شرکتی هست که بدرد آقازاده هایی که رابطه دارن میخوره. واحد حراست برای کارکنان پرونده درست میکنه و تهمت ناروا و شایعه برای کارکنان ایجاد میکنه، وقتی از این شرکت فرار کنی هم ماجرا تموم نمیشه و شرکت و حراست بک چکت رو تخریب میکنن تا مبادا با خیال راحت رفته باشی. هیچ حرمتی برای آبروی آدما قائل نیستن و به دروغ پشت سر کارکنان تهمت میزنن. وقتی کسی از شرکت میره تا یکسال پولش رو نمیدن. در طول کار هم پاداشی که از روز اول قولش را داده بودن رو ندادن. جو سازمان سمی هست و تا زمانی که اونجا هستین احساس سنگینی، اضطراب و پریشانی همراهتونه. اگه خودتون با هیئت مدیره این شرکت یا رده بالاهای وزارت اطلاعات نسبت خویشاوندی ندارین واردش نشین بهتره. اگه خانم هستین که اصلا توصیه نمیکنم.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)، صنعت مخابرات و ارتباطات (تلکام)، تهران: بر اساس ۱۶ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱٫۹ از ۵؛ ۶٪ از کاربران بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) را به دیگران توصیه میکنند. ۱۶ تجربه کاری و ۱ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
بهپرداز همراه سامانه اول یا بهسا تجربهای ترکیبی از فرصتهای یادگیری و چالشهای مدیریتی است که از نگاه کاربران در دو دسته تجربه کاری و تجربه مصاحبه بازتاب میشود. بر مبنای گزارشهای ثبتشده، محیط کار تا حدی دوستانه و با فرصتهای آموزشی برای ورود به مسیرهای شغلی در حوزه فناوری اطلاعات است، اما رویههای مدیریتی و بسیاری از تصمیمات منابع انسانی به شدت وابسته به روابط و دستبردهای غیرتخصصی گزارش شده است. نکتههای منفی چگونه پرداخت حقوق، تاخیر در تسویه، و نبود شفافیت در روند ارتقا و ارزیابی است، گاه به گرفتاریهای روحی و فشار کاری منجر میشود. برخی تجربیات از وجود بیثباتی در مدیریت پروژه و تفاوت سطحبندی نامشخص بین کارکنان شکایت دارند و برخی دیگر از وجود فشارهای غیر حرفهای در برابر کارکنان تازهکار صحبت کردهاند. بهطور کلی، بنا بر تجربههای ثبتشده، برخی از کارمندان از مزایا و حقوق مناسب سخن میگویند، اما اغلب به ضعفهای فرهنگ سازمانی و روالهای غیرشفاف اشاره میکنند. برای کسانی که به دنبال تجربه کاری در محیطی با فرصتهای یادگیری هستند، بهسا میتواند نقطه آغاز باشد، اما احتیاط در ارزیابی مدیریت و فرهنگ سازمانی ضروری است. در زمینه تجربهی مصاحبه، گزارشها نشان میدهد روند استخدام ممکن است گاهی با بینظمی و عدم قطعیت همراه باشد. بعضی از داوطلبان تجربههای مثبت از رفتار حراست و روند مصاحبه حرفهای گزارش کردهاند، در حالی که برخی دیگر از بیثباتی در پاسخگویی و عدم وضوح در فرایند گفتوگو سخن میگویند. تجربهی کلی نشان میدهد که شرکت در کنار فرصتهای یادگیری، چالشهای قابل توجهی در مدیریت منابع انسانی و فرهنگ سازمانی دارد که بررسی دقیقتر آن بهخصوص در حوزهی محیط کار و تجربهی حقوقی مهم است.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
کار در این شرکت بدترین تجربه ای هست که هرکسی میتونه داشته باشه. فضای کاری پر از حسادت. مدیران نالایق که به جای کمک به پیشرفت بچه ها اونهارو پایین نگه میدارن که مبادا جاشون رو بگیرن. عدم تواضن کار و زندگی. حقوق به شدت کم نسبت به کاری که به اندازه ی دو نفر ازت انتظار دارن. اگر اینجا کار کنید نه پولی جمع میکنید نه آرامش روانی و خواب آرامی خواهید داشت. این شرکت فقط به فکر بدست آوردن حداکثر منافع از شماست با پرداخت کمترین حقوق به نسبت حجم کار. به هیچ عنوان به هیچ کسی کار در این شرکتو پیشنهاد نمیکنم. آدمهای ناشایست و بی لول که میخوان با باند بازی از همراه اول پول بکنن و از طرفی خود همراه اول که یکسری آدم بیسواد رو شامل میشه که فرهنگ کاریشون یکی از یکی پایینتره و شما هرروز با این دو دسته آدم بی لول سروکار دارید. کاش هیچکسی مجبور نباشه به خاطر درامده صرف اینجور آدمهارو تحمل کنه!
