براي مصاحبه دعوت شدم به صورت رفرال و وقتي وارد مجموعه شدم تايم زيادي رو منتظر موندم و با مدير عامل محموعه دو ساعت مصاحبه كردم و در طول مصاحبه بسيار رفتار تحقير اميزي داشتند و بسيار غير حرفه اي بودندو در طول مصاحبه افراد وارد اتاق مصاحبه شده و اداب اوليه را بلد نبودند و واحدمنابع انساني به سدت بي نظم و غير حرفه اي بودند و اكثر افرادي كه در مجموعه بودند به شدت غير حرفه اي بودند و تجربه بسيار بسيار بدي بود
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در انتشارات جنگل، صنعت رسانه و انتشارات، تهران: بر اساس ۷ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵؛ ۰٪ از کاربران انتشارات جنگل را به دیگران توصیه میکنند. ۷ تجربه کاری و ۲ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
براساس تجربههای ثبتشده، محیط کار در انتشارات جنگل اغلب با نکتههای مثبت در زمینهی برخورد انسانی و شفافیت کمتر روبهرو است. برخی تجربهها از مدیران اجرایی استفادهکننده از رویکردی صبور و توضیحدهنده یاد میکنند که میتواند دید روشنتری نسبت به آینده شرکت بدهد و ارتباط مؤثری با تیم برقرار کند. با این وجود، مجموعهای از بازخوردها هم وجود دارد که نشان میدهد مدیریت منابع انسانی در برخی موارد فاقد تجربهی لازم بوده و فرآیندهای استخدام، پرداخت حقوق و ساعات کار با چالشهایی مانند پرداخت ناقص یا تاخیری، قراردادهای محدود و فشار کاری غیرمنصفانه همراه است. برخی کاربران بیان کردهاند که فضای کاری و رفتار برخی مدیران میتواند موجب بیاحترامی یا سوءبرداشت شود و به تغییرات نیروی انسانی منجر شود. به طور کلی، تجربهها در حوزهی تجربهی کار در و همچنین تجربهی مصاحبه نشان میدهد که فرهنگ سازمانی بهصورت متنوعی توصیف میشود: از فرصت برای گفتوگو و شفافیت تا مشکلات در مدیریت و حقوق و مزایا. برخی از کاربران به تفاوتهای قابلتوجه اشاره میکنند، از جمله وجود دوگانگی بین بخشهای مدرن و سنتی و تجربههای مختلف در مصاحبههای استخدامی، که نشان میدهد رفتارها و فرایندها ممکن است بسته به واحد و تیم متغیر باشد. برای پژوهشگران منابع انسانی و کارفرمایان، نکتهای که از این تجربهها بر میآید، اهمیت بازنگری در شیوههای مدیریت، شفافسازی حقوق و مزایا، و تقویت فرهنگ سازمانی است تا جذب و نگهداشت نیروها بهبود یابد. همچنین در کنار تاکید بر فرآیندهای مصاحبه، روشن است که وجود محیطی با احترام به کارگران و حقوق آنان میتواند به بهبود تجربههای کار در این شرکت کمک کند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دومصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت کنند من چنین تجربه ای قبلا نداشتم اما این روش برام جذاب بود از این جهت که کارجوها در مقایسه با هم سنجیده میشدند و البته که این تکنیک به نظرم فقط در سطح مدیران ارشد قابل پیاده سازی است
شرکت جنگل با وجود زمان کوتاه حضور در مصاحبه، تجربهای کاملا روشن و منصفانه بود. فرد مصاحبهکننده آرامش و وقار خاصی داشت، توضیحاتش را به طور کامل درباره وضعيت شرکت، پروژههای جاری و آینده توضیح میداد و نکات کلیدی را به شکلی واضح پوشش میکرد تا دیدی جامع از مسیر شرکت به دست بیاورم. در گفتوگو محیطی محترمانه برقرار بود و هر نظر یا پرسشی را به راحتی میتوانستم مطرح کنم و پاسخ صریحی دریافت کنم. اعتماد میداد که عجلهای وجود ندارد و فرصت فکرم باز است تا نتیجهگیری صحیح انجام بدهم. او نسبت به بخشهای مختلف سازمان اشراف داشت و نیازهای هر بخش را میدانست. دید وسیعش تاحدی چشمگیر بود؛ با این حال با این که مدت زیادی مدیر منابع انسانی نبود، توانست از همه مصاحبههایی که داشتم، بهتر ارتباط برقرار کند و اجازه بدهد با صداقت کامل همهچیز را بیان کنم، و در عوض با صداقت خودش تمامی شرایط را توضیح بدهد. در کل تجربه جذاب و مطلوبی بود. توصیه میکنم حتما فرصت شرکت در چنین مصاحبهای را از دست ندهید. از لحاظ ارزشهای کاری، آنها به باورهای شخصی اهمیتی نمیدادند و خوشبختانه ورود به این حوزهها را بیاهمیت میدانستند.
