backend developer
تجربه مصاحبه backend developer در اسنپ گروسری
عدم پذیرش.
فضای شرکت به شدت پر از سروصدا و بینظمی بود و هیچ حس حریم خصوصی وجود نداشت. موقعیت دفتر در پارک وی بود و در ساعات پیک ترافیک، پارک جای مناسبی نبود. کارها بهطور کامل باید حضوری انجام میشد و حضور از ۹ صبح تا ۶ عصر انتظار میرفت، انگار کار هم همانند نگهبانی و بافت ژرفی از فشار بود. در کنار این روند، احساس فشار حقوقی وجود داشت و از پیامکهایی که به اسم اسنپ میآوردن سوءاستفاده میکردند. process مصاحبه هم بهنوعی عجیب آغاز شد؛ زنی به نام پرنیان امدادی با من تماس گرفت و گفت باید حضوری بیایم در ترافیک، و پس از دو ساعت رسیدم. وقتی وارد دفتر شدم گویی با فضایی همانند طویله روبهرو شدم که همه درگیر کار و سروصدایی بودند و فقط نام آنجا کار گذاشته شده بود. دو نفر برای مصاحبه آمدند و اتاقی با اسم اهواز بهعنوان اتاق جلسه بود و انگار اتاقی با نام شهرهای دیگر مانند قزوین وجود داشت. سؤالات مصاحبه شامل سه مسئله الگوریتم بود و یکی از آنها را جواب ندادم؛ قرار گذاشتم اگر کلا جواب منفی بدهند حتما بازخورد بدهند چون بالغ بر چهار ساعت برای این مصاحبه صرف کرده بودم. پس از حدود یک هفته با گذشتن از کارشکنیها و معطلی، پاسخ منفی گرفتم. شاید تصور کنید پررنگ نیست اما من با تمام وجود پیگیر شدم؛ به خانم پرنیان امدادی که قبل از این هر چه میخواستند میگفتند و به تماسها، پیامکها و ایمیلها جواب میدادم، اما جوابی دریافت نکردم. ضمن اینکه اشاره میکنم هیچ شرکت دیگری از من اینطور وقتگرفتن و insisting حضوری را نمیخواهد و سپس با بیادبی پاسخ میدهد. من با سابقهی شش ساله در کارهای مختلف از کار در کافه بازار تا شرکتهای کوچک، در هیچ جایی چنین بیاحترامی را تجربه نکرده بودم. معمولا حقوق را پرداخت میکنند یا ندادن آن بهانههای دیگری ندارد و حداقل با منطق پاسخ میدهند تا مردمی را سردرگم و بیاعتماد نکنند.
تجربههای مشابه
در مصاحبهای که داشتم، بخش جذب و استخدام شرکت اسنپ گروسری خیلی سرزنده نبود. فردی که مسئول این بخش بود رفتار حرفهای چندان مناسبی از خودش نشان نمیداد و به نظر میرسید خیلی روی خودش پافشاری دارد. پرسشها طوری طراحی میشد…
اولین چیزی که میخواهم بهش اشاره کنم، فشار کاری و حجم سنگینی است که در محیط کار وجود دارد. کار آسانی نیست و نهایتا برای مردانی که مسئولاند اتفاقا دشوارتر هم میشود. با این حال، گاهی رفتارهای برخی سوپروایزرها و مدیران…
برای من به عنوان کسی که از تجربه کار در فروشگاه اسمارت حرف میزند، اغلب برداشت از برند آنها با واقعیت فرق دارد. تصور میکردم وارد یکی از استارتاپهای بزرگ ایرانی میشم، اما واقعیت فرق میکند. مصاحبه هیچ پرسشی از من…
من سالی یکسال و نیم اینجا فعالیت دارم و در ابتدا روزهای کاری هشت ساعت بود با یک ساعت استراحت، اما بعد گفتن که استراحت لازم نیست و حالا میگویند نه تنها کمکی به استراحت نمیشود بلکه ساعات کار به نه ساعت افزایش یافته…
تجربه من در بخش بازاریابی اسنپ گروسری را چنین به خاطر میآورم که محیط آن به نظر میرسید فضای بستهای باشد از روابط دوستانه و رفاقتی که خیلی زودتر از کارکرد واقعی روی توسعه و تصمیمگیریها اثر میگذاشت. بهجای ساختار…
در اینجا دوره آزمایشی خود را گذراندم، اما پس از دو ماه با کندی در تصمیمگیری و جلوگیری از ادامه همکاری مواجه شدم که با بهانههایی همراه بود. در برخی مواقع هم برخورد برخی از همکاران که مدیریت میکردند، ناسازگارانه بود و…