در ابتدای کار، تصمیم گرفتم با انگیزه و احساس مسئولیت درباره واقعیتهای رخداده توضیح دهم تا اطلاعاتی عادلانه به دست آید و هیچ هدف شخصی در کار نباشد. شرکت دوار صنعت سپنتا، واقع در پایین میدان ونک، برج خورشید بود. همه چیز از بیست اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج شروع شد؛ رزومهام را از طریق سایت جاب این جاب فرستادم و برای مصاحبه هماهنگی شد. در نخستین برخورد، فضای مناسبی را دیدم؛ خانمی که مسئول مشاوره مالیاتی و تا حدودی مدیر مالی بود، سوالاتی از من پرسید و من با صداقت پاسخ دادم. او توضیحاتی درباره فرآیند کار و شرکت ارائه کرد؛ شرکت دو دفتر داشت و حسابدار زیادی آمده و رفته بودند. او گفت اکثر افراد برای بازی در میآیند و رفت و آمدها زیاد است و اسناد زیادی وجود دارد که باید ثبت شوند، چه رسمی و چه غیررسمی. من هم گفتم مشکلی نیست؛ من تجربه رسمی زیادی دارم و میتوانم از ابتدا تا انتها کار را بهطور کامل انجام دهم. او استقبال کرد و گفت فردا ساعت هشت و سی دقیقه برای آغاز کار بیایم. روز اول ورودم، ساعت مقرر رسیدم و تا نزدیک ده صبح مقداری صبحانه نوش جان کردم. یک خانم حسابدار ارشد احوالپرسی کرد و توضیحات لازم درباره نحوه انجام کار و ساختار سیستم حسابداری را داد. در اولین مرحله از من خواسته شد سند تنخواه را وارد کنم. در حین کار با او صحبت کردم و پرسیدم که از حضورم راضی هستند و چند وقت است اینجا هستند. گفتند امروز آخرین روز حضورشان است و دو هفته اینجا بودند و میروند. کمی تعجب کردم چرا خیلی کوتاه، اما به صحبتهای بعدی درباره شرکت و مدیریت ادامه دادیم. شایان به ذکر است که توی زمانهای استراحت و ناهار کمتر به مسائل غیرمهم میپرداختم و روی محتوای اصلی متمرکز میشدم. ساعتی حدود پنج عصر، از شرکت خارج شدیم و دوباره درباره شرکت به شکل جامعتر صحبت کردیم. مدیر عامل مردی بود به نام امیر که به نظر من شخصیتی بیروح داشت و بیمهری و ناآرامی در برخوردهایش مشهود بود. او به شکلی بیپروا رفتار میکرد و رفتارهایش بهخصوص با بخش فروش خانمها، به نظر من، مداخله زیادی بود. گاه با کمال تندی به همکاران نگاه میکرد و به صورت لحظهای حضور میشد و سوالاتی درباره انجام کار میکرد که گویی ناتوان در مدیریت بود. صحبتها به من پیشنهاد شد که با فشار زیاد کار کنم و اضافهکاری هم داده نمیشد؛ تنها وعده حقوق داده میشد. او تأکید داشت که پول و شرایط سختی که وجود دارد، برهمکننده آرامش شغلی است و به من گفت همه باید با مقاومت و تحمل کار را انجام دهند و اگر مشکلی داشتی، فردا هم نیا. من با بررسی و تفکر تصمیم گرفتم به مدت یک هفته آزمایشی در نظر بگیرم تا ببینم شرایط چگونه است و بعد تصمیم نهایی بگیرم. روز دوم ورودم به کار، شرایط واقعا بینظم و بیدروپیکر بود. با وجود علاقه به ادامه کار، فهمیدم که محیط کار به شکل نامنظم و با کمبود سیستمها و رویههای اجرایی است. من با وجود اینها به کار خود ادامه دادم و کار را از تهیه زون تا اصلاح سندهای حسابداری انجام دادم، چون برخی ماهیتهای اشتباه وجود داشت و برخی ثبتها در سیستم انجام نشده بود. در پایان ماه، ناچار شدم برای لیست بیمه و حقوق و مالیات به تنظیم دقیق بپردازم. در روز دوم، مدیرعامل از من خواست تا به اتاقش بروم و قرارداد سه ماهه