دو سال تجربه کار به عنوان برنامهنویس در تیم سیستم جامع دریایی سپری کردم. در آن شرکت با چند مدیر روبرو بودم که عقدههای مدیریتی و بدبینانه در برابر کارکنان را به وضوح نشان میدادند. یکی از مدیران پروژه، آقای چشمنواز با عینکی با نمره بالا بود و مدیر فنی ما هم به همان سالها کچل بودند، هر دو از دانشگاه شریف هم بودن. از نظر فنی، بهپرداز جهان تا حدودی خوب ظاهر میشد، اما مسائل مهمتری مانند حقوق منصفانه، رفتار انسانی و تعهد به حقوق کارگری و وزارت کار به خوبی رعایت نمیشد. حقوق به موقع پرداخت میشد اما مبلغ آن اندک بود و مزایای بیمه هم در سطح حداقل قرار داشت. افزایش حقوق در سال جدید بسیار ناچیز بود و ارتباطی با سطح افزایش حقوقی که وزارت کار برای سال جدید تعیین میکند نداشت. تا جایی که میشد از کار میکشیدند و حس طلبکاری در میان اعضا وجود داشت؛ بخشی از تیم، که اغلب شاگردان همان مدیر پروژه در دانشگاه آزاد واحد جنوب بودند، به شکل ناسالمی با هم همدستی و فشار بیشتری بر سایر همتیمیها میگذاشتند. نتیجه این فضا باعث شد که حق همگان نادیده گرفته شود. من خودم دو سال بیشتر دوام نیاوردم و با خاطرهای ناخوش از این مجموعه و از مدیری با عینک با نمره بالا و فرد کچل که سابقهشان از شریف بود، تصمیم به خروج بگیرم.
در این شرکت تجربهای پر از بیاعتمادی و بیانضباطی داشتم؛ جایی که از همان ابتدا به نظر میرسید فضای کار به شدت نامناسب است. تیم اکانت و مدیران این تیم با هم هماهنگی کمی داشتند و عملکردشان از نظر من افتضاح بود. با وجود وعدههای زیادی که داده میشد، واقعا هیچ تعهدی به انجام درست کارها نبود و برخوردها اغلب چاپلوسانه و بدون تخصص بود. حقوق هم به طور غیرمنصفانهای توصیف میشد: گاهی به صورت نامنظم و با تاخیر پرداخت میشد و گاهی هم در نهایت پرداخت نمیشد. مدیرعامل که به نظر میرسید شباهتهایی با شرایط بازار ملکی یا دلالی داشت، جایگاه خوبی در مجموعه نداشت و به لحاظ شخصیت و پرستیژ مناسب نبود. منابع انسانی هم اوضاع خوبی نداشت و بازخوردها به طور عمومی قابل رضایت نبود. یکی از همکاران نمایش داده میشد که با رفتاری غیرحرفهای و بیتوجهی به تخصصها، به کار پاسخ نمیداد و رضایت چندانی از طرف همه وجود نداشت.
در یکی از بدترین تجربههای کاری عمرم گیر افتادم. کار با مدیریتی غیرمسئولانه و از نظر سواد و شخصیت و تربیت ناقص که در همه سطحها اثر خودش را گذاشت. در طول سالهای کاریم هیچ قراردادی به من و همکاران ارائه نشد. پاداشها برای مدت دوازده تا هجده ماه تأخیر داشتند چون مدیرعامل پول پاداشها را صرف خرید ماشین و ملک میکند و آنها را نگهداری میکند تا در زمان مناسب بفروشد. حقوق توافقی هنگام استخدام به من پرداخت نشد. منابع انسانی در شرکت به صورت فعل و انفعال و بهکارگیری مترسک مدیرعامل عمل میکرد؛ این خانم حتی بدون ویرایش دیگران هم نمیتواند حرفش را درست بیان کند. تعادل کار و زندگی در این محیط برقرار نبود. شرکت به نظر میرسید فقط برای پولشویی مرتبط با همراه اول ساخته شده باشد. کارمندانی که سالها در شرکت بودند با مدیران خودشان دستههایی تشکیل داده بودند. فضای شرکت سیاهنمایی میکرد و تسویهحسابی که بدون شکایت تازه انجام میشد، شامل پاداشهای کارتی که مدیرعامل نداده و آنها را احتکار کرده بود، نمیشد. نتیجهاش برای من این بود که کاملا توصیه میکنم به هیچوجه در چنین موقعیتی سمتش نروم.
