وویکی‌تجربهجستجو
الکترو صنعت دوار سپنتا
تجربه کاری۲۲ خرداد ۱۴۰۵

کارشناس حسابداری

تجربه کاری کارشناس حسابداری در الکترو صنعت دوار سپنتا

امتیاز ۱٫۰ از ۵.

۱٫۰– کارشناس حسابداری

شرکت سابق: الکترو صنعت دوار سپنتا تجربه را طوری روایت می‌کنم که هدفش فقط اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده باشد و بدون هیچ نگاه شخصی یا هدف‌دار اضافه‌ای باشد. از همان روز اول، یعنی ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، رزومه‌ام را از طریق سایت جاب‌این‌جاب برای شرکت فرستادم و مقرر شد که برای مصاحبه به واحد مربوطه بیایم. در ابتدا وضعیت نسبتا خوب و مناسب به نظر می‌رسید؛ مسئول مشاوره مالیاتی و همچنین مدیر مالی از من سوال‌هایی پرسیدند و من صادقانه پاسخ دادم و توضیحاتی هم درباره روند کار و شرکت شنیدم. گفته شد که شرکت دو دفتر دارد و خیلی از همکاران حسابداری آمده و رفته‌اند، و برخی کارها به شکل رسمی و بعضی به صورت غیررسمی ثبت می‌شوند. من هم گفتم که در حوزه رسمی تجربه دارم و از صفر تا صد را می‌توانم انجام بدهم. آن خانم استقبال کرد و گفت از فردای همان روز، بیایم سر کار. روز اول حضور من، ۲۱ ام، سر ساعت ۸:۳۰ رسیدم. حدودا تا ساعت ۹ برای نخستین بار با توضیحات مدیر مالی آشنا شدم و روند کارها و سیستم حسابداری توضیح داده شد. در ادامه فهمیدم که فردی که حسابدار ارشد بودند چند دقیقه بعد گفتند امروز آخرین روز کاری‌شان است و در واقع من تنها دو هفته اینجا بودم. این موضوع برایم تازه بود و تعجب کردم؛ معمولا افراد شرکت یک هفته تا حداکثر یک ماه می‌مانند. صحبت‌های اولیه راجع به شرکت و مدیریت ادامه یافت و تأکید شد که استراحت و ناهار را کنار می‌گذارم تا به نکات مهم تر بپردازم. به گفته مدیرعامل، آقایی به نام امیر فراز…مند وجود دارد که به شدت بی‌سیاست و بی‌وجدان توصیف شد و گفته شد که رفتارها و کنترل‌های نظارتی کاملا موجود است و حتی در حضور کارکنان خانم، به شدت نظارت می‌کند. درباره رفتارهایش توضیحاتی داده شد: گاهی با توهین یا تخریب شخصیت، به خصوص وقتی کارهای روزمره انجام می‌دهی، به شکلی فشار می‌آورد که احساس می‌کنی نمی‌توانی عملکردت را درست انجام دهی. مثلا با انجام کارهای ساده، ناگهان وارد می‌شود و با فشار حقوق و آماده‌سازی فاکتورها و ارجاع به مودیان و خروج کالا، به شکل غیرمنطقی هدایت می‌کرد. برخوردها به شکلی بود که گاهی می‌گفت کارم انجام بشود و حق الزحمه اضافه‌ای هم پرداخت نخواهد شد؛ می‌گفت حقوقی می‌دهم که کارها درست انجام شود و اگر نتوانی مدیریت کنی، باید بنشینی و کارها را انجام بدهی. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که پول و شرایط سخت زندگی اهمیت دارد و این جو روانی به من فشار می‌آورد و آرامش شغلی را از من می‌گیرد. با این شرایط دو هفته بیشتر نتوانستم دوام بیاورم و تصمیم گرفتم به طور موقت به‌عنوان کارمند جدید به مدت کوتاه‌تری حضور پیدا کنم، تا تصمیم نهایی بگیرم. ۲۲ ام، آغاز دوباره کار بود و واقعا تمامی فضا به نحوی بی‌نظم و شلخته بود. از مراجعه کارکنان به دفتر و ثبت سند و اصلاح اشکالات حسابداری تا ثبت‌هایی که هنوز در سیستم ثبت نشده بود، همه چیز به هم ریخته بود. با وجود تمایل به ادامه کار و آغاز پروژه‌های حسابداری، برخوردها و جو شرکت فشار زیادی می‌آورد. از جمله اتفاقات دیگر این بود که مدیرعامل با من قرارداد سه ماهه‌ای با سفته ۲۰۰ میلیون تومان مطرح کرد و با وجود مخالفت من مبنی بر آغاز با یک دوره آزمایشی یک هفته‌ای تا روشن شدن وضعیت، با فشار، قرارداد و سفته

نقاط قوت

محیط دوستانه

نقاط ضعف

عدم توازن کار و زندگی
محیط غیر حرفه ای
عدم امنیت شغلی
ساعت کاری بالا
بی نظمی کاری
هدر دادن منابع
عدم امکان استراحت بین کار
عدم دریافت پاداش
عدم پرداخت به موقع حقوق
دریافت سفته برای قرارداد
کنترل افراد با دوربین
مدیریت ضعیف
بد قول

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱٫۰
مدیریت
۱٫۰
حقوق و مزایا
۱٫۰
تعادل کار-زندگی
۱٫۰
فرصت رشد
۱٫۰
توصیه به دیگران
۱٫۰

تجربه‌های مشابه

الکترو صنعت دوار سپنتا
مصاحبه
کاربر ناشناس
کارشناس حسابداری

در ابتدای کار، تصمیم گرفتم با انگیزه و احساس مسئولیت درباره واقعیت‌های رخ‌داده توضیح دهم تا اطلاعاتی عادلانه به دست آید و هیچ هدف شخصی در کار نباشد. شرکت دوار صنعت سپنتا، واقع در پایین میدان ونک، برج خورشید بود. همه چیز…