رفتیم که با هم صحبت کنیم. در مورد علایق ام، سابقه کاری دانش ام و… صحبت کردیم هم چنین در مورد جذب و استخدام سپس مصاحبه کننده چهارتا موقعیت شغلی رو که در تیم اچ آر وجود داش برای من توضیح داد و گفت که بهش فکر کنم بعد وسط جلسه همکار دیگه شون رسید و بسیار گرم و صمیمی برخورد کرد و عذرخواهی کرد برای دیر رسیدن و کیک و چای هم برامون آوردن. با نفر دوم در مورد کاری که تو حوزه منابع انسانی و سابقه تحصیلی – شغلی هم چنین نظر و دانش ام در همون حوزه در مورد کافه بازار پرسیده شد و بعد قرار شد برای جلسه دوم به هم اوکی بدیم و هماهنگ کنیم. اینقدر رفتارشون خوب و دوستانه و گفتگو خوب بود که تاخیر اولیه هیچ حس بدی در من ایجاد نکرد و حس خوبی داشتم. جلسه دوم حدود سه هفته بعد برگزار شد. این دفعه با مدیر منابع انسانی شرکت و یکی از مارکتینگ منیجرهای شرکت مصاحبه داشتم. دوباره که منتظر بودم دو نفر به استقبالم اومدن و رفتیم توی یک اتاق نشتیم. مدیر اچ آر به طور کامل در جریان صحبتهای جلسه قبل بود و این جلسه سوالهای کارشناسی میکرد مثل اینکه نظرت در مورد این فرایند چیه؟ یا قبلا چه سیستمی رو طراحی کردی مراحل اش رو بگو یا اینکه فکر می کنی چه جوری بشه فرایند استخدام خوبه و… بعد پرسیدن که سوالی چیزی نداری و من ازشون سوال پرسیدم. با مارکتینگ منیجرهای کافه بازار هم یک نقش-بازی داشتیم که من قرار بود پوزیشنی که توی ذهن ایشون بود رو بفهمم و اعتبار سنجی کنم. در انتها هم گفتن که جلسه پیشنهاد حقوق و دستمزد جلسه بعدی هست که خبرت میدهیم. حدود یک هفته بعدش هم جلسه آفر برگزار شد و مسئول جذب استعدادهای شرکت اومد و توضیح داد. در کل خیلی رفتارشون خوب و محترمانه بود و من احساس راحتی می کردم. میخواهم بگم که اول از همه و مهم تر از همه (در همه مصاحبه هایی که میرید) صداقت و یگانگی هست اون چیزی که واقعا هستید رو بگید نه بزرگنمایی کنی و نه فروتنی. با اعتماد بو خوش برخورد باشید. برای تمرین که بهتون میدن وقت بذارید کلا شایسته بودن خودتون رو نشون بدید که لازمه حتما قبلش برای مصاحبه اماده بشید از نظر فنی و غیرفنی. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به نظرم براشون مهم بود که فرد کار رو دوست داشته باشه و از خودش بدونه و اهل این باشه که خودش کارهای خودش رو بعد یک مدت جلو ببره و پیشرفت کنه؛ ویژگی به اشتراک گذاشتن اطلاعات و مهارت های ارتباطی هم براشون مهم بود.
