مصاحبه کارشناس محتوا
تجربه مصاحبه مصاحبه کارشناس محتوا در انتشارات جنگل
اول خودم همه کارهایی رو کرده بودم توضیح دادم. بعد اونها درباره شرایط کار و نیازهاشون گفتن. نصف مصاحبه به انگلیسی بود. اهل کتاب بودن هم براشون مهم بود. از اونجایی که نیازهاشون با سوابق کاری من همپوشانی زیادی داشت و من بیشترش رو انجام داده بودم سوال فنی زیادی پرسیده نشد (لطفا کف ۹۰ کلمهای این بخش رو بردارین، خوب سوالات زیادی پرسیده نشد وقتی خودم همه چیز رو گفتم :)) ) درباره انتشارات جنگل باید بگم که طبق تجربهی همین ده روز، از دو بخش مدرن و سنتی تشکیل میشه که طبیعتا بخش محتوا توی واحد مدرنش قرار میگیره. مسئول دیجیتال مارکتینگ جنگل یکی از دوستان مورداعتماد من هستن که وقتی آگهی جذب نیرو رو گذاشتن، به خاطر حوزه جذاب کتاب براشون رزومه فرستادم. بنابراین نمیتونم بگم مصاحبهای که من داشتم میتونه نماینده تعداد زیادی از مصاحبهها باشه، اما خودمونیم، خیلی وقتها یکی از روشهای اصلی برای پیدا کردن نیرو، دوست و آشنا و همکارهاییه که توی مدتی که توی فضای کار بودی پیدا کردی. توضیه خاصی ندارم چون هر بخش مصاحبه خاص خودش رو داره. فقط میدونم جنگل توی حوزه دیجیتال آدمهای خبره رو جذب میکنه. (به خاطر مسئول دیجیتال مارکتینگش ???? ) ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه چقدر اهل کتاب خوندنم و چقدر میتونم بیشتر سر کار بمونم وقتی کار زیاده.
تجربههای مشابه
براي مصاحبه دعوت شدم به صورت رفرال و وقتي وارد مجموعه شدم تايم زيادي رو منتظر موندم و با مدير عامل محموعه دو ساعت مصاحبه كردم و در طول مصاحبه بسيار رفتار تحقير اميزي داشتند و بسيار غير حرفه اي بودندو در طول مصاحبه افراد…
بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دومصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت…
شرکت جنگل با وجود زمان کوتاه حضور در مصاحبه، تجربهای کاملا روشن و منصفانه بود. فرد مصاحبهکننده آرامش و وقار خاصی داشت، توضیحاتش را به طور کامل درباره وضعيت شرکت، پروژههای جاری و آینده توضیح میداد و نکات کلیدی را به…
برای من تجربهای تلخ و ناگوار بود که در طول مدت کوتاه کارکردن در این مجموعه با آن روبهرو شدم. صبحها با رفتن به سالن تولید حس سردی از بیاحترامی و فشار را داشتم. مدیر کارخانه بهطور مداوم فریاد میزد و از کلامی رکیک…
در اینجا تجربهای تلخ از کار در یک مجموعه را تعریف میکنم که بیش از حد انتظارم بد بود. در زمان کوتاهی که در آنجا حضور داشتم، فضای کاری چندان محترمانه نبود و ارتباط بین مدیران و کارکنان به شدت مشکل داشت. مدیر کارخانه…
به تجربهای تلخ در این شرکت رسیدم و حالا قصد دارم به صورتی روشنتر و منصفانهتر از آن بگویم. راستش رفتار مدیران میانی و مدیرعامل خیلی بینظم و بیادب بود و برخوردها گاه آزاردهنده میشد. اگر عزتنفس و شخصیت دارید، بهتر…