در یکی از آزمونهای مصاحبهای که برای واحد منابع انسانی داشتم، با برخوردی بسیار بد و غیرحرفهای مواجه شدم. مصاحبهکنندهان از نگاه بالا به پایین و با لحنی تحقیرآمیز نگاه میکردند و روند ارزیابی فقط بر نقاط ضعف و ضعفهای کوچک متمرکز بود؛ دستاوردها و نقاط قوت به هیچ وجه به درستی مطرح نمیشدند. کاش از نظر سیاستها و روشهای قدیمی و غیرمدرن مصاحبهشان کمی بازنگری و بهبود پیدا میکردند.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در برق و کنترل مپنا (مکو)، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۱۳ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۲.۱ از ۵؛ ۱۵٪ از کاربران برق و کنترل مپنا (مکو) را به دیگران توصیه میکنند. ۱۳ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که روند جذب در مکو میتواند نسبت به افراد مختلف تفاوتهای قابل توجهی داشته باشد. برخی کارمندان از محیط کار و فرهنگ سازمانی راضی بودند و تجربههای مثبت درباره وجود حقوق نسبتا مناسب، مزایا، بیمه تکمیلی، نهار و سرویس، و فضای کاری سالم و همکاران باکیفیت گزارش کردند. با این حال، تعداد قابل توجهی از کاربران از سطح رفتار مصاحبهکنندگان و فرایند استخدام گلایه داشتند. برخی تجربهها از رفتارهای بالادستی، توهینآمیز یا نگاه از بالا به پایین در جلسات مصاحبه خبر میدهند و معتقدند که سوالهای فنی از محتوای تخصصی فراتر میرود یا به شکل جانبی به معرف و روابط اشاره میشود. همچنین تناقضهایی در کارنامه حقوق و افزایشها وجود دارد؛ برخی از کاربران از تاخیر در واریز حقوق و نبود افزایشهای منظم صحبت میکنند، در حالی که دیگران از مزایا و تسهیلات خوب یاد میکنند. تجربیات متفاوتی درباره وجود یا نبود پارتی و نقش روابط بیرونی در استخدام و مسیر پیشرفت گزارش شده است. بنا بر تجربههای ثبتشده، برخی مراحل مصاحبه بهطور فنی دقیق است اما برخی deneyimler نشان میدهد که تعاملات انسانی در فرایند میتواند به شدت روی نتیجه تأثیر بگذارد. در نهایت، برخی کاربران پیشنهاد میدهند که رویکرد شفافتر و فرایندهای قابل پیشبینیتر حقوق و ارتقاء ارائه شود تا تجربهی کار در زمینههای مدیریت، فرهنگ سازمانی و محیط کار بهبود یابد.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
برای رسیدن به این شرکت یک فرایند مصاحبه چند مرحلهای داشتم؛ اول از همه برای استخدام فراخوان داده میشد. چهار مرحله بود که مرحله اول با مدیر مستقیم بخش مرتبط آغاز میشد، چون اون شخص تصمیمگیرندهی نهایی برای جلسه اول است و اگر بخواهد، تا ادامهی مراحل با شما همراه میشود. بقیهی مراحل جنبهی رسمی دارد مگر اینکه در جلسهی دوم نکتههای تازهای ارائه شود. جلسههای بعدی بیشتر تأیید اشخاص بالادستی و مدیران مربوطه است. جلسه دوم هم فنی است اما تنها با حضور همان فرد جلسه اول نیست و مدیر همان بخش و یکی از معاونان مدیرعامل حضور دارند تا تواناییهایم را ثابت کنم. ممکن است در هر جلسه افراد دیگری هم حضور داشته باشند. در جلسه سوم نتیجهگیری از تست روانشناسی و ملاقات با یک روانشناس است و همچنین مصاحبهای با مدیر منابع انسانی برگزار میشود. آخرین مرحله با مدیرعامل است که طول چندانی ندارد و در آن مدیران منابع انسانی، معاون جلسه دوم و مدیر بخش حضور دارند و صحبت اصلی با مدیرعامل است. بعد از تایید، گفتن اینکه برای تشکیل پرونده و آزمایشهای血 و اعتیاد و سوءپیشینه مراجعه میکنم و سپس کار را آغاز میکنم. اگر نشود یا نتیجه مطلوبی نبود، کافی به نظر نمیرسد که فکر کنم خیلی چیزی را از دست دادهام. شرایط شرکت برای من شبیه دانشگاهی بود که وقتی واردش میشوی از بیرون برق میزند اما در واقع خیلی خاص نیست و به مرور عادی میشود. سابقه کار برای آنها اهمیت داشت، مثل کارهای دانشگاهی و پروژههای دانشگاهی یا مقالاتی که مرتبط با کار محولشده باشند، این عوامل تأثیر مثبتی داشتند. اگر کاربلد باشی، برایشان جذاب میشوی. رزومهام را غیرمتمرکز به چشم نمیدیدند و حتی اگر شناختهشده نبودم، رزومهام توانمند و قابل قبول بود. نکتهای که برایشان مهم بود این بود که مصاحبه عقیدتی-سیاسی وجود ندارد و تأکید میکردند روی تمرکز روی کار در اینجا و اجازهی انجام پروژه در جای دیگر را نمیدادند.
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
برای مصاحبه با مکو فکر میکنم چند سال قبل دو بار به این مجموعه رفتم و نتیجهی مصاحبهها را دقیقا به خاطر نمیآورم. مسئله این بوده که تصور میکنم برخی از افرادی که مصاحبه میگیرند سطح سواد و تخصصشان گاهی از آنچه با آن مواجه میشوند پایینتر است و چون فاصلهای ایجاد شده، ممکن است نسبت به دیگران رفتارهای غیرمنصفانهای از خود نشان دهند. من حاضر بودم شرطبندی کنم که آیا بین من و مصاحبهکنندگان، آزمونی دوستانه میگیرند تا ببینند چه کسی قبول میشود یا رد. به نظر میرسد نباید انتظار داشت هرکسی که برای مصاحبه میآید، آدمی بهراستی نخبه باشد. شانس یا هر عامل دیگری بعضا سبب میشود افراد بیرونی که توانمندی بیشتری دارند، فرصت استخدام پیدا نکنند و شرکت تنها به تخصص پایینتر بسنده کند تا بعدا با اختلافها روبهرو شود. این را من که سالها در صنعت کار کردهام، بهعنوان تجربهام میگویم. من کتابی تألیفی دارم و یکی از نسخههای آن را بهعنوان رزومه در روز مصاحبه همراه داشتم؛ آقایی که مصاحبه را انجام میداد کتاب را نگه داشت تا خودش بخواند و یاد بگیرد که چیست، و در پایان گفت که شما قبول نشدی. لازم به ذکر است که آن مصاحبه مربوط به بخش خودروهای برقی بود. همینطور به خاطر دارم که کسی میگفت پسرجان، با دو سوال میخواهی کل تخصص من را از دیدگاه خودت بسنجی. من عمری در صنعت تجربهی مصاحبه با دیگران را دارم و برخی افراد با اعتماد به نفس شاهکاری مواجهاند. بار دیگر به یاد دارم که به قسمت MAPCS رفتم؛ مدیر آنجا را نمیدانم نامش چیست، اما او را بیتجربه و بیسواد دیدم که دنبال نیرویی میگشت تا دقیقا همان کارهایی را انجام دهد که در ذهنش بود، و تازه کار قبلا انجام نشده بود. مصاحبه طوری بود که فرصت برای فکر کردن نمیداد و کمتر از پنج دقیقه به پایان رسید. برای من سؤال شد که آیا بهاندازهای که خودت با گذشتهات به خاطر پیدا کردن کار فعال بودی، دوباره به این شرکت روی آوردی؟
من در مکو کار میکردم و تجربهام رو چنین روایت میکنم که پنج سال پیش در کرج بودم و با حقوق کم روبهرو بودم؛ در واقع هر چیزی که میگرفتم فقط برای خرج زندگی بود و مزد پایین بود. با این حال بیمهی تکمیلی نسبتا خوب بود. محیط کار خیلی آلوده بود، هم پارتیبازی وجود داشت و هم رفتارهای جنسیتی به شدت دیده میشد. پنج سال قبل، حراست شش نفر را که همهشان متأهل بودند اما روابط نامتعارفی داشتند، شناسایی و اخراج کرد. از نظر شرایط زنان، احساس میکردم که لزومی به کار کردن نیست و بهقول برخی وظایف یکسانی داده میشد، اما حقوق پایه و کارانه بهطور دقیق مشخص نبود. کارانهها هم بسته به نظر مدیر بود.
تجربهام از برق و کنترل مپنا را اینگونه بهخاطر میسپارم که فرصتهای رشد برای خانمها وجود دارد به شرط این که باهوش باشند، چون مدیران خیلی عجول و بیدرنگاند و گاهی میزان توجه به شایستگی کم است. با این حال، از نظر من شایستگی بهطور واقعی در سازمان تقویت نمیشود. وقتی معاون منابع انسانی خودش به همراه زیرمجموعهاش رفتارهای پرخطر نشان میدهد، پیامدش این است که سایر واحدها هم با تبعاتی روبهرو میشوند و احساس ثبات در تیم به همه منتقل نمیشود.
در شرکت برق و کنترل مپنا کار میکنم و به عنوان برنامهنویس تجربهام را اینگونه بیان میکنم: حقوق با تاخیر زیادی واریز میشود و انتظار میرفت مبلغ بالاتری باشد. از این شرکت انتظار بیشتری دارم. در سالهای گذشته در وسط سال هم افزایش حقوق داشتیم، اما امسال هیچ خبری نبود.
وقتی به برق و کنترل مپنا وارد شدم، احساس میکردم با یک دکور بزرگ روبهرو هستم که درونش واقعا چیزی نبود. مسیرهای ورود و خروج واضح نبودند و با کلی مراحل اداری مثل ثبت کارت و اثر انگشت مواجه شدم، اما واقعیت این بود که کارایی ملموس و پشتیبانی قابلقبول زیادی نمیدیدم. با وجود این، همکارانم واقعا خوب بودند و همین نکتهای مثبت در تجربهام بود.
برخورد در مصاحبههای مپنا برخلاف تصور اولیه راستیآزمایی میشود؛ مرحله ابتدایی با مدیران بخش معمولا خوب پیش میرود اما در روند دوم رفتار برخی مدیران گاه ناخوشایند است و حس میشود نگاه آنها خیلی بالا است و به بیاهمیت بودن مسیر و سابقهی فعالیتها توجه نمیکنن. من در مصاحبه دوم با سوالات غیرمرتبط فنی روبهرو شدم و حس کردم برای تأیید یا پذیرش نیاز به داشتن معرف یا پارتی است تا بتوان پذیرفته شد. بعد از این مرحله، بخش منابع انسانی و ارزیابی روانشناختی و تکمیل پرونده هم وجود دارد. بهطور کل، فضای شرکت از بیرون ظاهرا ساده است ولی مدیران بیشتری از دانشگاهی مشخص میآیند و تمرکزشان روی بودجه و تخصیص بودجه است تا کار واقعی. در گذشته مپنا بهعنوان نامی معتبر شناخته میشد، اما اکنون گاهی به نظر میرسد بیشتر به جنبههای اداری و اقتصادی وابسته است. تمام کارها بهصورت عمومی این است که نشان دهی در حال انجام کار هستی، خروجی مشخصی برای پروژهها وجود ندارد و در صورت استخدام ممکن است تعهدها و ارزیابیهای اضافی سختگیرانهای بر عهدهات بگذارند که در نهایت منجر به بازنگری یا تغییر موضع شود. این موارد از نقاط ضعفی هستند که گفته میشود، اما مزایا هم وجود دارد: سرویسدهی به کارکنان برای ناهار یا امکانات رفتوآمد در ساعات مشخص وجود دارد، و حقوق نسبتا بالاتری نسبت به برخی موقعیتها ارائه میشود. محیط اطراف نیروگاه و محلی که میشود سکونت داشت هم از نقاط مثبت است و کار با همکاران باکلاس نیز دیده میشود، هرچند گاهی افراد با رفتارهای ناخوشایند یافت میشوند. به نظر من برای کسانی که سطح بالایی از تخصص در الکترونیک ندارند، یا به دنبال مهاجرت نیستند، این فضا خیلی مناسب نیست و بهتر است به گزینههای دیگر فکر کنند. اما اگر واقعا در پی تجربهای کاری و فرصتهایی برای رشد هستید، ممکن است با وجود چالشها، مسیر دیگری برای پیشرفت وجود داشته باشد. در نهایت، افرادی که قصد دارند موفق باشند باید با دقت به شرایط و مسیرهای حرفهای فکر کنند و یا به دنبال فرصتهای مستقل باشند.
