توسعه دهنده
تجربه کاری توسعه دهنده در آینده کاوان کهکشان نرم افزار
امتیاز ۵.۰ از ۵.
حدود 9 سال پیش در این شرکت استخدام شدم و هنوز هم در این شرکت مشغول به کار هستم. اوایل که آمدم این شرکت، دفتر شرکت بالای خیابان جردن،بود. بعدها آمد چهارراه جهان کودک این شرکت آی کن که شامل چند شرکت هست، چند محصول اصلی داره، یکی اتوماسیون اداری، دیگری BPMS و Application Builder و ... که اینها توی بازار خودشون گل کرده اند و خیلی مشتری دارند، چندین وزارتخانه و همراه اول و صنایع بزرگ و .. و رنک 1 یا 2 رو توی کشور داره. اما سیستمهای حسابداری و ... که مربوط به شرکت داده نگاران هست، خیلی نتونسته موفق باشه. پیشنهاد میکنم حتما اگر میخواهید استخدام بشید، حتما توی یکی از تیمهای اتوماسیون اداری و BPMS , Application Builder و یا یکپارچه ساز استخدام بشید. هم تکنولوژی .Net Core و جدید هست و هم مدیرهای خوبی دارند این محصولها مخصوصا مدیر جدید تولید که واقعا خیلی خوبه و همراه و تیمش رو درک میکنه و از اعضای اصلی هیات مدیره هم هست. اما در تیم تولید حسابداری استخدام نشید، به نظرم مثل بقیه تیمها خوب نیست. محیط این شرکت در 2 سال گذشته نسبت به گذشته ها، خیلی خیلی خوب شده و من خیلی راضی هستم. حس خوبی دارم و همکارهای خوبی هم دارم. آدم نخاله که بخواد جو شرکت و دوستی و همدلی بچه های تیمها رو توی این شرکت به هم بریزه، رد میکنند و نگه نمیدارن. مخصوصا کسایی که راجع به بقیه حرف ببرند و بیارن، و با اعصاب بقیه بازی کنند، زود Reject میشن برای همینه که جو و محیط دوستانه درون شرکت خیلی خیلی خوب شده. یک مورد دیگه که من خیلی خوشم میاد و خیلی استفاده میکنم، این هست که چند سال هست که شرکت به همه ی پرسنل صبحانه میده، چون صبح که از خونه میام شرکت، توی خونه هیچ وقت صبحانه نمیخوردم، حالا که شرکت صبحانه میده، توی شرکت صبحانه کامل میخورم ، یک روز تخم مرغ نیمرو - نون و پنیر و گردو - کره عسل - املت! و ... . قبلا که صبحانه نمیخوردم، تا ظهر دلم ضعف میرفت و خودم رو با بیسکویت و مواد قندی دیگه سیر نگه میداشتم تا ظهر بشه.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
روزگار من توی این شرکت خیلی سخت بود و با فضای کنترل بیوقفه روبهرو شدم. مدیریتها عمدتا با کارهای سطحی و رفتارهای محدودکننده سعی میکردن فضای کار رو به شکل دلخواه خودشون اداره کنن. منابع انسانی وضعیت مطلوبی نداشت و در دو سال چهار نفر استخدام شدن که نهایتا همگی استعفا دادن. تغییرات ناگهانی مدیران باعث میشد همش واحدها به هم بریزن و بنا به ظاهر «نرمال» برخلاف واقعیت روابط در واحدها گهگاه خارج از عرف باشن و مدیران سعی میکردن این مسئله رو پنهان کنن، که نتیجهاش دلزدگی و نگرانی بود. به صراحت میگم که ظاهر شرکت فریبنده است و از نظر حقوقی متناسب با بازار نیست و محیط کار هم سالم به نظر نمیرسه. دوربینهای مداربسته خیلی سریع و مداوم وجود دارن و صدای افراد تا حدی شنود میشه که حتی موقع صحبت با خانواده هم استرس به وجود میاد. نتیجهی این مسیر، فشار مستمر و فرسودگی شغلی، حقوق پایین، رفتارهای ناپایدار مدیران و در نهایت تشدید مشکلات روانی در محیط کار بود. من تجربهی شخصی خودم رو اینطور بیان میکنم تا واقعیت فضای کاری اینجا روشنتر بشه.
