مصاحبه Junior Data analyst
تجربه کاری مصاحبه Junior Data analyst در اسنپ باکس
امتیاز ۱.۰ از ۵.
شرکت اسنپ باکـس بود و من برای مصاحبه Junior Data Analyst آماده شدم. در نخستین مرحله، فردی که تخصصی در زمینه داشت و بهعنوان senior شناخته میشد با من گفتوگو کرد. از من خواست تا درباره تحصیلات و سوابقم صحبت کنم و در مدت حدود چهل و پنج دقیقه، سوالات تخصصی مطرح شد. او سناریوهایی را مطرح میکرد و از من میخواست راهحلهایم را برای مسائل نشان دهم. پس از آن، پیام ایمیلی دریافت کردم که فاصله تقریبی یک هفتهای تا مرحله بعدی را یادآوری میکرد. در مرحله دوم، مدیر ارشد تیم با من مصاحبه کرد. جو کار به نسبت دوستانه و تا حدودی غیررسمی بود. در این گفتوگو، جزئیات کارهای سابقم در شرکتهای گذشته بهطور دقیق پرسیده شد و همچنین بخشی از سوالات مرتبط با منابع انسانی مطرح شد؛ مثلا موقعیتهای چالشی که در گذشته با آنها مواجه شده بودم و عکسالعملم در آن شرایط چگونه بوده است. از نزدیک به توضیحات مربوط به جزئیات نرمافزارهایی که در رزومهام ذکر کرده بودم و سطح تسلطم در هر کدام پرسیده شد. این مرحله نیز تقریبا چهل و پنج دقیقه طول کشید. حدود یک هفته بعد، ایمیلی از بخش منابع انسانی مبنی بر ارائه حقوق پیشنهادی دریافت کردم. تمام جزئیات رزومه باید دقیق و واقعی باقی میماندند. از نکتههای کلیدی که برای آنها اهمیت داشت، آماده بودن برای یادگیری مسائل جدید و داشتن روحیه کار تیمی بود.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
قبل از اولین تجربه مصاحبهام برای کارشناس مرکز تماس، کمی دلواپس بودم. یک پادکست درباره سوالهای مصاحبهای مثل نقطههای قوت و ضعف و سوالات روانشناختی را که معمولا مطرح میشود گوش کردم؛ فکر میکنم خیلی در آمادهسازی کمک میکند. توصیهام این است که هم خودتان باشید و هم با آمادگی کامل بروید دنبال مصاحبه. یک جستوجوی ساده انجام بدهید و به اندازه نیمساعت پادکست گوش بدهید؛ واقعا موثر است. نکتهای که میخواهم اضافه کنم این است که فکر نکنید اینگونه نکتهبرداریها فقط برای برونگراهاست؛ اینها هیچ ربطی به شخصیت شما ندارد. مهم این است که بتوانید به خودتان مسلط باشید و روند رفتار و صحبتهایتان را آرام و کنترلشده مدیریت کنید.