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در الکترو صنعت دوار سپنتا، صنعت واردات و صادرات، تهران: بر اساس ۱ نظر ثبتشده کارمندان؛ ۰٪ از کاربران الکترو صنعت دوار سپنتا را به دیگران توصیه میکنند. ۱ تجربه کاری و ۱ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که کار در شرکت الکترو صنعت دوار سپنتا در زمینه حسابداری با فضای کار نامنظم، فشار کاری بالا و نبود ساختارهای اجرایی روشن همراه بوده است. در هر دو روایت، آغاز همکاری با توضیحات اولیه درباره روند کار و وجود دو دفتر بهعنوان ویژگی شرکت مطرح است، اما به مرور وضعیت کاری به سمت کمبود رویههای استاندارد، مدیریت ضعیف و رفتارهای تند مدیرعامل سوق مییابد. برخی منابع از فشار برای کار اضافه و عدم پذیرش نقد یا اعتراض صحبت میکنند و کارکنان در مواجهه با این جو روانی، به دنبال تصمیمگیری در مورد ادامه کار یا ترک کار میروند. وجود قراردادهای سهماهه با الزامات مالی مانند سفته نیز از جنبههای فشارآور این تجربهها است. از منظر تجربهی کار در، برخی کارمندان با وجود تمایل به ادامه کار، به دلیل بینظمی و نگرانیهای مربوط به حقوق و آرامش شغلی، مدت کوتاهی در شرکت حضور دارند یا تصمیم به ترک میگیرند. تجربههای مصاحبه تا حدی مثبتتر به نظر میرسند اما پس از ورود، با واقعیتهای کار در شرکت همسو نیستند. برخی از کاربران نسبت به مدیریت و محیط کاری اعتراضهایی مطرح میکنند و برخی دیگر از نکاتی همچنان بهدرستی میگویند که تیم حسابداری با چالشهایی مانند ثبتهای ناقص یا ناهماهنگی در فرآیندهای مالی مواجه است. با این وجود، بهطورکلی تنوع تجربیات نشان میدهد که شرکت از نظر فرهنگ سازمانی و مدیریت ممکن است بهبودهایی نیاز داشته باشد و تجربهی کار در این محیط برای برخی افراد از نظر فشار کاری و ثبات شغلی چالشی باشد.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
شرکت سابق: الکترو صنعت دوار سپنتا تجربه را طوری روایت میکنم که هدفش فقط اطلاعرسانی درباره واقعیتهای رخداده باشد و بدون هیچ نگاه شخصی یا هدفدار اضافهای باشد. از همان روز اول، یعنی ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، رزومهام را از طریق سایت جاباینجاب برای شرکت فرستادم و مقرر شد که برای مصاحبه به واحد مربوطه بیایم. در ابتدا وضعیت نسبتا خوب و مناسب به نظر میرسید؛ مسئول مشاوره مالیاتی و همچنین مدیر مالی از من سوالهایی پرسیدند و من صادقانه پاسخ دادم و توضیحاتی هم درباره روند کار و شرکت شنیدم. گفته شد که شرکت دو دفتر دارد و خیلی از همکاران حسابداری آمده و رفتهاند، و برخی کارها به شکل رسمی و بعضی به صورت غیررسمی ثبت میشوند. من هم گفتم که در حوزه رسمی تجربه دارم و از صفر تا صد را میتوانم انجام بدهم. آن خانم استقبال کرد و گفت از فردای همان روز، بیایم سر کار. روز اول حضور من، ۲۱ ام، سر ساعت ۸:۳۰ رسیدم. حدودا تا ساعت ۹ برای نخستین بار با توضیحات مدیر مالی آشنا شدم و روند کارها و سیستم حسابداری توضیح داده شد. در ادامه فهمیدم که فردی که حسابدار ارشد بودند چند دقیقه بعد گفتند امروز آخرین روز کاریشان است و در واقع من تنها دو هفته اینجا بودم. این موضوع برایم تازه بود و تعجب کردم؛ معمولا افراد شرکت یک هفته تا حداکثر یک ماه میمانند. صحبتهای اولیه راجع به شرکت و مدیریت ادامه یافت و تأکید شد که استراحت و ناهار را کنار میگذارم تا به نکات مهم تر بپردازم. به گفته مدیرعامل، آقایی به نام امیر فراز…مند وجود دارد که به شدت بیسیاست و بیوجدان توصیف شد و گفته شد که رفتارها و کنترلهای نظارتی کاملا موجود است و حتی در حضور کارکنان خانم، به شدت نظارت میکند. درباره رفتارهایش توضیحاتی داده شد: گاهی با توهین یا تخریب شخصیت، به خصوص وقتی کارهای روزمره انجام میدهی، به شکلی فشار میآورد که احساس میکنی نمیتوانی عملکردت را درست انجام دهی. مثلا با انجام کارهای ساده، ناگهان وارد میشود و با فشار حقوق و آمادهسازی فاکتورها و ارجاع به مودیان و خروج کالا، به شکل غیرمنطقی هدایت میکرد. برخوردها به شکلی بود که گاهی میگفت کارم انجام بشود و حق الزحمه اضافهای هم پرداخت نخواهد شد؛ میگفت حقوقی میدهم که کارها درست انجام شود و اگر نتوانی مدیریت کنی، باید بنشینی و کارها را انجام بدهی. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که پول و شرایط سخت زندگی اهمیت دارد و این جو روانی به من فشار میآورد و آرامش شغلی را از من میگیرد. با این شرایط دو هفته بیشتر نتوانستم دوام بیاورم و تصمیم گرفتم به طور موقت بهعنوان کارمند جدید به مدت کوتاهتری حضور پیدا کنم، تا تصمیم نهایی بگیرم. ۲۲ ام، آغاز دوباره کار بود و واقعا تمامی فضا به نحوی بینظم و شلخته بود. از مراجعه کارکنان به دفتر و ثبت سند و اصلاح اشکالات حسابداری تا ثبتهایی که هنوز در سیستم ثبت نشده بود، همه چیز به هم ریخته بود. با وجود تمایل به ادامه کار و آغاز پروژههای حسابداری، برخوردها و جو شرکت فشار زیادی میآورد. از جمله اتفاقات دیگر این بود که مدیرعامل با من قرارداد سه ماههای با سفته ۲۰۰ میلیون تومان مطرح کرد و با وجود مخالفت من مبنی بر آغاز با یک دوره آزمایشی یک هفتهای تا روشن شدن وضعیت، با فشار، قرارداد و سفته
استخدام در الکترو صنعت دوار سپنتا
از مجموع ۲ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱ مورد تجربه کاری و ۱ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران الکترو صنعت دوار سپنتا را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۱
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی الکترو صنعت دوار سپنتا مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره الکترو صنعت دوار سپنتا
آیا الکترو صنعت دوار سپنتا در حال استخدام است؟
ویکیتجربه آگهی استخدام منتشر نمیکند و از وضعیت فعلی استخدام الکترو صنعت دوار سپنتا خبر ندارد. تا امروز ۱ تجربه مصاحبه از این شرکت ثبت شده که روند استخدام را از نگاه داوطلبان نشان میدهد. فرصتهای شغلی فعلی را در وبسایت رسمی شرکت ببینید.
تجربه کاری در الکترو صنعت دوار سپنتا چگونه است؟
بر اساس ۱ نظر ثبتشده، تجربههای کاری الکترو صنعت دوار سپنتا را میتوانید بالاتر بخوانید (تعداد نظرها هنوز برای میانگین کافی نیست).
حقوق و مزایا در الکترو صنعت دوار سپنتا چقدر است؟
هنوز امتیاز کافی برای حقوق و مزایای الکترو صنعت دوار سپنتا ثبت نشده.
مصاحبه استخدام در الکترو صنعت دوار سپنتا چطور است؟
۱ تجربه مصاحبه کاربران در دسترس است که روند مصاحبه را شرح میدهند؛ در بخشی از آنها نتیجه و سختی مصاحبه هم ثبت شده. برای دیدن، تب «مصاحبه» در بخش تجربهها را انتخاب کن.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتاً انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در واردات و صادرات
وقتی یک کارمند سالم مجبور میشود برای حفظ آرامش و شأن خودش از یک سازمان فرار کند، آیا واقعاً مشکل از رفتن او بوده است؟ یا از سیستمی که ماندن افراد ناسالم را آسانتر از ماندن افراد سالم کرده است؟
متاسفانه شرکت در دست یک منابع انسانی بی ادب افتاده و هرکاری می خواد با نیرو ها می کنه تا فرار کنند.
تجربه من از کار در رونیکس، برخلاف تصویری که این مجموعه از خودش بهعنوان یک سازمان حرفهای و تخصصمحور ارائه میدهد، تجربهای بسیار منفی بود. فضای کاری را پرتنش، ناسالم و فاقد امنیت شغلی دیدم؛ جایی که گاهی بدون هشدار…
برای من خیلی سخت بود که توی شرکت تولیپ با چنین فضایی روبهرو بشم؛ محیط کار کاملاً مردسالار و با فضای مذهبیِ اغراقشدهای بود که هر جنبهای از زندگی شخصیام زیر نظر بود و فشار زیادی به وجود میآمد. روزها پر از صحبتهای…
باور کنید برای من هم پذیرش در اینجا همانند بازگشت به مدرسه بود. اولین مرحله با ارائهی مجموعهای از قوانین بیمه شروع میشود که اگر چه از نظر من کموکیفش روشن نیست، اما گفتند اگر دوبار قبول نشوی، با تو قطع همکاری…
یکی از بدترین تجربههای کاری من، کار کردن در یک شرکت کوچک بود؛ جایی که متأسفانه مدیر منابع انسانی بیشتر از اینکه نقش «منابع انسانی» داشته باشد، خودش را مسئول کنترل و تحت فشار گذاشتن کارکنان میدانست. بیاحترامی در…