در این شرکت با محیطی همراه با چالشهایی روبهرو شدم که بیشتر ریشه در سبک مدیریتی داشت. بعضی رفتارها که از نظر حرفهای قابل دفاع نبودند، مثل ارائه نادرست اطلاعات، کم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین تیم، باعث کمشدن هماهنگی و تمرکز کار شد. به مرور، فشار کاری فرسودهکننده شد، انگیزه را کاهش داد و روی کیفیت کار تاثیر گذاشت؛ به همین دلیل ادامه همکاری برای من ممکن نبود.
به نظرم تیم منابع انسانی این شرکت از نظر فرایند استخدام ضعفهای جدی دارد و گاهی حتی برای تنظیم یک مصاحبه هم مشکل ایجاد میشود. اکثر رزومهها یا رد میشوند یا در حالت بررسی نگه داشته میشوند و یا تنها تأیید اولیه میزنند اما تماس نمیگیرند. آنها برای ارسال دوباره اطلاعات از طریق سایتشان اصرار میکنند و همیشه هم سایتشان پایین است. وقتی به پایین بودن کیفیت سایت اشاره میکنم، میگویند باید وقتی سایت درست شد رزومه را دوباره پر کنم و سپس بیایم. به نظر من این سطح از عملکرد منابع انسانی واقعا نامطلوب است و انگار داخل شرکت هم اوضاع به همین شیوه است.
با وجود اینکه آینده کاوان کهکشان نرم افزار همواره به دنبال رشد بوده، تجربه من از واحد فروش نشان میدهد که مشکل اصلی این مجموعه، مدیریت این واحد است. متأسفانه ضعف در برنامهریزی، تصمیمات غیر کارشناسی، پاسخگو نبودن و رفتارهای غیرحرفهای همواره دیده میشود. به نظر میرسد جایگاههای مدیریتی در این بخش بر مبنای شایستگی و تواناییهای واقعی تعیین نمیشوند و این مسئله به طور مستقیم روی عملکرد کل شرکت تاثیر میگذارد. عدم توانایی در هدایت تیم، نبود استراتژی روشن، رویکردهای سلیقهای و ضعف در ارتباطات حرفهای باعث شده تا واحد فروش به جای موتور محرکه، یکی از نقاط ضعف شرکت باشد. تا زمانی که رویکرد حرفهایتری نسبت به مدیریت این واحد به کار گرفته نشود، تغییر قابل توجهی در عملکرد آن انتظار نمیرود.
من بهعنوان کاندیدای کار، تجربهام از مصاحبه را اینطور توصیف میکنم: در همان ابتدای ورود، رفتاری تند و ناخوشایند از مدیر فروش مجموعه دیدم که اصلا به اینکه ممکن است مصاحبهکننده قبلا تاخیری داشته باشد یا در ترافیک گیر کرده باشد توجه نکرد. من ۳۰ دقیقه دیر کرده بودم، اما به من نزدیک یک ساعت معطل کردند. وقتی وارد شدیم، برخوردشان را هیچ شباهتی به احترام گذاشتن به مخاطب و سلام و احوالپرسی متعارف نداشت؛ خیلی مقتدرانه و با لحن طلبکار وارد بحث شدند و حال و هوای دفاعی را القا کردند. بهنظر میرسید برایشان دربون شرکت از اهمیت بیشتری برخوردار است و حقوق دربون حدودا چهار۰ میلیون عنوان میشد، در حالی که حقوق کارشناس فروش را حدود بیستوپنج میلیون گفتند. با اینکه تأکید میکردند که مجموعه فقط میخواهد افرادی با تجربه و توانمند در فروش باشند، لحنشان متمرکز بر تخریب بود و با عباراتی توهینآمیز تلاش میکردند من را عصبانی نشان دهند. هرچه گفتم، به نظر میرسید پاسخها کمگویاتر و تندتر میشود. با فاصله گرفتن از این مجموعه، آرامش بیشتری در برخوردهایم پیدا میکنم و احساس بهتری دارم تا وقتی در محیطی چنین فضای ذهنی ایجاد میشود.