تستر
تجربه کاری تستر در اسنپ فود
امتیاز ۲.۰ از ۵.
فشار کاری به شدت بالاست.حقوقا بد نیست.به درد پیشرفت نمیخوره ولی اینجا.کلا ecommerce دیگه.پیچیدگی و خفنیه حوزه های تلکام و بانکی رو نداره.برای پیشرفت توصیه نمیکنم
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من حدود دو سال توی این تیم کار کردم. توی این مدت واقعاً جون کندم و صادقانه بگم احساس میکردم از مدیر مستقیمم خیلی بیشتر از کار سر درمیارم، ولی هر بار که درخواست ارتقای رتبه یا افزایش حقوق میدادیم، با یه بهونه جدید ردش میکردن. انگار قرار بود حقوق ما رو از جیب خودشون بدن. محیط کار بهشدت میکرومنیج بود و مدیرای بالادستی هیچ درک درستی از حجم کار و تسکهایی که روی دوش تیم بود نداشتن. خانم «ی.ش» که از کالسنتر ایرانسل اومده بودن، عملاً کل فضای اسنپفود رو تبدیل کرده بودن به کالسنتر. به نظر من اصلاً شناختی از جنس کار تیمها و نیازهای هر موقعیت شغلی نداشتن و همون مدل مدیریت کالسنتر رو میخواستن همه جا اجرا کنن. از اون طرف، خانم «ی.ر» با یکی از نیروهای خانم تیم رابطه عاطفی داشتن و متأسفانه جو تیم هم از این موضوع تأثیر میگرفت. یعنی واقعاً حس میکردیم کیفیت روز کاری ما بستگی داره به اینکه این دو نفر با هم خوب باشن یا نه. اگر رابطهشون خوب بود، شرایط برای بقیه هم بهتر بود و اگر بینشون مشکلی پیش میاومد، کل تیم باید تاوانش رو میداد. به نظرم این اصلاً رفتار حرفهای نبود. یه نیروی دیگه هم آورده بودن که از نظر توانایی واقعاً عملکرد قابل قبولی نداشت، ولی چون با رابطه و پارتی اومده بود، حقوقش از خیلی از آدمهای باسابقه و زحمتکش تیم بیشتر بود. این حجم از بیعدالتی واقعاً اعصاب همه رو خرد کرده بود. در کل، برخورد بعضی از مدیرها با نیروها اصلاً محترمانه نبود. خیلی وقتها با لحن تحقیرآمیز حرف میزدن و جوری رفتار میکردن که انگار نه همکارشون، بلکه بردهشون هستی و باید بدون هیچ حرفی فقط دستور اجرا کنی. اگر بخوام تجربهم رو توی یه جمله خلاصه کنم، میگم کار کردن توی تیم Key Account اسنپفود از نظر روحی یکی از بدترین تجربههای کاری من بود. اگر برای اعصاب، آرامش و سلامت روانت ارزش قائلی، قبل از اینکه وارد این تیم بشی، حتماً خوب تحقیق کن و فقط به اسم برند اعتماد نکن.
مستقما نقد جدی دارم به آقای ن . ا یک آدمی از لحاظ روحی اصلا تعادل ندارن ، سواد یک جمله بندی ساده رو ندارن چه برسه به موارد تخصصی یا زبان خارجی - اکسل میزارن جلوی این آدم با ماشین حساب اعدادشو جمع میزنه - روابط غیر کاری حرفه ای هم دارن که جز نقاط ضعف عجیبه ایشونه-به نظرم تو هر تیمی خواستید برید اما از اینجا دوری کنید - یا اگر با تو سری تو محیط کاری مشکلی ندارید برید اصلا
در مصاحبهی مرکز تماس برای اسنپ فود بود که اول کار، حدودا کمتر از یک هفته منتظر زنگ بودم تا درباره ساعات و شیفتها صحبت شود. گفتند چهار روز کار میکنم، یک روز مرخصی دارم و بعد از آن دوباره چهار روز کار را ادامه میدهم؛ به این صورت بهطور چرخشی خواهد بود و ساعات از نه تا هجده است. یک مصاحبه تلفنی هم برگزار شد. پرسیدند آیا تجربهای در مرکز تماس داشتم یا نه، من گفتم نه اما تجربه فروش و کار با مشتریان را دارم و مهارتهای مذاکره و بیان خوبی دارم. از من پرسیدند رضایت مشتری را چگونه میبینی؟ گفتم در بازار رقابتی و اشباع، اکنون رضایت مشتری بهخاطر بهرهبرداری از خریدهای مکرر آنان است. پرسیده شد ویژگیهایی که یک کارمند مرکز تماس باید داشته باشد چیست و همچنین اینکه محیط کاری برای من چگونه است، شلوغ یا خلوت. من پاسخ دادم فرقی ندارد و انعطافپذیرم. نکتهای که توصیه میشه برای واقعا پذیرفتهشدن در مصاحبه در نظر بگیرند این است که کار در این بخش در ابتدای کار دشوار است؛ باید سرعت عمل بالا و قدرت یادگیری خوبی داشته باشی، چون باید تمام اطلاعات سازمان را در ذهن نگه داری تا در برخورد با مشتری دچار مشکل نشی. همچنین باید آرامش خود را هنگام مواجهه با مشتری ناراضی حفظ کنی. ویژگیهای مهم آنها عبارت بود از: انعطافپذیری و سازگاری با محیط شلوغ.
وقتی وارد دفتر شدم، چند دقیقهای منتظر کارمند منابع انسانی شدم. برخوردشان مودبانه بود و فرم سادهای دادند که پر کنم؛ پر کردم و مرا به اتاقی بردند تا برای مصاحبه منتظر بمانم. این مدت طولانی به نظر رسید تا اینکه فردی آمد و فکر کردم مدیر فنی یا حداقل مدیر بخش کلاینت است، اما مشخص شد که او مدیر بخش پروداکت بود. سوالهای فنی کمی پرسیدند، اما بیشتر به تجربیات من در شرکتهایی که با آنها کار کرده بودم پرداختند. یکی از سوالها مربوط به تخلیه پایتخت در بیست و چهار ساعت بود و یک سوال الگوریتمی هم مطرح شد. مصاحبهگرها کاملا بیاحساس و بیقاطع بودند و رفتارش این حس را به من منتقل کرد که آرامش و اعتمادبهنفسم را از دست میدهم. در آخر وقتی پرسیدم که مرحله بعد چیست، گفتند که نتیجه یا قبول یا رد را اطلاع میدهند، اما خبری از آنها نگرفتم. به ذهنم رسید که برای یک مصاحبه شدید آماده باشم و با اعتماد به نفس کامل در جلسه حضور یابم.
شرکت اسنپ فود بود و من برای شغلی در زمینه مدیریت رستورانها مصاحبه داده بودم. بعد از برچیده شدن یکی از ونچرهای گروه IIG، همهی شرکتهای فعال در اون مجموعه شروع به مصاحبه با کارکنان سابق کرده بودند و من هم با اکثریت شرکتهای IIG مصاحبه کردم چون رزومههای ما در اختیارشون بود و به همین خاطر با من تماس میگرفتند و برای مصاحبه دعوت میکردند. نخستین مصاحبه با مدیر مربوطه بود و از من سوالات فنی بسیاری پرسید تا دربارهی بخشبندی و مدیریت اصولی رستورانها نظراتم را بنویسم؛ کاری که تا آن زمان انجام نداده بودند. چون در شغل قبلیم همین کارها را انجام میدادم، با جزییات کامل همهی ایدههایم را گفتم و مدیر آن بخش خیلی از آنها استقبال کرد و خوشحال شد. قرار شد جلسهی بعدی با واحد منابع انسانی باشد و آفر ارائه شود، اما هیچ خبری از آنها نشد. پیگیریهایم هم نتیجهای نداشت و حتی ایمیلی از طرف آنها دریافت نکردم تا اینکه در نهایت یکی از همکاران از اسکایپ را پیدا کردم و پیگیر شدم؛ گفتند فعلا امکان همکاری نداریم. دو نکته که برای من خیلی مهم بود: - در آن مقطع بحران منابع انسانی در کل گروه وجود داشت و احتمالا کموکاستی در هماهنگی بین منابع انسانی و دپارتمان توجیهپذیر است؛ با این حال عملکرد منابع انسانی اسنپ فود در مدیریت این بحران ضعیف بود. - در کار قبلیم سرپرست بخش بودم و سطح کارشناس نسبتا پایینتر بود. این مسئله را در همان مرحله مطرح کردم و مدیر بخش گفت که این دپارتمان را از صفر میسازیم و افرادی مثل من که اولین اعضا هستند، شایستهی مدیریتی خواهند بود. - اگر به دلایل سابقه یا کیفیت کارتان حقوق بالاتری نسبت به میانگین دارید، اسنپ فود گزینهی ایدهآل برای شما نیست؛ رنج حقوق معمولی است، نه خیلی خوب و نه خیلی بد. دوستان من در حال حاضر آنجا مشغولاند و حقوق حدود سه تا چهار میلیون میگیرند. البته این به حوزهی کار آنها در بخش تجاری مربوط میشود و درباره حقوق تیمهای IT اطلاعی ندارم.
در حال کار با یک شرکت معتبر بودم و در تجربهای از مصاحبه کنترل پروژه صحبت میکنم. از من دربارهی سوابق تحصیلیم و کارهای قبلیم پرسیدند و سوال عجیبی هم مطرح شد: اگر تهران در وضعیتی خطرناک بیفتد و فقط بیست و چهار ساعت فرصت داشتم شهر را تخلیه کنم، چگونه این کار را انجام میدادم؟