-
تجربه کاری - در آینده کاوان کهکشان نرم افزار
امتیاز ۲.۰ از ۵.
خب من هم نظرات دوستان خوندم و میخوام نظر خودمو بنویسم: از اینجا شروع کنم که حقوق رنج متوسط داره، بعضی وقتا سره وقته بعضی وقت ها هم نه، دو پارت هست که یکیش دوم سوم و دیگری پنجم و شیشم ماه پرداخت میشه، بیمه داره بیمه تکمیلی هم بخشی رو شرکت تقبل میکنه، صبحونه ها که مثلا رایگان بود الان کردن پولی و خب ۶۰ هزار تومن از مبلغ ناهار پرداخت میشه، حتی هزینه ورزشی هم حذف شده ولی خب اون که عددی نبود😁 اما اگه بخوام از منابع انسانیش بگم، تیم منابع انسانیش به شدت ضعیفه و هیچ علمی در خصوص منابع انسانی ندارند، خب وقتی آقای الف به خاطر ارتباطات خاص با خانم الف ایشون میاره سره کار و در عرض چند ماه ایشون از درجه کارشناس ارشدی به سرپرستی ترفیع میگیرن، در صورتی که شما بالاترین مدرک تحصیلی و سابقه کار هم داشته باشید توو آی کن کلی باید اینو اونو ببینی و صحبت کنی تا یک درجه که ترفیع بگیری، خب بهتر از این هم نمیشه، سایر کارمند های منابع انسانی هم کم سن و سال با سابقه کم انتخاب میکنن که نتونن حرفی بزنن، در مورد هیئت مدیره هم افراد دیگه خیلی کامل شرح داده بودن، یه حرفی از یکی از این اعضا بگم، توو یه جلسه ای حرف شد که نیروهای با تجربه شرکت اگر برن، میرن توو شرکت رقیب دانش و تجربه شونو میبرن اونجا و خب اینجا یاد میگیرن جای دیگه استفاده میکنند شرکت باید محدد هزینه متقبل بشه، از جذب تا آموزش یا یادگیری تازه اگر اون نیرو به لحاظ فرهنگی به شرکت بخوره و بمونه، این بزرگوار فرمودن چه اشکالی داره اینجا مثل مدرسه ست یاد بگیرن حالا برن جای دیگه ، دقیقا همون جا بود که فهمیدم تا این افراد مدیران ارشد سازمان هستند با این تفکر این شرکت رشد نخواهد کرد. توقعی از سیستم درست بکارگیری نداشته باشید که چند ماه اول آموزش بدن و مسیر شغلی براتون تعریف شده باشه یا سیستم درستی برای جبران خدمت داشته باشند و یا حتی یک شناسنامه شغلی… متاسفانه نبود تفکر سیستمی انقدر واضحه که … راستی اونجا اکثر مدیرا سواد خاصی ندارند و خب جز سهامداران هستند بیشتر سابقه ست و چون سیستمی برای آموزش و به روز رسانی افراد در شرکت وجود نداره از علم روز دنیا هم استفاده نمیشه، در ضمن اگر کسی هم غیر سهام داران مدیر شده باشه دو تا مدل داره یا یچیزی بارشه که سرویسش میکنن و میره یا مجبوره بپذیره مثل بقیه بشه و یا یه الدنگه که حتی مدرک دانشگاهیشم تقلبیه که با پاچه خاری و دوز و کلک و دورویی، نه تنها خودشو اونجا یه کاره ای کرده، بلکه یه حالی هم به اقوامی داده که یه بیکار علاف الدوله بوده و هیج جا کار نمیدادن بهش.😏 کلا هر چقدر اونجا بی کفایت تر باشی در درجات بالاتری قرار میگیری فقط کمی باید پاجه خوار و دورو باشی و شو آف خوبی از بی کفایتی هات داشته باشی.😆 در ضمن دوربین ها نه تنها تصویرو میگیره بلکه صدا هم ضبط میکنه و اکثر افراد خبر ندارند.😉 همچنین میتونم تایید کنم که بله اونجا فضا سمیه اما آدم خوب هم اونجا هست که به دلایلی در شرکت موندگار شدن. خلاصه به نظرم بهتره که توو شرکت کوچیک تر کار کنید اگر توو این فیلد( شرکت نرم افزاری) میخواین کار کنین اما اگر حتی دو سال سابقه کار دارید اینجا مشغول بکار نشین، چون چیزایی که حق مسلمتونه رو یا نمیدن بهتون یا قطره چکونی میدن بهتون و ممکنه تجربیات تخلی داشته باشید.😏 اینم بگم این شرکت ساعت کاریش ۸:۱۵ تا ۱۷:۳۰ هست که شما به جای ۴۴ ساعت در هفته باید ۴۶:۳۰ دقیقه کار کنید اما حقوق بیشتر دریافت نمیکنید، اضافه کاری سقف داره و اگر بیشتر بشه با تایید چند مرحله ای بهتون پرداخت میشه و جالب اینجاست شما دو روز نیم در این شرکت مرخصی ندارید بلکه ۱۵ ساعت و خورده ایه. البته در خصوص قرارداد هم بگم که شما تعهد دوستله خضور در شرکت دارید اگر زیر دوسال از شرکت بخواین خارج شین باید سه ماه جلوتر بگین وگرنه شامل جریمه میشین، اگر هم دوسالتون تموم شده باشه دیگه نیاز نیست سه ماه جلوتر اعلام کنید همون یک ماه کافیه. و من الله توفیق
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
روزگار من توی این شرکت خیلی سخت بود و با فضای کنترل بیوقفه روبهرو شدم. مدیریتها عمدتا با کارهای سطحی و رفتارهای محدودکننده سعی میکردن فضای کار رو به شکل دلخواه خودشون اداره کنن. منابع انسانی وضعیت مطلوبی نداشت و در دو سال چهار نفر استخدام شدن که نهایتا همگی استعفا دادن. تغییرات ناگهانی مدیران باعث میشد همش واحدها به هم بریزن و بنا به ظاهر «نرمال» برخلاف واقعیت روابط در واحدها گهگاه خارج از عرف باشن و مدیران سعی میکردن این مسئله رو پنهان کنن، که نتیجهاش دلزدگی و نگرانی بود. به صراحت میگم که ظاهر شرکت فریبنده است و از نظر حقوقی متناسب با بازار نیست و محیط کار هم سالم به نظر نمیرسه. دوربینهای مداربسته خیلی سریع و مداوم وجود دارن و صدای افراد تا حدی شنود میشه که حتی موقع صحبت با خانواده هم استرس به وجود میاد. نتیجهی این مسیر، فشار مستمر و فرسودگی شغلی، حقوق پایین، رفتارهای ناپایدار مدیران و در نهایت تشدید مشکلات روانی در محیط کار بود. من تجربهی شخصی خودم رو اینطور بیان میکنم تا واقعیت فضای کاری اینجا روشنتر بشه.