تلفنی با بنده تماس گرفتن و یکسری سوالات فنی پرسیده شد من اول دیدم مصاحبه تلفنی هست خوشحال شدم که احساس کردم شرکت حرفه ای هستن و این جنبه مثبت داره بعد دیدم پشت تلفن دارن از من سوال الگوریتم می پرسن !!! کلا اینکه به اسم و عنوان شرکت نگاه نکنید و خیلی رفتار مصاحبه گر بد بود و مغرور نمیدونم متاسفانه یا خوشبختانه رنج سنی کارکنان این شرکت پایین هستش و یجور بچه بازیه اونجا کار و محیط کاری بچه بازی بر نمیداره و بنظرم جای مناسبی نیست و شبیه مهد کودک می مونه شاید حقوق بالا بدن یا پروژه های بزرگی داشته باشن ولی من جدا از رفتارشون بدم اومد و نحوه صحبت کردن یک آقا پسر با من که وقتی بیشتر سرچ کردم فهمیدم ۱۰ سال حداقل از ایشون بزرگتر بودم مدیران و همکاران کم سن و سال و جو مهد کودک و مغرور بازی
خانم و آقای جوون شاید همسن خودم و خیلی خوشبرخورد بودن، سوالاتشون رو خوب میپرسیدن ولی حسی که داشتم این بود میخواستن خیلی پروفشنال جلوه کنن و یه جاهایی انگار میخواستن مچ بگیرن. ولی مشکل عمده من این بود که سوال روانشناسیشون تابلو بود روانشناسیه و خب من طبق سلیقه خودم جواب دادم و بنظرم اگر کسی حتی غیر اون جواب بده دروغ میگه و صرفا برای شوعاف هست، وگرنه آدم هرچقدم خوب باشه خودشو بخاطر دوستش یا همکارش خراب نمیکنه پیش رییسش، ولی خب ایشون معتقد بودن این میشه زیرآب زنی????♀️ در کل بنظرم نباید انتظار پذیرش داشت انگار دنبال آدمای خاصی هستن
مصاحبه اول که تلفنی بود خیلی عذاب آور بود و کلی استرس گرفتم و سوالات روتین همه مصاحبهها رو در ابتدا پرسیدن و گفتن چی کار کردی و… نصف زمان مصاحبه برای حل یک تمرین الگوریتمی بود که خب تو گوگل داک باز میشد و باید کد یا شبه کد میزدی و بیشتر الگوریتم مد نظر بود و هم زمان باید با گوشی روی اسپیکر، مصاحبه کننده کمک میکرد ولی خب خیلی نه خیلی رو بحثهای پایه برنامهنویسی و الگوریتمی کار کنید و قوی باشید و پیشنهادم اینه که حتما از سوالات ACM تمرین کرده باشید.
تجربه مصاحبه م در کافه بازار، بهترین تجربه مصاحبه بود که در حدود ۵ سال سابقه کاریم داشتم.
مرحله اول مصاحبه تلفنی بود که زنگ زدن اول از همه خودشون رو معرفی کردن و بیشتر روی خدماتی که به کارمنداشون ارائه میدن اشاره کردن. از تجربیات قبلی پرسیدن و یه سوال الگوریتمی ساده پرسیدن که باید توی داک براشون کدش رو به هر زبونی که راحت بودم می نوشتم. یه سری سوالات کلی دیگه هم که با فلان چیز چقدر آشنایی و اینا پرسیدن. برخورد مصاحبه کننده محترمانه و خوب بود. مرحله دوم مصاحبه حضوری بود که اول یه سوال الگوریتمی پرسیدن که همونجا باید کدش رو می زدم. سوال سختی نبود ولی نیاز به چند دقیقه فکر و بررسی داشت. بعدش یه مساله بهینه سازی در دنیای واقعی مطرح کردن که اگر میخواستی الگوریتمی بهش پیدا کنی جواب بهینه چند جمله ای نداره. اینجا مصاحبه کننده از تو انتظار داره که اولا با محدود کردن مساله، بتونی یه سری راه حل بدیهی ساده پیدا بکنی، بعد با برداشتن محدودیت ها، توانایی تو رو در حل مساله و فیدبک گرفتن و اعمال اون فیدبک بسنجه. مصاحبه کننده با وجود سن کمی که داشت برخورد خیلی حرفه ای و محترمانه ای داشت. مصاحبه سوم یه مصاحبه چهار ساعته پیاده سازی بود. یه مساله مطرح می کردن و تو کدش رو می زدی. حالا مساله رو پیچیده تر می کردن. اینجا براشون مهمه که تو کد تمیز بزنی، دید نرم افزاری خوبی داشته باشی و خلاصه کدت جوری باشه که توی گسترش و تغییر محصول گیر نکنی. اواخر مصاحبه هم من و هم مصاحبه کننده ها واقعا خسته شده بودیم. به نظرم خوبه کافه بازار روی این مرحله یه بازنگری بکنه. دنبال این که سوال ها رو گیر بیارید نرید چون بیشتر خلاقیت و نحوه مواجهه با سوال براشون مهمه و اگه سوال ها رو بدونی ممکنه نتونی این توانایی هایی که داری رو توضیح بدی. سعی کنید به مصاحبه کننده فیدبک بدید و ازش فیدبک بگیرید. در مورد محدودیت ها و حالت های خاصی که مساله ممکنه داشته باشه باهاشون صحبت کنید. از تخته و وایت برد استفاده کنید و سعی کنید هر ایده ای که تو ذهنتون هست به صورت تصویری بیارید روی تخته. این رو هم در نظر داشته باشید که حرف پشت سر کافه بازار زیاد می زنن. شاید یه سری حرف ها درست باشه اما این واقعیت رو در نظر بگیرید که این شرکت یکی از موفق ترین شرکت های کامپیوتری کشور ماست و کارمنداش هم اکثرا از کارشون راضین. بنابراین خیلی حرف ها از حسادت یا دور بودن از فضا ناشی میشه. مثلا من قبل از شروع فرایند مصاحبه خیلی در مورد کم سن بودن افراد خونده بودم توی همین سایت، ولی مواجهه ای که داشتم این بود که افراد کم سن توی یه فرایند تعریف شده ای جوری آموزش دیدهن که رفتار بسیار حرفه ای ازشون سر می زنه.