برای من تجربه کارم در مصاحبه کارشناس محتوا با انتشارات جنگل خیلی شبیه به یه گفتوگو بود تا مصاحبه رسمی. اول از همه توضیح دادم که چه کارهایی انجام داده بودم و بعد خودشون درباره شرایط کار و نیازهاشون صحبت کردند. بخشی از صحبتها به انگلیسی بود و اهل کتاب بودن هم برای تیم مهم بود. چون شباهت زیادی بین نیازها و سوابق کاری من وجود داشت و من اکثر کارها رو در سابقهم انجام داده بودم، سوالات فنی زیادی مطرح نشد. درباره خود جنگل هم باید بگم که طی این ده روز تجربه، این شرکت دو بخش مدرن و سنتی دارد که واحد محتوا در بخش مدرن جای میگیرد. یکی از دوستان مورداعتمادم در واحد دیجیتال مارکتینگ بود که وقتی آگهی نیرو منتشر شد رزومه فرستادم؛ بنابراین نمیتوانم ادعا کنم مصاحبهای که داشتم، نماینده همه مصاحبههاست، اما به هر حال یکی از روشهای اصلی پیدا کردن نیرو، ارتباطات دوستان و همکارانی است که در طول حضور در فضای کار ایجاد میشود. توضیح خاصی برای بخشها ندارم؛ هر بخش مصاحبه خودش را دارد. فقط میدانم جنگل در حوزه دیجیتال آدمهای مسلط جذب میکند. دلیلش هم قطعا حضور مسئول دیجیتال مارکتینگ است. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، این بود که تا چه اندازه اهل کتابم و اینکه تا چه حد میتوانم در مواقع فشار و گسترش کار، بیشتر سر کار بمانم.
برای من تجربهای تلخ و ناگوار بود که در طول مدت کوتاه کارکردن در این مجموعه با آن روبهرو شدم. صبحها با رفتن به سالن تولید حس سردی از بیاحترامی و فشار را داشتم. مدیر کارخانه بهطور مداوم فریاد میزد و از کلامی رکیک استفاده میکرد. در کنار او، مدیری با عنوان منابع انسانی معرفی شد که تجربهای محدود داشت و به نظر میرسید نظم و شایستگی لازم را نداشت، و خیلی از روزها روی زمین غذا میخوردیم. کیفیت غذا و تأمین رفتوآمد هم مطلوب نبود و هیچ نظم واحدی وجود نداشت. پس از رفتن همه مدیران، از جمله مدیر برنامهریزی و مدیر تولید، اخیرا خانمی به عنوان کارشناس وارد شد که با وجود تلاش، دوام نیاورد. صاحبهای مجموعه به نظر میرسیدند تصور میکردند ما کارکنان بردهایم و باید با فشار، بیاحترامی و تشویق به شکرگزاری کار کنیم. این شرایط تکراری و بحرانی بود که اکثر همکاران از آن شکایت داشتند و من هم به شدت آن را تجربه کردم. با وجود فرصتی کوتاه، بدترین رفتارها و رفتارهای ناخوشایند را دیدم و هرگز پیشنهاد نمیکنم اوضاع چنین باشد. بهداشت و ایمنی همکاران در فاصلهای کم از هم، بهسرعت استعفا دادند. شرکت به نظر میرسید جایی باشد که مدیران دوام نمیآورند و این امر فاجعهای ایجا میکند. اخیرا مردی بلندقد با سمت مشاور وارد میشد، دستها را در جیب میگذاشت و نگاه