وویکی‌تجربهجستجو
بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری۹ خرداد ۱۴۰۲ · خرداد ۱۴۰۱ تا خرداد ۱۴۰۲

Developer

تجربه کاری Developer در بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)

امتیاز ۱.۰ از ۵ (خرداد ۱۴۰۱ تا خرداد ۱۴۰۲).

۱.۰· Developer

شرکت بهسا یا همون بهپرداز سامانه همراه اول یکی از بدترین تجربه های کاریم بوده ، شرکت به قول معروف پلاستیکی و دکوری که دست اوردی جز پول شویی و منبع درآمد نامشروع یه سری دوستان در همراه اول و شرکت بهپرداز جهان که شراکتی این دکور رو زدن تا بتونن به اسم برون سپاری کارها رقم های میلیاردی از حساب همراه اول خارج کنن ، از پلاستیکی بودن این شرکت همینقدر بگم که با نزدیک به ۱۵۰ نفر توی تیم اکانت به مدیریت آقای نکویی ( لقب مهندس براشون زیادیه ) نیروی به قول خودشون متخصص که اکثرا دوست و اشنا و فامیل مدیران هستن و بخشش BSS همراه اول رو مدیریت و نگهداریشون بعهدشون هست زمان بروز مشکل تنها کاری که میکنن گرفتن تیکت برای شرکت وندور یعنی هواووی هست و ارجاع مشکل به شرکت اصلی ! هزینه هر تیکت ۱۰۰ دلار هست ! حالا اون ۱۵۰ نفر این وسط چیکار میکنن رو خودتون پیدا کنید !! نیروهای متخصص و با تجربه رو بخاطر افزایش حقوق ندادن هر سال با نیرو های دانشجو و بدون تجربه که حاضرن مجانی کار کنن جایگزین میکنن ، منابع مالی شرکت رو بجای پرداخت تعهداتشون به کارمندانشان صرف سرمایه گذاری تو بازار ملک و ماشین و ارز میکنن ، محیط کار غیراستاندارد و بشدت شلوغ ، مدیران و پرسنل غیرخرفه ای و نکرده کار ! فقط با پاچه خواری امکان رشد هست تو این شرکت ، ابدارچی و نیروی خدماتی که دوستان تو بنگاه و نمایشگاه ماشینشون استخدام کرده بودن به اشارتی تبدیل میشه به مدیر امور رفاهی و بعد چپاول حق ‌حقوق پرسنل و شکایت ۸۰٪ کارمندان مدیرعامل محترم لطف کردن ایشون رو به به سمت مدیریت دیگه منتقل کردن که از تجاربشون بی بهره نمونن ، قبل از اتمام قرارداد به پرسنل فشار میارن و تهدید میکنن و شرایط کاری رو براش جهنم میکنن که خودش استعفا بده و بره ، تسویه حساب با پرسنل معمولا کمتر از ۶ تا ۹ ماه بعد از قطع همکاری همچنان انجام نمیشه ، هیچ بار علمی و فنی نداره و تمام هنرشون گرفتن پروژه با رانت و پارتی بازی هست مه البته چیز جدیدی نیس صرفا بهسا نمونه ای از ده ها شرکت همراه اول هست ، تو تمام صنف مخابرات این شیوه تارعنکبوتی مرسوم شده ، حرف هم بزنی میگن دعوت نامه ندادیم که تشریف ببرین ! از عوام فریبی و دروغ گویی دوستان همینقدر بگم که یه سری گفتن میخوایم برای پرسنل خانه بطور سازمانی بسازیم و قسطی با تسهیلات بهتون بدیم و از پرسنل ثبت نام کردن و متراژ خونه ها رو انتخاب کردن ولی بعد یکسال فهمیدیم کلا بازی مدیرعامل بوده برای نگه داشتن پرسنل در سال بعد !! کلا جزو کثیف ترین شرکت هایی هست که توش عمرم رو هدر دادم ، هم از لحاظ بروکراسی اداری و سیاست های مدیریتی و هم از لحاظ مالی و فنی ! عامل بدبختی مردم ما وجود همچین شرکت هایی هست که با رانت پروژه رو میگیرن و گند میزنن توش با میلیاردی پول و سرمایه مردم ، البته این پول ها در مقابل پول هایی که همراه اول نفله میکنه چیزی حساب نمیشه ، فقط محض اطلاع همراه اول برای ساختن یه کافی شاپ و باشگاه بدنسازی تو محوطه ساختمان اصلیش چند صد میلیارد تومان هزینه رد کردن ! رقم دقیقش نزدیک به ۵۶۰ میلیارد بوده ، حالا شما اگه چند میلیون ازشون طلب داشته باشین باید یکسال دوندگی کنین بس که بدقول و دروغ گو هستن

نقاط قوت

بازی رایانه ای

نقاط ضعف

عدم توازن کار و زندگی
محیط غیر حرفه ای
عدم امنیت شغلی
عدم پیشرفت
بی نظمی کاری
ساعت کاری بالا
جلسات کاری بیش از اندازه
هدر دادن منابع
حقوق ناکافی
پایه حقوق کم
عدم پرداخت به موقع حقوق
دریافت سفته برای قرارداد
مشکلات مالی شرکت
کنترل افراد با دوربین
مدیریت ضعیف
بد قول

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تحلیلگر
۱.۳
بدترین تجربه ی ممکن

کار در این شرکت بدترین تجربه ای هست که هرکسی میتونه داشته باشه. فضای کاری پر از حسادت. مدیران نالایق که به جای کمک به پیشرفت بچه ها اونهارو پایین نگه میدارن که مبادا جاشون رو بگیرن. عدم تواضن کار و زندگی. حقوق به شدت کم نسبت به کاری که به اندازه ی دو نفر ازت انتظار دارن. اگر اینجا کار کنید نه پولی جمع میکنید نه آرامش روانی و خواب آرامی خواهید داشت. این شرکت فقط به فکر بدست آوردن حداکثر منافع از شماست با پرداخت کمترین حقوق به نسبت حجم کار. به هیچ عنوان به هیچ کسی کار در این شرکتو پیشنهاد نمیکنم. آدمهای ناشایست و بی لول که میخوان با باند بازی از همراه اول پول بکنن و از طرفی خود همراه اول که یکسری آدم بیسواد رو شامل میشه که فرهنگ کاریشون یکی از یکی پایینتره و شما هرروز با این دو دسته آدم بی لول سروکار دارید. کاش هیچکسی مجبور نباشه به خاطر درامده صرف اینجور آدمهارو تحمل کنه!

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۱.۰
برنامه نویس

دو سال تجربه کار به عنوان برنامه‌نویس در تیم سیستم جامع دریایی سپری کردم. در آن شرکت با چند مدیر روبرو بودم که عقده‌های مدیریتی و بدبینانه در برابر کارکنان را به وضوح نشان می‌دادند. یکی از مدیران پروژه، آقای چشم‌نواز با عینکی با نمره بالا بود و مدیر فنی ما هم به همان سال‌ها کچل بودند، هر دو از دانشگاه شریف هم بودن. از نظر فنی، بهپرداز جهان تا حدودی خوب ظاهر می‌شد، اما مسائل مهم‌تری مانند حقوق منصفانه، رفتار انسانی و تعهد به حقوق کارگری و وزارت کار به خوبی رعایت نمی‌شد. حقوق به موقع پرداخت می‌شد اما مبلغ آن اندک بود و مزایای بیمه هم در سطح حداقل قرار داشت. افزایش حقوق در سال جدید بسیار ناچیز بود و ارتباطی با سطح افزایش حقوقی که وزارت کار برای سال جدید تعیین می‌کند نداشت. تا جایی که می‌شد از کار می‌کشیدند و حس طلبکاری در میان اعضا وجود داشت؛ بخشی از تیم، که اغلب شاگردان همان مدیر پروژه در دانشگاه آزاد واحد جنوب بودند، به شکل ناسالمی با هم هم‌دستی و فشار بیشتری بر سایر هم‌تیمی‌ها می‌گذاشتند. نتیجه این فضا باعث شد که حق همگان نادیده گرفته شود. من خودم دو سال بیشتر دوام نیاوردم و با خاطره‌ای ناخوش از این مجموعه و از مدیری با عینک با نمره بالا و فرد کچل که سابقه‌شان از شریف بود، تصمیم به خروج بگیرم.

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دولوپر
۲.۰
دولوپر

در این شرکت تجربه‌ای پر از بی‌اعتمادی و بی‌انضباطی داشتم؛ جایی که از همان ابتدا به نظر می‌رسید فضای کار به شدت نامناسب است. تیم اکانت و مدیران این تیم با هم هماهنگی کمی داشتند و عملکردشان از نظر من افتضاح بود. با وجود وعده‌های زیادی که داده می‌شد، واقعا هیچ تعهدی به انجام درست کارها نبود و برخوردها اغلب چاپلوسانه و بدون تخصص بود. حقوق هم به طور غیرمنصفانه‌ای توصیف می‌شد: گاهی به صورت نامنظم و با تاخیر پرداخت می‌شد و گاهی هم در نهایت پرداخت نمی‌شد. مدیرعامل که به نظر می‌رسید شباهت‌هایی با شرایط بازار ملکی یا دلالی داشت، جایگاه خوبی در مجموعه نداشت و به لحاظ شخصیت و پرستیژ مناسب نبود. منابع انسانی هم اوضاع خوبی نداشت و بازخوردها به طور عمومی قابل رضایت نبود. یکی از همکاران نمایش داده می‌شد که با رفتاری غیرحرفه‌ای و بی‌توجهی به تخصص‌ها، به کار پاسخ نمی‌داد و رضایت چندانی از طرف همه وجود نداشت.

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۲.۰

در یکی از بدترین تجربه‌های کاری عمرم گیر افتادم. کار با مدیریتی غیرمسئولانه و از نظر سواد و شخصیت و تربیت ناقص که در همه سطح‌ها اثر خودش را گذاشت. در طول سال‌های کاریم هیچ قراردادی به من و همکاران ارائه نشد. پاداش‌ها برای مدت دوازده تا هجده ماه تأخیر داشتند چون مدیرعامل پول پاداش‌ها را صرف خرید ماشین و ملک می‌کند و آن‌ها را نگهداری می‌کند تا در زمان مناسب بفروشد. حقوق توافقی هنگام استخدام به من پرداخت نشد. منابع انسانی در شرکت به صورت فعل و انفعال و به‌کارگیری مترسک مدیرعامل عمل می‌کرد؛ این خانم حتی بدون ویرایش دیگران هم نمی‌تواند حرفش را درست بیان کند. تعادل کار و زندگی در این محیط برقرار نبود. شرکت به نظر می‌رسید فقط برای پول‌شویی مرتبط با همراه اول ساخته شده باشد. کارمندانی که سال‌ها در شرکت بودند با مدیران خودشان دسته‌هایی تشکیل داده بودند. فضای شرکت سیاه‌نمایی می‌کرد و تسویه‌حسابی که بدون شکایت تازه انجام می‌شد، شامل پاداش‌های کارتی که مدیرعامل نداده و آن‌ها را احتکار کرده بود، نمی‌شد. نتیجه‌اش برای من این بود که کاملا توصیه می‌کنم به هیچ‌وجه در چنین موقعیتی سمتش نروم.

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس·Developer
۲.۰
Developer

من در شرکتی کار می‌کردم که برای هر درخواست ساده‌ای هم اجازه بدهید عوارضی مشخص دریافت می‌شد. هر کاری که لازم بود انجام بدهید، باید به‌عنوان یک نوع شیرینی از جانب منابع انسانی پرداخته می‌شد تا فعالیت مربوطه انجام بشود؛ چه درخواست تایید مرخصی باشد، چه گواهی بانکی یا تسهیل سریع‌تر فرایندها. این پرداخت‌ها برای هر کارشناس مربوطه بود و به‌طور کلی واحد منابع انسانی به‌جای حمایت از پرسنل به گیت عوارض و مالیات تبدیل شده بود. اگر کسی از این پرداخت‌ها صحبت می‌کرد، با تهدید می‌گفتند که دیگر در دفعات بعد کارت را انجام نخواهند داد.

بهپرداز همراه سامانه اول (بهسا)
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۳.۰

سلام به همه دوستان. تجربه‌ام از همکاری با بهپرداز همراه سامانه اول، پیمانکاری که پروژه‌های همراه اول رو دست می‌گیره، رو می‌خواهم به زبان خودم و به شکل یه روایت تازه بنویسم. معاونت کنترل کیفیت اون سازمان که الان به کانادا مهاجرت کرده، به‌نظر من فردی تازه‌کار و چاپلوس بوده؛ به‌دلیل اینکه باور داشت موفقیتی در این سطح نداشته، با تکیه بر روابط و هم‌زبان نبودن، به این سمت رسیده بود. این معاونت کیفیت شامل واحدهای کنترل پروژه، کنترل کیفیت، تضمین کیفیت و پرتفولیو می‌شد. فشار کاری تیم تست به‌شدت بالا بود و به گونه‌ای بود که اگر خانواده‌ای داشتیم، باید از پروژه کنار می‌کشیدیم. همان زمان، سیستم تیکتینگ و مدل آبشاری باعث می‌شد برای کارهای ساده دو ساعت صرف شود و تسترها مجبور می‌شدند تا پایان شب کار را آماده کنند. برای پیشبرد کار، برخی تیم‌ها و واحدهای پشتیبانی را مرتب مزاحمت می‌کردند و به نوعی نقش هماهنگی بی‌جا را می‌کشیدند. از گفته‌های دوستانم، لیدر تیم تست به‌طور عادلانه کارها را بین اعضا تقسیم نمی‌کرد و گاهی از روی روابط عمل می‌کرد؛ با ظاهر خود را مسئول می‌دانست اما اغلب بی‌انگیزه و بی‌کار بود. تیم کنترل پروژه، که بیشتر اعضایش خانم بودند، خواهر مدیر عامل هم در اینجا حضور داشت و به‌طور مداوم در کارها دخالت می‌کرد. مدیر مربوطه هم از طریق زیرآب زدن مدیر قبلی و با استفاده از ارتباطات به این پست رسیده بود و بی‌کفایتی‌اش به چشم می‌آمد؛ با وجود ظاهر خوب و شعارهای مثبت، به لحاظ کارکرد هیچ‌وقت نتوانست عملکرد مطلوبی ارائه دهد. مدیر بخش نصب‌های شب هم تازه‌واردی ترک‌تبار بود که با استفاده از روابط، به این جایگاه رسیده بود و از سطح مدیریتی لازم خیلی فاصله داشت. زبانش را کنار گذاشته بود و رفتارش به‌خوبی با محیط مدیریتی همخوانی نداشت. خانواده و آشنایان هم در بخش‌های مختلف شرکت از جمله زیرساخت، کنترل پروژه و شرکت وابسته به بهسا حضور داشتند و به واسطه‌ی روابط از موقعیت‌ها استفاده می‌کردند. به‌طور کلی، از نظر پرداخت حقوق، به‌موقع بودن، بیمه و مزایا، بهسا نسبت به شرکت‌های خصوصی وضعیت نسبتا خوبی داشت؛ اما از منظر رشد فنی و پیشرفت حرفه‌ای در سطح متوسط یا پایین باقی می‌ماند و جو حرفه‌ای در آن غالب نبود.