به خدمت شرکت کافه بازار رفتم برای مصاحبهی Data Scientist. اول مصاحبهکننده خیلی جوان بود و بهنظر میرسید که استرس محیط برای هر دو نمایش داده میشود. با وجود من هم دچار اضطراب بودم، اما من داوطلب بودم و او باید تفاوتی را ایجاد میکرد. سوالها پایهای بودند و من پاسخشان را دادم، اما از یک جایی به بعد سوالها تبدیل به بحثهای تعریفی شد که واقعا ذهنم را درگیر کرد تا جایی که گفتم معذرت میخواهم من انتظار چنین سوالاتی در یک گفتوگوی دیتاساینس را نداشتم. او هم گفت برای ما طرز فکر کردن شما مهم است، اما من پرسیدم چگونه میشود از یک چنین سوالی، نحوهی فکرکردنم را درک کرد؟ جوابی نگرفت. در نهایت فهمیدم که هم انتظار سوالات تعریفی وجود دارد و هم مثل جلسهی امتحان، نحوهی پاسخگویی مهم است. از نتیجهای که میخواهم بگیرم، باید دید مرحلهی دوم را میآورم یا نه.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در کافه بازار، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۴۹ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۲ از ۵؛ ۴٪ از کاربران کافه بازار را به دیگران توصیه میکنند. ۴۹ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد فرآیند استخدام در کافه بازار غالبا سریع اما پرچالش است و محیط مصاحبهها از یک نیرو تا تیمهای مختلف تفاوت دارد. برخی تجربهها حاکی از برخوردی حرفهای، سوالات متناسب با نقش و تمرکز روی طرز فکر حل مسئله است؛ اما سایر تجربیها از جو غیر حرفهای، رفتار بالا به پایین و سوالات نامربوط یا غیرشفاف گزارش میدهند. در جمعبندی میتوان گفت تجربهی کار در کافه بازار برای نقشهای مهندسی و تحلیل داده گاه با مصاحبههای عمیق و مسئلهمحور همراه است و گاهی به دلیل امیدواریهای ناهمسو با واقعیت تیم یا استانداردهای استخدام، کاربر احساس میکند فرایند طولانی و غیرشفاف است. در مورد محیط کار، برخی صحبتها از وجود فرهنگ سازمانی با برخورد برابر و روشن میگویند، در حالی که تجربههای دیگر از بیاعتمادی و تضاد در فیدبکها و روالهای داخلی شکایت دارند. برای جستجوگران، کلیدواژههای تجربهی کار در، فرهنگ سازمانی و محیط کار بهطور طبیعی در متن گنجانده شده و کمک میکند تا تصویری واقعگرایانه از فرایند استخدام و محیط کار ارائه شود. برخی از کاربران هم به تفاوتهای رفتاری بین مصاحبههای تیمی و منابع انسانی اشاره کردهاند و هشدار دادهاند که انتظار پاسخ دقیق به هر سوال را نداشته باشند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
دو هفته پس از فرستادن رزومه از من تماس گرفتند و توضیح دادند که فرآیند استخدام سه مرحلهای است. در جلسه اول، تماس تلفنی بود و از من درباره سابقه کار و کارهایی که در شرکت انجام دادهام پرسیدند. کمی هم درباره استک فنی تیم سؤال کردند و چند سوال رفتاری مطرح شد. در پایان جلسه، مسئلهای الگوریتمی دادند تا در گوگل داک برایشان پیاده کنم: پیدا کردن نقطه زین اسبی در یک ماتریس. نقطه زین اسبی نقطهای است که در ردیف خودش حداکثر و در ستون خودش حداقل است. گفتند بهینهترین الگوریتم برای این مساله، زمان O(n²) دارد. پس از یک هفته تماس گرفتند و گفتند مصاحبه دوم برگزار میشود. در روز مصاحبه دوم، سوالی مطرح شد درباره توزیع پیکهای موتوری در سطح شهر و رستورانهایی که مردم از آنها سفارش میدهند. هدف این بود که موتورهای پیک را بهگونهای به رستورانها اختصاص دهیم تا مجموع مدتزمان تحویل به حداقل برسد. این مسئله NP-hard بود و زمان محاسباتی آن میتواند تا O(n) باشد، که معمولا فقط تا ۱۲ پیک را پوشش میدهد. برای سادهسازی، پیشنهاد شد شرطهایی برای کاهش فضای حالت اعمال کنیم یا با نمونهبرداری تصادفی از فضای حالت امتحان کنیم تا ببینیم کدام راه بهتر است. به باور من، سوال دوم کافه بازار پاسخ مشخصی ندارد و از من خواسته شد با استفاده از شروطی فضای حالت را کوچک کنم تا کامپیوتر بتواند مسئله را پردازش کند. در نظر من، سطح فنی من نسبت به فرد مصاحبهکننده بالاتر بود و از خود کافه بازار در برابر این همه حاشیه و هیاهو تعجب کردم که چنین رویکردی را در مصاحبه پیگیری میکند. پس از یک هفته با آنها دوباره تماس گرفتند و گفتند گزینههای بهتری دارند و احتمال همکاری در آینده وجود دارد. همچنین گفتند در شش ماه آینده میتوان دوباره اقدام کرد. بهطور کلی، به نظر میرسد که تمرکز مصاحبه کافه بازار بیشتر روی سوالات الگوریتمی است؛ فرآیند استخدام آنها هم به شکلی از گوگل کپی شده و به نظر میرسد از کتاب WORK RULES اثر رییس منابع انسانی گوگل الهام گرفته است. جالب است که اکنون گوگل به این نتیجه رسیده است که پرسیدن سوالات الگوریتمی لزوما شایستگی فرد را مشخص نمیکند و این پرسشها دیگر رایج نیستند؛ ممکن است یک برنامهنویس قوی باشید اما نتوانید به این سوالات پاسخ دهید و بالعکس.