تحقیرآمیزی داشت؛ در سالن تولید حتی سلام کردن با کارگران را هم برایش سخت بود. اضافهکاری اجباری بود و پرداخت حقوق بهدرستی انجام نمیشد؛ جمعهها و تعطیلات کاری نیز بدون پرداخت مانده بود و حق شیفت بهدرستی پرداخت نمیشد. در این شرکت بیش از بیست نفر از کارگران مقیم اتباع هستند و همیشه با احترام کمتری مواجه میشدند. تعدادی از همکاران سربازی نرفته بودند و به اجبار کار میکردند. بسیاری با شرایطی که داشتند همچنان پشتسر همدیگر میایستادند و ادامه میدادند. در نهایت باید گفت که تجربهام از اینجا بینهایت منفی بود و هرگز این محیط کار را توصیه نمیکنم. فکر نمیکردم چنین جایی وجود داشته باشد.
در اینجا تجربهای تلخ از کار در یک مجموعه را تعریف میکنم که بیش از حد انتظارم بد بود. در زمان کوتاهی که در آنجا حضور داشتم، فضای کاری چندان محترمانه نبود و ارتباط بین مدیران و کارکنان به شدت مشکل داشت. مدیر کارخانه همواره فریاد میکشید و الفاظ ناخوشایندی به کار میبرد؛ رفتار مدیریتی به سختی قابل تحمل بود. اخیرا مدیر منابع، که تجربهای قابل قبول از خود نشان نمیداد، به مدت یک هفته آمد و به نظر میرسید نقش تازهای بر عهده دارد. در سالن تولید، با مشکلاتی مانند پایین بودن کیفیت غذا و امکانات رفت و آمد مواجه بودیم و در کل نظم کار هم کم بود. مدیران ارشد مجموعه یکی پس از دیگری رفتند و از جمله افراد جدیدی مثل مدیر برنامهریزی و اخیرا خانمی به سمت مدیریت تولید آمد که هرچند تلاش کرد، اما دوام نیاورد. صاحبان مجموعه نگاه میکنند که ما به عنوان کارکنان بردهای هستند که باید با وجود فشارها و بیاحترامیها ادامه دهیم و از ما انتظار قدردانی میرود. من به شدت احساس کردم اوضاع در این شرکت بسیار نامناسب است و از عملکردها رضایت نداشتم. برخی از همکاران در حوزه بهداشت و ایمنی در مدت زمان کوتاهی استعفا کردند؛ چنین شرایطی نشان از بحران در مدیریت دارد. حضور فردی بلندقد با نگاه تحقیرآمیز به کارگران در سالن تولید، و عدم رعایت حداقل اداب سلام و احترام از طرف او، فضای کاری را بسیار ناخوشایند کرد. ساعتهای اضافه به صورت اجباری و بدون پرداخت مناسب حقوق، کار جمعهها و تعطیلات بدون پرداخت، و عدم پرداخت حق شیفت از جمله مسائل قابل توجه بودند. در این شرکت، تعداد زیادی از کارگران اتباع بودند که با بیاحترامی مداوم مواجه میشدند و برخی از آنها سربازی نرفته و مجبور به کار بودند. بسیاری از وضعیتهای موجود به این شکل ادامه داشت و احساس میکردم که اینجا محیط سالمی برای کار نیست. در کل تجربه من از این شرکت منفی بود و پیشنهاد نمیکنم. فکر نمیکردم چنین فضایی واقعا وجود داشته باشد و به هیچ عنوان تجربهای مطلوب نبود.