در یک مصاحبه جاوا برای استارتاپی با名字 Snapa? باکس شرکت، گام نخست مصاحبهای اسکایپی بود که کمتر از یک ساعت طول کشید و عمدتا درباره جاوا بود، با یک مقدار صحبت درباره اسپرینگ و هایبرنیت. بیشتر به رویکرد حل مسئله توجه داشتن و سوالات سطح بالا زیادی مطرح نمیکردند. بعد از آن مرحله، قراربود تسکی برایم ارسال کنند که چهار روز فرصت انجامش داشتم. برخی از ابزارهای موردنیاز کار باهاش کار نمیکرد، اما با جستجو و پیگیری کار را تکمیل کردم و برایشان فرستادم. پروژه تسک تقریبا کوچک بود و با جاوا، اسپرینگ بوت و اسپرینگ دیتا توسعه داده میشد و تحویل نهایی را روی داکر ارائه دادم. یک یا دو هفته بعد تماس گرفتند و جلسه دوم مصاحبه برگزار شد؛ یک ساعت از آن مربوط به منابع انسانی و سپس دو ساعت مصاحبه فنی بود. مصاحبه منابع انسانی نسبتا خوب، مودبانه و دوستانه پیش رفت و سوالات نسبتا معمولی پرسیدند. سپس به مصاحبه فنی دوم رسیدیم که قرار بود مسألهای را با مصاحبهکننده پیش ببریم، با تأکید بر جزئیات و استفاده از annotationها و متدهای لازم در هر مرحله. بعضی از ابزارها را در آن زمان استفاده نکرده بودم و روی رزومهام هم ننوشته بودم، اما باز پرسیده میشد. یک سؤال الگوریتمی کوتاه هم آخر جلسه مطرح شد که چیز خاصی نبود. احساس من از این جلسه این بود که مصاحبهکننده میخواست فقط آنچه در ذهنش بود را بشنود و رویکرد حل مسئله چندان محوری نبود. تصورم از روز قبل این بود که فرصتی برای یادگیری چیزهای جدید دارم و تسک را برای سنجش یادگیری و توان انجام کار میدیدند، اما هم مسئول منابع انسانی و هم مصاحبهکننده فنی به من گفتند که کاندیدهای مختلف را با هم مقایسه میکنند و اگر نیرویی بهتر از من ببینند همان فرد را استخدام میکنند و رزومه من را هم نگه میدارند برای آینده. حدود یک هفته بعد ایمیلی دریافت کردم که گفتند کاندید بهتری داشتند و از من سپاسگزار بودند و خداحافظ. اگر فرایند ادامه پیدا میکرد احتمال داشت دوباره مصاحبه فنی انجام بدهم، در غیر این صورت باید سه نفر از همکاران یا مدیران سابق شرکت را معرفی میکردم تا برایشان بررسی ارجاع انجام شود. کل فرایند از تماس اولیه تا پایان، فکر میکنم حدود یک و نیم ماه طول کشید، با توجه به اینکه متقاضیان زیادی داشتند. محل شرکت در همان دفتر اسنپ بود، جردنه؟ مرزداران نبودند؛ اما در دوران کرونا بهکلی دورکاری میکردند. رفتارهایی که برایشان اهمیت داشتند این بود که در جلسه HR قدرت یادگیری و انتقال دانش را بسنجند و از من بخواهند یک موضوع را توضیح بدهم. بقیه موارد را خیلی دقیق بررسی نکردند؛ من هم دوست داشتم محیطی دوستانه و غیررسمی باشد و به همان شکل هم گفتند که ما هم اینطور هستیم.
درخواست من برای این موقعیت بهمنظور پیدا کردن آیندهای که برایم مناسبتر باشد، با یک تماس سریع دنبال شد و ساعات کار هم از همان ابتدا انعطافپذیر در نظر گرفته شد. در نخستین مرحله از مصاحبه، مانند اکثر شرکتها، فرم مشخصات تکراری را پر کردم و اطلاعات غیرضروری چندانی درخواست نکردند؛ فقط سابقه کار، وضعیت نظام وظیفه و سلامتی را پرسیدند و از من خواستند درباره این موارد توضیح بدهم. در بخش اول، گفتوگو با یک نفر از تیم منابع انسانی داشتیم و عمده تمرکز روی انگیزه ترک شغل فعلی، روش برخورد من با مسائل و چگونگی مدیریت قطع و وصل بودن کار در موقعیت Oncall بود. بخش دوم مصاحبه با یکی از سرپرستان فنی زیرساخت بود و گفتگوی صمیمانهای شکل گرفت؛ سوالات فنی بهطور صریح مطرح شد و توضیحاتی درباره پروژهها و کارهایی که لازم بود انجام شود، بهوضوح بیان شد. فرصتی هم برای دریافت بازخورد و طرح پرسشها وجود داشت که از نظر من مفید بود. در نهایت، مصاحبه را بهصورت کلی خوب ارزیابی کردم. نکته مثبت کلیدی این ملاقات این بود که بهطور روشن توضیح دادند چگونه فرایند جذب نیرو را انجام میدهند و معیارهای تصمیمگیریشان برای استخدام چیست. همچنین تأکید کردند که باید به الزامات مندرج در شرح موقعیت شغلی قبل از شرکت در مصاحبه توجه شود.