شرکت کافه بازار را تجربه کردم و توضیح میدهم که روند مصاحبه چگونه پیش رفت. با وجود رزرو اولیه، حدود چهل روز پس از ارسال رزومه با من تماس گرفتند تا مصاحبه تلفنی انجام شود. به دنبال آن، نخستین مصاحبه نیز به صورت تلفنی برگزار شد و حدود یک هفته طول کشید تا به مرحله بعدی اطلاع داده شدم. تنها یک روز قبل از عید برایم ایمیلی ارسال شد که مراحل بعدی مصاحبه بهزودی اعلام میشود. تا اوایل اردیبهشت، مصاحبه دوم برایم تعیین شد که به دلیل شیوع کرونا از طریق اسکایپ با دو نفر از اعضای تیم جذب انجام شد. در این بخش سوالات رفتاری همچون این که در موقعیتهای خاص چه واکنشی نشان میدهم و چالشهای رفتاری مشابهی که در کار سابق با پرسنل داشتم و نحوه حل آنها مطرح شد. پس از آن، تکلیف یا وظیفهای برای انجام فرستاده شد و من پاسخ را در همان قالب ارسال کردم. پس از دریافت پاسخ، مصاحبه سوم نیز برایم تنظیم گردید که مجددا بهدلیل کرونا از طریق اسکایپ برگزار شد، اما حس مثبتی نسبت به این مصاحبه نگرفتم. شنیده بودم که در مصاحبههای آنها رویکردی وجود دارد که ممکن است بخواهند شما را به سمت پاسخهای مطلوب آنها هدایت کنند؛ یعنی در مواقعی که با آنها همنظر نیستید، بهشدت سعی میکنند تا نظر شما را به سمت نتیجه دلخواه خود تغییر دهند. در نهایت عنوان شد که نتیجه تا حداکثر یک هفته دیگر اعلام میشود، اما این بازه به یک ماه رسید. از زمان ارسال رزومه تا روشن شدن نتیجه نهایی چهار ماه سپری شد که واقعا طولانی به نظر میرسید. در این مدت افراد زیادی ممکن است مشغول شده باشند و از طرفی به نظر میرسید توضیح میدهند که فرایند طولانی است تا نمایش داده شود که ما واقعا خاص هستیم. نتیجه تجربهای که به من منتقل شد این بود که برای استخدام احتمالی، بهتر است انتظار فرایندی حداقل چهار ماهه را در نظر بگیرم.
در فرآیند مصاحبه با کافه بازار، مرحله نخست تلفنی بود که سوالات تخصصی حقوق و دستمزد مطرح شد و تماما پاسخ دادم. به مرحله دوم دعوت شدم و آن مرحله حدودا یک ساعت طول کشید؛ اما نیمی از سوالات مربوط به کدنویسی در SQL و C++ بود که من که قبلا سه سال قبل در شرکتی با این حوزهها کار کرده بودم، تا حدی آشنا بودم و به طور ناقص توضیح دادم و آنها خندیدند. از دید من ارتباط این ابزارها با حقوق و دستمزد روشن نبود و وقتی پرسیدم اگر برای شما اهمیت دارد، چرا در شرح شغلشان این موضوع نوشته نشده، با تعجب پاسخ دادند و من را به ادامه سوالات حقوق و دستمزد ترغیب کردند. با اولین سوال مشخص شد که کارشناس مالی مصاحبه، محاسبه مالیات را درست انجام نمیدهد و من به روال آنها اشاره کردم که اشتباه میکردند. همچنین درباره سابقه کاری من در شرکتی با برند مشهور، که ما دورههای حقوق و دستمزد را تدریس میکردیم، اطلاعی نداشتند و از من پرسیدند که آیا باید دوره حقوق و دستمزد را بگذرانی؟! نتیجهگیری من این است که اگر برایتان شخصیت و جایگاه شرکت اهمیت دارد، بهتر است رزومه را برای آنها ارسال نکنید؛ چون ممکن است با نگاه ناآگاهانه و از بالا به پایین، به سادگی به کارتان نخندند و اگر دانش تخصصی بالایی در حوزه شغلی داشته باشید، ترس از جایگاه شما باعث شود سوالات بیربط مطرح کنند و شانسی برای ارزیابی عادلانه باقی نماند.