به نظر میرسد فرآیند مصاحبه کمی با شوخی و چاشنی طنز همراه بود و در آخر مشخص شد که رد شدهام. در جلسه مصاحبه، با یکی از دوستان دعوت شدیم و تا مرحله آخر رفتیم؛ همه چیز تا آن زمان خوب بود اما در پایان، برخوردها طعنهآمیز شد و به نظر میآمد هدف امتحان صبر است. به من گفتند آیا زیر پیراهن چیزی پنهان نکردهای و چون شکم دارم، به عنوان توضیح اضافه گفتند چشمهایم رنگی به نظر میرسد، که البته من در آن دوران مریض سرما بودم و دوست متوجه شددم که آب دماغم را بالا میگرفتهام. در نهایت پس از یک ماه فهمیدم که رد شدهام. در مورد دوست من، با این فرض که داییشان در بخش وایرینگ خودروهای برقی حضور داشت و بهعنوان معرف وارد شد، داستان تفاوت داشت. ظاهرا دوست من در دانشگاه فرهنگیان بوده و ظاهرا با معرفی به شخصی به نام ***** که مسئول آنجا بوده، وارد شرکت شد. طبق صحبتها، حقوق ورودی برای فرد با مدرک مشخص بین ۱۵ تا ۱۷ میلیون تومان بوده و به این شرکت دولتی که آشناها و پارتی در آن نقش دارند اشاره شده است. شانس پذیرش تا حد زیادی به روابط و روابط آشناها وابسته بوده است، هرچند معیارهای دیگری هم تاثیرگذار است. از نظر حجم کار، کارها نسبتا کم است، اما انتظار میرود سطح کار حفظ شود و برای کار غذا و سرویس رفت و برگشت به تهران فراهم است.
همسر من هفت هشت ماه پیش با این شرکت مصاحبه داشت. اولا اینکه پروسه خیلی طولانی بود. بین هر مصاحبه یکی دوماه فاصله افتاد. ثانیا به کمیته جذب که رسید یه رقم خیلی خنده داری برای حقوق بهش پیشنهاد دادن، با این که هم رزومه خوبی داره و هم مصاحبه هاش عالی بودن! ما خیلی ذوق داشتیم برای این شرکت چون خیلی تعریفشو شنیده بودیم ولی متاسفانه ناامیدمون کردن، اگه میدونستیم وقت نمیزاشتیم. به هرحال همزمان مصاحبه یه شرکت معتبر رو قبول شد و اونجا مشغول شد.
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
بنده در لینکدین بصورت اتفاقی با شخصی از مکو آشنا شدم و پس از صحبت گفتند که برای قسمت خودرو برقی نیرو نیاز دارند و نمونه کارهام رو برای ایشون فرستادم. پس از حدود دو هفته زنگ زدند که تشریف بیارید. در مصاحبه اول خود اون فرد که فهمیدم مدیر یکی از قسمت ها بود و یک نفر نیرو فنی دیگه، مصاحبه انجام دادند (نمی دونستند چی باید بپرسند) بیشتر جنبه فنی داشت و رفتار محترمی داشتند. برای مصاحبه دوم که حدود یک ماه بعد از مصاحبه اول بود تماس گرفتند و رفتم دیدم 15 نفر دیگه برای مصاحبه اومدن، موقع مصاحبه دوم یه اتاق بود که سه نفر نشسته بودند که یکی از آن سه نفر عادل دمشقی مدیر عامل خود مکو بود. به محض اینکه وارد اتاق مصاحبه شدم یکی از آن سه نفر شروع کرد مسخره کردن موی کم پشت و ریزش موی من و بعد سه نفری از خنده ریسه می رفتند. خود عادل دمشقی که به یک حالت بی احترامی نشسته بود تا آخر جلسه اصلا حتی یه نگاه هم به من نکرد و فقط با حرف های دو نفر دیگه میخندید (پاهاش رو به سمت من باز کرده بود و با گوشیش بازی میکرد) بلاخره بعد از کلی تحقیر بنده و خندیدن به من یه مقداری حالت جدی به خودشون گرفتن و اولین سوال مصاحبه رو از بنده کرد: معرف داری اومدی اینجا؟ و وقتی جواب خیر من رو شنید جلوی من با کله علامت نه بهم دیگه میدادن و شروع کردند به رگبار سوال های کاملا بی ربط به رشته بنده پرسیدند(رشته من الکترونیک بود و آنها از حفاظت و برق صنعتی می پرسیند) که با توجه به سابقه فنی تقریبا به سوالات بی ربط آنها پاسخ دادم و وقتی دیدند کم نمی آورم کلافه شدند و به ناچار بنده رو فرستادند طبقه پایین که از بنده یک تست جهت قسمت مونتاژ کاری بگیرند (در حالی که من نیروی سنیور طراح میکروکنترلری و آلتیوم با سابقه زیاد بودم و اصلا برای مونتاژ کاری نیومده بودم اونجا) با این حال طبقه پایین رفتم و مسئول تست هم باز این سوال رو از من پرسید که معرف شما کی بوده؟ و یه تست مونتاژ/دی مونتاژ از من گرفت که در تست موفق بودم و تبریک گفت و من رو برد قسمت های مختلف و آدما و همکارهای دیگه رو معرفی کردن و کارهای مختلف رو نشون دادن به من که طولی نکشید تلفنش زنگ خورد و یکی از اون سه نفر اگه اشتباه نکنم به اسم شخصی به نام آقای حسینی باهاش تماس گرفت و ده دقیقه ای حرف زدند و وقتی برگشت حرفش عوض شد و گفت که ببخشید شما فلان جا رو اشتباه مونتاژ کردی و زورکی گذاشت تو دهن ما که شما چیزی بلد نیستی و وقتی نگاه متعجب من رو دید برای اینکه من مدعی نشدم صداش رو خیلی بالا برد و تهمت زد که وقتی که من نبودم دزدکی بردها رو جابه جا کردی و تقلب کردی موقع مونتاژ و منو گول زدی و... من رو رد کردند، کل این فرآیند دو ماه وقت من رو گرفت و مصاحبه دوم بسیار تحقیرآمیز و ناراحت کننده بود بخصوص اون تهمت ناحق آخرش واقعا برای منی که تمام عمرم راه درست رو رفتم خیلی دردناک بود.
استخدام در برق و کنترل مپنا (مکو)
از مجموع ۱۳ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۳ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۱۵٪ از کاربران برق و کنترل مپنا (مکو) را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۳
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲.۱ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۲.۱ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲.۱ از ۵
سؤالات متداول درباره برق و کنترل مپنا (مکو)
آیا برق و کنترل مپنا (مکو) در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از برق و کنترل مپنا (مکو) ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در برق و کنترل مپنا (مکو) چگونه است؟
بر اساس ۱۳ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲.۱ از ۵ است؛ ۱۵٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در برق و کنترل مپنا (مکو) چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در برق و کنترل مپنا (مکو) از نگاه ۱۳ کارمند: ۲.۱ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در برق و کنترل مپنا (مکو) چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از برق و کنترل مپنا (مکو) ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
در مدت کوتاهی که در واحد منابع انسانی این شرکت کار میکردم، تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم. فضا پر از روابط خانوادگی و دوستی بود که کار را به شکل غیرمنصفانهای تحت تأثیر قرار میداد. آنطور که به من میگفتند، ارتباطات شخصی
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چ
به طور کلی با مدیر منابع انسانی روبهرو میشم که ادعا میکنه رشتهش روانشناسیه، اما رفتارهاش خیلی بیادبه و بدبرخوره و به نظر نمیرسه واقعاً بتونه با آدمها درست ارتباط برقرار کنه یا موضوع رو بفهمه. با خیلی از نقدهایی که
برای یک سال در شرکت اسکواد تجربه کار داشتم. آنجا مدام با بهانههای مختلف حقوقم را کم میکردند و اگر در طول کار حتی به صورت مختصر میخندیدم، به سرعت تذکر میگرفتند. اگر از شرایط کاری خسته میشدم یا تصمیم به استعفا میگرفت
برای منِ نویسنده، فضای شرکت چندان دلگرمکننده نبود و برخلاف ظاهر polished آن، دسترسی به کار درست همیشه با مشکل روبهرو میشد. مدیر شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و تبلیغات توجه داشت و دنبالِ اعتبارسازی بود تا انجام کار واقع
شرکت مهندسی تفاوت برای من تجربهای بود که با وجود حقوق و مزایا واضح نیست، اما میخواهم از نگاه خودم بگویم. تصمیمهای مالی در اینجا با مالکین اصلی است و مدیران روزمره نقشی در تعیین آنها ندارند؛ بنابراین انتظار انعطاف یا