وقتی تخصص و شایستگی قربانی روابط و تصمیمهای پشتپرده میشود ( جواد پرچگانی )
تجربه کاری سرپرست نرم افزار در ایرانیان خودرو
امتیاز ۲.۰ از ۵ (فروردین ۱۴۰۲ تا اسفند ۱۴۱۰).
عملکرد جواد پرچکانی در حوزه مدیریت و پیشبرد امور نرمافزاری، واقعاً محل سؤال و تعجب است. سطح تصمیمگیریها، نحوه مدیریت مسائل فنی و نتایج حاصل از عملکرد ایشان، این پرسش جدی را ایجاد میکند که بر چه اساس و با چه معیارهایی چنین مسئولیتی به ایشان سپرده شده است. آنچه بیش از همه نگرانکننده است، تکرار تصمیمهای اشتباه، ضعف در مدیریت تیم، ناتوانی در پیشبرد صحیح پروژهها و ایجاد مشکلاتی است که در نهایت هزینه آن را مجموعه و سایر اعضای تیم پرداخت میکنند. وقتی فردی در جایگاه مدیریتی قرار میگیرد، انتظار میرود علاوه بر دانش فنی و مدیریتی، توانایی حفظ و تقویت تیم، حل مسئله و ایجاد ثبات در محیط کاری را داشته باشد؛ نه اینکه نتیجه مدیریت او افزایش تنش، فرسایش نیروهای متخصص و ایجاد اختلال در روند کار باشد. با توجه به سوابق و تجربههایی که از همکاری ایشان با مجموعههای مختلف مطرح شده، این سؤال جدی وجود دارد که چرا پیش از انتخاب ایشان، عملکرد گذشته، نتایج پروژهها و نحوه تعاملشان با تیمهای قبلی بهصورت دقیق بررسی نشده است. اگر قرار است یک مجموعه نرمافزاری رشد کند، انتخاب مدیر صرفاً بر اساس روابط، توصیهها یا ملاحظات غیرتخصصی میتواند تبعات بسیار سنگینی برای سازمان داشته باشد. از طرف دیگر، اگر در گذشته نیز در مجموعههایی مانند توسن، مینو یا سایر شرکتها مشکلاتی در نتیجه عملکرد ایشان ایجاد شده، طبیعی است که مدیران فعلی باید به جای نادیده گرفتن این سوابق، آنها را با دقت بررسی و ارزیابی کنند. مدیریت حرفهای یعنی انتخاب افراد بر اساس شایستگی، سابقه قابل دفاع، توانایی حل مسئله و نتیجهای که در عمل ایجاد میکنند. واقعاً جای تعجب دارد که چگونه فردی با چنین سطحی از انتقاد نسبت به عملکردش، همچنان در جایگاه تصمیمگیری قرار گرفته است. این وضعیت ناگزیر این سؤال را در ذهن کارکنان ایجاد میکند که آیا شایستگی و عملکرد، معیار اصلی انتخاب مدیران است یا عوامل دیگری در این تصمیمها دخالت دارند. اگر عملکرد یک مدیر باعث خروج نیروهای متخصص، کاهش انگیزه کارکنان، افزایش خطاها و عقبافتادن کارها شود، نمیتوان صرفاً با عنوان مدیریتی از کنار آن عبور کرد. مدیریت باید در نهایت با «نتیجه» سنجیده شود؛ و اگر نتیجه مطلوب نیست، باید شفاف، حرفهای و بدون ملاحظات شخصی عملکرد فرد مورد ارزیابی قرار گیرد. امیدوارم مدیران مجموعه به جای چشمپوشی از مشکلات، یک ارزیابی واقعی و مبتنی بر مستندات از عملکرد ایشان انجام دهند و مشخص کنند که آیا ادامه این روند واقعاً به نفع سازمان و آینده پروژههای نرمافزاری است یا خیر. مجموعهای که قرار است در حوزه فناوری موفق باشد، بیش از هر چیز به مدیران متخصص، پاسخگو، سالم و نتیجهگرا نیاز دارد؛ نه افرادی که حضورشان به جای حل مسئله، خود به یکی از مسائل اصلی مجموعه تبدیل شود.