کایه بازار را میخواهم بهگونهای کنار بگذارم که تجربه بهطور روشن و روان روایت شود. طولانی بودن فرایند مصاحبه در ذهنم مانده، و در نهایت تصمیم به همکاری نشد. در اولین مرحله، تماس تلفنی بود که زمان مشخصی داشت و برای تغییر یا عقببردن آن هیچ تمایلی نشان داده نشد؛ وقتی گفتم امکان شرکت در مصاحبه در زمان دیگری نیست، به بهانه پر بودن تقویم، مصاحبه را به تعویق انداختند. سپس در مرحلههای بعد سه بار مصاحبه حضوری داشتم: دو جلسه دو ساعته و یک جلسه چهار ساعته، که هر کدام با فاصله دو تا سه هفته برگزار میشد و برای هر بار شرکت در مصاحبه باید مرخصی میگرفتم. در همه مصاحبهها یا افراد مصاحبهکننده دانشجو بودند یا تجربه کمی داشتند؛ پیش از رفتن بررسیهایی در لینکدین انجام داده بودم. در مصاحبههای حضوری، بهنحوی که گویی میخواستند بیش از حد کمک کنند، فرصت تفکر و تمرکز به من داده نمیشد. با وجود این، تمام تمرینهای مصاحبه را نسبت به زمان مطلوب سریعتر انجام دادم. بعد از طی تقریبا دو ماه و نیم فرایند، با ارسال ایمیلی اعلام کردند که امکان همکاری وجود ندارد. همواره باید آماده بود که امکان رد شدن وجود دارد.
برای من روشن بود که میخواهم در زمینه بازرگانی خارجی و بازار چین کار کنم و برای همین درخواست مدیر بازرگانی مسلط به این حوزه دادم. مصاحبه به صورت اسکایپی و با حضور یکی از مدیران توسعه بازرگانی همراه با مترجم زبان چینی انجام شد؛ مترجم از طریق موبایکش در طول مصاحبه حضور داشت. هدف کافه بازار این است که با تعدادی شرکت چینی همکاری کند تا بازیهایشان را در پلتفرم اینجا منتشر کنند. در جلسه مصاحبه ابتدا از سوابق کاریام خواستند تا توضیح بدهم و سپس راهکارهای خودم را ارائه کردم. نکتهای که جالب بود این بود که هر بار از من سوال میپرسیدند، پاسخهایم را تکرار میکردند و میگفتند نمیتوانند در مورد مسائل داخلی شرکتشان صحبت کنند. حس من این بود که تنها میخواهند اطلاعاتی از من به دست بیاورند و در واقع به نظر میرسید قصد این شرکت از طریق آگهی با عنوان کارشناس توسعه بازرگانی خارجی، فقط جذب اطلاعات باشد. به نظرم رفتار غیرحرفهای کافه بازار در این مصاحبه به شدت قابل توجه بود.
برای من تجربه مصاحبه مدیر محصول شرکت کافه بازار خیلی معمولی آغاز شد اما مزه ناامیدی داشت. مصاحبه در ظاهر آسان بود، اما واقعا بیروح و بیانگیزه به نظر میرسید. یکی از نکات منفی این بود که برخلاف استانداردهای حرفهای، مصاحبهکننده برای پوزیشن سینیور خودش فردی کاملا جوان و کماطلاع جلوه میکرد. با بررسیهای سطحی در لینکدین فهمیدم ۲۱ ساله است و دانشجوی سال سوم لیسانس برق قدرت شریف با هشت ماه سابقه کار است. برخی سوالها بیش از حد سادهانگارانه بود و نشان از کماطلاعی داشتند؛ مثلا پرسیدند به نظر تو مدل درآمدی فعال شرکت درست است یا ممکن است مدل دیگری باشد. وقتی از ایشان پرسیدم شما مدل دقیقشان را میدانید، ادعا کردند بله، اما جوابشان اشتباه بود. در مصاحبههای استاندارد برای مدیر محصول، معمولا تمرکز روی توانایی تحلیل و تخمین است و مبنا اصلی، رویکرد جستوجوی پاسخ است نه عدد دقیق؛ اما در همان جلسه گفته شد برای تخمین فروش دقیق فلان سایت، آن را تخمین کن. همچنین یکی از معیارهای مهم این بود که مدیر محصول باید بر اساس اطلاعات بازار تصمیم بگیرد و از سلیقهای رفتار نکند، اما اینجا از من پرسیدند اگر در آن مجموعه مدیر بودی، اپلیکیشن را جدی میگرفتی یا سایت را. پاسخ من این بود که با استفاده از چند شاخص، دو پلتفرم را مقایسه میکردم، مثل نرخ تکمیل تراکنش یا مدت زمان سپریشده و غیره، اما باز هم مصاحبهکننده پافشاری کرد که حتما باید پاسخی دقیق بدهی و فرقی ندارد که کدام پلتفرم را انتخاب میکنی. جلسه که تمام شد حس کردم بیارزشم کردهاند و ایمیلی که برای رد درخواست دریافت کردم هم فقط یک قالب کلی بود و هیچ دلیل روشن و مشخصی در آن ذکر نشده بود. همان قالب برای یکی از دوستانم هم استفاده شد که چند روز بعد همان تجربه را داشت. اگر دانشجو یا فارغالتحصیل شریف هستید، حتی در غیر مربوط به رشته، با احتمال بالای نود و نه درصد ممکن است استخدام شوید؛ در غیر این صورت بهتر است به خودتان زحمت شرکت در مصاحبه را ندهید. همچنین اگر میروید مصاحبه، انتظار یک فرآیند استاندارد و دقیق را نداشته باشید.
