واریزی های اخیر بانک ملت جهت اطلاع همکاران
تجربه کاری واریزی های اخیر بانک ملت جهت اطلاع همکاران در بانک ملت
امتیاز ۳.۰ از ۵.
من با وجود واریزیهای اخیر بانک ملت احساس میکنم برداشتها و تفاوتهای بین حقوق و مزایا با سود سپرده سنواتی به شدت اثرگذار است. در جریان ولادت حضرت زهرا و ولادت حضرت علی و عید مبعث، این واریزها برای اقشار مختلف پرسنل انجام شد: ۶۰ ساعت برای هر دو طرف، هم برای آقایان و هم برای خانمها. همچنین سود سپرده سنوات از ۲۶ درصد به ۲۹/۵ درصد افزایش یافت و واریز ماهانه آن هم انجام شد. با سابقه ۲۷ سال کار، همکار ما در بانک ملت سپردهای دارد که سودی حدود بیست و د۲۲ میلیون تومان در هر ماه بهغیر از حقوق دریافت میکند. تصور کنید که هر پانزدهم ماه مبلغی معادل حقوقتان به حسابتان به عنوان سود سپرده سنوات واریز میشود. این وضعیت برای ما در بانک تجارت، با دریافتیهای کمتر از بیست میلیون و نه سنوات و نه سهامی از بانک، تفاوت فاحشی دارد و تنها به خاطر کارکردن در بانک است که احساس رضایت میکنیم. در مقایسه با بانک ملت، جایگاه ما شبیه رباتهایی با حقوق و مزایای کم است و از بانکها انتظار تسهیلات بالا نداریم؛ به دنبال کارنو، وامهای صنفی نو و سایر گزینهها هستیم تا بهبود وضعیت پیدا کنیم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
پس از شش بار مصاحبه در بانک ملت طی نه ماه، بالاخره موفق نشدم. بار آخر گفتند که رد شدهام و دلیلش را هم توضیح دادند: حجاب من را نمیتونستند اثبات کنند. گفتند برای پیگیری به دیوان عدالت اداری شکایت کنم، در حالی که من با هدبند و مقنعه حضور داشتم و هرگز جایی چنین مشکلی پیش نیامد.
من با بانک ملت تجربه کردم و در جلسه گزینش عقیدتی مشکل پیش اومد. فکر کردم نتیجهاش رد شده، اما بعد از پیگیریهای چندماهه گفتن که بالاخره رد شدهام و باید برم نامه برای بانک مرکزی بگیرم؛ نمیدونم برای بانک مرکزی دقیقا باید چکار کنم. از طرفی خیلیها گفتن این جنس ردها دیگه به چه صیغهای است. وقتی ازم پرسیدن چرا قبول نکردی، گفتن نماز نمیخونم؛ در واقع من این حرف را نزدم، اما میگفتند در مصاحبه گفتی که نماز میخونم. حالا خیلیها میپرسن آیا کسی میره عقیدتی و بگه نمیخونم؟ من که احساس بیماری یا مشکلی ندارم و فقط میخواستم بگم نماز نمیخونم، اصلا مراجعه نمیکردم به مصاحبه. اما وقتی گفتم چنین چیزی نگفتم، احتمالا سوءتفاهمی بوده. مگه میشه ادعای مسلمونی داشت و نماز نخوند؟ قسمت بوده و بانک مرکزی هم احتمالا دیگه پیگیریام نمیکنم. احساس ناامیدی میکردم چون به نظر نمیرسید اونها به سطح دانشت اهمیت بدهند و با این روند، از من دشمنی نسبت به نماز و … ساختند. نتیجه حوصلهام را گرفت و به همین شکل از شرکت جدا شدم.
من تجربهام را این طور توصیف میکنم که دوستی صمیمی من که کارمند بانک ملت است و قرارداد دارد، همیشه با من درباره وضعیت شغلی در بانک صحبت میکند. آنچه برخی نوشتهاند را قبول ندارم و باور دارم اعداد و توضیحات مطرحشده اغلب مبهم یا نادرست است؛ اما واقعیت این است که از نظر حقوقی و مزایا، برخی موارد برای کارکنان بانکها وجود دارد که گاهی با برداشت عموم تفاوت دارد. به نظر میرسد که برخی امکانات مالی مانند وامها و مزایای بازنشستگی با درصدها و شرایطی ارائه میشود که گاهی اوقات باعث احساس رفاه در بین پرسنل میشود، اما من تنها دید شخصی خود را بیان میکنم و قصد داوری یا پنهانکاری نیست. به هر حال، چالشها و فشارهای کاری هم در بین کارکنان بانکها وجود دارد و انتظارات از پرداختها و مزایا ممکن است با واقعیتهای میدان تفاوتهایی داشته باشد.
به خاطر فشار کاری و حقوقی که میگیرم، احساس میکنم وضع کار در بانک ملت خیلی نابسامان است. ساعات کار بیش از حد است و توقعات بالا است. به کارمندها فشار زیادی وارد میشود و وقت و انرژی زیادی تلف میشود. اضافهکاریهای زیاد به ازای مقدار واقعی آن پرداخت نمیشود؛ گاهی ۵۰ ساعت اضافهکاری میخواهم انجام دهم ولی تنها حدود هشت ساعت به من داده میشود و آن هم با اکراه. کلاسهای آموزشی متعدد که فقط برای هزینهکردن بودجه مدرسهها برگزار میشود، بازدهی مشخصی ندارد و به نظر میرسد سودی برای کارمند ندارد. اکثر همکاران رسمی هم از ظاهر کار راضی نیستند و به دلیل فشارهای مستمر و خاموشی اعتراضشان کم شده است. مسئولان بالایی گاهی به نظر میرسد هر چه بخواهند انجام میدهند و از حقهای خود عقبنشینی میکنند. از ما انتظار انجام کارهای خارج از وظیفه داریم و میگویند اگر این کار را انجام ندهیم از پاداش و اضافهکاری خبری نیست. به طور کلی رفتار با من شبیه رفتار با یک کارمند تحت فشار است و احساس میکنم این شرایط نتیجه تصمیمات مدیریت بالا بوده است. برخوردهایی که من از برخی مدیران میدیدم به شدت سختگیرانه و سرد بود و در نهایت احساس میکردم که با ظلمی غیرمنصفانه رو به رو هستم.
در یک محیط کاری سرد و بیروح، حس میکنم تفاوتهای فاحش بین نیروهای قراردادی و رسمی به شدت فشار میآورد و اخذ مرخصی نیز دشوار است؛ این چیزها من را به فکر فرصتهای جدید میاندازد.
در این شرکت احساس کردم که کمترین حقوق و مزایا بین بانکها را دارم و بیشترین رفت و آمد و کار را بر دوش میکشم، بدون اینکه کارمند جایگاهی ویژه برایم قائل باشد. وامها هم از ده سال پیش تغییری نکردهاند؛ با بیست و پنج میلیون تومان چه خودرویی میشود خرید که به نام وام خودرو بر آن نام نهادهاند؟ از خودم متأسفم که این مسیر را انتخاب کردم.