وویکی‌تجربهجستجو
الوپیک
تجربه کاری۲۵ مرداد ۱۴۰۵ · آبان ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵

تجربه کاری

تجربه کاری پشتیبانی در الوپیک

امتیاز ۱.۸ از ۵ (آبان ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵).

۱.۸· پشتیبانی

چند سال در این مجموعه کار کردم؛ از زمانی که برند «زپ اکسپرس» بود تا دوره‌ای که با «الوپیک» ادغام شد. بنابراین چیزی که می‌نویسم صرفاً یک برداشت کوتاه‌مدت نیست و بر اساس تجربه مستقیم از بخش‌های مختلف این سازمان است. متأسفانه یکی از بزرگ‌ترین مشکلات مجموعه، ضعف جدی در ساختار منابع انسانی است. از همان روز اول، فرآیند ورود و معرفی نیروی جدید بسیار غیرحرفه‌ای است و در بسیاری از موارد فرد عملاً بدون آموزش و برنامه مشخص وارد واحد می‌شود. بخشی از مواردی که در آگهی‌های استخدامی اعلام می‌شود نیز در عمل با چیزی که تجربه می‌کنید تفاوت دارد؛ از شرایط رفاهی گرفته تا نحوه محاسبه حضور و غیاب، کسرکار و سایر موارد. مشکل فقط HR نیست. در بخش قابل توجهی از مدیریت، چیزی که بیشتر از تخصص و شایستگی به چشم می‌آید، روابط، رفاقت و نزدیکی به افراد خاص است. متأسفانه گاهی این تصور ایجاد می‌شود که مسیر پیشرفت بیشتر از آنکه به عملکرد، دانش و نتیجه کار وابسته باشد، به ارتباطات وابسته است. جلسات متعدد برگزار می‌شود، اما بسیاری از آنها خروجی مشخصی ندارند و تصمیم‌ها و ایده‌هایی مطرح می‌شود که نشان می‌دهد فاصله‌ای جدی بین جایگاه مدیریتی و دانش و تجربه واقعی وجود دارد. گاهی اعتمادبه‌نفس افراد بسیار بیشتر از دانش و توانایی مدیریتی آنهاست. از طرف دیگر، در بعضی واحدها نوع برخورد با کارکنان به شکلی است که به جای ایجاد انگیزه، باعث فرسودگی و کاهش اعتمادبه‌نفس افراد می‌شود. حتی ایده‌ها و پیشنهادهای خوب هم همیشه فرصت واقعی برای اجرا یا دیده‌شدن پیدا نمی‌کنند. نکته عجیب اینجاست که نیروهای توانمندی در این مجموعه حضور داشته‌اند که بعد از خروج، در شرکت‌ها و برندهای معتبر به جایگاه‌های بسیار خوبی رسیده‌اند؛ موضوعی که شاید نشان دهد مشکل همیشه از خود نیروی انسانی نیست، بلکه گاهی ساختار سازمانی توان استفاده درست از افراد توانمند را ندارد. در شرایط فعلی نیز با توجه به وضعیت مالی مجموعه، کاهش یا حذف برخی خدمات و مزایا و همچنین تأخیر در پرداخت‌ها، فشار بیشتری به کارکنان وارد شده است. وقتی یک سازمان از کارکنانش انتظار عملکرد بالا دارد، طبیعی است که در مقابل باید ثبات، احترام، شفافیت و امنیت شغلی هم ایجاد کند. در مجموع، تجربه من از این مجموعه این بود که اگر به دنبال محیطی برای رشد واقعی، یادگیری، شنیده‌شدن و پیشرفت بر اساس شایستگی هستید، بهتر است قبل از ورود، حتماً درباره فرهنگ سازمانی و تجربه کارکنان فعلی و سابق تحقیق کنید. این نقد از روی کینه یا عصبانیت نوشته نشده؛ اتفاقاً حاصل چند سال تجربه است. امیدوارم روزی این مجموعه به جایی برسد که همان اندازه که برای برند و اعداد و KPI اهمیت قائل است، برای آدم‌هایی که این اعداد را می‌سازند هم ارزش قائل باشد.