من در شرکتی کار میکردم که برای هر درخواست سادهای هم اجازه بدهید عوارضی مشخص دریافت میشد. هر کاری که لازم بود انجام بدهید، باید بهعنوان یک نوع شیرینی از جانب منابع انسانی پرداخته میشد تا فعالیت مربوطه انجام بشود؛ چه درخواست تایید مرخصی باشد، چه گواهی بانکی یا تسهیل سریعتر فرایندها. این پرداختها برای هر کارشناس مربوطه بود و بهطور کلی واحد منابع انسانی بهجای حمایت از پرسنل به گیت عوارض و مالیات تبدیل شده بود. اگر کسی از این پرداختها صحبت میکرد، با تهدید میگفتند که دیگر در دفعات بعد کارت را انجام نخواهند داد.
با سلام و احترام خدمت تمامی دوستان شرکت بهپرداز همراه سامانه اول، پیمانکار پروژه های همراه اول می باشد و یکی از شرکت های زیر مجموعه آن است. معاونت کنترل کیفیت در این سازمان که در حال حاضر به کانادا مهاجرت کرده است، یک آدم تازه به دوران رسیده، چاپلوس می باشد، از آنجا که در خیالش هیچ گاه تصور نمی کرد که معاون شود، اما با رابطه و بواسطه ترک زبان بودنش، به این سمت قرار داده شده است؛ معاونت کیفیت شامل بخش های کنترل پروژه،کنترل کیفیت ، تضمین کیفیت و پرتفولیو می باشد. فشار کاری تیم تست به شدت بالا و آزار دهنده است به گونه ای که اگر زن و بچه دارید بایستی بی خیال آن ها شوید. معاونت به خودش اصلا فشار نیاورد تا چند عدد نیرو میان رده استخدام کند، تعداد نیرو ها کم است و اکثرا کارآموز می باشند. در آن زمان، سیستم تیکتینگ و آبشاری بود که باعث می شد برای یک کار ساده، دو ساعت زمان ببرد و تستر بیچاره از آنجا که می بایست کار را تا شب برساند به خودش فشار بیاورد و با تماس گرفتن با این و آن و کشیدن جر بی لیافتی بقیه تیم ها مخصوصا پشتیبانی، کار را جلو ببرد و به نوعی نقش کار چاق کن را بازی کند. به گفته دوستان، لیدر تیم تست مربوطه، کار را بصورت عادلانه بین افراد تقسیم نمی کرد و بعضا براساس روابط این کار را می کرد و در ظاهر خود را آدم حسابی نشان می داد. ایشان در خیلی اوقات بی کار بود تیم کنترل پروژه که اکثرا از خانم ها تشکیل شده بود، خواهر مدیر عامل در این قسمت مشغول وقت گذرانی بود و با پر رو گری تمام در تمام کارها دخالت می کرد و مدیر مربوطه آن که خودش با زیر آب زدن مدیر قبلی و با رابطه، به مدیریت بخش کنترل پروژه در آمده بود، از آنجا که بی لیاقت بود و از روی رابطه با خواهر مدیر عامل به این سمت قرار داده شده بود، هیچ صحبتی در این رابطه نمی کرد. مدیر بخش کنترل پروژه به شدت بی لیاقت بود. مدیر بخش نصب های شب که یک ترک تازه به دوران رسیده و از ترک بودنش استفاده کرده بود و مدیر شده بود به شدت بی کلاس، تازه به دوران رسیده و زبان نفهم بود و در حد و اندازه مدیریت نصب های شب نبود اما طبق معمول با رابطه به این جایگاه منصوب شده بود. اقوام مدیر عامل در بخش های متنوع شرکت از جمله، زیر ساخت، کنترل پروژه و شرکت بهپرداز وابسته به بهسا مشغول به کار بودند و از رابطه شان بهره می بردند. به طور کلی شرکت بهسا از آنجا که پیمانکار همراه اول است از نظر پرداخت به موقع حقوق بر خلاف شرکت های خصوصی، بیمه و بیمه تکمیلی و مناسبت ها خوب بود، ولی از لحاظ رشد و پیشرفت فنی در حد متوسط و روبه پایین بود و اخلاق حرفه ای حاکم نبود.
برایم در این شرکت هم مزایا داشت هم محدودیتهایی که باعث شد ازش بیرون بیام. بسته به تیم و مدیران، جو کار فرق میکند و گاهی کمبودهای جدی وجود داشت؛ با این وجود فضایی نسبتا صمیمی و گرم در بسیاری مواقع تجربه میکردم. همکاران معمولا به هم کمک میکردند و دنبال زیراب زدن نبودند، از این رو میشد به راحتی روی همکاریهای دوستانه حساب کرد. حقوق در حوزه آیتی تقریبا متوسط بود و برای کسی که تازه وارد این مسیر میشود، فرصتهای آموزشی خوبی ارائه میشد تا نیرو تربیت کنند. کارانهها و تسویهها به تاخیر میافتادند و روالهای کاری مشخصی در شرکت وجود نداشت. در نهایت، جمعبندیم این بود که برای من هم تجربه یادگیری داشت و هم چند نفر از همکاران را شناختم، اما با توجه به آفر با حقوق بالاتر و اینکه تیمی که در آن بودم فناوری خاصی داشت، ترجیح دادم محیط را تغییر بدهم تا بتوانم فرصتهای جابجایی راحتتری داشته باشم.
به عنوان کارشناس توسعه در شرکتی با نام بهسا تجربهای ناخوشایند دارم که میخواهم با شما در میان بگذارم. در زمانی که در این شرکت بودم، فرایند جذب نیرو توسط تیم منابع انسانی کمکارآمد و نامنظم اجرا میشد. روشهای جذب بهطور مدون مشخص نبود و به من جابپروفایل دقیقی ارائه نشد؛ گفتند هیچ موردی قطعی نیست و امکان تغییر وجود دارد، اما با توجه به صحبتهای مدیر مستقیم و وعدههای دادهشده برای رفتن به شرکت، تصمیم به اقدام گرفتم. سرپرستی تیم منابع انسانی توسط فردی جوان و بیتجربه هدایت میشد که واقعا دوام چندان لازم را در این نقش نداشت و به نظر نمیرسید بتواند تیم را به خوبی مدیریت کند. این فرد حتی خود را بهدرستی کنترل نمیکرد و تجربهای که نیروهای تیم توسعه از مدیریت داشتند، به مراتب بهتر بود. این شخص هر سال بهعنوان مدیر نمونه معرفی میشد و گاهی لوح تقدیر و هدایایی دریافت میکرد که برای من جالب بود، چراکه با وجود انتقادها و مشکلات تیمی، به دلیل منافع شخصی و روبهرو نشدن با مدیر تیم، به صحبتهای مطرحشده توجه نمیشد و در نتیجه احساس کردم همه موضوعات در اختیار مدیر من قرار میگیرد و خروج از شرکت را در پی داشت. برای پیوستن به این شرکت هیچ تعهد قابلاطمینانی وجود ندارد و حتی قرارداد هم بهطور قابلقبولی ارائه نمیشد. به نظر میرسید که برخی وعدهها تنها ظاهری است و در عمل اجرایی نمیشود.
وقتی برای تجربه کاریم با شرکت بهپرداز همراه سامانه اول رسیدم، فهمیدم که چالشها تنها فنی نبودند بلکه مسائل مدیریتی هم به شدت تاثیرگذار بودند. در بخش مدیریت پروژه که مشغول به کار بودم، وضعیت از نظر اخلاقی رضایتبخش نبود و رفتارهای مدیریتی از حد انتظار فاصله داشت. به گونهای که با وجود احترام به همه همکاران و مدیران، احساس میکردم شرایط واحد مدیریتی بهبودنیافته است. اگر دنبال رشد و پیشرفت حرفهای هستید، این محیط را به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
من در مرحله استخدام در شرکتی که عنوانش دولتی بود اما اسمش خصوصی به نظر میرسید، با وعدههای غیرواقعی مواجه شدم. در آغاز کار، به من وعدههای مالی مثل کارانههای غیرواقعی داده شد و درآمدم به صورت فریبندهای تشریح شد. نکتهای که توجهم را جلب کرد این بود که حتی با وجود سابقه کاری و مدتزمان حضورم در شرکت، در صورت قطع همکاری تنها از طریق شکایت امکان پسگیری پول وجود دارد و در غیر این صورت شرکت تسویهای انجام نمیدهد.