برخورد HR خوب بود. مرحله اول مصاحبه با دونفر کارشناس تست بود . که خوب بود. بعدش یه تسک دادن که خیلی خوب انجام دادم و خوششون اومد. مرحله دوم با دونفر پروداکت که جو واقعا خشک بود. در تمام طول مصاحبه حتی یک لبخند هم نزدن. دید بالا به پایین داشتن ( در هر دو مرحله) فقط یه نفر از دیوار بود که برخوردش خوب بود. سوالهای خیلی ریز با جزئیات میپرسیدن که منظورشون رو از اون سوالا واقعا متوجه نمیشدم و تکرار هم میکردن به طرق مختلف.سوالهای فنی میپرسیدن و دنبال جوابهایی درباره مهارتهای ارتباطی و کار تیمی بودن. شنیده بودم جو اونجا خیلی دوستانه ست و خیلی صمیمی هستن، ولی همچین چیزی ندیدم. یا حداقل تو واحد فنی همچین چیزی نیست. وقتتون رو تلف نکنید. اگرم خیلی اصرار به رفتن دارید، از توانایی هاتون تو کار تیمی براشون بگید. در صورت پذیرفته نشدن هم هیچ دلیلی بهتون نمیگن
تا به امروز بیش از ده مصاحبهی شغلی رو به عنوان کاندیدا شرکت کردم و بخش زیادی از سابقهی شغلیم رو هم کار جذب و استخدام انجام دادم، با اختلاف افتضاحترین مصاحبهای بود که در تمام دوران حرفهایم دیده بودم. – نگاه مغرورانه و از بالا به پایین – عدم اشراف و آگاهی مصاحبهکننده نسبت به بازار شغلی و سایر شرکتها – چک کردن مداوم گوشی و قطع کردن صحبت توسط مصاحبه کننده – سوالاتشون بیشتر از جنس کتابای درسی بود تا فضای شغلی و حرفهای (مثلا: تعریف انگیزش کارکنان!) – بعد از گذشت سه هفته هنوز هیچ پاسخی در رابطه با پذیرفته شدن یا نشدن اینجانب ارسال نشده
وقتی ایمیل کردم، یه هفته بعدش تماس گرفتن و برای یه هفته بعدش جلسه ست کردن… مرحله اول: یک ساعت تلفنی، یه سری سوال که درمورد خودت و سابقه کاریت میپرسن، یه مساله زین اسبی که تو گوگل داک میزنی براشون، یه سری سوال نه چندان سخت java core هم پرسیدن چون من جاواکار هستم.