برای من به عنوان داوطلب، اوایل دوران همهگیری کرونا بود و کافه بازار در حال تغییر شیوههای استخدام به دورکاری بود. نتیجه این تغییرات، کمشدن ارتباط با شرکت و نصفهنیمه بودن فرایند مصاحبه بود و من هم به دلیل این وضعیت و درسی که پشت کنکور ارشد داشتم، کمتر فرصت پیدا میکردم به کارفرماها پاسخ بدهم. طی مدت زمانی چند ماهه، تصمیم گرفتم تا جایی که میتوانم صبور باشم تا فرآیند مطلوبی را پیدا کنم. در تیرماه، با من تماس گرفتند و توضیح دادند که به خاطر شرایط بیماری و تغییرات داخلی فرایند استخدام دیرتر جریان پیدا کرده؛ از این تاخیر عذرخواهی کردند و پرسیدن آیا همچنان علاقهمند به ادامه فرایند هستم یا نه. من پاسخ دادم که بله، و برایم یک لینک آزمون غیرحضوری فرستادند. آزمون اول چهار سوال داشت که باید در دو ساعت پاسخ داده میشد؛ محور آنها مباحث ساختمان داده و طراحی الگوریتم بود. سهتا از چهار سوال را حل کردم و به سوال چهارم که دقیقا متوجه صورت سوال نمیشدم پاسخ ندادم. توضیحم را ایمیل فرستادم و آنها قبول کردند. پس از پذیرش آزمون اول، به آزمون دوم رسیدم که باز بهصورت غیرحضوری بود و نیاز به کدنویسی داشت. تفاوتش این بود که ترکیبی از پروژهای کوچک و دنیای واقعی بههمپیوسته با مباحث پایهای ساختمان داده را در بر میگرفت.
برای من تجربهای بود که از نزدیک با فرایند جذب استعداد فنی در کافه بازار آشنا شدم و در نهایت به نتیجه مطلوبی نرسید. داستان از وقتی شروع شد که در مرداد ماه، برای مصاحبه نیرو شعبه مشهد با من تماس گرفتند و جلسهای دو ساعته ترتیب دادند. آن جلسه به نظر کامل بود اما بعدا توضیح دادند که صرفا یک گپ بوده و نتیجه را اطلاع میدهند، اما خبری نشد. من دوباره پیگیری کردم و گفتند نتیجه مصاحبه اولیه مثبت است، اما فعلا این پوزیشن در مشهد باز نشده است. حدود یک ماه بعد گفتند تسکی میفرستند که نتیجهاش خیلی مهم است. تسک شبیه چالش بود و کاملا با پوزیشنی که من درخواست کرده بودم تطابق داشت؛ اما به دلیل شرایط مناسب نبودن من، تسک را خوب انجام ندادم. چند روز بعد مسئول مربوطه را دیدم و گفتند امتیاز کافی را نیاوردهام، اما چون در آذرماه رویداد مشترکی داریم میتوانند از من دوباره ارزیابی کنند. آن ایمیل ریجکت معمولی نبود و فرصت مجدد داده شد. پس از رویداد مشترک، گفتند کافه بازار از همکاری من در این رویداد راضی است و قصد دارند همکاری را ادامه دهند. من هم یک بازه زمانی برای گذراندن دوره منتورشیپ در تهران مشخص کردم و بعد از آن به مشهد بازگردم. فردای آن روز مدیر دفتر مشهد به من گفت از همین حالا میتوانیم همکاری را آغاز کنیم؛ همچنین گفتند فعلا برای دوره منتورشیپ در تهران نیازی به آموزش ندارم و حجم کارها زیاد است. تا هفته آینده موظف شدم تعدادی کار انجام دهم و من هم وارد فرایند استعفا از محل کار قبلیم شدم و همزمان کارهایی را آغاز کردم که از من خواسته بودند، مثل یافتن نیروهای اندروید و فرانتاند. پس از یک هفته لیستی با نامها، رزومهها و شماره تماس از افراد توانمند در این حوزهها را در اختیار مدیر مشهد گذاشتم، اما هیچ بازخوردی نگرفتم. جلسهای درخواست کردم و او گفت اولویت کارها کاهش یافته و ایمیل آفر هم نمیخواهند ارسال کنند تا به ایمیل استعفم وصل شود. آنها گفتند پوزیشن من باز نشده و بهتر است استعفا را پس بگیرم و تا عید با مجموعه قبلی ادامه بدهم. با تیم تهران هم در ارتباط بودم که برای من جلسهای جهت سنجش برای دفتر تهران ترتیب بدهند. دوستانم به من گفتند اگر قبلا پذیرفته شده باشم، دوباره تحت هیچ مصاحبه جدیدی قرار نخواهم گرفت، اما من تصمیم گرفتم برای دیدن فرصت تهران شرکت کنم تا اگر قبول شدم به تهران بروم؛ در غیر این صورت به مشهد برگردم. مصاحبه برای من از ۱۴ تا ۱۷ نبود اما با دو نفر آقا که از ابتدا صبور نبودند و اجازه فکر کردن کافی