برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در آینده کاوان کهکشان نرم افزار
امتیاز ۱.۰ از ۵.
هلدینگ آینده کاوان کهکشان نرم افزار یا آیکن هیچ چیز ویژه ای تو آی کن نیست نه از تکنولوژی خاصی استفاده میکنن نه حقوق پرداختی شون از رنج بازار بالاتر هست 5شنبه ها تعطیله شنبه، یکشنبه، سه شنبه و چهارشنبه صبحانه میدن و دوشنبه میوه چای همیشه هست !! دفتر مرکزی تهران، یک ساختمان سه طبقه ی اجاره ای قدیمی و بدون آسانسور هست طبقه اول که دفتر مدیر عامل هست، بازسازی شده و سایر طبقات قدیمی هست طبقه سوم، واحد تولید هست که 4-5 تا تیم داخلش کار میکنن طبقه سوم، آشپزخانه رو تبدیل به دستشویی کردن و حمام/دستشویی رو تبدیل به آشپزخانه کردن اینکه میگم آی کن هیچ چیز خاصی نداره به این دلیله که بیمه هستید، بیمه تکمیلی دارید، و حقوق هم تا هفتم-هشتم هر ماه پرداخت میشه. اینها رو هر شرکت دیگه ای هم داره و باید هم داشته باشه و آپشن خاصی نیست بیمه با حقوق وزارت کار پرداخت میشه. حقوق در دو پارت(به قول خودشون) پرداخت میشه. بخش وزارت کاری رو تا دوم/سوم هر ماه میدن و مابقی حقوق رو تا 10 ام ماه میدن تو واحد تولید، چیزی به اسم رشد و پیشرفت وجود نداره. به این دلیل که مدیر واحدهای مختلف تولید از هیات مدیره (هیات موسس) هستن یعنی حرف و تصمیم آخر با هیات مدیره است و تو بهترین حالت شما می تونید بعد از سال ها کارشناس ارشد بشید که تاثیری روی حقوق و مزایاتون نداره و تصمیمات نهایی رو هم شما نمیگیرید! اینم اضافه کنم که در حال حاضر هیچ "کارشناس ارشدی" در هیچ کدام از تیم های تولید وجود نداره. اگه سابقه کاری زیادی داشته باشید، با سمت کارشناس استخدام میشید و گرنه، کارمند. بعد از چند سال کار تو آیکن اگر خیلی خیلی خفن باشید و بهتون وابستگی شدید داشته باشن، 20% احتمال داره که کارشناس ارشد تولید بشید و برای همین باید کلی درخواست بدید و بجنگید. تو فکر مدیر شدن اصلا نباشید. آی کن هیچ وقت واحد منابع انسانی نرمالی نداشته، بعد از سال ها تونستن در انتهای سال 1401، مدیر منابع انسانی جذب کنند دلیلش هم دخالت های هیات مدیره است. واحد منابع انسانی تو سال 1402 به صورت کامل تغییر کرد. با دوربین کنترل میشید افزایش حقوق سالیانه براساس مصوبه وزارت کار انجام میشه. هر دو سال یکبار هم خودتون میتونید بابت افزایش حقوق درخواست بدید و صحبت کنید، سقف افزایش حقوق 17% هست که هیچ وقت 17% اعمال نمیشه، روی رنج 10% حساب کنید که اون هم تقریبا 2-3 ماه طول میکشه تا اجرا بشه. ضمنا مدیر استقرار و پشتیبانی سیستم های مالی و منابع انسانی، مدیر تولید سیستم های مالی هست. آدمی که سواد مهندسی نرم افزار نداره. به هیچ وجه بهتون رضایت نامه شغلی نمیدن حتی اگه قطع همکاری تون بدون مشکل باشه، اگه با قطع همکاری تون ناراحتشون کرده باشید که دیگه هیچی. یکی از بندهای قرارداد اینه که 3 ماه قبل از قطع همکاری باید اطلاع بدید وگرنه شامل جریمه میشید و جریمه رو هم از تسویه حساب یا حقوق آخر کم میکنن (فرمول جریمه شون اینطوریه که مثلا اگر قرارداد یک ساله داشته باشید و 3 ماه از قرارداد گذشته باشه، تعداد ماه های مانده تا پایان یعنی 9 ماه رو در یک مبلغی ضرب می کنند (این مبلغ هر سال در هیات مدیره تصویب میشه) و از طلبتون کم میکنند) تسویه حساب بعد از قطع همکاری بین 2 تا 3 ماه طول میکشه. سنوات و مانده مرخصی ها بر اساس حقوق وزارت کار محاسبه میشه. در کل برای کارآموزی و شروع کار خوبه. تحقیق کنید و درست تصمیم بگیرید که آخرش مجبور نشید بارها و بارها برید اداره کار شمیرانات.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
روزگار من توی این شرکت خیلی سخت بود و با فضای کنترل بیوقفه روبهرو شدم. مدیریتها عمدتا با کارهای سطحی و رفتارهای محدودکننده سعی میکردن فضای کار رو به شکل دلخواه خودشون اداره کنن. منابع انسانی وضعیت مطلوبی نداشت و در دو سال چهار نفر استخدام شدن که نهایتا همگی استعفا دادن. تغییرات ناگهانی مدیران باعث میشد همش واحدها به هم بریزن و بنا به ظاهر «نرمال» برخلاف واقعیت روابط در واحدها گهگاه خارج از عرف باشن و مدیران سعی میکردن این مسئله رو پنهان کنن، که نتیجهاش دلزدگی و نگرانی بود. به صراحت میگم که ظاهر شرکت فریبنده است و از نظر حقوقی متناسب با بازار نیست و محیط کار هم سالم به نظر نمیرسه. دوربینهای مداربسته خیلی سریع و مداوم وجود دارن و صدای افراد تا حدی شنود میشه که حتی موقع صحبت با خانواده هم استرس به وجود میاد. نتیجهی این مسیر، فشار مستمر و فرسودگی شغلی، حقوق پایین، رفتارهای ناپایدار مدیران و در نهایت تشدید مشکلات روانی در محیط کار بود. من تجربهی شخصی خودم رو اینطور بیان میکنم تا واقعیت فضای کاری اینجا روشنتر بشه.