برای مصاحبهنویسی بهتازگی از تجربهی مصاحبهی من با شرکت اسنپ باکس مینویسم. یک جلسه با مدیر عملیات و جلسهای دیگر با مدیر فنی داشتم. مشکل اصلی این بود که در آزمون مهارتهای برنامهنویسی یک تسک به من دادن و من همان روز تسک را انجام دادم؛ مدیر فنی هم کاملا راضی بود و گفت از هفته بعد میتوانم آغاز به کار کنم و دقیقا با من تماس میگیرند تا هماهنگ بشود. اما هیچ کس با من تماس نگرفت و پیگیری هم پاسخ مشخصی نداد. به نظرم این رفتار خیلی غیر حرفهای بود.
در اولین برخورد فهمیدم که رویکردشون بیشتر گفتوگو محور بود تا آزمون مستقیم. دو نفر از تیم فنی در یک گفتوگوی فنی هماوقات با من نشستند، و بحثها بیشتر روی درک مسئله و ارائه راهحل با توجه به توانایی و دانش من متمرکز بود. به صراحت میگفتند که هدفشان یک مکالمه است و قرار نیست به سوالات تئوری پاسخ بدهید یا دیزاین پترنها و ماکرو سرویسها را به صورت فهرستوار نام ببرید؛ بلکه از شما انتظار داشتند تا مسئلهای مشخص را توضیح بدهید و مطابق با توان و دانش خود یک راه حل ارائه بدهید. بعد از جلسه اول، سه یا دو روز بعد برای مصاحبه نهایی تماس گرفتند. انتظار من این بود که با تیم منابع انسانی مصاحبه کنم، اما باز هم مصاحبه به صورت فنی ادامه یافت. همان رویکرد گفتوگو را حفظ کردند و تأکید داشتند که مصاحبه برای بررسی درک عمیق و استفاده عملی از دانستههاست نه فقط بلد بودن تئوری. به عبارتی از من میخواستند بدانم در عمل موقعیت را چگونه مدیریت میکنم، نه اینکه دقیقا بلد باشم چه کار باید کرد. این مصاحبه تقریبا دو ساعت طول کشید و باز هم فرصت برای پاسخ به همه سوالات کم بود. سطح سوالات بالا بود و چالشبرانگیز به نظر میرسید. پیشنهادشان این بود که آرامش خود را حفظ کنم و واقعا آن چه را که بلد هستم و عمیقا درکش میکنم، بدون رودربایستی بیان کنم. نکتهای که برایشان اهمیت داشت، داشتن تصویر روشن از چیزهایی بود که در ذهنشان مهم است؛ اما من بهطور کامل متوجه نمیشدم که دقیقا چه چیزهایی برایشان ارزش دارد.
مصاحبه برای تحلیلگر هوش تجاری در اسنپ باکس دو بخش داشت و من در ابتدای جلسه با پرسشهای تحلیلی روبهرو شدم که هدفشان ارزیابی توان ذهنی، حل مسئله و تفکر نقادانه بود. در بخش دوم از اهداف فردی و ویژگیهای شخصیام پرسیده شد و درباره مهارتهای فنی و نرمافزارهایی که بلد هستم هم صحبت کردند و کمی هم به مسیر پیشرفت این شغل اشاره کردند. درباره ساعات کار و حقوق هم گفتگو کردند. سعی کردم آرامش حضور داشته باشم و طبیعی خودم باشم، و فهمیدم آنجا دنبال فردی با پشتکار هستند.