شرکت اسنپ باکـس بود و من برای مصاحبه Junior Data Analyst آماده شدم. در نخستین مرحله، فردی که تخصصی در زمینه داشت و بهعنوان senior شناخته میشد با من گفتوگو کرد. از من خواست تا درباره تحصیلات و سوابقم صحبت کنم و در مدت حدود چهل و پنج دقیقه، سوالات تخصصی مطرح شد. او سناریوهایی را مطرح میکرد و از من میخواست راهحلهایم را برای مسائل نشان دهم. پس از آن، پیام ایمیلی دریافت کردم که فاصله تقریبی یک هفتهای تا مرحله بعدی را یادآوری میکرد. در مرحله دوم، مدیر ارشد تیم با من مصاحبه کرد. جو کار به نسبت دوستانه و تا حدودی غیررسمی بود. در این گفتوگو، جزئیات کارهای سابقم در شرکتهای گذشته بهطور دقیق پرسیده شد و همچنین بخشی از سوالات مرتبط با منابع انسانی مطرح شد؛ مثلا موقعیتهای چالشی که در گذشته با آنها مواجه شده بودم و عکسالعملم در آن شرایط چگونه بوده است. از نزدیک به توضیحات مربوط به جزئیات نرمافزارهایی که در رزومهام ذکر کرده بودم و سطح تسلطم در هر کدام پرسیده شد. این مرحله نیز تقریبا چهل و پنج دقیقه طول کشید. حدود یک هفته بعد، ایمیلی از بخش منابع انسانی مبنی بر ارائه حقوق پیشنهادی دریافت کردم. تمام جزئیات رزومه باید دقیق و واقعی باقی میماندند. از نکتههای کلیدی که برای آنها اهمیت داشت، آماده بودن برای یادگیری مسائل جدید و داشتن روحیه کار تیمی بود.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در اسنپ باکس، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۲۰ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۸ از ۵؛ ۱۵٪ از کاربران اسنپ باکس را به دیگران توصیه میکنند. ۲۰ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهند که محیط کار در اسنپ باکس با ترکیبی از فرصتهای یادگیری و چالشهای مدیریتی همراه است. از نظر فرایند جذب، برخی از تجربهها نشان میدهند که مصاحبهها به صورت مرحلهای با ارزیابی فنی و رفتار منابع انسانی برگزار میشود و در برخی موارد توجه تیمها به توضیح نحوه تصمیمگیری و توان یادگیری کارمندان جدید است. اما بعضی تجربهها حاوی نارضایتیهایی از رفتار مصاحبهکنندگان یا فقدان پاسخدهی حرفهای و پیگیری دقیق تسکها بود؛ به طور کلی روند استخدام گاهی طولانی و غیرخطی گزارش شده است. در زمینه تجربهی کار، کارمندان از حقوق به موقع و مزایا تا حدی رضایت داشتند، در عین حال از فشار کاری، بروکراسی فرآیندها و گاهی نبود ثبات در مدیریت شکایاتی مطرح شده است. برخی کاربران به مزیتهای فرهنگ سازمانی دوستانه و فیدبکمحور اشاره کردند و برخی دیگر از مشکلاتی مانند قیمتگذاری ناقص، فشار رفتاری یا عدم وجود مسیر مشخص ارتقا گلایه داشتند. بنا بر تجربههای ثبتشده، بهتر است داوطلبان درک شفافی از روال مصاحبهها، انتظارات حقوقی و چرخههای تصمیمگیری مدیریت پیدا کنند تا تصمیم آگاهانهتری بگیرند. تجربه نشان میدهد که بارزترین نکات برای جستجو عبارتهایی مانند تجربهی کار در، فرهنگ سازمانی، مدیریت، حقوق و مزایا، مصاحبه استخدامی، محیط کار است.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
قبل از اولین تجربه مصاحبهام برای کارشناس مرکز تماس، کمی دلواپس بودم. یک پادکست درباره سوالهای مصاحبهای مثل نقطههای قوت و ضعف و سوالات روانشناختی را که معمولا مطرح میشود گوش کردم؛ فکر میکنم خیلی در آمادهسازی کمک میکند. توصیهام این است که هم خودتان باشید و هم با آمادگی کامل بروید دنبال مصاحبه. یک جستوجوی ساده انجام بدهید و به اندازه نیمساعت پادکست گوش بدهید؛ واقعا موثر است. نکتهای که میخواهم اضافه کنم این است که فکر نکنید اینگونه نکتهبرداریها فقط برای برونگراهاست؛ اینها هیچ ربطی به شخصیت شما ندارد. مهم این است که بتوانید به خودتان مسلط باشید و روند رفتار و صحبتهایتان را آرام و کنترلشده مدیریت کنید.
