مصاحبه دستیار منابع انسانی
تجربه کاری مصاحبه دستیار منابع انسانی در ارکید فارمد
امتیاز ۱.۰ از ۵.
دوست داشتم فرصتی دست بده تا از طریق آگهی کار در سایت کار پیدا کنم و رزومهام را ارسال کنم. یک روز بعد از ارسال رزومه متوجه شدم برای مصاحبه تایید شدم و با من تماس گرفتند؛ گفتند شرکت ارکید فارمد هستم و حوزه فعالیت ما در زمینه مارکتینگ علمی داروهای ایرانی است. دنبال نیرویی برای دستیار منابع انسانی میگردند تا تماسها و ایمیلها را مدیریت کند، نامهنگاری انجام دهد و مقداری هماهنگیهای دیگر را انجام دهد. حقوق اعلامشده سه میلیون دویست هزار بود. در آگهی ذکر نشده بود که تجربه کاری مهم است، فقط تأکید شده بود که علاقه به حوزه منابع انسانی خیلی حائز اهمیت است و باید تا حدودی با ورد و اکسل آشنا باشی، پیگیر، دقیق و دارای روابط عمومی خوب باشی. برای مصاحبه دقیقا ساعت مقرر رسیدم، مرا به طبقه اول واحد منابع انسانی راهنمایی کردند و یک خانم جوان با لبخند به سمت من آمد و مرا به اتاق مسئول جذب و استخدام هدایت کرد. پرسیدند که از تجارب کاریام بگویم و جزئیاتش را ارائه دهم. گفتم که تجربه مشخصی در این حوزه ندارم، اما تا اندازهای با وظایف آن آشنا هستم. درباره واحد منابع انسانی شرکتشان توضیح دادند که از سطح ابتدایی کار را شروع میکنید و با پشتکار و علاقه خود، پس از یکی دو سال به سطح بالاتر میروید؛ وظایف هر فرد بهوضوح تعریف شده است و کارهای ثابت مشخصی وجود دارد که باید هر کس انجام بدهد. حجم کار بالا است و باید سریع، دقیق و پویا بود تا کار بهموقع انجام شود. از اشتیاقم به حوزه منابع انسانی خوشحال شدند و نشان دادم که به این مسیر علاقهمندم. در نهایت گفتند که سه مرحله مصاحبه داریم و نتیجه هر مرحله ظرف حداکثر چهلوه eightساعت از طریق ایمیل اعلام میشود؛ اما کمتر از چهلوهشت ساعت بعد ایمیل آمد و گفتند پذیرش نیستم. من دارای مدرک لیسانس و ارشد از دانشگاههای سراسری هستم، نسبتا با آفیس آشنا، روابط عمومی قوی، برخورد خوش، آراسته بودن پوششام همسو با استانداردهای شرکت بود، و مرتب، منظم، دقیق، پیگیر و صبور و واقعا علاقهمند به حوزه منابع انسانی بودم. دلیلم برای ناراحتی این بود که این فرصت ممکن بود برای من که واقعا به HR علاقه دارم مناسب باشد. ما جوانها در مسیر جستوجوی کار، دورانهای تحصیل معتبر را پشت سر گذاشتهایم و حالا تجربه کاری چندانی نداریم، اما انگیزه و اشتیاق زیادی برای رشد داریم. از کارفرماها میخواهم تا کمی به ما فرصت بدهند، از ما حمایت کنند و مطمئن باشند نتیجه مثبتش را خواهند دید. به دنبال افرادی که صرفا مانند ربات کار میکنند تا حقوق ماهانهشان را بگیرند، نباشید؛ اینگونه افراد به رشد و موفقیت شرکت کمکی نمیکنند.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
با وجود محیطی که خیلی زیر سطح انتظارها بود، تصمیم گرفتم قراردادمو زودتر تموم کنم و مسیرم رو عوض کنم. فضای داخلی واحد سفر به نظر من یه جای کار تیمی قوی نبود و احساس میکردم خیلی به نظم و حرفهای بودن شرکت وفادار نیست. مدیر بخش نسبت به رفتارهای شخصی خودش حساس بود و گاهی از شنیدن صداهای معمول مثل گرم کردن غذا یا شستن ظروف هم واکنش نشان میداد. تیمهای سرپرستی فاقد تجربه لازم بودن و به جای هدایت درست، بیشتر در خدمت اجرا کردن دستورات مدیریت بودن. تمایل همکاران برای یاد دادن کار به افراد جدید کم بود و این میتونه از سبک مدیریت و فضای کار ناشی بشه. با توجه به تجربه خودم و نظرات برخی همکاران از واحدهای دیگر، تصمیم گرفتم این مجموعه رو به عنوان گزینهای برای کار انتخاب نکنم.