مصاحبه اول بصورت تلفنی برگزار شد. من تمام سوالات رو جواب دادم و خود اون فرد مصاحبه کننده تایید کرد که خیلی خوب بود و سوالات رو درست جواب دادی و کاملا اعلام رضایت کرد. ولی نمیدونم چرا رد شدم و بدون حتی مطرح کردن حقوق درخواستی و بقیه مسایل اینجوری جواب دادن و تو ایمیل گفتن امکان همکاری نیست … من احساس می کنم مصاحبه کافه بازار بیشتر جنبه سرکاری داره و بیشتر می خوان ببینن نیرویی که دارن چقدر جایگزین براش وجود داره. البته یک حدس دیگه هم میزنم که سن و سال و دانشگاه محل تحصیل رو شاید مد نظر قرار بدن که این بدترین و آماتور ترین طرز فکر موجود هستش !!! البته اینکارشون باعث شد من دیگه برای این شرکت رزومه ارسال نکنم و حتی اگر درخواست همکاری هم دادن به هیچ وجه با همچین مجموعه ای کار نکنم. سوالاتی که پرسید کاملا کلیدی و برداشت خاصی از جواب شما داشت و میفهمید شما در چه سطحی هستید ! سعی کنید ریزترین مسایل رو بلد باشید , حتی فرق بین عملگرهای منطقی و غیره خیلی روی مصاحبه این شرکت حساب نکنید , کاملا تشریفاتی و جنبه مانور داره براشون
خیلی ساده بود. یک بار تلفنی زنگ زدن و گفتن چون تقاضا خیلی بالاست برای ما از این به بعد تلفنی مصاحبه میکنیم. تو این مرحله سوال های ساده ای پرسیدن که چرا میخواهید از محل قبلی جدا بشین و برنامتون چیه و از ایران میخواهید برید یا نه و … بعد در این مرحله یک سوال برنامه نویسی پرسیدن. یک مثال ساده در حوزه ساختمان داده و طراحی الگوریتم بود که آنلاین در word می نوشتین. همین. بعدش زنگ زدن برای مصاحبه حضوری رفتم. باز همون سوال ها و حرف های مصاحبه تلفنی پرسیده شد. یک سوال طراحی الگوریتم ساده. بعد حدود یک ساعت بحث در مورد یک سناریو کاری بود که گفتن نظرتون چیه برای این مساله و چه راه هایی پیشنهاد میدین. با هم بحث کردیم سرش و راه هایی ارایه دادم. خیلی سخت نبود. در کل انتظار رفتار حرفه ای تر داشتم. مصاحبه کننده بیشتر از یک سال نبود که خودش در کافه بازار مشغول بود. در سطح هم بودیم . توانایی ارزیابی مناسبی نداشتن برای مصاحبه کردن. شرکت براش گویا خیلی مهم نبود روند جذب نیرو. در طول کل فرآیند مصاحبه اصلا و ابدا نیروی hr وجود نداشت برای ارزیابی شخصیتی که خیلی عجیب بود برام. شرکتی با این همه اعتبار و ادعا از این امر غافل بودن. مصاحبه کننده هم باید حداقل یک سطح مدیریتی و فنی بالاتر باشد از مصاحبه شونده تا حس تقابل براش ایجاد نشه و فکر نکنه کسی که داره باهاش مصاحبه میکنه از خودش بیشتر میدونه. واقعا دفعه ی اولی بود میدیدم شرکتی کسی رو میگذاره برای مصاحبه کردن که خیلی تجربه ی کمی داره و ارشد نیست. بیشتر طراحی الگوریتم و ساختمان داده براشون مهم بود تا برنامه نویسی. یک سری از این سوالات acm یا مصاحبه شرکت ها رو ببینین و بخونین براتون مفید تره. یک طوری میخواهند نشون بدهند فرق دارند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: در این خصوص سوالی نپرسیدن و توجهی نداشتن. معمولا نیروی منابع انسانی در مصاحبه هست تا این موارد رو بررسی کنه. اصلا از منابع انسانی در فرایند مصاحبه حضور نداشت و این حرفه ای نبود.
در مصاحبه اول دو نفر بودن و باید دو تا از پروژههایی که انجام داده بودم رو پرزنت میکردم. در مورد تمامی جزئیات سوالهایی دقیق پرسیدن و مشخص بود که هدفشون نتیجه نیست و میخوان فرآیند رو متوجه بشن. سوالای اصلا تئوری نبود و نمیشد فقط با خوندن چند تا کتاب و مقاله بهشون جواب داد و حتما باید تجربه انجام کار عملی میداشتی. یکسری سوال هم پرسیدن به هدف اینکه ببین در لحظه چطوری میتونی تصمیم بگیری و راه حل بدست بیاری که خودشون هم گفتن هدفشون نتیجه نیست از این سوالا و فقط میخوان فرایند ذهنی رو متوجه بشن.