به من نمیدادند، روبهرو شدم. در طول مصاحبه یکی از مصاحبهکنندهها در دقایق آخر مرتب گوشی خود را چک میکرد که حس ناخوشایندی ایجاد کرد و در نهایت نتیجه مطلوبی نگرفت. چند روز بعد ایمیلی رسید مبنی بر اینکه ریجکت شدم و وقتی از مسئول مربوطه سوال کردم گفتند توانمندیهایی که در رویداد از خودم نشان داده بودم در مصاحبه به چشم نمیآمد و ترجیح دادهاند فردی با تجربهتر برای دفتر مشهد انتخاب کنند. بعد از این فرایند که نزدیک به پنج ماه طول کشید، به طور دقیق متوجه نشدم آیا دلیل عدم موفقیت، کمبود توانایی من بود یا صرفا با توجه به نیاز آنها، توانمندی من تغییر میکرده است. در جریان برگزاری رویداد با همکاران واحد جذب رابطه برقرار کرده بودم و قبل از اینکه به طور مکتوب اعلام کنند پذیرش شدهام
شرکت کافه بازار تجربه کارمند یا داوطلب در مصاحبه مهندس نرمافزار: مصاحبه سه مرحلهای بود. در نخستین مرحله تلفنی، سوالات رایج از نظر منابع انسانی مطرح میشد؛ هدفها و برنامههای آینده، احتمال خروج از شرکت و انگیزهها برای بازار prompts، بهطور معمول سوالاتی که در اکثر جاها میشنوی. در همین مرحله یک پرسش نیمهالگوریتمی هم ارائه شد که راهحل اولیهاش زمانبر بود و من توانستم راهحل دوم را بنویسم که لازم بود در یک فایل Google Docs آنلاین نوشته شود و بدون کمک از هیچ منبعی انجام شود. مرحله دوم بیشتر روی حل مسئله تمرکز داشت و یک مسئله مبهم به شما داده میشد تا راهحل را ارائه دهید. هدف این مرحله سنجش قدرت تحلیل و نحوه برخورد با ناشناختهها بود. این مرحله حضوری در محیط شرکت و حدودا یک ساعت و نیم طول کشید. مرحله سوم دو سوال داشت: یکی مربوط به پیادهسازی و دیگری طراحی سیستم. ابتدا سؤال مطرح میشد و از شما میخواستند راهحل را توضیح داده و فرایند حل مسأله را روی تخته بنویسید، سپس از شما درخواست میکردند که کد راهحل را نیز بنویسید. سوال دوم طراحی یک سیستم ساده اما با جزئیات بالا بود و دوباره از شما میخواستند راهحل بدهید و کد را با هر فریمورکی که برایتان راحت است بنویسید. با توجه به سابقه کار، شدت مصاحبه تغییر میکند. از کسی که سابقه کار بیش از سه سال دارد انتظار میرود در آن حوزهای که درخواست شده واقعا قوی باشد و مفاهیم پایهی علوم کامپیوتر برایش واضح شده باشد؛ طراحی یک سیستم و نوشتن کد آن باید برایش ساده به نظر آید. در نوشتن کد تسلط لازم است و نباید تنها به کارهای انجامشده در شرکت بسنده کرد، چون ممکن است سؤال پیادهسازی بسیار چالشانگیز باشد و نتوان در چهل و پنج دقیقه آن را حل و کدش را نوشت.
از طریق سایت رزومه خودم براشون ارسال کردن که دو روز بعد جواب دادن یه task ایی برام ایمیل کردن که یه فایل PDF بود شامل توضیحات پروژه و معیار هایی که برای بررسی پروژه در نظر گرفته بودن(تمیزی و خوانایی کد، استفاده از دیزاین پترن ها، نحوه پیاده سازی و معماری، استفاده درست از گیت، رابط کاربری و تجربه کاربری) که باید طی حداکثر ۷ روز انجام میشد. پروژه را براشون فرستادم ۵ روز بعد تماس گرفتن و یه قرار مصاحبه برام ست کردن، تو مصاحبه اول دو تا از برنامه نویس های شرکت بودن که یکیشون خیلی حرفه ای بود و اون یکی سابقه کارش به نسبت خیلی کمتر بود، بر خورد هر دو نفر هم خیلی خوب بود. سوال هایی هم تو مصاحبه اول پرسیدن همه جور سوالی شامل میشد: الگوریتم و ساختمان داده، سوالات روتینی که تو همه مصاحبه های اندروید می پرسن مثل تفاوت RecyclerView با ListView اما خب به شدت تو سوالات ریز می شدن، سوالات زیادی حول مسائل پرفورمنسی و Memory Leak بودش، یکسری سوال هم راجع به طراحی ui پرسیدن، یه چند تا فرم با ماژیک کشیدن و گفتن توضیح بده اگه بخوای اینا رو دیزان کنی چجوری انجامش میدی، سوال های الگوریتمی ساده ایی داشتن و بیشتر نحوه فکر به نظرم براشون مهم بود، چند تا سوال دیتا استراکچر پرسیدن مثل اینکه HashMap چجوری کار میکنه و پیاده سازیش چطوریه. تقریبا یک هفته بعد تماس گرفتن و قرار مصاحبه دوم رو ست کردن برام که تو مصاحبه دوم باید کد میزدم، ۴ تا تسک بهم دادن که تسک ها هم اینجوری بود: پیدا کردنMemory Leak و درست کردنش،پیاده سازی کش Offline-First ، طراحی واسط کاربری و فیکس کردن یه باگ در کل سوالات مصاحبه های تکنیکال خیلی چیز عجیب و غریبی نبودن ولی بعضی سوالات خیلی مفهومی بود و هدف نوع تحلیل مسئله بود.