تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در بهروز نیک
امتیاز ۱.۰ از ۵ (تیر ۱۳۹۸ تا تیر ۱۳۹۹).
شرکت بهروز نیک را تجربه کردم. فضای شرکت بسیار نامناسب است؛ مدیرها به شکل مداوم در اتاقهای کار و راهروها سیگار میکشند و بوی سیگار همهجا را پر کرده است. حقوق معمولا با تأخیر پرداخت میشود و به کارجو وعده میدهند که تا حداکثر پانزده روز تأخیر دارد، در حالی که گاهی تا دو ماه هم این تاخیر وجود دارد. هیچ فرایند منظمی در سازمان دیده نمیشود و برای انجام سادهترین درخواستها هم باید مدت زیادی منتظر رفت. همکاران خود را بیشتر در مسیر چاپلوسی میدانند تا رشد شغلی. در زمان استخدام وعدههای زیادی میدهند اما پس از پذیرش به آنها عمل نمیشود. اضافهکاری اجباری است و پاداش آن معمولا نصف مقدار اعلام شده است. در هنگام استخدام از من چک گرفتند و رسیدی هم ارائه نشد؛ از حسن انجام کار هم نمیتوانستم سندی بزنم. واحد منابع انسانی پاسخگو نیست.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من در شرکت بهروز نیک تجربهای داشتم که میخواهم به شکلی تازه و صادقانه بازگو کنم. در مرحله اول، کارشناس منابع انسانی از من سوالاتی سطحی و معمولی پرسید و به دنبال آن برای مصاحبه با مدیر ارشد دعوت شدم. نکتهای که واقعا برایم آزاردهنده بود این بود که مدیر ارشد در مدت زمان مصاحبه که حدود ربع ساعت طول میکشید، سه نخ سیگارب کشید و از من یا سایرین اجازه نمیگرفت که این فضا اذیتم کند. در پایان گفتند که پذیرفته میشوم، اما من قبول نکردم چون فضای رفتاری آنجا از روز اول به سلیقهام نمیخورد. در طول مصاحبه سوالاتی از من پرسیده شد که برای یک سازمان صنایع غذایی عجیب و بیربط بود؛ مثل اینکه کدام کشورها را سفر کردهام، خانهام مال خودم است یا اجارهای است، و چه مقدار اقساط دارم. اینها مسائل شخصی بودند و برای موقعیت کاری نامربوط به نظر میرسید. از دیدگاه من اگر فرهنگ سازمانی و پرداخت حقوق بهموقع برای کسی اهمیت دارد، آنجا مناسب نیست. در گفتوگو با من گفتند حقوق ما بالا نیست و اینکه پرسنل اجازه دارند در اتاق کار سیگار بکشند. خود مدیر گفت که حقوق ما یک ماه تاخیر دارد، اما از پرسنل شنیدم که تا دو ماه تاخیر وجود دارد. با این تجربه، نتیجه گرفتم که اگر ارزشهای فرهنگی شرکت و تعهد به حقوق بهموقع برایتان مهم است، جای اینجا را برای کار نکردن میدانم.
در مصاحبههای این شرکت تجربهای نسبتا ناخوشایند داشتم که هنوز هم وقتی به آن فکر میکنم یادم میآید. اول با مدیر بازاریابی صحبت کردم؛ رویهی مصاحبه عادی پیش رفت و چیز خاصی به چشمم نیامد. سپس به سراغ مدیر اداری، مدیر منابع انسانی رفتم. وقتی وارد اتاق شدم، شنیدم که فردی از تیم منابع انسانی با صدایی خشن و تمسخرآمیز درباره کارجوها صحبت میکند که حس ناامیدکنندهای به من القا شد. در ادامه برای مصاحبه با همان مدیر منابع انسانی رفتم، اما او به طور واضح سیگار میکشید و من با تنگی نفس شدید مواجه شدم؛ به نظر میرسید به محدودیتهای بیقراری من توجه نمیکند و حتی از من نپرسید که آیا اذیت میشوم یا نه.
بدترین تجربه کاری من در شرکت بهروز نیک بود، جایی که به صورت تماموقت و طی یک تا سه سال فعالیت داشتم و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۸ بود.
به نوشتم به نظر میرسد که شرایط حقوقی و مدیریتی شرکت به شدت نامنظم بوده است. من دو سال در بخش کنترل کیفیت کار کردم و حقوق به شکل کاملا سلیقهای تعیین میشد؛ مدیرعامل با هر کس که خوشش میآمد، حقوقش را بالا میبرد. میانه مدیران هم از سطح دانشگاهی برخوردار نبودند و انتخابهایشان بر پایهی روابط بود. حقوق همواره کم بود و به موقع پرداخت نمیشد؛ معمولا با یک تاخیر ماهانه مواجه میشدیم. هیچ فرصت پیشرفت یا یادگیری واقعی وجود نداشت و تنها هدف، تولید سریع بود. وقتی اعتراض کردم، پاسخی آهنگین دریافت کردم و گفتند خدا حافظ.
به نظر میرسد که شرکت بهروز نیک نسبت به نیروهای تازهکار بیثبات است و از نظر نظم و ساختار کارگاهی با مشکلات زیادی روبهرو است. از دید من به عنوان ویزیتور، ارزش دادن به نیروی کار نابلد وجود ندارد و این امر موجب بینظمی میشود و نیاز فوری به اصلاح دارد. در کنار این مسائل، خاطراتی از دهه شصت با دوستی دارم که با او خاطرهای مشترک داریم.