مصاحبه کننده تاخیر داشتند و اولش یه فرد دیگه اومد مصاحبه کنه.وقتی خودشون رسیدن بابرخورد نامناسبی کسی که داشتن با من مصاحبه میکردن و به بیرون راهنمایی کردن 😐 فک میکنم کلا بستگی به این داره که با چه شخصی مصاحبه بشه. شاید خیلی قابل قبول نباشه اما من حس میکردم تجربه و دانش من بیشتر از فرد مصاحبه کنندهه است. من تلاشم رو کردم تا خودمو خوب پرزنت کنم اما فکر میکنم خیلی ام به فرآیند مصاحبه و پاسخ های رد و بدل شده توجه نداشتند.سوالاتی که پرسیده شد عموما تو زمینه تجربیات گذشته و راه حل های من در زمان های مواجه شدن با چالش ها بود. تلاش کنید مراحل مصاحبه اتون حتما انجام بشه و شما مجبور نشید صرفا از فیلتر نظر یک فرد تو شرکت عبور کنید. اگه امکانش بود این درخواست و مطرح کنید. خودتون باشید همیشه خود ما بهتر از خود نمایشی ماست.
یمدت بعد از اینکه رزومه مو در سایت شرکت آپلود کردم باهام تماس گرفته شد و گفتن مرحله اول یک تمرینه که باید حل بشه و بعد درصورت تأیید ادامه مراحل. تمرین بیشتر قدرت تحلیلو میخواست بسنجه و اینکه چه روشهایی وجود داره که افراد بااستعدادو پیدا کنیم و جذبشون کنیم و اینکه بخوایم تخمین بزنیم تعداد نفرات آماده به کار در ایران در یک موقعیت مشخص از چه روش هایی میشه استفاده کرد. زمانش حدود یک هفته بود و من توی این یک هفته با تحقیق و جستجو و فرضیات مختلف تونستم بهش پاسخ قابل قبولی بدم که راضی بودن و قرار مصاحبه ست شد. از زمان ست کردن قرار تا مصاحبه حدود یک هفته زمان بود که من باتوجه به شرح وظایف و شرایط احراز شغل سعی کردم مهارتها و دانش لازمو درموردش بدست بیارم در جاهایی که نیاز به تقویت داشتم. فرآیند مصاحبه بخاطر کرونا با اسکایپ انجام شد. دو نفر حضور داشتن که هردو برخورد خوب و محترمانه ای داشتن. بعد از یک خوش و بش دو دقیقه ای سوالای مصاحبه شروع شد و کل مصاحبه حدود یک ساعت و نیم طول کشید. من برای شروع یکم استرس داشتم که این حالت در طول مصاحبه هم برطرف نشد. دلیل اصلیش این بود که انتظارم از سوالات و موضوعاتی که براشون آماده بودم یمقدار متفاوت بود از واقعیت مصاحبه. مهمترین مسیله ای که روش تاکید داشتن توانایی تحلیل بود. سوالشون با استارتاپ شروع شد و قصد داشتن از یک فرض کلی و بیگ پیکچر برسن به جزییاتی که میخوان. اما من با فرآیند استارتاپ از شروع تا رشدش و بلوغش آشنا نبودم و همین شد که همونجا قفل شد مصاحبه و جوابهایی که دادم به سوالات رضایت بخش نبود. در ادامه هم چون تمرکز کرده بودم که سوال اولو درست پیش نرفتم یمقدار اثرگذارگذار بود که منسجم جواب ندم. و واقعا بعضی از سوالات هم اصلا نمیفهمیدم که چی میخوان از سوال. جوابی که میدادم از نظر خودم درست بود ولی اونا چیز دیگه ای مدنظرشون بود. اینم بخاطر شروع بد بود که باعث شد شکستن سوال به قسمتهای کوچیکتر درست انجام نشه و به کل مصاحبه آسیب وارد شه. یکی از مصاحبه کننده ها هم بود که متوجه نگرانی من شده بود و خیلی سعی میکرد همدلی کنه و منو از اون حال دربیاره که خیلی اثربخش نبود چون از عملکردم راضی نبودم. اول اینکه با فرآیند استارتاپ خیلی خوب آشنا باشه و مراحلی که یک استارتاپ میگذرونه رو درست بدونه با تعداد نفرات و ساختار سازمانی که در هر مرحله تشکیل میشه و… بعد وقتی این مرحله رو بدونه و قدرت تحلیل خوبی داشته باشه میتونه اگه دانش داشته باشه به بقیه سوالات جواب بده. حدسم اینه که باید با روش های پیش بینی نیروی انسانی و استراتژی های که لازمه گرفته بشه آشنا باشه و بعد با خود شرکت کافه بازار و ساختار و بخش های آشنایی خوبی داشته باشه بعد به شرح وظیفه و شرایط احراز شغل که در سایت گفته توجه کنه و اطلاعاتشو تکمیل کنه.