برای یک سال و شش ماه در واحد سفر خارجی کار میکردم. محیط کار به شدت سخت بود و مدیر واحد سفر به شکل گزندهای دخالتهای شخصی میکرد، به گونهای که حتی زمان صرف غذا هم تحت کنترل بود. رفتارهای پرخاشگرانه به شکل دائم وجود داشت و صدای اعتراضها انگار ذرهای کاسته نمیشد. سوپروایزرهای بخش هم اغلب بدون تفکر و خلاقیت عمل میکردند و کاملا تابع نظر مستقیم آن مدیر بودند. اگر درباره ظاهر پرسنل یعنی رنگ مو، لاک یا قد و بالا صحبت میکردی و حتی از آن تعریف میکردی، ممکن بود با کمترین اشتباه هم مشکل ایجاد شود؛ اما اگر خودت به کار و سرت کار میداد و مستقل بودی، به طور ناگهانی مشکلاتی پیش میآمد تا از محیط خارج شوی. این تجربه بدترین دوره کار من در تمام هجده سال سابقه کاریام بود. مدیران در سطحهای مختلف تا مدیرعامل تا حد زیادی همسو با رفتارهای خودشیفته، از خودراضی، پرخاشگر و گاهی غیرمنطقی بودند و نشان میدادند که فضای سازمانی چندان سالم نیست. با وجود حقوق نسبتا مناسب، سلامت روانی کارمندان به سختی حفظ میشدند. همچنین واحدی وجود دارد که مدیر را به شیوهای کنترل میکند. ظاهر شرکت ساده است، اما چالشهای رفتاری در سطوح مدیریتی قابلتوجه بود.
در هر زمان به یاد دارم که مرحله نهایی مصاحبه برای من با مصاحبهکننده نهایی بود و متأسفانه رفتار او بسیار بیادب، بیوقت و بیملاحظه بود. مسئول اداری هم ظاهرا برای خودش پنج دقیقه اهمیت قائل میشد و اگر من با هماهنگی قبلی پنج دقیقه دیر میکردم، احتمال کنسل شدن زمان مصاحبه وجود داشت. اما طرف مقابل در زمانهای عجیبی مانند ۱۱:۱۱، ۹:۴۵ یا ۱۴:۵۵ برای مصاحبه وقت میگذاشت و مدت مصاحبه را بین ده تا پانزده دقیقه میگنجاند. با وجود حضور بهموقع من در محل، معمولا دو تا سه ساعت انتظار میکشیدم تا بتوانم حتی ده دقیقه هم با مصاحبهکننده صحبت کنم. این اتفاق دو روز پیاپی تکرار شد و مسئولان فقط عذرخواهی کردند، که هیچ فایدهای برای من نداشت. از این رو، به دلیل اعتماد به زمانبندی ارکید فارمد، موقعیتهای دیگر را از دست دادم و برخی از شرکتها را کنسل یا انصراف دادم. واقعیت این است که این شرکت از نظر ظاهری جذاب بهنظر میرسد، ولی در نخستین موضوعات با ضعفهای جدی روبهرو است. تجربه کار با چنین سازمانی نشان داده است که رفتار افراد ناکارآمد زمینههای خسارتها و پشیمانیهای جدی را برای فرد جویای کار فراهم میکند و برخی از افراد به دلیل نبود مسئولیتپذیری و بیوقتشناسی از این سازمان فاصله گرفتهاند.
صبح اول چهاردست و پا نشسته بودم که یک سری سوال تستی هوش ارائه شد و گفتن باید طی بیست دقیقه پاسخ بدهی. مصاحبه فنی آن روز اجرا نشد چون فرد متخصص قرار بود حضور نداشته باشد. تنها مدیرعامل شرکت درباره سابقه کارم و اینکه کار گذشتهام با چه فناوریها و فریمورکهایی بود، پرسید. در کل برخوردشان آدابمند بود و برخورد حرفهای نشان میدادند. نتیجه مصاحبه را گفتند دو روز بعد مشخص میشود، اما حالا بیش از یک روز است که خبری ندارم و نمیدانم چه verdictی میآید. از نظر مسافت هم محل شرکت نسبتا دور بود و در مرکز شهر نبود. گفتند چند تا سوال را برای مطالعه با خودت بردار و برو.
برای مصاحبه بکاند در ارکید فارمد به نظرم برخورد ساده و مستقیم بود، اما فضایش کمی خشک و سرد به نظر میرسید. ورود من کند شد چون باید با نگهبانی و واحد منابع انسانی هماهنگ کنم و در نهایت به طبقهی مربوطه رسیدم. مسئول منابع انسانی با من خوشوباشی کرد و یک تبلت در اختیارم گذاشت تا اطلاعات رزومهام را دوباره وارد کنم. قبلش یک تست شخصیتشناسی آنلاین هم داشتیم که اجرای آن جالب بود. بعد از تکمیل فرم، با همان فرد منابع انسانی به طبقهای دیگر رفتیم تا مصاحبهی فنی آغاز شود. پس از مدت کوتاهی، اتاقی پیدا شد، دو صندلی چیدند و جلسه آغاز شد. خودم را معرفی کردم اما به نظرم مصاحبهکننده روی حرفهای من چندان تمرکز نکرد و بیشتر به رزومه نگاه میکرد و از روی آن نکات را میپرسید و گاه توضیح میداد که برخی کلمات چه معنایی دارند. جو مصاحبه نسبتا کوتاه و ساده بود؛ سه پرسش مطرح شد که یکیشان را نتوانستم پاسخ بدهم و احساس کردم مصاحبهکننده چندان تمایلی به ادامه ندارد. در پاسخ به سوالات مربوط به شرکت، پاسخهایش خیلی مختصر و محدود بود و در نهایت مصاحبه ختم شد. به هر شرکتی برای مصاحبه رفتن توصیه نمیکنم و بهتر است پیش از حضور، دربارهی شرکت تحقیق کنید. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، را نتوانستم به خوبی درک کنم.
برای مصاحبهای که با شرکت ارکید فارمد داشتم، خیلی حرفهای و با ظرافت برگزار شد و در نهایت فهمیدم که واقعا سطح بالای تخصصی در این فضا وجود دارد. آغاز ارتباط از طریق یکی از اعضای داخل شرکت در لینکدین بود و بعد از حدود ده دقیقه گفتوگو، دعوت به مصاحبه شد. برخورد اولیه با مسیر حرفهای و محترمانه بود و شمارهام را کامل گرفتند؛ بعد با واحد منابع انسانی همان روز تماس گرفتند و با همان لحن دوستانه به گفتوگو پرداختند. برای اوایل هفته بعد، زمان مصاحبه تعیین شد. ورودی به ساختمان خوشساخت و لابی باکلاس بود و نگهبان با فردی که قرار بود مصاحبه را انجام دهد تماس گرفت. بعد از چند دقیقه مرا به اتاق مصاحبه دعوت کردند. فضای شرکت بهجز شیک بودن، کمی پرسروصدا بود که کار من در زمان ناهار کمی دشوار کرد، اما مصاحبهکننده با روی خوش از این موضوع عذرخواهی کرد و به صحبت ادامه داد. مصاحبهکننده با برخوردی حرفهای و شادیآمیز آغاز کرد؛ با وجود این که گمان میکردم سن او بیشتر باشد، اما سطح تجربهاش در حوزه VOIP کاملا واضح بود و سوالاتش به صورت کیسمحور و نسبتا دشوار مطرح میشد. من هم سعی کردم به تعدادی از پرسشها پاسخ بدهم. در پایان، پیرامون تجهیزات و مسئولیتهای شغلی صحبت شد و برگهای با چند سوال هوش نشان دادند؛ عنوانی که گفتند مربوط به استدلال است، اما واقعا احساس کردم ماهیتش هوش است. آنها تقریبا مدت هفتاد و پنج دقیقه برای حل این بخش در نظر گرفته بودند، اما من با کمتر از سی دقیقه کارم را تمام کردم. نکته جالب این بود که در حین کار از من پذیرایی شد و دو بار پرسیدند که چیزی لازم دارم یا نه. در کل اگر بخواهم نتیجه بگیرم، تجربهی حرفهای بودن این مجموعه را پس از کنار هم گذاشتن سوالات هوش و کار با تجهیزات فناوری بهخوبی حس کردم و باورم نمیشد چنین فضایی در ایران هم وجود داشته باشد. از همان آغاز که تیم استخدام به دنبال جذب نیرو بود تا برخورد نگهبان و تیم مصاحبه، همگی حرفهای به نظر میرسیدند و محیط تا حد زیادی شیک بود. نکته جالب این بود که پیش از رفتنم پیشنهاد داده شد تست کیس علمی را ایمیل کنند و برای سه روز فرصت بگذارم تا پاسخ دهم. وقتی آن تست را فرستادند، سخت بود و پاسخ را نتوانستم ارائه کنم؛ اما بعد از چهار روز ایمیل رد درخواستم را دریافت کردم که طبیعی به نظر میرسید چون پاسخ را برایشان ارسال نکرده بودم. در نهایت، به این نتیجه رسیدم که شرکتهایی با تیمهای مجرب و فراتر از انتظار وجود دارند و شرایط برای مصاحبه با سطح بالا از نظر من آموزنده بود.