در یک مصاحبه جاوا برای استارتاپی با名字 Snapa? باکس شرکت، گام نخست مصاحبهای اسکایپی بود که کمتر از یک ساعت طول کشید و عمدتا درباره جاوا بود، با یک مقدار صحبت درباره اسپرینگ و هایبرنیت. بیشتر به رویکرد حل مسئله توجه داشتن و سوالات سطح بالا زیادی مطرح نمیکردند. بعد از آن مرحله، قراربود تسکی برایم ارسال کنند که چهار روز فرصت انجامش داشتم. برخی از ابزارهای موردنیاز کار باهاش کار نمیکرد، اما با جستجو و پیگیری کار را تکمیل کردم و برایشان فرستادم. پروژه تسک تقریبا کوچک بود و با جاوا، اسپرینگ بوت و اسپرینگ دیتا توسعه داده میشد و تحویل نهایی را روی داکر ارائه دادم. یک یا دو هفته بعد تماس گرفتند و جلسه دوم مصاحبه برگزار شد؛ یک ساعت از آن مربوط به منابع انسانی و سپس دو ساعت مصاحبه فنی بود. مصاحبه منابع انسانی نسبتا خوب، مودبانه و دوستانه پیش رفت و سوالات نسبتا معمولی پرسیدند. سپس به مصاحبه فنی دوم رسیدیم که قرار بود مسألهای را با مصاحبهکننده پیش ببریم، با تأکید بر جزئیات و استفاده از annotationها و متدهای لازم در هر مرحله. بعضی از ابزارها را در آن زمان استفاده نکرده بودم و روی رزومهام هم ننوشته بودم، اما باز پرسیده میشد. یک سؤال الگوریتمی کوتاه هم آخر جلسه مطرح شد که چیز خاصی نبود. احساس من از این جلسه این بود که مصاحبهکننده میخواست فقط آنچه در ذهنش بود را بشنود و رویکرد حل مسئله چندان محوری نبود. تصورم از روز قبل این بود که فرصتی برای یادگیری چیزهای جدید دارم و تسک را برای سنجش یادگیری و توان انجام کار میدیدند، اما هم مسئول منابع انسانی و هم مصاحبهکننده فنی به من گفتند که کاندیدهای مختلف را با هم مقایسه میکنند و اگر نیرویی بهتر از من ببینند همان فرد را استخدام میکنند و رزومه من را هم نگه میدارند برای آینده. حدود یک هفته بعد ایمیلی دریافت کردم که گفتند کاندید بهتری داشتند و از من سپاسگزار بودند و خداحافظ. اگر فرایند ادامه پیدا میکرد احتمال داشت دوباره مصاحبه فنی انجام بدهم، در غیر این صورت باید سه نفر از همکاران یا مدیران سابق شرکت را معرفی میکردم تا برایشان بررسی ارجاع انجام شود. کل فرایند از تماس اولیه تا پایان، فکر میکنم حدود یک و نیم ماه طول کشید، با توجه به اینکه متقاضیان زیادی داشتند. محل شرکت در همان دفتر اسنپ بود، جردنه؟ مرزداران نبودند؛ اما در دوران کرونا بهکلی دورکاری میکردند. رفتارهایی که برایشان اهمیت داشتند این بود که در جلسه HR قدرت یادگیری و انتقال دانش را بسنجند و از من بخواهند یک موضوع را توضیح بدهم. بقیه موارد را خیلی دقیق بررسی نکردند؛ من هم دوست داشتم محیطی دوستانه و غیررسمی باشد و به همان شکل هم گفتند که ما هم اینطور هستیم.