در این شرکت با محیطی همراه با چالشهایی روبهرو شدم که بیشتر ریشه در سبک مدیریتی داشت. بعضی رفتارها که از نظر حرفهای قابل دفاع نبودند، مثل ارائه نادرست اطلاعات، کم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین تیم، باعث کمشدن هماهنگی و تمرکز کار شد. به مرور، فشار کاری فرسودهکننده شد، انگیزه را کاهش داد و روی کیفیت کار تاثیر گذاشت؛ به همین دلیل ادامه همکاری برای من ممکن نبود.
به نظرم تیم منابع انسانی این شرکت از نظر فرایند استخدام ضعفهای جدی دارد و گاهی حتی برای تنظیم یک مصاحبه هم مشکل ایجاد میشود. اکثر رزومهها یا رد میشوند یا در حالت بررسی نگه داشته میشوند و یا تنها تأیید اولیه میزنند اما تماس نمیگیرند. آنها برای ارسال دوباره اطلاعات از طریق سایتشان اصرار میکنند و همیشه هم سایتشان پایین است. وقتی به پایین بودن کیفیت سایت اشاره میکنم، میگویند باید وقتی سایت درست شد رزومه را دوباره پر کنم و سپس بیایم. به نظر من این سطح از عملکرد منابع انسانی واقعا نامطلوب است و انگار داخل شرکت هم اوضاع به همین شیوه است.
با وجود اینکه آینده کاوان کهکشان نرم افزار همواره به دنبال رشد بوده، تجربه من از واحد فروش نشان میدهد که مشکل اصلی این مجموعه، مدیریت این واحد است. متأسفانه ضعف در برنامهریزی، تصمیمات غیر کارشناسی، پاسخگو نبودن و رفتارهای غیرحرفهای همواره دیده میشود. به نظر میرسد جایگاههای مدیریتی در این بخش بر مبنای شایستگی و تواناییهای واقعی تعیین نمیشوند و این مسئله به طور مستقیم روی عملکرد کل شرکت تاثیر میگذارد. عدم توانایی در هدایت تیم، نبود استراتژی روشن، رویکردهای سلیقهای و ضعف در ارتباطات حرفهای باعث شده تا واحد فروش به جای موتور محرکه، یکی از نقاط ضعف شرکت باشد. تا زمانی که رویکرد حرفهایتری نسبت به مدیریت این واحد به کار گرفته نشود، تغییر قابل توجهی در عملکرد آن انتظار نمیرود.
من بهعنوان کاندیدای کار، تجربهام از مصاحبه را اینطور توصیف میکنم: در همان ابتدای ورود، رفتاری تند و ناخوشایند از مدیر فروش مجموعه دیدم که اصلا به اینکه ممکن است مصاحبهکننده قبلا تاخیری داشته باشد یا در ترافیک گیر کرده باشد توجه نکرد. من ۳۰ دقیقه دیر کرده بودم، اما به من نزدیک یک ساعت معطل کردند. وقتی وارد شدیم، برخوردشان را هیچ شباهتی به احترام گذاشتن به مخاطب و سلام و احوالپرسی متعارف نداشت؛ خیلی مقتدرانه و با لحن طلبکار وارد بحث شدند و حال و هوای دفاعی را القا کردند. بهنظر میرسید برایشان دربون شرکت از اهمیت بیشتری برخوردار است و حقوق دربون حدودا چهار۰ میلیون عنوان میشد، در حالی که حقوق کارشناس فروش را حدود بیستوپنج میلیون گفتند. با اینکه تأکید میکردند که مجموعه فقط میخواهد افرادی با تجربه و توانمند در فروش باشند، لحنشان متمرکز بر تخریب بود و با عباراتی توهینآمیز تلاش میکردند من را عصبانی نشان دهند. هرچه گفتم، به نظر میرسید پاسخها کمگویاتر و تندتر میشود. با فاصله گرفتن از این مجموعه، آرامش بیشتری در برخوردهایم پیدا میکنم و احساس بهتری دارم تا وقتی در محیطی چنین فضای ذهنی ایجاد میشود.