قرار بود یک هفته بعد از مصاحبه دوم بهم خبر بدن، که ازشون خواهش کردم اگه ممکنه زودتر بهم خبر بدن چون با یک شرکت دیگه هم به توافق رسیده بدم و باید جواب اونا رو هم میدادم.فردای مصاحبه دوم تماس گرفتن و جلسه آفر رو برام ست کردن
بعد از اولین تماس تلفنی وقت مصاحبه آنلاین مشخض شد با یک از کارشناسان بخش منابع انسانی/ سوالات ساده مثل تجربه مشابه و رزومه کاری و تحصیلی و در مواقع بحرانی با تیم چطوری برخورد میکنی؟اصول مدیریتت چطوره برای بخش های زیر مجموعه، چطوری کنترل شون میکنی و غیره / بعد از ۳ هفته یک email اومد که ۴ تا سوال داشت وباید تکمیلش میکردم طی سه روز ( چالش هایی بود که در موقعیت شغلی امکان داشت ایجاد بشه/ بررسی ش در کافه بازار حدود ۴ هفته ظول کشید؟!!! / با مثبت بودن پاسخ ها و نگرشم به موصوعات (به گفته دوستان) مصاحبه بعدی رو با مدیر منابع انسانی فیکس کردند بصورت حضوری (حدود ۳ ساعت مصاحبه و گپ و گفتگو و بازدید همه ی طبقات و عملکرد همه ی واحد ها رو قدم زنان انجام دادیم و کلیت جلسه مثبت ارزیابی شد / بعد از حدود ۵ هفته دوباره تماس گرفتند یه وقت مصاحبه تنظیم کردند (با کارشناس هایی که به گفته ی خودشون قرار بود بعدا من مدیرشون باشم! ( خیلی کار خنده داری بود! خیلی) تازه یکی از عزیزان هم وقتش پر بود و در جلسه حاضر نشد! کارشناس مصاحبله کننده در مورد نحوه شستشوی سرویس بهداشتی ازم سوال کرد! خیلی توهین آمیز (عین واقعیت رو مطرح میکنم) و اینکه حتی یکبار هم روند مصاحبه ی بنده رو در سیستمشون حتی مرور نکرده بود وجالبتر اینکه در شروع جلسه خودش رو مدیر امکانات کافه بازار معرفی کرد! همون موقعیتی که من در روند مصاحبه ش بودم! خیلی خیلی خنده دار! واقعیت امر خودم جلسه رو خیلی زود به اتمام رسوندمو اونجا را ترک کردم. دیگه نگم براتون از تلفن صحبت کردن نفر در جلسه و سلام وعلیک کردن با افرادی که اون طرف دیوار شیشه ای عبور میکردند! خیلی شوکه بودم! / ۲ روز بعد هم یک email زدند و گفتند شما مناسب این سیستم نیستید و غیره! ازشون درخواست فید بک کردم و جالبتر اینکه یکدفعه لحن email و تماس تلفنی هاشون عوض شد و همون شعار قشنگ که در کافه بازار نگاه از بالا به پایین وجود نداره رو به عینه لمس کردم! فارغ از نتیجه که واقعا بعد از جلسه آخر برای خودم هم منفی بود از مجموعه کافه بازار با این همه شعاری که میده انتظار نداشتم! جالبتر اینکه اون موقعیت شغلی حذف شد! کافه بازار برگشت به جای قبلیش! و متوجه شدم بخاطر حذف شدن ردیف شغلیش من رو باز دادند و آخرشم برای اینکه خودشون رو توجیه کنند روی من برچسب زدند! راستی گزارش فیدبک هم سراسر دروغ بود و همه ی توضیحات بنده برعکس ثبت شده بود.
سوالات اصلا استاندارد نبود بسار کلیشه ای و گمراه کننده و بی ربط به ماهیت شغلی که براش اپلی کرده بودم من ریفرال خود مجموعه بودم و کوچکترین ارزشی نداشت که ۲ سال برای همون مجموعه کار کرده بودم بدترین حس هارو تو مصاحبه گرفتم انگار فقط دنبال یه کلمه بودند به صورت مچ گیرانه و سوالهای پیچیده بی محتوا و همش براساس فرضیات. مرحله دوم مصاحبه که شامل تسک بود بسیار تسک غلط و بی پایه و اساسی که براش نمیشد هیچ جوره جواب منطقی و درستی درآورد و در نهایت در مصاحبه سوم با سوال نقطه ضعف خود را بیان کنید و به دلیل همون نقطه ضعف ریجکت شدم.
مرحله اول مصاحبه تلفنی بود که زنگ زدن اول از همه خودشون رو معرفی کردن و بیشتر روی خدماتی که به کارمنداشون ارائه میدن اشاره کردن. از تجربیات قبلی پرسیدن و یه سوال الگوریتمی ساده پرسیدن که باید توی داک براشون کدش رو به هر زبونی که راحت بودم می نوشتم. یه سری سوالات کلی دیگه هم که با فلان چیز چقدر آشنایی و اینا پرسیدن. برخورد مصاحبه کننده محترمانه و خوب بود. مرحله دوم مصاحبه حضوری بود که اول یه سوال الگوریتمی پرسیدن که همونجا باید کدش رو می زدم. سوال سختی نبود ولی نیاز به چند دقیقه فکر و بررسی داشت. بعدش یه مساله بهینه سازی در دنیای واقعی مطرح کردن که اگر میخواستی الگوریتمی بهش پیدا کنی جواب بهینه چند جمله ای نداره. اینجا مصاحبه کننده از تو انتظار داره که اولا با محدود کردن مساله، بتونی یه سری راه حل بدیهی ساده پیدا بکنی، بعد با برداشتن محدودیت ها، توانایی تو رو در حل مساله و فیدبک گرفتن و اعمال اون فیدبک بسنجه. مصاحبه کننده با وجود سن کمی که داشت برخورد خیلی حرفه ای و محترمانه ای داشت. مصاحبه سوم یه مصاحبه چهار ساعته پیاده سازی بود. یه مساله مطرح می کردن و تو کدش رو می زدی. حالا مساله رو پیچیده تر می کردن. اینجا براشون مهمه که تو کد تمیز بزنی، دید نرم افزاری خوبی داشته باشی و خلاصه کدت جوری باشه که توی گسترش و تغییر محصول گیر نکنی. اواخر مصاحبه هم من و هم مصاحبه کننده ها واقعا خسته شده بودیم. به نظرم خوبه کافه بازار روی این مرحله یه بازنگری بکنه. دنبال این که سوال ها رو گیر بیارید نرید چون بیشتر خلاقیت و نحوه مواجهه با سوال براشون مهمه و اگه سوال ها رو بدونی ممکنه نتونی این توانایی هایی که داری رو توضیح بدی. سعی کنید به مصاحبه کننده فیدبک بدید و ازش فیدبک بگیرید. در مورد محدودیت ها و حالت های خاصی که مساله ممکنه داشته باشه باهاشون صحبت کنید. از تخته و وایت برد استفاده کنید و سعی کنید هر ایده ای که تو ذهنتون هست به صورت تصویری بیارید روی تخته. این رو هم در نظر داشته باشید که حرف پشت سر کافه بازار زیاد می زنن. شاید یه سری حرف ها درست باشه اما این واقعیت رو در نظر بگیرید که این شرکت یکی از موفق ترین شرکت های کامپیوتری کشور ماست و کارمنداش هم اکثرا از کارشون راضین. بنابراین خیلی حرف ها از حسادت یا دور بودن از فضا ناشی میشه. مثلا من قبل از شروع فرایند مصاحبه خیلی در مورد کم سن بودن افراد خونده بودم توی همین سایت، ولی مواجهه ای که داشتم این بود که افراد کم سن توی یه فرایند تعریف شده ای جوری آموزش دیدهن که رفتار بسیار حرفه ای ازشون سر می زنه.
برخورد HR خوب بود. مرحله اول مصاحبه با دونفر کارشناس تست بود . که خوب بود. بعدش یه تسک دادن که خیلی خوب انجام دادم و خوششون اومد. مرحله دوم با دونفر پروداکت که جو واقعا خشک بود. در تمام طول مصاحبه حتی یک لبخند هم نزدن. دید بالا به پایین داشتن ( در هر دو مرحله) فقط یه نفر از دیوار بود که برخوردش خوب بود. سوالهای خیلی ریز با جزئیات میپرسیدن که منظورشون رو از اون سوالا واقعا متوجه نمیشدم و تکرار هم میکردن به طرق مختلف.سوالهای فنی میپرسیدن و دنبال جوابهایی درباره مهارتهای ارتباطی و کار تیمی بودن. شنیده بودم جو اونجا خیلی دوستانه ست و خیلی صمیمی هستن، ولی همچین چیزی ندیدم. یا حداقل تو واحد فنی همچین چیزی نیست. وقتتون رو تلف نکنید. اگرم خیلی اصرار به رفتن دارید، از توانایی هاتون تو کار تیمی براشون بگید. در صورت پذیرفته نشدن هم هیچ دلیلی بهتون نمیگن
تا به امروز بیش از ده مصاحبهی شغلی رو به عنوان کاندیدا شرکت کردم و بخش زیادی از سابقهی شغلیم رو هم کار جذب و استخدام انجام دادم، با اختلاف افتضاحترین مصاحبهای بود که در تمام دوران حرفهایم دیده بودم. – نگاه مغرورانه و از بالا به پایین – عدم اشراف و آگاهی مصاحبهکننده نسبت به بازار شغلی و سایر شرکتها – چک کردن مداوم گوشی و قطع کردن صحبت توسط مصاحبه کننده – سوالاتشون بیشتر از جنس کتابای درسی بود تا فضای شغلی و حرفهای (مثلا: تعریف انگیزش کارکنان!) – بعد از گذشت سه هفته هنوز هیچ پاسخی در رابطه با پذیرفته شدن یا نشدن اینجانب ارسال نشده
وقتی ایمیل کردم، یه هفته بعدش تماس گرفتن و برای یه هفته بعدش جلسه ست کردن… مرحله اول: یک ساعت تلفنی، یه سری سوال که درمورد خودت و سابقه کاریت میپرسن، یه مساله زین اسبی که تو گوگل داک میزنی براشون، یه سری سوال نه چندان سخت java core هم پرسیدن چون من جاواکار هستم.