درخواست من برای این موقعیت بهمنظور پیدا کردن آیندهای که برایم مناسبتر باشد، با یک تماس سریع دنبال شد و ساعات کار هم از همان ابتدا انعطافپذیر در نظر گرفته شد. در نخستین مرحله از مصاحبه، مانند اکثر شرکتها، فرم مشخصات تکراری را پر کردم و اطلاعات غیرضروری چندانی درخواست نکردند؛ فقط سابقه کار، وضعیت نظام وظیفه و سلامتی را پرسیدند و از من خواستند درباره این موارد توضیح بدهم. در بخش اول، گفتوگو با یک نفر از تیم منابع انسانی داشتیم و عمده تمرکز روی انگیزه ترک شغل فعلی، روش برخورد من با مسائل و چگونگی مدیریت قطع و وصل بودن کار در موقعیت Oncall بود. بخش دوم مصاحبه با یکی از سرپرستان فنی زیرساخت بود و گفتگوی صمیمانهای شکل گرفت؛ سوالات فنی بهطور صریح مطرح شد و توضیحاتی درباره پروژهها و کارهایی که لازم بود انجام شود، بهوضوح بیان شد. فرصتی هم برای دریافت بازخورد و طرح پرسشها وجود داشت که از نظر من مفید بود. در نهایت، مصاحبه را بهصورت کلی خوب ارزیابی کردم. نکته مثبت کلیدی این ملاقات این بود که بهطور روشن توضیح دادند چگونه فرایند جذب نیرو را انجام میدهند و معیارهای تصمیمگیریشان برای استخدام چیست. همچنین تأکید کردند که باید به الزامات مندرج در شرح موقعیت شغلی قبل از شرکت در مصاحبه توجه شود.
برای مصاحبهنویسی بهتازگی از تجربهی مصاحبهی من با شرکت اسنپ باکس مینویسم. یک جلسه با مدیر عملیات و جلسهای دیگر با مدیر فنی داشتم. مشکل اصلی این بود که در آزمون مهارتهای برنامهنویسی یک تسک به من دادن و من همان روز تسک را انجام دادم؛ مدیر فنی هم کاملا راضی بود و گفت از هفته بعد میتوانم آغاز به کار کنم و دقیقا با من تماس میگیرند تا هماهنگ بشود. اما هیچ کس با من تماس نگرفت و پیگیری هم پاسخ مشخصی نداد. به نظرم این رفتار خیلی غیر حرفهای بود.
در اولین برخورد فهمیدم که رویکردشون بیشتر گفتوگو محور بود تا آزمون مستقیم. دو نفر از تیم فنی در یک گفتوگوی فنی هماوقات با من نشستند، و بحثها بیشتر روی درک مسئله و ارائه راهحل با توجه به توانایی و دانش من متمرکز بود. به صراحت میگفتند که هدفشان یک مکالمه است و قرار نیست به سوالات تئوری پاسخ بدهید یا دیزاین پترنها و ماکرو سرویسها را به صورت فهرستوار نام ببرید؛ بلکه از شما انتظار داشتند تا مسئلهای مشخص را توضیح بدهید و مطابق با توان و دانش خود یک راه حل ارائه بدهید. بعد از جلسه اول، سه یا دو روز بعد برای مصاحبه نهایی تماس گرفتند. انتظار من این بود که با تیم منابع انسانی مصاحبه کنم، اما باز هم مصاحبه به صورت فنی ادامه یافت. همان رویکرد گفتوگو را حفظ کردند و تأکید داشتند که مصاحبه برای بررسی درک عمیق و استفاده عملی از دانستههاست نه فقط بلد بودن تئوری. به عبارتی از من میخواستند بدانم در عمل موقعیت را چگونه مدیریت میکنم، نه اینکه دقیقا بلد باشم چه کار باید کرد. این مصاحبه تقریبا دو ساعت طول کشید و باز هم فرصت برای پاسخ به همه سوالات کم بود. سطح سوالات بالا بود و چالشبرانگیز به نظر میرسید. پیشنهادشان این بود که آرامش خود را حفظ کنم و واقعا آن چه را که بلد هستم و عمیقا درکش میکنم، بدون رودربایستی بیان کنم. نکتهای که برایشان اهمیت داشت، داشتن تصویر روشن از چیزهایی بود که در ذهنشان مهم است؛ اما من بهطور کامل متوجه نمیشدم که دقیقا چه چیزهایی برایشان ارزش دارد.
مصاحبه برای تحلیلگر هوش تجاری در اسنپ باکس دو بخش داشت و من در ابتدای جلسه با پرسشهای تحلیلی روبهرو شدم که هدفشان ارزیابی توان ذهنی، حل مسئله و تفکر نقادانه بود. در بخش دوم از اهداف فردی و ویژگیهای شخصیام پرسیده شد و درباره مهارتهای فنی و نرمافزارهایی که بلد هستم هم صحبت کردند و کمی هم به مسیر پیشرفت این شغل اشاره کردند. درباره ساعات کار و حقوق هم گفتگو کردند. سعی کردم آرامش حضور داشته باشم و طبیعی خودم باشم، و فهمیدم آنجا دنبال فردی با پشتکار هستند.
اگه میخواهید خودتون رو بی ارزش کنید اسنپ باکس کار کنید بخدا صب تا شب دنده صد من یه غاز باید بدی با هزار نفرم تو خیابان بحث کنی با این کرایه های بشدت پایین اسنپ بعد پشتیبانی بهت زنگ میزنه خیلی راحت تهمت دزدی میزنن بعد حساب کاربری پیک بد بختو جریمه میکنن. ۲۰ درصد کمیسیون پول زوری که دارن میخورن براشون کافی نیست جریمه هم میکنن لعنت به مدیران بی لیاقت اسنپ
بی جهت وبدون دلیل مستندجریمه میکندبدون اینکه پاسخگو باشند فکرمیکنم این هم راه درآمدجدیدی برای اسنپ شده. برخودشان غیرمنصافانه وبرده داری میباشد
تجربه من این است که در تابستان سال ۱۴۰۳ کرایه های اسنپ باکس خیلی خوب بود ولی امسال سال ۱۴۰۴ این ۳ ماه گذشته کرایه ها خیلی پایین و کمسین اسنپ باکس خیلی بالا است از شما خواهشمند هستیم که کرایه های اسنپ باکس را بالا ببرید
واقعا چرا الکی میگید کرایه اسنپ باکس بیشتره نسبت به مسافر .دروغ چرا میگید؟؟اسنپ مسافر خیلی بهترو راحت هستش با کرایه بیشتر ولی اسنپ باکس راننده باید همش پیاده بشه بره بگیره باز پیاده بشه بره درب واحد تحویل بده.امان از مدیریت بی سواد.
اگر عنوان کردن کلمه ظلم را توهین لحاظ نکنند. بسیار اففضاح میباشد. اسنپ تنها راهی که برای جذب مشتری داره قیمت پایینه (اصطلاحا زیر قیمت زنی) این شیوه امرا معاش نه به نفع مشتری هست و نه به نفع راننده و نه به نفع اسنپ. win win پیش کش . همه باختن اصلی ترین رکن رضایت مشتری هست و بحثی هم نداره ، اما خدمات خوب رضایت به دنبال داره نه فقط قیمت پایین. خدمات خوب هزینه بالایی هم داره. مشکل تیم اسنپ اینه هیچ شناختی نسبت به حمل و نقل نداره. اینکه اسنپ ، بر پایه خودروهای تک سرنشین که به محل کارشون میرفتن تونست قیمت های مسافربری را پایین بیاره، نمیتونه پایه باربری هم بشه. چون کسی که وانت سبک یا سنگین میرونه شغل اصلیش رانندگیه . هم تعرفه ها را داره و هم اصول کار را و هم اصول اخلاقی و غیر اخلاقی را. اسنپ بار را که بارنامه نمی کنه و خسارت هم به مشتری نمیده که این خودش باعث میشه هر باری را نتونه بگیره. یعنی آدم عاقل بارش را به اسنپ نمیده. راننده هم که فوق ناراضیه و باعث هزار جور اتفاق خواسته و ناخواسته میشه کارهای نو آورانه هم که نداره بستر اینترنت هم که فضای مناسبی برای مسیریابی و رزور و . . . برای قسمت باربری وجود نداره و حتی فیلتر هم هست. اسنپ باکس فقط در حد همون پیک موتوری داخل شهری کاربرد داره اونم هزارو یک اما و اگر داره ولی واقعا میشد خیلی کارها انجام داد. شاید چندتا شرکت خارجی مثل اوبر میومدن و فعالیت میکردن ، اصول حرفه ای کار را به اسنپ یاد میدادن.
می خوساتم واقعا گله کنم ا تیم اسنپ باکس/ خب شما که نمی خواهید نیرو بگیرید، چرا الکی وقت ادم و میگیرید و مصاحبه و انجام تسک و ... بعدش حتی شما تسک و کلون هم نکردید. که بدونید چه خبره اون تو. بعدش یک ایمیل اتوماتیک میدید و ادم رد میکنید. یکم احترام قائل باشید برای کسایی که مصاحبه میشند. واقعا شرم بهتون.
سلام بعد حدودا 1 ماه از ارسال رزومه مصاحبه انلاین ست کردن متاسفانه مصاحبه کننده لحن جالبی نداشت نگاه از بالا به پایین داشت بدون هیچ مقدمه یا حرفی گفت فقط من سوال میپرسم جلسه مصاحبه نبود بیشتر کنکور بود تمام سوالاتش نکته داشت توی طول جلسه هم مدام نیش خند میزد براش مهم نبود سوال درسته یا غلط فقط میخواست بگه من بیشتر میدونم هیچ سوالی بابت اینکه خودتو معرفی کنی یا بگی چی بلدی وجود نداشت اینم بگم به خاطر بد جا بودن لوکیشن جدید اسنپ جدیدا خیلی خروجی دارن سوال در مورد الگوریتم و ریاضی هم پرسیدن در کل انگار فقط از دور این شرکت ها خوبن
برای موقعیت Associate Product Manager درخواست دادم و مصاحبه آنلاین داشتم مصاحبه خوب پیش رفت اما بعد از مصاحبه ریجکت شدم بعد از این که علت ریجکت رو خواست خیلی حرفه ای و دقیق برام فیدبک فرستادن رفتار مصاحبه کننده خوب بود و همین طور منابع انسانی خوبی هم داشت که بعد از ریجکت من تونستم باهاشون ارتباط بگیرم و ازشون فیدبک دریافت کنم در کل فکر میکنم برای مدیریت محصول فضای رشد خوبی داشته باشه
مثل همه ی شغل های دیگه خوبی و بدی های خودش رو داره . اول خوبی هاش رو بگم حقوق به موقع میدن، شارژ ماهیانه اسنپ ، هدیه مناسبتی،بیمه تکمیلی ، به ظاهر احترام نیرو کار رو نگه میدارن بدی هاش : کار فوق العاده سنگین سنگین است استرس کاری زیاد ، حقوق وزارت کار نسبت به زحمتی که کشیده میشه واقعا کمه . حقوق به مرور زیاد نمیشه .از شدت تماس و کار سخت و تماس های بدون لحظه ای وقفه، چشم از مانیتور نمیشه برداشت و کیبورد و موس رو نمیشه لحظه ای رها کرد ، باید پشت سر هم کار کنیم . زمان هایی که اضافه مجبورمون میکنن برای کار شرکت بمونیم اگر زیر ۱ ساعت باشه اضافه کار نمیدن . در کل اگر میتونید کار دیگه پیدا کنید اصلا توصیه نمیکنم . من که استعفا دادم راحت شدم
از نظر تکنولوژیک و یادگیری و از نظر اجتماعی شرکت خوبی هست. به نظرم به فرد یاد میده که برای فعالیت در یک سازمان بزرگ چطوری میشه رفتار کرد. من از باکس چیز هایی زیادی یاد گرفتم. الان در یک شرکت بزرگ خارجی مشغول هستم و باید بگم که تجربه باکس در زمینه رفتان حرفه ای کمک کرد. آقای عارف قراخانی جزو هیات مدیریت و همچنین CTO هستش. به نظرم فرد منطقی و قابل اعتماد و همچنین محترمی هستش ( با وجود اینکه لزوما دانشش از سطح دانش نیروهاش بیشتر نیست. منتها با رفتار منطقی و اخلاقی سیستم رو درست پیش میبره . کاملن نظرات شما رو از نظر تکنولوژیکی میشنوه و سبک سنگین میکنه. و اگه به طور کلی میارزید به زحمتش قبول میکنه) بعضی مواقع میبینیم که برای انجام بعضی کارها، ابتدا کار رو با روش ابتدایی انجام میدن و اگه لازم بود اون رو به روش با تکنولوژی پیشرفته تر و با معماری درست تر پیاده سازی میکنن. کلن اعتقادشون بر اینه که سری که درد نمیکنه رو نباید دستمال ببندید. این هم خوبه هم بده باعث میشه که یک سری بلک باکس داشته باشیم که دارن کار رو درست انجام میدن ولی ممکنه که در بعضی مواقع کد ها در یک سری جاها با حالت ایده آل خیلی فاصله داشته باشه و تا بیاد این درست بشه یه مقداری طول میکشه. و مطلب دیگه اینکه دست شما خیلی زیاد باز نیست که هر لحظه هر تکنولوژی ای که میخواین رو تو پروژه بگنجونید ( از ترس هایی مثل استیبل بودن تکنولوژی گرفته تا بار اضافه ای که اون تکنولوژی ممکنه به بچه های devops و فرآیند هاشون اضافه بکنه) و شما مسیر لزوما خیلی آسونی ندارین اگه بخواین یه تکنولوژی اضافه بکنین که خیلی از تیم ها رو ممکنه درگیر بکنه . که این هم خوبه و هم میتونه بد باشه.
شنیدن تجربه کار در یکی از معتبرترین شرکتهای ایران را داشتم، با یک مجموعه وسیعی از فناوریها و همکاران حرفهای. به دلیل شیوع کرونا وارد محیط کار از راه دور شدم و از همان ابتدا فضای داخل شرکت را از نزدیک تجربه نکردم، اما روند کارها همواره منظم و منسجم بوده و اکثر کارها به صورت خانگی انجام میشود. فشار کاری چندان بالا نیست و بازخوردها و پیشنهادهای همکاران با استقبال خوبی روبهرو میشود؛ برخوردها همواره دوستانه و حرفهای است و فضای یادگیری خیلی فراوان است. اما نکته منفی اینکه برخی کارها به قدری دارای بروکراسی هستند که ارتباط با تیمهای دیگر مجموعه را دشوار میکنند و ارزش انجام دادن آنها را پایین میآورند، نشاندهنده فاصله قابل توجه بین تیمها است. جلسات گاهی آنقدر طولانی میشوند که ممکن است چند ساعتی طول بکشد و به خاطر وسعت پروژه، ترس از اشتباه کردن زیاد است، هرچند تا اندازهای با حمایت تیم کنترل کیفیت (QA) مدیریت میشود.
در این شرکت احساس کردم نداشتن زمان کاری مشخص و مدیریت بیوقفه تسکها مثل یک وظیفه ثابت برای من بود، حتی در شبهای پنجشنبه و جمعه تا دقایق پایان کار هم این روند را حفظ میکردم. به نظر میرسد در این جا علاقهای به کار بر مبنای یک برنامه منظم و ساختاری وجود ندارد. به دلیل دشواری در جذب نیرو، کنار تیمی باکیفیت قرار گرفتم و فکر میکنم حقوق مناسب تنها مزیت دیگری است که تجربه به من ارائه میدهد.
همیشه در اینجا احساس میکنم که شیوه مدیریت در این شرکت بیش از هر چیز دیگری با ثبات و کارآیی فاصله دارد. در طول مدت همکاری، تصمیمگیریها به شکلی ناهمگون و بیثبات به نظر میرسید و در چند ماه اخیر تغییر مکان تیم فنی چندین بار اتفاق افتاد. در کنار این هرج و مرج در حوزههای مختلف وجود داشت. به کارگیری افراد با تخصص بالا و پرداخت حقوق مناسب صورت میگیرد، اما گمان میکنم انتظار از آنها فراتر از توان معمول است، گویا هدف این است که با حقوق بالا انگیزه ارائه تعهد داده شود. از دید من رفتار مدیریتی بیشتر به سمت تکیه بر حقوق بالا و تضمین زندگی مادی است تا مدیریت کارآمد. در برخی مواقع، اعضای تیم فنی ترجیح میدهند ساعات کاری را تا حدی طولانی کنند و در مواردی از خانه کار کردن هم گزارش بوده است. اگر دنبال همکاری فنی با این مجموعه هستید، بهتر است حتما پیش از هر تصمیمی با نفرات فنی صحبت کنید تا چشمانداز روشنتری به دست آورید.
استخدام در اسنپ باکس
از مجموع ۲۰ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۲۰ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۱۵٪ از کاربران اسنپ باکس را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۲۰
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۹ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۹ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۹ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی اسنپ باکس مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره اسنپ باکس
آیا اسنپ باکس در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از اسنپ باکس ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در اسنپ باکس چگونه است؟
بر اساس ۲۰ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۸ از ۵ است؛ ۱۵٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در اسنپ باکس چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در اسنپ باکس از نگاه ۲۰ کارمند: ۱.۹ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در اسنپ باکس چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از اسنپ باکس ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلو
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و ب
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا