وویکی‌تجربهجستجو
بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری۳ مرداد ۱۴۰۵ · ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴

بدترین تجربه ی ممکن

تجربه کاری تحلیلگر در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)

امتیاز ۱.۳ از ۵ (۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴).

۱.۳· تحلیلگر

کار در این شرکت بدترین تجربه ای هست که هرکسی میتونه داشته باشه. فضای کاری پر از حسادت. مدیران نالایق که به جای کمک به پیشرفت بچه ها اونهارو پایین نگه میدارن که مبادا جاشون رو بگیرن. عدم تواضن کار و زندگی. حقوق به شدت کم نسبت به کاری که به اندازه ی دو نفر ازت انتظار دارن. اگر اینجا کار کنید نه پولی جمع میکنید نه آرامش روانی و خواب آرامی خواهید داشت. این شرکت فقط به فکر بدست آوردن حداکثر منافع از شماست با پرداخت کمترین حقوق به نسبت حجم کار. به هیچ عنوان به هیچ کسی کار در این شرکتو پیشنهاد نمیکنم. آدمهای ناشایست و بی لول که میخوان با باند بازی از همراه اول پول بکنن و از طرفی خود همراه اول که یکسری آدم بیسواد رو شامل میشه که فرهنگ کاریشون یکی از یکی پایینتره و شما هرروز با این دو دسته آدم بی لول سروکار دارید. کاش هیچکسی مجبور نباشه به خاطر درامده صرف اینجور آدمهارو تحمل کنه!

نقاط قوت

بیمه تکمیلی

نقاط ضعف

محیط غیر حرفه ای
عدم پیشرفت
عدم توازن کار و زندگی
مدیریت ضعیف
ساعت کاری بالا

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۲.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۱.۰
برنامه نویس

دو سال تجربه کار به عنوان برنامه‌نویس در تیم سیستم جامع دریایی سپری کردم. در آن شرکت با چند مدیر روبرو بودم که عقده‌های مدیریتی و بدبینانه در برابر کارکنان را به وضوح نشان می‌دادند. یکی از مدیران پروژه، آقای چشم‌نواز با عینکی با نمره بالا بود و مدیر فنی ما هم به همان سال‌ها کچل بودند، هر دو از دانشگاه شریف هم بودن. از نظر فنی، بهپرداز جهان تا حدودی خوب ظاهر می‌شد، اما مسائل مهم‌تری مانند حقوق منصفانه، رفتار انسانی و تعهد به حقوق کارگری و وزارت کار به خوبی رعایت نمی‌شد. حقوق به موقع پرداخت می‌شد اما مبلغ آن اندک بود و مزایای بیمه هم در سطح حداقل قرار داشت. افزایش حقوق در سال جدید بسیار ناچیز بود و ارتباطی با سطح افزایش حقوقی که وزارت کار برای سال جدید تعیین می‌کند نداشت. تا جایی که می‌شد از کار می‌کشیدند و حس طلبکاری در میان اعضا وجود داشت؛ بخشی از تیم، که اغلب شاگردان همان مدیر پروژه در دانشگاه آزاد واحد جنوب بودند، به شکل ناسالمی با هم هم‌دستی و فشار بیشتری بر سایر هم‌تیمی‌ها می‌گذاشتند. نتیجه این فضا باعث شد که حق همگان نادیده گرفته شود. من خودم دو سال بیشتر دوام نیاوردم و با خاطره‌ای ناخوش از این مجموعه و از مدیری با عینک با نمره بالا و فرد کچل که سابقه‌شان از شریف بود، تصمیم به خروج بگیرم.

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دولوپر
۲.۰
دولوپر

در این شرکت تجربه‌ای پر از بی‌اعتمادی و بی‌انضباطی داشتم؛ جایی که از همان ابتدا به نظر می‌رسید فضای کار به شدت نامناسب است. تیم اکانت و مدیران این تیم با هم هماهنگی کمی داشتند و عملکردشان از نظر من افتضاح بود. با وجود وعده‌های زیادی که داده می‌شد، واقعا هیچ تعهدی به انجام درست کارها نبود و برخوردها اغلب چاپلوسانه و بدون تخصص بود. حقوق هم به طور غیرمنصفانه‌ای توصیف می‌شد: گاهی به صورت نامنظم و با تاخیر پرداخت می‌شد و گاهی هم در نهایت پرداخت نمی‌شد. مدیرعامل که به نظر می‌رسید شباهت‌هایی با شرایط بازار ملکی یا دلالی داشت، جایگاه خوبی در مجموعه نداشت و به لحاظ شخصیت و پرستیژ مناسب نبود. منابع انسانی هم اوضاع خوبی نداشت و بازخوردها به طور عمومی قابل رضایت نبود. یکی از همکاران نمایش داده می‌شد که با رفتاری غیرحرفه‌ای و بی‌توجهی به تخصص‌ها، به کار پاسخ نمی‌داد و رضایت چندانی از طرف همه وجود نداشت.

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۲.۰

در یکی از بدترین تجربه‌های کاری عمرم گیر افتادم. کار با مدیریتی غیرمسئولانه و از نظر سواد و شخصیت و تربیت ناقص که در همه سطح‌ها اثر خودش را گذاشت. در طول سال‌های کاریم هیچ قراردادی به من و همکاران ارائه نشد. پاداش‌ها برای مدت دوازده تا هجده ماه تأخیر داشتند چون مدیرعامل پول پاداش‌ها را صرف خرید ماشین و ملک می‌کند و آن‌ها را نگهداری می‌کند تا در زمان مناسب بفروشد. حقوق توافقی هنگام استخدام به من پرداخت نشد. منابع انسانی در شرکت به صورت فعل و انفعال و به‌کارگیری مترسک مدیرعامل عمل می‌کرد؛ این خانم حتی بدون ویرایش دیگران هم نمی‌تواند حرفش را درست بیان کند. تعادل کار و زندگی در این محیط برقرار نبود. شرکت به نظر می‌رسید فقط برای پول‌شویی مرتبط با همراه اول ساخته شده باشد. کارمندانی که سال‌ها در شرکت بودند با مدیران خودشان دسته‌هایی تشکیل داده بودند. فضای شرکت سیاه‌نمایی می‌کرد و تسویه‌حسابی که بدون شکایت تازه انجام می‌شد، شامل پاداش‌های کارتی که مدیرعامل نداده و آن‌ها را احتکار کرده بود، نمی‌شد. نتیجه‌اش برای من این بود که کاملا توصیه می‌کنم به هیچ‌وجه در چنین موقعیتی سمتش نروم.

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس·Developer
۲.۰
Developer

من در شرکتی کار می‌کردم که برای هر درخواست ساده‌ای هم اجازه بدهید عوارضی مشخص دریافت می‌شد. هر کاری که لازم بود انجام بدهید، باید به‌عنوان یک نوع شیرینی از جانب منابع انسانی پرداخته می‌شد تا فعالیت مربوطه انجام بشود؛ چه درخواست تایید مرخصی باشد، چه گواهی بانکی یا تسهیل سریع‌تر فرایندها. این پرداخت‌ها برای هر کارشناس مربوطه بود و به‌طور کلی واحد منابع انسانی به‌جای حمایت از پرسنل به گیت عوارض و مالیات تبدیل شده بود. اگر کسی از این پرداخت‌ها صحبت می‌کرد، با تهدید می‌گفتند که دیگر در دفعات بعد کارت را انجام نخواهند داد.

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۳.۰

سلام به همه دوستان. تجربه‌ام از همکاری با بهپرداز همراه سامانه اول، پیمانکاری که پروژه‌های همراه اول رو دست می‌گیره، رو می‌خواهم به زبان خودم و به شکل یه روایت تازه بنویسم. معاونت کنترل کیفیت اون سازمان که الان به کانادا مهاجرت کرده، به‌نظر من فردی تازه‌کار و چاپلوس بوده؛ به‌دلیل اینکه باور داشت موفقیتی در این سطح نداشته، با تکیه بر روابط و هم‌زبان نبودن، به این سمت رسیده بود. این معاونت کیفیت شامل واحدهای کنترل پروژه، کنترل کیفیت، تضمین کیفیت و پرتفولیو می‌شد. فشار کاری تیم تست به‌شدت بالا بود و به گونه‌ای بود که اگر خانواده‌ای داشتیم، باید از پروژه کنار می‌کشیدیم. همان زمان، سیستم تیکتینگ و مدل آبشاری باعث می‌شد برای کارهای ساده دو ساعت صرف شود و تسترها مجبور می‌شدند تا پایان شب کار را آماده کنند. برای پیشبرد کار، برخی تیم‌ها و واحدهای پشتیبانی را مرتب مزاحمت می‌کردند و به نوعی نقش هماهنگی بی‌جا را می‌کشیدند. از گفته‌های دوستانم، لیدر تیم تست به‌طور عادلانه کارها را بین اعضا تقسیم نمی‌کرد و گاهی از روی روابط عمل می‌کرد؛ با ظاهر خود را مسئول می‌دانست اما اغلب بی‌انگیزه و بی‌کار بود. تیم کنترل پروژه، که بیشتر اعضایش خانم بودند، خواهر مدیر عامل هم در اینجا حضور داشت و به‌طور مداوم در کارها دخالت می‌کرد. مدیر مربوطه هم از طریق زیرآب زدن مدیر قبلی و با استفاده از ارتباطات به این پست رسیده بود و بی‌کفایتی‌اش به چشم می‌آمد؛ با وجود ظاهر خوب و شعارهای مثبت، به لحاظ کارکرد هیچ‌وقت نتوانست عملکرد مطلوبی ارائه دهد. مدیر بخش نصب‌های شب هم تازه‌واردی ترک‌تبار بود که با استفاده از روابط، به این جایگاه رسیده بود و از سطح مدیریتی لازم خیلی فاصله داشت. زبانش را کنار گذاشته بود و رفتارش به‌خوبی با محیط مدیریتی همخوانی نداشت. خانواده و آشنایان هم در بخش‌های مختلف شرکت از جمله زیرساخت، کنترل پروژه و شرکت وابسته به بهسا حضور داشتند و به واسطه‌ی روابط از موقعیت‌ها استفاده می‌کردند. به‌طور کلی، از نظر پرداخت حقوق، به‌موقع بودن، بیمه و مزایا، بهسا نسبت به شرکت‌های خصوصی وضعیت نسبتا خوبی داشت؛ اما از منظر رشد فنی و پیشرفت حرفه‌ای در سطح متوسط یا پایین باقی می‌ماند و جو حرفه‌ای در آن غالب نبود.

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۴.۰

برایم در این شرکت هم مزایا داشت هم محدودیت‌هایی که باعث شد ازش بیرون بیام. بسته به تیم و مدیران، جو کار فرق می‌کند و گاهی کمبودهای جدی وجود داشت؛ با این وجود فضایی نسبتا صمیمی و گرم در بسیاری مواقع تجربه می‌کردم. همکاران معمولا به هم کمک می‌کردند و دنبال زیراب زدن نبودند، از این رو می‌شد به راحتی روی همکاری‌های دوستانه حساب کرد. حقوق در حوزه آی‌تی تقریبا متوسط بود و برای کسی که تازه وارد این مسیر می‌شود، فرصت‌های آموزشی خوبی ارائه می‌شد تا نیرو تربیت کنند. کارانه‌ها و تسویه‌ها به تاخیر می‌افتادند و روال‌های کاری مشخصی در شرکت وجود نداشت. در نهایت، جمع‌بندیم این بود که برای من هم تجربه یادگیری داشت و هم چند نفر از همکاران را شناختم، اما با توجه به آفر با حقوق بالاتر و اینکه تیمی که در آن بودم فناوری خاصی داشت، ترجیح دادم محیط را تغییر بدهم تا بتوانم فرصت‌های جابجایی راحت‌تری داشته باشم.