به تجربهای تلخ در این شرکت رسیدم و حالا قصد دارم به صورتی روشنتر و منصفانهتر از آن بگویم. راستش رفتار مدیران میانی و مدیرعامل خیلی بینظم و بیادب بود و برخوردها گاه آزاردهنده میشد. اگر عزتنفس و شخصیت دارید، بهتر است مسیر کاریتان را در اینجا آغاز نکنید. پرداختیها به شکل برنامهریزیشده نبود و گاه حقوقی که باید میگرفتیم بهنوعی دستکاری میشد. در مجموع احساس میکردم که از حقوق قانونیمان دور میشوند و درآمدها به صورت نامشخص و بهتزدیک دچار اشکال است. بهعبارت دیگر، احساس من این بود که حقوقی عادلانه پرداخت نمیشود و ساعتهای کاری فراتر از استانداردهای کارگری بدون مزایا باقی میماند. فرهنگ ظاهری سازمان را زیاد جدی نمیگرفتم و متوجه شدم منابع انسانی کارآمد و مودبی ندارند. همین موضوع بر روانم تأثیر میگذاشت و احساس میکردم که محیط، امنیت شغلی کافی ندارد؛ بارها مشاهده کردم که کارکنانی با سابقه طولانی به دلایلی ناگهانی اخراج شدند. توصیه میکنم درباره این شرکت خیلی با احتیاط تصمیم بگیرید و به دوستان خودتان هشدار بدهید. امیدوارم برای آینده شغلیتان مسیر بهتری را انتخاب کنید.
شرکت جنگل را در ذهن دارم، تجربه من از اردیبهشت سال ۱۳۹۸ آغاز شد و تقریبا شش ماه طول کشید. در ابتدا دو سه ماهی با آقای کاظمی و مهرداد همراه بودم تا به کار فروش اشراف پیدا کنم، اما پس از مدتها آن دو نفر از کار کنار رفتند و من به طبقه بالا رفتم تا با آقای فضلی کار کنم؛ فردی که به گفتهی همکاران در کنار استخدامهای علمی، رفتارهای غیرمنصفانهای داشت و اخراجهای خودخواستهای انجام میداد. غالبا اطرافیان میگفتند او از روی مخبر بودن ترس و نگرانی ایجاد میکرد و زمانی که خانمش هم حضور داشت، اوضاع کمی پیچیده میشد. پس از مدتی به دلیل اینکه شرکت به بهانه بچهدار شدن تصمیم به تغییراتی گرفت، از شرکت جدا شد و ظاهرا با روابط خانوادگی بین پرسنل مشکل داشت؛ اکنون به نظر میرسد که اعضای خانوادگی جایگاههای اصلی شرکت را در اختیار دارند. حاج سجاد، همسرش و دختر و پسری که با آنها نسبت فامیلی وجود دارد از این گروه محسوب میشوند. مصاحبه برای من اهمیتی نداشت، چون به طور عمومی گفته میشد که خیلی راحت میشود به شرکت وارد شد، اما پس از مدت کوتاهی کار را انجام میدهی و اگر بخواهی نروی هم احتمال اخراج وجود دارد. با این حال فکر میکنم بخش دیجیتال مارکتینگشان نسبتا خوب باشد؛ نام دقیقش را یادم نیست، اما سرپرست آن بخش فردی منصف و با تجربهای است که یک روز همکاری با او در بخششان داشتم، به خاطر جمعه سیاه. تجربه ششماههام میگوید که به هیچ عنوان به این شرکت پا نگذارید. در نهایت، به من سنوات و سایر مبالغ پایان کار اختصاص داده شد و به ادعای خود شرکت، حق و حقوقم پرداخت شد.
در شرکت انتشارات جنگل، وضع کار خیلی نامنظم و پر از دغدغه بود. قراردادها اغلب یک ماهه بودند، مبلغی مشخص نمیشد و امضای کارفرما هم وجود نداشت. حقوق به صورت قسطی و در چند مرحله پرداخت میشد و گاه مجبور بودیم برای دریافت آن التماس کنیم. از ما سفته میگرفتند و قرارداد محرمانگی امضا میکردیم. حقوق پایه برای بیمه رد میشد و ساعات کار بهطور فراتر از حد مصوب وزارت کار بود، اما اضافهکار معمولا تا آخر ماه بعدی پرداخت نمیشد. בנוסף، ساختار سازمانی مشخصی وجود نداشت و دقیقا نمیدانستم چه کسی مسئول چیست. نیروهای متخصص و حرفهای راه خود را میرفتند چون اداره کار بازار مانند یک فروشگاههای کوچکش اداره میشد.
استخدام در انتشارات جنگل
از مجموع ۹ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۷ مورد تجربه کاری و ۲ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران انتشارات جنگل را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۷
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۲
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۶ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی انتشارات جنگل مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره انتشارات جنگل
آیا انتشارات جنگل در حال استخدام است؟
بر اساس ۲ تجربه مصاحبه ثبتشده در ویکیتجربه، انتشارات جنگل به طور دورهای فرآیند استخدام دارد. برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی شرکت مراجعه کنید.
تجربه کاری در انتشارات جنگل چگونه است؟
بر اساس ۷ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵ است؛ ۰٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در انتشارات جنگل چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در انتشارات جنگل از نگاه ۷ کارمند: ۱.۶ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در انتشارات جنگل چطور است؟
۲ تجربه مصاحبه کاربران در دسترس است. سختی مصاحبه، نتیجه (پذیرش/عدم پذیرش) و شرح روند مصاحبه بهصورت ناشناس منتشر شده. برای دیدن، تب «مصاحبه» در بخش تجربهها را انتخاب کنید.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در رسانه و انتشارات
وقتی به ونوس فکر میکنم، دو نکته بیش از هر چیز دیگه منو نسبت به آینده شرکت pessimistic کرد. اول اینکه مدیران، چه کسانی که کار فنی انجام میدن و چه افرادی که جنبههای مدیریتی دارن، بیشتر پرهزینه و تازهپولدارن و به سفارش
برای مصاحبه رفتم و فضا برای بخش فنی خوب بود، اما بخش منابع انسانی تفاوت چندانی با انتظار من نداشت و تنها چند آزمون ساده گرفتند: یک تست شخصیتی و دو آزمون دیگر که نتیجههای MBTI آنها با تجربهها و تستهای قبلیم همسو نبود.
هلدینگ بسیار ضعیف با پوسته بیرونی و ظاهری بسیار شیک و از درون مثل میوه ای خراب و پلاسیده.حقوق ها دیر امنیت شغلی صفر مدیریت افتضاح فورس کاری همیشه تعادل بین زندگی و کاری منفی 100.جزو بدترین تجربه های کاریم بود.از لحاظ تخص
مسطح بودن فضای کار و رفتار مدیر به قدری من را ناامید کرد که نگاه من نسبت به استارتاپها کاملاً تغییر کرد. او با تصمیماتش طوری رفتار میکرد که هر روز انگیزهام برای کار کمتر میشد و تجربه کار در این مجموعه را به کلی به چ
روی کار کنار بچهها خیلی علاقه داشتم؛ تدریس رباتیک پارهوقت در واحد پژوهش هم دقیقاً همین حس رو زنده نگه میداشت. با وجود اینکه منبع تخصصی من آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود، مسیر همکاریمون به دلیل مشغله بالا و سوءتف
در طول هفت ماهی که در شرکت استدیو هنر به عنوان معاملهگر کالا کار میکردم، حجم کار واقعاً سنگین و طاقتفرسا بود. اوایل کار از آبان ۱۴۰۰ تا ۷ خرداد، شرایطی داشتم که تیم به مرور معمولا کوچ میکرد. تقریباً ده نفر از همکاران