برای استخدام در این شرکت تماس گرفتن و من بدون رزومه رفتم مصاحبه. وقتی وارد ساختمان بهسا شدم، رفتار حراست آنقدر حرفهای بود که از همان ورود خوشحال شدم. حراست به خانمی که با من تماس گرفته بود زنگ زد تا برم طبقه هشتم، و وقتی از آسانسور خارج شدم دیدم هیچکس آنجا نیست و ده دقیقه گشتم تا آن خانم بیاید و بدون نگاه کردن به من برگههایی را سمت من گرفت و گفت به طبقه چهارم بروم. از اینکه او این رفتار فازش را داشت تعجب کردم؛ خودش تماس گرفته بود و گفته بود لطفا بیایم، اما حالا با من صحبت نمیکرد. پایین رفتم و وقتی در را باز کردم فکر کردم تلهپورت شدم به جایی پرتملک در ویلای لواسون. وضعیتی بود که باورکردنی نبود؛ دختران و پسران با فاز پارتی دورهم جمع شده بودند و هر کدام لیوان پلاستیکی سفید بلند در دست داشتند. ساعت ده صبح وسط هفته بود و من واقعا احساس کردم در جای نامشخصی هستم. در نهایت با پرسوجو به جای دیگری رفتم تا اینکه خانمی آمد و از من خواست برگههای کنفرانس را پر کنم. هر دو دقیقه میآمد و میپرسید تمام شد یا خیر، و بعد از اینکه برگهها را با سوالاتی بیربط به من داد، از من خواستند تا دو روز بعد برای آغاز کار زنگ میزنند تا برای شروع کار بیایم. یک هفته بعد همان خانم که به من زنگ زده بود بیاحترامی بیوقفهای میکرد و دوباره با من تماس میگرفت و میگفت چرا به قرار رسیدهها نیامدهاید. این رفتار به نظر میرسید که در شرکت به صورت سیستماتیک وجود دارد و استانداردی برای برخورد با افراد غریبه است. وقتی مدیرعامل چنین مجموعهای به دیوارهای سازمانی اسم خود را میگذارد، پر واضح است که جو عمومی شرکت از نوعی بیاحترامی نسبت به افراد شکل میگیرد.
محیط کاری بسیار دوستانه ای رو تجربه کردم اما مدیریت بسیار ضعیف و ارزش نداشتن نیروی انسانی رو به طور کامل در این شرکت لمس میکنید. جایگاه افراد بسیار مبتنی بر روابط آنهاست، مسیر پیشرفت و ارتقا شغلی اصلا شفاف نیست اگرچه که ادعای شرکت کاملا خلاف این است. یک نکته خیلی مهمی که وجود دارد کنترل شدید و بیش از اندازه عملکرد کارکنان است که ثمره ای جز دروغگویی و پرکردن غیرواقعی فرم ها و لاگ ها ندارد. احساس میکنید برده ای هستید که تمام مدت تحت نظر است. اگر نیروی تازه کاری هستید و تجربه کمی دارید بهسا میتونه سکوی پرتاب خوبی باشه، اگر نه وقتتون رو هدر نکنید.
شرکت بهسا یکی از شرکتهای رانتی همراه اول است که با مدیریت بسیار ضعیف از تمام سطوح مدیریتی تشکیل شده است ، بخصوص جناب اقای مهندس نکویی ( با عذر خواهی از تمام مهندسین دنیا که ایشون را مهندس صدا میزنند ) در اصل یک آدم بی تربیت و بی ادب که با فحاشی جواب انتقاد های فنی را می دهد و اصلا هیچ کسی را بجز خودش آدم حساب نمی کند کل مدیران بهسا یک مشت انسان بیمار هستند که برای بستن دهان کارکنان ازادی های اختیاری خلاف عرف را برایشان باز کرده اند به جای کار درست و مدیریت سازنده بیشتر حیف و میل کردن پول بیت المال انجام میشود . پوشش اختیاری تبدیل به مرکز فشن و مد شده است و هر سال هم بدتر می شود . نکویی با تمام نفهمی و بی سوادی فهمیده می تواند از کارمندان بیگاری بکشد ولی در مورد پوشش بهشون ازادی بدهد با این روش به نحوه احسن می تواند از این افراد استفاده کنند . در امد میلیاردی بدون حساب و کتاب که صرف سرمایه گذاری های شخصی می شود . پرسنلی که با تمام سواد و دانش مورد سواستفاده مدیران این شرکت سمی هستند . متاسفانه سواستفاده های غیر باب هم از طرف مدیران بخصوص نکویی انجام می شود که شخص یا باید تمکین کند و یا با یک پاپوش اخراج می شود . متاسفانه هیچ ارگان دولتی نیز به وضعیت بد این شرکت رسیدگی نمی کند
متاسفانه ،نابرابری حقوقی زیاد بود و روابط بسیار تاثیر گذار بود .معاونت تضمین کیفیت اونجا (م.ص) عدالت رو رعایت نمیکرد و از روی مدرک تحصیلی و چاپلوسی بیشتر افراد رو قضاوت میکرد و بهشون بها میداد ،بی احترامی می کرد و برخورد خوبی نداشت .پتانسیل افراد رو در نظر نمیگرفت و تبعیض زیادی قائل میشد.در بحث پرداختی هم بین ۲ نفر فاکتور های تجربه بیشتر و دانش بیشتر رو در نظر نمیگرفت . مدرک تحصیلی معتبر تر ولی جونیور و چاپلوس بودن رو ملاک قرار میداد.خود این فرد دانش تست چندانی نداشت و بواسطه روابط سمت گرفته بود و از مدیریت به معاونت رسیده بود و هر چند از گاهی هم با توجه به فیدبک نفرات در مسائل تخصصی ،به جای بهره گیری از پتانسیل اون نفرات سعی در استخدام افرادی دیگر برای بهره گیری از تخصصشون در اون زمینه داشت.برای افراد تازه کار پیشنهاد میکنم ولی برای پیشرفت خیر.منابع انسانی بهسا هم متاسفانه بله قربان گوی معاونین بودن و بیشتر شبیه مترسک.تو بحث تسویه با کارکنان هم که اوازه این شرکت در لینکدین پیچیده و نیازی به توضیح نیست.
شرکت بهسا یا همون بهپرداز سامانه همراه اول یکی از بدترین تجربه های کاریم بوده ، شرکت به قول معروف پلاستیکی و دکوری که دست اوردی جز پول شویی و منبع درآمد نامشروع یه سری دوستان در همراه اول و شرکت بهپرداز جهان که شراکتی این دکور رو زدن تا بتونن به اسم برون سپاری کارها رقم های میلیاردی از حساب همراه اول خارج کنن ، از پلاستیکی بودن این شرکت همینقدر بگم که با نزدیک به ۱۵۰ نفر توی تیم اکانت به مدیریت آقای نکویی ( لقب مهندس براشون زیادیه ) نیروی به قول خودشون متخصص که اکثرا دوست و اشنا و فامیل مدیران هستن و بخشش BSS همراه اول رو مدیریت و نگهداریشون بعهدشون هست زمان بروز مشکل تنها کاری که میکنن گرفتن تیکت برای شرکت وندور یعنی هواووی هست و ارجاع مشکل به شرکت اصلی ! هزینه هر تیکت ۱۰۰ دلار هست ! حالا اون ۱۵۰ نفر این وسط چیکار میکنن رو خودتون پیدا کنید !! نیروهای متخصص و با تجربه رو بخاطر افزایش حقوق ندادن هر سال با نیرو های دانشجو و بدون تجربه که حاضرن مجانی کار کنن جایگزین میکنن ، منابع مالی شرکت رو بجای پرداخت تعهداتشون به کارمندانشان صرف سرمایه گذاری تو بازار ملک و ماشین و ارز میکنن ، محیط کار غیراستاندارد و بشدت شلوغ ، مدیران و پرسنل غیرخرفه ای و نکرده کار ! فقط با پاچه خواری امکان رشد هست تو این شرکت ، ابدارچی و نیروی خدماتی که دوستان تو بنگاه و نمایشگاه ماشینشون استخدام کرده بودن به اشارتی تبدیل میشه به مدیر امور رفاهی و بعد چپاول حق حقوق پرسنل و شکایت ۸۰٪ کارمندان مدیرعامل محترم لطف کردن ایشون رو به به سمت مدیریت دیگه منتقل کردن که از تجاربشون بی بهره نمونن ، قبل از اتمام قرارداد به پرسنل فشار میارن و تهدید میکنن و شرایط کاری رو براش جهنم میکنن که خودش استعفا بده و بره ، تسویه حساب با پرسنل معمولا کمتر از ۶ تا ۹ ماه بعد از قطع همکاری همچنان انجام نمیشه ، هیچ بار علمی و فنی نداره و تمام هنرشون گرفتن پروژه با رانت و پارتی بازی هست مه البته چیز جدیدی نیس صرفا بهسا نمونه ای از ده ها شرکت همراه اول هست ، تو تمام صنف مخابرات این شیوه تارعنکبوتی مرسوم شده ، حرف هم بزنی میگن دعوت نامه ندادیم که تشریف ببرین ! از عوام فریبی و دروغ گویی دوستان همینقدر بگم که یه سری گفتن میخوایم برای پرسنل خانه بطور سازمانی بسازیم و قسطی با تسهیلات بهتون بدیم و از پرسنل ثبت نام کردن و متراژ خونه ها رو انتخاب کردن ولی بعد یکسال فهمیدیم کلا بازی مدیرعامل بوده برای نگه داشتن پرسنل در سال بعد !! کلا جزو کثیف ترین شرکت هایی هست که توش عمرم رو هدر دادم ، هم از لحاظ بروکراسی اداری و سیاست های مدیریتی و هم از لحاظ مالی و فنی ! عامل بدبختی مردم ما وجود همچین شرکت هایی هست که با رانت پروژه رو میگیرن و گند میزنن توش با میلیاردی پول و سرمایه مردم ، البته این پول ها در مقابل پول هایی که همراه اول نفله میکنه چیزی حساب نمیشه ، فقط محض اطلاع همراه اول برای ساختن یه کافی شاپ و باشگاه بدنسازی تو محوطه ساختمان اصلیش چند صد میلیارد تومان هزینه رد کردن ! رقم دقیقش نزدیک به ۵۶۰ میلیارد بوده ، حالا شما اگه چند میلیون ازشون طلب داشته باشین باید یکسال دوندگی کنین بس که بدقول و دروغ گو هستن
شرکت بهپرداز همراه سامانه اول یا به اختصار بهسا، شرکتی که ادعای راهبری صنعت تلکام رو داره ولی بعد چند وقت براش کار میکنید بیشتر بنظر میاد برای یه شرکت دولتی تو بیست قبل دارید کار می کنید. برای اینکه بهتر این قضیه رو درک کنید یک مقدار درباره نحوه پیدایش این شرکت و یک سری موارد که توی این شرکت باهاشون برخورد خواهید داشت اشاره می کنم. این شرکت با همکاری همراه اول و شرکت بهپرداز جهان برای تولید و پشتیبانی سیستم های نرم افزاری همراه اول بوجود اومده و قرار همکاری هم اینطور هست که پنجاه یک درصد سهام مال همراه اول هست و چهل و نه درصد برای بهپرداز جهان و مدیریت و منابع انسانی اولیه هم از سمت شرکت بهپرداز جهان تامین میشه. تامین منابع انسانی از سمت بهپرداز جهان باعث میشه که یه سری از نیرو های شرکت بهپرداز جهان یک شبه تبدیل بشن به مدیر های شرکت بهسا. این نیروها قبل از بوجود اومدن بهسا روی پروژه های مخابراتی بهپرداز جهان کار میکردن و از نظر فنی دانششون محدود به sql و دیتابیس اوراکل هست. حالا مواردی موقع کار کردن تو بهسا بهشون بر می خورید و حس خوبی نسبت بهشون نخواهید داشت: ریاکاری در مورد احترام و اهمیت دادن به منابع انسانی: مدیران در حرف میگن به منابع انسانی اهمیت میدن ولی در عمل اصلا اینطور نیست فقط کافی یک مشکلی رو با بعضی از مدیرها در میون بذارید و گله کنید جوابی که خواهید شنید : همینه که هست، کارت دعوت برای کسی نفرستادیم. و از بکار بردن کلمات ناشایست در برخورد با نیرو های زیر دست هیچ ابایی ندارند. البته این شامل همه مدیرها نمیشه ولی کسی هم با این مدیرها برخوردی نمیکنه. البته این قضیه مختص شرکت بهسا نیست و بهپرداز جهان هم همینطوره و مشکل اینجا ست که شرکت بهپرداز جهان با گرفتن پروژه های متعدد دولتی، رشد کرد کرده و کلا فرهنگ سازمانی و نیروی انسانی براش اهمیتی نداره. وجود روابط فامیلی و افراد سفارشی: یه سری افرادی وجود دارند که سفارشی هستن از جایی مثل همراه اول که توسط مدیران بهشون بهای زیادی داده میشه و عملا ارزش افزوده خیلی کمی و بعضی در حد هیچ برای شرکت دارند و کسی هم نمیتونه به این افراد بگه که بالا چشمات ابرو هست. پیشرفت با روش های دستمالی: داخل شرکت بهسا اگر می خوایید مدیر برای نظرات فنی و غیر فنی شما ارزش قائل بشه یا حداقل بشنوه باید قبلا اردات خودتون به مدیرتون و دار و دسته مریدهای مدیرتون چندین بار اثبات کنید. و بعضا کسانی بودن که با روشهای دستمالی به سطوح مدیریتی بالایی رسیدن. اهمیت ندادن به کیفیت کار: اصول مهندسی نرم افزار برای مدیرهای این شرکت تعریف نشدست و البته بیشتر به دلیل این هست که این مدیر ها سطح دانش پایینی دارن. و پروژه ها به شدت کثیف و غیر اصولیه و معمولا افراد حرفهای سریع از این شرکت خارج میشن. نبود سطح بندی شفاف برای کارمندان : سطح بندی که برای در بدو ورود انجام میشه به صورت کلی و مخفیانه و هیچ کس نمیدونه که چطور انجام میشه و تا مدتها این سطح بندی کاملا مخفیانه بوده و خیلی از کارکنان نمیدونستن که همچین چیزی وجود داره... وبعد هم که کمی مشخص شد فهمیدیم که ملاک فقط سال های سابقه داخل شرکت های بهسا و بهپرداز و نظر مدیر هاست کما اینکه با این معیار ها سطح بندی برای خیلی ها کاملا برعکس عمل میکرد. اصلا داخل این شرکت توانایی فنی امتیاز زیادی محسوب نمیشه و فقط سابقه و نزدیک بودن به مدیر امتیاز هست و در نتیجه افراد تازه وارد شده به شرکت کمترین حقوق و نیروهای که از بهپرداز وارد شدند بیشترین حقوق رو میگیرند.
استخدام در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
از مجموع ۱۷ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۶ مورد تجربه کاری و ۱ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۶٪ از کاربران بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۶
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۱
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱٫۹ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱٫۹ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱٫۹ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
آیا بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) در حال استخدام است؟
ویکیتجربه آگهی استخدام منتشر نمیکند و از وضعیت فعلی استخدام بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) خبر ندارد. تا امروز ۱ تجربه مصاحبه از این شرکت ثبت شده که روند استخدام را از نگاه داوطلبان نشان میدهد. فرصتهای شغلی فعلی را در وبسایت رسمی شرکت ببینید.
تجربه کاری در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) چگونه است؟
بر اساس ۱۶ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱٫۹ از ۵ است؛ ۶٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) از نگاه ۱۶ کارمند: ۱٫۹ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) چطور است؟
۱ تجربه مصاحبه کاربران در دسترس است که روند مصاحبه را شرح میدهند؛ در بخشی از آنها نتیجه و سختی مصاحبه هم ثبت شده. برای دیدن، تب «مصاحبه» در بخش تجربهها را انتخاب کن.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتاً انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در مخابرات و ارتباطات (تلکام)
در بدو مصاحبه خیلی بااحترام و منظم برخورد کردند، موقع خداحافظی هم همینطور. با اینکه مدیراشون به ادما فرصت میدادن و ایدهها رو سرکوب نمیکردن ولی حجم بالای کار فشار ایجاد میکرد. گاهی ساعتهای طولانی باید سرکار…
در مجموع تجربه کاری خوبی داشتم و فکر میکنم این مجموعه، مخصوصاً برای کسی که دنبال یادگیری و کسب تجربه در یک محیط نسبتاً پویاست، میتونه جای مناسبی باشه. یکی از نقاط مثبت، همکارها و فضای همکاری بین تیمهاست. در بیشتر…
مصاحبهی خوبی با این شرکت داشتم، فضای دوستانه و محترمانهای داشتن و برخورد خانم مصاحبهکننده بسیار خوب و حرفهای بود. کاملا برای نقش مورد نظر مناسب بودم و تمایل به همکاری با این برند داشتم. مصاحبه فنی و منابع انسانی…
قراردادهای یکماهه عدم شفافیت در ارزیابی عملکرد، سیستم دستوری و سلسله مراتبی بالا به پایین، مدیران دمدمی بخصوص مدیران خانم، مدام جذبهای بیمورد و خروجها و تعدیل مبهم و غیرشفاف... اصلا توصیه نمیکنم.
خیلی خوب و با احترام برخورد کردن، خیلی فضای مصاحبه دوستانه و خوب بود دو مرحله مصاحبه رفتم یکی آنلاین که فنی بود و یکی دیگه حضوری که بیشتر برای فرهنگ تیمی و سافت اسکیل بود و سوالات تخصصی که پرسیده میشد متوسط بود و اصلا…
برای من خیلی بهظاهر جذاب نبود که بهخاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبتها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود…