برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در برق و کنترل مپنا (مکو)
امتیاز ۴.۰ از ۵.
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در یکی از آزمونهای مصاحبهای که برای واحد منابع انسانی داشتم، با برخوردی بسیار بد و غیرحرفهای مواجه شدم. مصاحبهکنندهان از نگاه بالا به پایین و با لحنی تحقیرآمیز نگاه میکردند و روند ارزیابی فقط بر نقاط ضعف و ضعفهای کوچک متمرکز بود؛ دستاوردها و نقاط قوت به هیچ وجه به درستی مطرح نمیشدند. کاش از نظر سیاستها و روشهای قدیمی و غیرمدرن مصاحبهشان کمی بازنگری و بهبود پیدا میکردند.
برای رسیدن به این شرکت یک فرایند مصاحبه چند مرحلهای داشتم؛ اول از همه برای استخدام فراخوان داده میشد. چهار مرحله بود که مرحله اول با مدیر مستقیم بخش مرتبط آغاز میشد، چون اون شخص تصمیمگیرندهی نهایی برای جلسه اول است و اگر بخواهد، تا ادامهی مراحل با شما همراه میشود. بقیهی مراحل جنبهی رسمی دارد مگر اینکه در جلسهی دوم نکتههای تازهای ارائه شود. جلسههای بعدی بیشتر تأیید اشخاص بالادستی و مدیران مربوطه است. جلسه دوم هم فنی است اما تنها با حضور همان فرد جلسه اول نیست و مدیر همان بخش و یکی از معاونان مدیرعامل حضور دارند تا تواناییهایم را ثابت کنم. ممکن است در هر جلسه افراد دیگری هم حضور داشته باشند. در جلسه سوم نتیجهگیری از تست روانشناسی و ملاقات با یک روانشناس است و همچنین مصاحبهای با مدیر منابع انسانی برگزار میشود. آخرین مرحله با مدیرعامل است که طول چندانی ندارد و در آن مدیران منابع انسانی، معاون جلسه دوم و مدیر بخش حضور دارند و صحبت اصلی با مدیرعامل است. بعد از تایید، گفتن اینکه برای تشکیل پرونده و آزمایشهای血 و اعتیاد و سوءپیشینه مراجعه میکنم و سپس کار را آغاز میکنم. اگر نشود یا نتیجه مطلوبی نبود، کافی به نظر نمیرسد که فکر کنم خیلی چیزی را از دست دادهام. شرایط شرکت برای من شبیه دانشگاهی بود که وقتی واردش میشوی از بیرون برق میزند اما در واقع خیلی خاص نیست و به مرور عادی میشود. سابقه کار برای آنها اهمیت داشت، مثل کارهای دانشگاهی و پروژههای دانشگاهی یا مقالاتی که مرتبط با کار محولشده باشند، این عوامل تأثیر مثبتی داشتند. اگر کاربلد باشی، برایشان جذاب میشوی. رزومهام را غیرمتمرکز به چشم نمیدیدند و حتی اگر شناختهشده نبودم، رزومهام توانمند و قابل قبول بود. نکتهای که برایشان مهم بود این بود که مصاحبه عقیدتی-سیاسی وجود ندارد و تأکید میکردند روی تمرکز روی کار در اینجا و اجازهی انجام پروژه در جای دیگر را نمیدادند.