نقاط قوت

بیمه
پرداخت حقوق به موقع

نقاط ضعف

عدم امنیت شغلی
محیط غیر حرفه ای
هدر دادن منابع
مدیریت ضعیف
عدم پیشرفت

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲.۰
مدیریت
۲.۰
حقوق و مزایا
۲.۰
تعادل کار-زندگی
۲.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۲.۰

تجربه‌های مشابه

الوپیک
مصاحبه
کاربر ناشناس·برنامه نویس
تجربه مصاحبه

مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا از جای قبلی بیرون اومدی چه کار خفنی انجام دادی و آخرش بیشتر شبیه مصاحبه فنی بود پرسیدن اگه مشکلی تو سیستم پیش بیاد چیکار میکنی لاگارو چجوری چک میکنی 😄 ( چه ربطی به hr داره نمیدونم). فرداش رزومم بدون ارائه دلیل رد شد به نظرم سر عدد حقوق بود هر چند مطمئنم اگر hr حرفه ای تری برای مصاحبه میومدن و شاید رقم رو پیشنهاد میدادن اکی میشدیم. ۲۰۰ تومن کمک هزینه هر ناهار جهت خرید از تپسی فود و کمک هزینه مکتب خونه و شارژ اکانت وندور ماشین به گفته خودشون و نکته دیگه ظاهرا تا دیر وقت (تا ۵ صبح)میمونن بچه هاشون جهت تحویل فیچر که ظاهرا تو شرکت‌های گلرنگ مرسومه. ارزیابی کلیم اینه که فنی اکی هستن ولی hr ضعیف دارن.

الوپیک
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۳.۰

برای مصاحبه به این شرکت رفتم و چیزی که در آگهی نوشته بودم با واقعیت تفاوت زیادی داشت. بحث ناهار و میان‌وعده مطرح شد، اما به واقع چنین امکانی وجود ندارد و تنها چیزی که داده می‌شود، حق ناهار است که هیچ چیزی را شامل نمی‌شود. زمانی که به محل مراجعه کردم، ساعات کاری هم با آنچه منابع انسانی اعلام کرده بود تفاوت داشت و پروسه استخدامی که چند هفته طول می‌کشید، در عمل موقعیت‌های تعطیلی زیادی به همراه داشت. در کل آنچه در متن آگهی قول داده شده بود، با واقعیت خیلی تفاوت داشت و به نظر من سازمانی که از همان ابتدا با نیرو صداقت ندارد، در ادامه هم با مشکل مواجه می‌شود.

الوپیک
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه برنامه نویس Front-end
۱.۰
مصاحبه برنامه نویس Front-end

در مصاحبه اول با مسئول بخش Front-end چند سوال منطقی پرسید و روی تخته چند الگوریتم و تابع جاوااسکریپت نوشتم که انجام شد. از آن مصاحبه را قبلا تأیید شدم و قرار شد هفته بعد مصاحبه دوم با مدیر ارشد شرکت باشد که با تأخیر بی‌بیان ۴۰ دقیقه‌ای آمدند و هیچ توضیحی ندادند. سوالاتشان معمولی بود: سابقه کاری، چالش‌های فنی اخیر، و آیا علاقه‌مند به پذیرش چالش‌های تازه و سخت هستم یا خیر؟ مصاحبه دوم هم نتیجه داده شد و هفته بعد برای ارائه مدارک و صحبت با مسئول منابع انسانی به دفتر دیگر رفتیم که اوضاع آنجا مشخص شد. مسئول منابع انسانی رفتارش تند و نامناسب بود و تماما به گوشی خود نگاه می‌کرد و به صحبت‌های من کمتر توجه داشت. در نهایت هم چند سوال کلیشه‌ای پرسید که فقط برای پر کردن فرم استخدام بود. کاش کاوش بیشتری در اولی داشت تا متوجه می‌شدم وضعیت چیست و سه بار بی‌دلیل به مصاحبه نمی‌رفتم. طوری رفتار می‌شد که انگار من فردی با سابقه‌ی مجرمانه باشم یا قصد دزدی از شرکت را دارم و به نظر مشکوک می‌آمدم. همچنین شرکت بررسی فاندامنتالی برای حقوق دارد و مبلغ آن به الگویی داخلی وابسته است، نه به درخواست من. حقوق ماه اول که دوره‌ی آزمایشی است تقریبا به نصف حقوق پیشنهادی می‌رسد و حتی اگر مدیر فنی تأیید کند، همان الگو برای من تعیین می‌شود. رفتار مسئولین مناسب نبود و باید تحمل زیادی در برابر بی‌نظمی‌های اداری و کاری داشت. به نظر می‌رسید شرکت اخیرا مشکلات مالی داشته و به گفته‌ی خودشان بین پانزده تا بیست و پنج روز تاخیر در پرداخت حقوق وجود دارد و معلوم نیست حقوق داده می‌شود یا خیر. گاهی دو ماه یکبار یا سه ماه یکبار پرداخت می‌شد؟

الوپیک
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

من مدت‌ها در این شرکت کار می‌کردم، از زمانی که برند زپ اکسپرس بود و با الوپیک ادغام شد. ورودم به شرکت با حضور در واحد منابع انسانی بی‌برنامه همراه بود؛ آدم‌ها را خیلی سریع به واحد دیگر می‌بردن و می‌گفتن اینجا بنشین تا کارها بدرستی به‌خوبی انجام بشه. اطلاعاتی که در آگهی‌ها می‌دیدم اغلب عملی نمی‌شد؛ برای مثال ناهار ۱۵۰ تومان در نظر می‌گرفتند اما مابه‌التفاوت از حقوق کسر می‌شد، ورود و خروج کنترل می‌شد و ساعات کار کسر می‌شد. در نهایت متوجه شدم منابع انسانی بیشتر به عنوان محلی برای غیبت و خبرچینی است تا یک واحد کارآمد، و عملا کار خاصی انجام نمی‌دهد. مدیران شرکت اغلب همان سی‌لول‌ها و مدیران مستقیم هستند؛ اکثرشان بی‌سوادی و بی‌تربیتی در رفتارشان دیده می‌شود و برخوردشان طوری است که واقعا تعجب می‌کنم. این وضعیت وقتی بیشتر نمایان می‌شود که در جلسات شرکت می‌کنید و بدون نتیجه بحث‌های طولانی می‌شود؛ برخی مدیران ایده‌ها و نظراتی مطرح می‌کنند که نشان از دانش ناکافی و نالایق بودن دارد. سطح فکری‌شان از نظر کارشناس است اما اعتمادبه‌نفسی شبیه به مدیرعامل شرکت‌های بزرگ دارند، و اغلب با یکدیگر دوستند و ارتقا و پیشرفت در شرکت ربطی به عملکرد نیست. هرچقدر به آن‌ها نزدیک‌تر باشید یا بی‌سوادتر باشید و بتوانند احساس قدرت کنند، احتمال پیشرفت‌تان بالاتر است. گروه‌های میانی بیشتر در عملیات و پشتیبانی و بازاریابی از این قاعده پیروی می‌کردند. تنها چیزی که برایشان اهمیت داشت، کارمندان نبودند. افرادی از این شرکت رفتند و در برندهای معتبر مشغول به کار شدند، و جالب اینکه بی‌سوادی آن‌ها به‌راحتی با رفتن این همکاران موافقت می‌شد. به‌نوعی پشتوانه گروه گلرنگ صرفا با پول هزینه‌سازی و خرج کردن می‌کردند و ایده یا بهبود واقعی وجود نداشت. حتی ایده‌ای هم که ارائه می‌شد به ظاهر تشویق می‌شد اما در عمل با از بین بردن آن سعی می‌کردند دیده نشود. با ورود به سازمان، انگیزه، اعتمادبه‌نفس و امید به زندگی‌ام به‌تدریج کم می‌شد. اخیرا چون این مجموعه برای گروه زیان‌ده بوده، از نظر مالی حمایت کمتری می‌شود و پرداخت‌ها با تاخیر انجام می‌گرفت و KPI و خدمات به‌راحتی حذف می‌شدند. محیط کاری خیلی سمی بود و انواع روش‌های گسلایت را تجربه کردم.