من سه مرحله مصاحبه داشتم . تقریبا مطمینم که این همه مصاحبه و … کاملا جنبه مانور داره . اول این که کم هزینه ترین تبلیغ برای خودشه . حساب کنید هرکسی که می ره برای مصاحبه و رد می شه ، برای خودش و همه اطرافیانش این تصور پیش میاد که چقد شرکت پیشرفته ایه که این همه آدمو رد می کنه ، و دوم این که جلوی رقیبا و شرکتای دیگه داره می گه من این افرادو ریجکت کردم ولی برا شما کار می کنن ، سوم این که به کارمندای خودش داره می گه جایگزین برات وجود داره و چهارم داره دیتا از نیرو های کار مختلف جمع می کنه. بازار با این همه آدمی که برا مصاحبه دعوت می کنه ، داره برا خودش تبلیغ می کنه . و معمولا تو مصاحبه ها سعی می کنه یه شرایطیو برا مصاحبه کننده به وجود بیاره که مصاحبه کننده خیلی دلش بخواد بره اونجا کار کنه ،مثلا دو نفر میان استقبال و بدرقه و … . ولی گول این چیزارو نخورید ، اینا شگرد تبلیغاتیشونه.
مرحله اول تلفنی بود و موارد زیر سوال شد: یکسری تعاریف اولیه برنامه نویسی استکی که خودتون کار کردید و یک الگوریتم که تو ۲۰ دقیقه در گوگل داک باید کد میزدید و شخصی پشت تلفن بود و راهنمایی اگر میخواستید انجام میداد
مرحله اول تماس تلفنی بود، کمی در مورد شرکت کافه بازار گپ زدیم، کمی در مورد من و سوابقم و چیزای مربوط به اون. یه سوال الگوریتمیک( تقریبا) پرسیدن که مثلا قطر اصلی و فرعی یه گراف رو بدست بیار و جمع کن. کمی سوالات تخصصی خود زبان برنامه نویسی مد نظرم و شیوه کار با دیتا استراکچرهای مختلف در اون.
بنده ۶ سال سابقه کار پشتیبانی در مرکز ارتباط با مشتری سامسونگ داشتم و با استاندارهای بین المللی کار میکردیم. در جلسه مصاحبه دو عزیز تاره فارق التحصیل دانشگاه شریف بودند که سرجمع روی هم سابقه کاریشون به ۶ سال نمی رسید. در جلسه مصاحبه دوست عزیزی که مصاحبه میکرد اصول اولیه یه مصاحبه رو نمیدونست و مشخص بود هیچ تسلطی روی فرآیند مصاحبه نداره. مشخص بود یه سری سوال که براشون پیش اومده بود رو نوشته بودند بعد یه آگهی زده بودند و سوالاشون رو از من در میخاستن بپرسن. منم کامل جواب دادم و با راهکار ولی خوب اگه تونستن اجرا کنن من اسمم رو عوض میکنم. اگه شریف درس خوندین نیازی نیست اصلا رزومه بدین.خودشون براتون اسنپ میگیرن میان میبرنتون در غیر این صورت خودتون رو خسته نکنید چون ۲ ۳ هفته وقت تلف میکنید یه تسکی میدن بهتون و تخلیه اطلاعاتی میکنن و تمام ویژگیهایی که براشون مهم بود: فقط به اینکه دانشگاه شریف باشید.