مصاحبه اول بصورت تلفنی برگزار شد. من تمام سوالات رو جواب دادم و خود اون فرد مصاحبه کننده تایید کرد که خیلی خوب بود و سوالات رو درست جواب دادی و کاملا اعلام رضایت کرد. ولی نمیدونم چرا رد شدم و بدون حتی مطرح کردن حقوق درخواستی و بقیه مسایل اینجوری جواب دادن و تو ایمیل گفتن امکان همکاری نیست … من احساس می کنم مصاحبه کافه بازار بیشتر جنبه سرکاری داره و بیشتر می خوان ببینن نیرویی که دارن چقدر جایگزین براش وجود داره. البته یک حدس دیگه هم میزنم که سن و سال و دانشگاه محل تحصیل رو شاید مد نظر قرار بدن که این بدترین و آماتور ترین طرز فکر موجود هستش !!! البته اینکارشون باعث شد من دیگه برای این شرکت رزومه ارسال نکنم و حتی اگر درخواست همکاری هم دادن به هیچ وجه با همچین مجموعه ای کار نکنم. سوالاتی که پرسید کاملا کلیدی و برداشت خاصی از جواب شما داشت و میفهمید شما در چه سطحی هستید ! سعی کنید ریزترین مسایل رو بلد باشید , حتی فرق بین عملگرهای منطقی و غیره خیلی روی مصاحبه این شرکت حساب نکنید , کاملا تشریفاتی و جنبه مانور داره براشون
خیلی ساده بود. یک بار تلفنی زنگ زدن و گفتن چون تقاضا خیلی بالاست برای ما از این به بعد تلفنی مصاحبه میکنیم. تو این مرحله سوال های ساده ای پرسیدن که چرا میخواهید از محل قبلی جدا بشین و برنامتون چیه و از ایران میخواهید برید یا نه و … بعد در این مرحله یک سوال برنامه نویسی پرسیدن. یک مثال ساده در حوزه ساختمان داده و طراحی الگوریتم بود که آنلاین در word می نوشتین. همین. بعدش زنگ زدن برای مصاحبه حضوری رفتم. باز همون سوال ها و حرف های مصاحبه تلفنی پرسیده شد. یک سوال طراحی الگوریتم ساده. بعد حدود یک ساعت بحث در مورد یک سناریو کاری بود که گفتن نظرتون چیه برای این مساله و چه راه هایی پیشنهاد میدین. با هم بحث کردیم سرش و راه هایی ارایه دادم. خیلی سخت نبود. در کل انتظار رفتار حرفه ای تر داشتم. مصاحبه کننده بیشتر از یک سال نبود که خودش در کافه بازار مشغول بود. در سطح هم بودیم . توانایی ارزیابی مناسبی نداشتن برای مصاحبه کردن. شرکت براش گویا خیلی مهم نبود روند جذب نیرو. در طول کل فرآیند مصاحبه اصلا و ابدا نیروی hr وجود نداشت برای ارزیابی شخصیتی که خیلی عجیب بود برام. شرکتی با این همه اعتبار و ادعا از این امر غافل بودن. مصاحبه کننده هم باید حداقل یک سطح مدیریتی و فنی بالاتر باشد از مصاحبه شونده تا حس تقابل براش ایجاد نشه و فکر نکنه کسی که داره باهاش مصاحبه میکنه از خودش بیشتر میدونه. واقعا دفعه ی اولی بود میدیدم شرکتی کسی رو میگذاره برای مصاحبه کردن که خیلی تجربه ی کمی داره و ارشد نیست. بیشتر طراحی الگوریتم و ساختمان داده براشون مهم بود تا برنامه نویسی. یک سری از این سوالات acm یا مصاحبه شرکت ها رو ببینین و بخونین براتون مفید تره. یک طوری میخواهند نشون بدهند فرق دارند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: در این خصوص سوالی نپرسیدن و توجهی نداشتن. معمولا نیروی منابع انسانی در مصاحبه هست تا این موارد رو بررسی کنه. اصلا از منابع انسانی در فرایند مصاحبه حضور نداشت و این حرفه ای نبود.
در مصاحبه اول دو نفر بودن و باید دو تا از پروژههایی که انجام داده بودم رو پرزنت میکردم. در مورد تمامی جزئیات سوالهایی دقیق پرسیدن و مشخص بود که هدفشون نتیجه نیست و میخوان فرآیند رو متوجه بشن. سوالای اصلا تئوری نبود و نمیشد فقط با خوندن چند تا کتاب و مقاله بهشون جواب داد و حتما باید تجربه انجام کار عملی میداشتی. یکسری سوال هم پرسیدن به هدف اینکه ببین در لحظه چطوری میتونی تصمیم بگیری و راه حل بدست بیاری که خودشون هم گفتن هدفشون نتیجه نیست از این سوالا و فقط میخوان فرایند ذهنی رو متوجه بشن.
استخدام در کافه بازار
از مجموع ۴۹ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۴۹ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۴٪ از کاربران کافه بازار را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۴۹
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۲ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۲ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۲ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی کافه بازار مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره کافه بازار
آیا کافه بازار در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از کافه بازار ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در کافه بازار چگونه است؟
بر اساس ۴۹ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۲ از ۵ است؛ ۴٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در کافه بازار چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در کافه بازار از نگاه ۴۹ کارمند: ۱.۲ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در کافه بازار چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از کافه بازار ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلو
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و ب
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا