مصاحبه برنامه نویس Front-end
تجربه کاری مصاحبه برنامه نویس Front-end در الوپیک
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در مصاحبه اول با مسئول بخش Front-end چند سوال منطقی پرسید و روی تخته چند الگوریتم و تابع جاوااسکریپت نوشتم که انجام شد. از آن مصاحبه را قبلا تأیید شدم و قرار شد هفته بعد مصاحبه دوم با مدیر ارشد شرکت باشد که با تأخیر بیبیان ۴۰ دقیقهای آمدند و هیچ توضیحی ندادند. سوالاتشان معمولی بود: سابقه کاری، چالشهای فنی اخیر، و آیا علاقهمند به پذیرش چالشهای تازه و سخت هستم یا خیر؟ مصاحبه دوم هم نتیجه داده شد و هفته بعد برای ارائه مدارک و صحبت با مسئول منابع انسانی به دفتر دیگر رفتیم که اوضاع آنجا مشخص شد. مسئول منابع انسانی رفتارش تند و نامناسب بود و تماما به گوشی خود نگاه میکرد و به صحبتهای من کمتر توجه داشت. در نهایت هم چند سوال کلیشهای پرسید که فقط برای پر کردن فرم استخدام بود. کاش کاوش بیشتری در اولی داشت تا متوجه میشدم وضعیت چیست و سه بار بیدلیل به مصاحبه نمیرفتم. طوری رفتار میشد که انگار من فردی با سابقهی مجرمانه باشم یا قصد دزدی از شرکت را دارم و به نظر مشکوک میآمدم. همچنین شرکت بررسی فاندامنتالی برای حقوق دارد و مبلغ آن به الگویی داخلی وابسته است، نه به درخواست من. حقوق ماه اول که دورهی آزمایشی است تقریبا به نصف حقوق پیشنهادی میرسد و حتی اگر مدیر فنی تأیید کند، همان الگو برای من تعیین میشود. رفتار مسئولین مناسب نبود و باید تحمل زیادی در برابر بینظمیهای اداری و کاری داشت. به نظر میرسید شرکت اخیرا مشکلات مالی داشته و به گفتهی خودشان بین پانزده تا بیست و پنج روز تاخیر در پرداخت حقوق وجود دارد و معلوم نیست حقوق داده میشود یا خیر. گاهی دو ماه یکبار یا سه ماه یکبار پرداخت میشد؟
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و چیزی که در آگهی نوشته بودم با واقعیت تفاوت زیادی داشت. بحث ناهار و میانوعده مطرح شد، اما به واقع چنین امکانی وجود ندارد و تنها چیزی که داده میشود، حق ناهار است که هیچ چیزی را شامل نمیشود. زمانی که به محل مراجعه کردم، ساعات کاری هم با آنچه منابع انسانی اعلام کرده بود تفاوت داشت و پروسه استخدامی که چند هفته طول میکشید، در عمل موقعیتهای تعطیلی زیادی به همراه داشت. در کل آنچه در متن آگهی قول داده شده بود، با واقعیت خیلی تفاوت داشت و به نظر من سازمانی که از همان ابتدا با نیرو صداقت ندارد، در ادامه هم با مشکل مواجه میشود.
من مدتها در این شرکت کار میکردم، از زمانی که برند زپ اکسپرس بود و با الوپیک ادغام شد. ورودم به شرکت با حضور در واحد منابع انسانی بیبرنامه همراه بود؛ آدمها را خیلی سریع به واحد دیگر میبردن و میگفتن اینجا بنشین تا کارها بدرستی بهخوبی انجام بشه. اطلاعاتی که در آگهیها میدیدم اغلب عملی نمیشد؛ برای مثال ناهار ۱۵۰ تومان در نظر میگرفتند اما مابهالتفاوت از حقوق کسر میشد، ورود و خروج کنترل میشد و ساعات کار کسر میشد. در نهایت متوجه شدم منابع انسانی بیشتر به عنوان محلی برای غیبت و خبرچینی است تا یک واحد کارآمد، و عملا کار خاصی انجام نمیدهد. مدیران شرکت اغلب همان سیلولها و مدیران مستقیم هستند؛ اکثرشان بیسوادی و بیتربیتی در رفتارشان دیده میشود و برخوردشان طوری است که واقعا تعجب میکنم. این وضعیت وقتی بیشتر نمایان میشود که در جلسات شرکت میکنید و بدون نتیجه بحثهای طولانی میشود؛ برخی مدیران ایدهها و نظراتی مطرح میکنند که نشان از دانش ناکافی و نالایق بودن دارد. سطح فکریشان از نظر کارشناس است اما اعتمادبهنفسی شبیه به مدیرعامل شرکتهای بزرگ دارند، و اغلب با یکدیگر دوستند و ارتقا و پیشرفت در شرکت ربطی به عملکرد نیست. هرچقدر به آنها نزدیکتر باشید یا بیسوادتر باشید و بتوانند احساس قدرت کنند، احتمال پیشرفتتان بالاتر است. گروههای میانی بیشتر در عملیات و پشتیبانی و بازاریابی از این قاعده پیروی میکردند. تنها چیزی که برایشان اهمیت داشت، کارمندان نبودند. افرادی از این شرکت رفتند و در برندهای معتبر مشغول به کار شدند، و جالب اینکه بیسوادی آنها بهراحتی با رفتن این همکاران موافقت میشد. بهنوعی پشتوانه گروه گلرنگ صرفا با پول هزینهسازی و خرج کردن میکردند و ایده یا بهبود واقعی وجود نداشت. حتی ایدهای هم که ارائه میشد به ظاهر تشویق میشد اما در عمل با از بین بردن آن سعی میکردند دیده نشود. با ورود به سازمان، انگیزه، اعتمادبهنفس و امید به زندگیام بهتدریج کم میشد. اخیرا چون این مجموعه برای گروه زیانده بوده، از نظر مالی حمایت کمتری میشود و پرداختها با تاخیر انجام میگرفت و KPI و خدمات بهراحتی حذف میشدند. محیط کاری خیلی سمی بود و انواع روشهای گسلایت را تجربه کردم.