مرحله اول یه سری سوالای جاوا + پایتون دادن (چون توی رزومهم گفته بودم این دو زبون رو بلدم) و یه سوال الگوریتمی که در کل آسون بود و کمتر از ۲۰ دقیقه سوالات رو جواب دادم و مصاحبه تموم شد.
برای مرحله اول تماس گرفتن و یک روز هماهنگ شد در مرحله اول دو نفر از کارمندان مالی برای مصاحبه اومدن برخوردشون بسیار عالی بود سعی میکردن جو مصاحبه خیلی دوستانه باشه و بود توضیحاتم در مورد کارهایی که انجام دادم قبلا شنیدن و هرجا سوال پیش میومد میپرسیدن که توضیح میدادم راجع بهش حدود ۴۵ دقیقه طول کشید مصاحبه اول که مصاحبه فنی بود ۱ هفته بعد برای مصاحبه دوم که حالت روانشناسی بود هماهنگ کردن قرار بود مدیر مالی و یکی از کارمندان بیان که مدیر مالی نیومدن و یک نفر از HR اومد جو مصاحبه برام دلنشین نبود دائم سوالات گنگ و بی مفهوم میپرسید مسئول HR مثلا اگر اینجا حقوقش کمتر باشه حاضری بیای کار کنی که جواب منفی دادم من ولی ایشون خیلی تعجب کرد! در کل دافعه بسیار زیادی داشت برام این مصاحبه و قبول نشدم که اگر میشدم احتمالا خودم تجدید نظر میکردم به نظرم روال مصاحبه ها بسیار غلط بود که ۱ کارشناس با سابقه کم میخواست با من که دوبرابر سابقه داشتم مصاحبه کنه دوست دارن فقط تعریف کنید ازشون
مصاحبه و فرآیند جذب سه مرحله داشت. مرحله اول با دو خانم که مسئول تیم جذب و استخدام غیرفنی کافه بازار بودن ابتدا که وارد شرکت شدم. با نگهبان صحبت کردم و گفتم برای مصاحبه اومدم ایشون هم بالا مسئول مصاحبه چک کردند و گفتند که منتظر بمانید. بعد یکی از مصاحبه کنندگان به استقبال من اومد و رفتیم که با هم صحبت کنیم. در مورد علایق ام، سابقه کاری دانش ام و… صحبت کردیم هم چنین در مورد جذب و استخدام سپس مصاحبه کننده چهارتا موقعیت شغلی رو که در تیم اچ آر وجود داش برای من توضیح داد و گفت که بهش فکر کنم بعد وسط جلسه همکار دیگه شون رسید و بسیار گرم و صمیمی برخورد کرد و عذرخواهی کرد برای دیر رسیدن و کیک و چای هم برامون آوردن. با نفر دوم در مورد کاری که تو حوزه منابع انسانی و سابقه تحصیلی – شغلی هم چنین نظر و دانش ام در همون حوزه در مورد کافه بازار پرسیده شد و بعد قرار شد برای جلسه دوم به هم اوکی بدیم و هماهنگ کنیم. اینقدر رفتارشون خوب و دوستانه و گفتگو خوب بود که تاخیر اولیه هیچ حس بدی در من ایجاد نکرد و حس خوبی داشتم. جلسه دوم حدود سه هفته بعد برگزار شد. این دفعه با مدیر منابع انسانی شرکت و یکی از مارکتینگ منیجرهای شرکت مصاحبه داشتم. دوباره که منتظر بودم دو نفر به استقبالم اومدن و رفتیم توی یک اتاق نشتیم. مدیر اچ آر به طور کامل در جریان صحبتهای جلسه قبل بود و این جلسه سوالهای کارشناسی میکرد مثل اینکه نظرت در مورد این فرایند چیه؟ یا قبلا چه سیستمی رو طراحی کردی مراحل اش رو بگو یا اینکه فکر می کنی چه جوری بشه فرایند استخدام خوبه و… بعد پرسیدن که سوالی چیزی نداری و من ازشون سوال پرسیدم. با مارکتینگ منیجرهای کافه بازار هم یک نقش-بازی داشتیم که من قرار بود پوزیشنی که توی ذهن ایشون بود رو بفهمم و اعتبار سنجی کنم. در انتها هم گفتن که جلسه پیشنهاد حقوق و دستمزد جلسه بعدی هست که خبرت میدهیم. حدود یک هفته بعدش هم جلسه آفر برگزار شد و مسئول جذب استعدادهای شرکت اومد و توضیح داد. در کل خیلی رفتارشون خوب و محترمانه بود و من احساس راحتی می کردم. میخواهم بگم که اول از همه و مهم تر از همه (در همه مصاحبه هایی که میرید) صداقت و یگانگی هست اون چیزی که واقعا هستید رو بگید نه بزرگنمایی کنی و نه فروتنی. با اعتماد بو خوش برخورد باشید. برای تمرین که بهتون میدن وقت بذارید کلا شایسته بودن خودتون رو نشون بدید که لازمه حتما قبلش برای مصاحبه اماده بشید از نظر فنی و غیرفنی. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به نظرم براشون مهم بود که فرد کار رو دوست داشته باشه و از خودش بدونه و اهل این باشه که خودش کارهای خودش رو بعد یک مدت جلو ببره و پیشرفت کنه؛ ویژگی به اشتراک گذاشتن اطلاعات و مهارت های ارتباطی هم براشون مهم بود.
تلفنی با بنده تماس گرفتن و یکسری سوالات فنی پرسیده شد من اول دیدم مصاحبه تلفنی هست خوشحال شدم که احساس کردم شرکت حرفه ای هستن و این جنبه مثبت داره بعد دیدم پشت تلفن دارن از من سوال الگوریتم می پرسن !!! کلا اینکه به اسم و عنوان شرکت نگاه نکنید و خیلی رفتار مصاحبه گر بد بود و مغرور نمیدونم متاسفانه یا خوشبختانه رنج سنی کارکنان این شرکت پایین هستش و یجور بچه بازیه اونجا کار و محیط کاری بچه بازی بر نمیداره و بنظرم جای مناسبی نیست و شبیه مهد کودک می مونه شاید حقوق بالا بدن یا پروژه های بزرگی داشته باشن ولی من جدا از رفتارشون بدم اومد و نحوه صحبت کردن یک آقا پسر با من که وقتی بیشتر سرچ کردم فهمیدم ۱۰ سال حداقل از ایشون بزرگتر بودم مدیران و همکاران کم سن و سال و جو مهد کودک و مغرور بازی
خانم و آقای جوون شاید همسن خودم و خیلی خوشبرخورد بودن، سوالاتشون رو خوب میپرسیدن ولی حسی که داشتم این بود میخواستن خیلی پروفشنال جلوه کنن و یه جاهایی انگار میخواستن مچ بگیرن. ولی مشکل عمده من این بود که سوال روانشناسیشون تابلو بود روانشناسیه و خب من طبق سلیقه خودم جواب دادم و بنظرم اگر کسی حتی غیر اون جواب بده دروغ میگه و صرفا برای شوعاف هست، وگرنه آدم هرچقدم خوب باشه خودشو بخاطر دوستش یا همکارش خراب نمیکنه پیش رییسش، ولی خب ایشون معتقد بودن این میشه زیرآب زنی????♀️ در کل بنظرم نباید انتظار پذیرش داشت انگار دنبال آدمای خاصی هستن
مصاحبه اول که تلفنی بود خیلی عذاب آور بود و کلی استرس گرفتم و سوالات روتین همه مصاحبهها رو در ابتدا پرسیدن و گفتن چی کار کردی و… نصف زمان مصاحبه برای حل یک تمرین الگوریتمی بود که خب تو گوگل داک باز میشد و باید کد یا شبه کد میزدی و بیشتر الگوریتم مد نظر بود و هم زمان باید با گوشی روی اسپیکر، مصاحبه کننده کمک میکرد ولی خب خیلی نه خیلی رو بحثهای پایه برنامهنویسی و الگوریتمی کار کنید و قوی باشید و پیشنهادم اینه که حتما از سوالات ACM تمرین کرده باشید.
تجربه مصاحبه م در کافه بازار، بهترین تجربه مصاحبه بود که در حدود ۵ سال سابقه کاریم داشتم.