برای مصاحبه با مکو فکر میکنم چند سال قبل دو بار به این مجموعه رفتم و نتیجهی مصاحبهها را دقیقا به خاطر نمیآورم. مسئله این بوده که تصور میکنم برخی از افرادی که مصاحبه میگیرند سطح سواد و تخصصشان گاهی از آنچه با آن مواجه میشوند پایینتر است و چون فاصلهای ایجاد شده، ممکن است نسبت به دیگران رفتارهای غیرمنصفانهای از خود نشان دهند. من حاضر بودم شرطبندی کنم که آیا بین من و مصاحبهکنندگان، آزمونی دوستانه میگیرند تا ببینند چه کسی قبول میشود یا رد. به نظر میرسد نباید انتظار داشت هرکسی که برای مصاحبه میآید، آدمی بهراستی نخبه باشد. شانس یا هر عامل دیگری بعضا سبب میشود افراد بیرونی که توانمندی بیشتری دارند، فرصت استخدام پیدا نکنند و شرکت تنها به تخصص پایینتر بسنده کند تا بعدا با اختلافها روبهرو شود. این را من که سالها در صنعت کار کردهام، بهعنوان تجربهام میگویم. من کتابی تألیفی دارم و یکی از نسخههای آن را بهعنوان رزومه در روز مصاحبه همراه داشتم؛ آقایی که مصاحبه را انجام میداد کتاب را نگه داشت تا خودش بخواند و یاد بگیرد که چیست، و در پایان گفت که شما قبول نشدی. لازم به ذکر است که آن مصاحبه مربوط به بخش خودروهای برقی بود. همینطور به خاطر دارم که کسی میگفت پسرجان، با دو سوال میخواهی کل تخصص من را از دیدگاه خودت بسنجی. من عمری در صنعت تجربهی مصاحبه با دیگران را دارم و برخی افراد با اعتماد به نفس شاهکاری مواجهاند. بار دیگر به یاد دارم که به قسمت MAPCS رفتم؛ مدیر آنجا را نمیدانم نامش چیست، اما او را بیتجربه و بیسواد دیدم که دنبال نیرویی میگشت تا دقیقا همان کارهایی را انجام دهد که در ذهنش بود، و تازه کار قبلا انجام نشده بود. مصاحبه طوری بود که فرصت برای فکر کردن نمیداد و کمتر از پنج دقیقه به پایان رسید. برای من سؤال شد که آیا بهاندازهای که خودت با گذشتهات به خاطر پیدا کردن کار فعال بودی، دوباره به این شرکت روی آوردی؟
من در مکو کار میکردم و تجربهام رو چنین روایت میکنم که پنج سال پیش در کرج بودم و با حقوق کم روبهرو بودم؛ در واقع هر چیزی که میگرفتم فقط برای خرج زندگی بود و مزد پایین بود. با این حال بیمهی تکمیلی نسبتا خوب بود. محیط کار خیلی آلوده بود، هم پارتیبازی وجود داشت و هم رفتارهای جنسیتی به شدت دیده میشد. پنج سال قبل، حراست شش نفر را که همهشان متأهل بودند اما روابط نامتعارفی داشتند، شناسایی و اخراج کرد. از نظر شرایط زنان، احساس میکردم که لزومی به کار کردن نیست و بهقول برخی وظایف یکسانی داده میشد، اما حقوق پایه و کارانه بهطور دقیق مشخص نبود. کارانهها هم بسته به نظر مدیر بود.
تجربهام از برق و کنترل مپنا را اینگونه بهخاطر میسپارم که فرصتهای رشد برای خانمها وجود دارد به شرط این که باهوش باشند، چون مدیران خیلی عجول و بیدرنگاند و گاهی میزان توجه به شایستگی کم است. با این حال، از نظر من شایستگی بهطور واقعی در سازمان تقویت نمیشود. وقتی معاون منابع انسانی خودش به همراه زیرمجموعهاش رفتارهای پرخطر نشان میدهد، پیامدش این است که سایر واحدها هم با تبعاتی روبهرو میشوند و احساس ثبات در تیم به همه منتقل نمیشود.
در شرکت برق و کنترل مپنا کار میکنم و به عنوان برنامهنویس تجربهام را اینگونه بیان میکنم: حقوق با تاخیر زیادی واریز میشود و انتظار میرفت مبلغ بالاتری باشد. از این شرکت انتظار بیشتری دارم. در سالهای گذشته در وسط سال هم افزایش حقوق داشتیم، اما امسال هیچ خبری نبود.