در این شرکت با محیطی همراه با چالشهایی روبهرو شدم که بیشتر ریشه در سبک مدیریتی داشت. بعضی رفتارها که از نظر حرفهای قابل دفاع نبودند، مثل ارائه نادرست اطلاعات، کم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین تیم، باعث کمشدن هماهنگی و تمرکز کار شد. به مرور، فشار کاری فرسودهکننده شد، انگیزه را کاهش داد و روی کیفیت کار تاثیر گذاشت؛ به همین دلیل ادامه همکاری برای من ممکن نبود.
به نظرم تیم منابع انسانی این شرکت از نظر فرایند استخدام ضعفهای جدی دارد و گاهی حتی برای تنظیم یک مصاحبه هم مشکل ایجاد میشود. اکثر رزومهها یا رد میشوند یا در حالت بررسی نگه داشته میشوند و یا تنها تأیید اولیه میزنند اما تماس نمیگیرند. آنها برای ارسال دوباره اطلاعات از طریق سایتشان اصرار میکنند و همیشه هم سایتشان پایین است. وقتی به پایین بودن کیفیت سایت اشاره میکنم، میگویند باید وقتی سایت درست شد رزومه را دوباره پر کنم و سپس بیایم. به نظر من این سطح از عملکرد منابع انسانی واقعا نامطلوب است و انگار داخل شرکت هم اوضاع به همین شیوه است.
با وجود اینکه آینده کاوان کهکشان نرم افزار همواره به دنبال رشد بوده، تجربه من از واحد فروش نشان میدهد که مشکل اصلی این مجموعه، مدیریت این واحد است. متأسفانه ضعف در برنامهریزی، تصمیمات غیر کارشناسی، پاسخگو نبودن و رفتارهای غیرحرفهای همواره دیده میشود. به نظر میرسد جایگاههای مدیریتی در این بخش بر مبنای شایستگی و تواناییهای واقعی تعیین نمیشوند و این مسئله به طور مستقیم روی عملکرد کل شرکت تاثیر میگذارد. عدم توانایی در هدایت تیم، نبود استراتژی روشن، رویکردهای سلیقهای و ضعف در ارتباطات حرفهای باعث شده تا واحد فروش به جای موتور محرکه، یکی از نقاط ضعف شرکت باشد. تا زمانی که رویکرد حرفهایتری نسبت به مدیریت این واحد به کار گرفته نشود، تغییر قابل توجهی در عملکرد آن انتظار نمیرود.
من بهعنوان کاندیدای کار، تجربهام از مصاحبه را اینطور توصیف میکنم: در همان ابتدای ورود، رفتاری تند و ناخوشایند از مدیر فروش مجموعه دیدم که اصلا به اینکه ممکن است مصاحبهکننده قبلا تاخیری داشته باشد یا در ترافیک گیر کرده باشد توجه نکرد. من ۳۰ دقیقه دیر کرده بودم، اما به من نزدیک یک ساعت معطل کردند. وقتی وارد شدیم، برخوردشان را هیچ شباهتی به احترام گذاشتن به مخاطب و سلام و احوالپرسی متعارف نداشت؛ خیلی مقتدرانه و با لحن طلبکار وارد بحث شدند و حال و هوای دفاعی را القا کردند. بهنظر میرسید برایشان دربون شرکت از اهمیت بیشتری برخوردار است و حقوق دربون حدودا چهار۰ میلیون عنوان میشد، در حالی که حقوق کارشناس فروش را حدود بیستوپنج میلیون گفتند. با اینکه تأکید میکردند که مجموعه فقط میخواهد افرادی با تجربه و توانمند در فروش باشند، لحنشان متمرکز بر تخریب بود و با عباراتی توهینآمیز تلاش میکردند من را عصبانی نشان دهند. هرچه گفتم، به نظر میرسید پاسخها کمگویاتر و تندتر میشود. با فاصله گرفتن از این مجموعه، آرامش بیشتری در برخوردهایم پیدا میکنم و احساس بهتری دارم تا وقتی در محیطی چنین فضای ذهنی ایجاد میشود.