تجربه کاری در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا) — امتیاز ۲٫۰ از ۵.
شرکت بهپرداز همراه سامانه اول یا به اختصار بهسا، شرکتی که ادعای راهبری صنعت تلکام رو داره ولی بعد چند وقت براش کار میکنید بیشتر بنظر میاد برای یه شرکت دولتی تو بیست قبل دارید کار می کنید. برای اینکه بهتر این قضیه رو درک کنید یک مقدار درباره نحوه پیدایش این شرکت و یک سری موارد که توی این شرکت باهاشون برخورد خواهید داشت اشاره می کنم. این شرکت با همکاری همراه اول و شرکت بهپرداز جهان برای تولید و پشتیبانی سیستم های نرم افزاری همراه اول بوجود اومده و قرار همکاری هم اینطور هست که پنجاه یک درصد سهام مال همراه اول هست و چهل و نه درصد برای بهپرداز جهان و مدیریت و منابع انسانی اولیه هم از سمت شرکت بهپرداز جهان تامین میشه. تامین منابع انسانی از سمت بهپرداز جهان باعث میشه که یه سری از نیرو های شرکت بهپرداز جهان یک شبه تبدیل بشن به مدیر های شرکت بهسا. این نیروها قبل از بوجود اومدن بهسا روی پروژه های مخابراتی بهپرداز جهان کار میکردن و از نظر فنی دانششون محدود به sql و دیتابیس اوراکل هست. حالا مواردی موقع کار کردن تو بهسا بهشون بر می خورید و حس خوبی نسبت بهشون نخواهید داشت: ریاکاری در مورد احترام و اهمیت دادن به منابع انسانی: مدیران در حرف میگن به منابع انسانی اهمیت میدن ولی در عمل اصلا اینطور نیست فقط کافی یک مشکلی رو با بعضی از مدیرها در میون بذارید و گله کنید جوابی که خواهید شنید : همینه که هست، کارت دعوت برای کسی نفرستادیم. و از بکار بردن کلمات ناشایست در برخورد با نیرو های زیر دست هیچ ابایی ندارند. البته این شامل همه مدیرها نمیشه ولی کسی هم با این مدیرها برخوردی نمیکنه. البته این قضیه مختص شرکت بهسا نیست و بهپرداز جهان هم همینطوره و مشکل اینجا ست که شرکت بهپرداز جهان با گرفتن پروژه های متعدد دولتی، رشد کرد کرده و کلا فرهنگ سازمانی و نیروی انسانی براش اهمیتی نداره. وجود روابط فامیلی و افراد سفارشی: یه سری افرادی وجود دارند که سفارشی هستن از جایی مثل همراه اول که توسط مدیران بهشون بهای زیادی داده میشه و عملا ارزش افزوده خیلی کمی و بعضی در حد هیچ برای شرکت دارند و کسی هم نمیتونه به این افراد بگه که بالا چشمات ابرو هست. پیشرفت با روش های دستمالی: داخل شرکت بهسا اگر می خوایید مدیر برای نظرات فنی و غیر فنی شما ارزش قائل بشه یا حداقل بشنوه باید قبلا اردات خودتون به مدیرتون و دار و دسته مریدهای مدیرتون چندین بار اثبات کنید. و بعضا کسانی بودن که با روشهای دستمالی به سطوح مدیریتی بالایی رسیدن. اهمیت ندادن به کیفیت کار: اصول مهندسی نرم افزار برای مدیرهای این شرکت تعریف نشدست و البته بیشتر به دلیل این هست که این مدیر ها سطح دانش پایینی دارن. و پروژه ها به شدت کثیف و غیر اصولیه و معمولا افراد حرفهای سریع از این شرکت خارج میشن. نبود سطح بندی شفاف برای کارمندان : سطح بندی که برای در بدو ورود انجام میشه به صورت کلی و مخفیانه و هیچ کس نمیدونه که چطور انجام میشه و تا مدتها این سطح بندی کاملا مخفیانه بوده و خیلی از کارکنان نمیدونستن که همچین چیزی وجود داره... وبعد هم که کمی مشخص شد فهمیدیم که ملاک فقط سال های سابقه داخل شرکت های بهسا و بهپرداز و نظر مدیر هاست کما اینکه با این معیار ها سطح بندی برای خیلی ها کاملا برعکس عمل میکرد. اصلا داخل این شرکت توانایی فنی امتیاز زیادی محسوب نمیشه و فقط سابقه و نزدیک بودن به مدیر امتیاز هست و در نتیجه افراد تازه وارد شده به شرکت کمترین حقوق و نیروهای که از بهپرداز وارد شدند بیشترین حقوق رو میگیرند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکتی هست که بدرد آقازاده هایی که رابطه دارن میخوره. واحد حراست برای کارکنان پرونده درست میکنه و تهمت ناروا و شایعه برای کارکنان ایجاد میکنه، وقتی از این شرکت فرار کنی هم ماجرا تموم نمیشه و شرکت و حراست بک چکت رو تخریب…
کار در این شرکت بدترین تجربه ای هست که هرکسی میتونه داشته باشه. فضای کاری پر از حسادت. مدیران نالایق که به جای کمک به پیشرفت بچه ها اونهارو پایین نگه میدارن که مبادا جاشون رو بگیرن. عدم تواضن کار و زندگی. حقوق به شدت کم…
دو سال تجربه کار به عنوان برنامهنویس در تیم سیستم جامع دریایی سپری کردم. در آن شرکت با چند مدیر روبرو بودم که عقدههای مدیریتی و بدبینانه در برابر کارکنان را به وضوح نشان میدادند. یکی از مدیران پروژه، آقای چشمنواز با…
در این شرکت تجربهای پر از بیاعتمادی و بیانضباطی داشتم؛ جایی که از همان ابتدا به نظر میرسید فضای کار به شدت نامناسب است. تیم اکانت و مدیران این تیم با هم هماهنگی کمی داشتند و عملکردشان از نظر من افتضاح بود. با وجود…
در یکی از بدترین تجربههای کاری عمرم گیر افتادم. کار با مدیریتی غیرمسئولانه و از نظر سواد و شخصیت و تربیت ناقص که در همه سطحها اثر خودش را گذاشت. در طول سالهای کاریم هیچ قراردادی به من و همکاران ارائه نشد. پاداشها…
من در شرکتی کار میکردم که برای هر درخواست سادهای هم اجازه بدهید عوارضی مشخص دریافت میشد. هر کاری که لازم بود انجام بدهید، باید بهعنوان یک نوع شیرینی از جانب منابع انسانی پرداخته میشد تا فعالیت مربوطه انجام بشود؛ چه…