وویکی‌تجربهجستجو
تایگر
تجربه کاری۲۶ فروردین ۱۴۰۳

برنامه نویس

تجربه کاری برنامه نویس در تایگر

امتیاز ۱.۰ از ۵.

۱.۰· برنامه نویس

حدودا شش ماه توی جهنم به عنوان برنامه نویس نرم افزار داخلیشون کار کردم. برنامه ای تکنولوژیش برای بیست سال پیشه و عملا از نظر پیشرفت و یادگیری هیچ امکانی وجود نداره. تسک هایی که به شما داده میشه بسیار بسیار بدون مدیریت برنامه ریزی می‌شن و ممکنه وسط تسکی که در حال انجامش هستید بگن بیخیالش شو دیگه نمیخوایم‌ش. در ابتدا گفتن شما دو ساله با ما ببند اون قرارداد زندانی شدنت رو و از اواسط کاریتم همکارت قراردادش تموم میشه و میشی سرپرست در حالی که اصلا ازین خبرا نیست و فقط برای گول زدنتون همچنین وعده های دروغینی میدن که باهاشون طولانی مدت ببندید و بیشتر بتونن ازتون بیگاری بکشن. مدیریت به تمام معنا و در تمام سطح های شرکت چه از اون ابدارچی ****** تا چه مدیر ****** به بدترین شکل ممکن انجام میشه. حال مدیر منابع انسانی زندان تایگر کیست؟ ****** که اجازه راه رفتن توی شرکت رو هم به عنوان یک مزیت میکنه تو حلقتون. منطق در این شرکت هیچ جایی ندارد. شما میتونید تیشرت بپوشید اما فقط تیشرت یقه دار وای اگر خدای نکرده تیشرتتون یقه نداشته باشه؛ به علت سست عنصری ****** ممکنه شیلنگ داخلی ایشون وا شده و همه جارو آب ببره. اگر توی این زندان رو خوب بگردید ممکنه داخل دستشویی ها ام دوربین پیدا کنید مبادا از اموال بسیاررررر با ارزش شرکت چیزی کم بشه. در اولین برخورد بنده با مدیرعامل ایشون فقط و ققط بی احترامی کرد به دلیل اینکه تیشرت من یقه نداشت. و دعوا ازینجا شروع شد. ازون تایم به بعد تمام دقیقه های کاری از دوربین چک میشدم و صدامم از طریق دوربین ها میرفت. احمق ها به نوع نشستن من هم گیر میدادن. اختیار شرتت رو هم نداشتی اونجا. فقط دو هفته کافی بود تا با جو شرکت و دیکتاتوری ****** اشنا بشم و برم برای درخواست استعفا ولی همونطوری که دوستمون توی کامنت دیگه گفتن استعفا تقریبا غیرممکن بود و شما هر روزه از طرف همه بهتون ترس شکایت و سفته و پرداختش القا میشد. بعد از دعوایی دوباره با مدیریت ****** من رو وارد اتاق سفیدی توی طبقه دوم کردن که هیچ چیز نداشت این اتاق و به عنوان نمازخانه وسط زندان ساخته بودنشون. اعضای زندان به این اتاق زندان شرکت میگفتند! حدودا یک ماه توی این زندان برزخ مانند به همراه سیستمی خاموش در حال دیوانه شدن بودم که با تلاش هم‌بندی هایم تونستم به طبقه سابقم برگردم. همچنان از دوربین چک میشدم و بعد از حدودا ۵ ماه از استعفای من و هزاران دلیل برای قبول نکردنش که دلایل اصلی توی اون قرارداد بود یک نفر رو به جام اوردن و بعد از یک ماه که با اون بیچاره قرار داد بستن من رو ول کردن و نصف حقوقم رو هم ندادن! تمام کامنت دوستمون که شرکت رو به طرز دقیقی شرح دادن تصدیق میکنم و اضافه می‌کنم که اگر شما دوست دارید طعم زندان رو بچشید پس وارد این ساختمونی بشید که حتی تابلو هم نداره! این مکان و رفتن بهش به بدترین تجربه زندگی من تبدیل شد که هیچوقت از یاد نخواهم برد و امیدوارم هر چه زودتر این لانه ****** نابود شه تا کارمنداش هم ازاد بشن! در انتها ام جا داره یادی کنم از دو ***** که توی منابع انسانی زیر دست ****** کار میکنن و دریغ کمی اطلاعات و دانش از مدیریت منابع انسانی! این دو انسان پست حتی توانایی مدیریت منابع حیوانی را هم ندارند!

نقاط قوت

نقاط ضعف

عدم توازن کار و زندگی
محیط غیر حرفه ای
عدم امنیت شغلی
عدم پیشرفت
ساعت کاری بالا
بی نظمی کاری
جلسات کاری بیش از اندازه
هدر دادن منابع
عدم شناوری ساعت کاری
عدم امکان استراحت بین کار
حقوق ناکافی
پایه حقوق کم
عدم دریافت پاداش
دریافت سفته برای قرارداد
مشکلات مالی شرکت
کنترل افراد با دوربین
مدیریت ضعیف
بد قول
شرکت کوچک

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

تایگر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·گایشگر وفایی و همسرش به علاوه CTO طبقه چهارم
۱.۰
گایشگر وفایی و همسرش به علاوه CTO طبقه چهارم

من با ورودم به شرکت تایگر، قصد داشتم فقط جوی سلام و خداحافظی کوتاهی با وفایی و همسرش و همچنین CTO طبقه چهارم داشته باشم؛ اما به سرعت احساس کردم بازخوردها و رفتارهای برخی همکاران به‌گونه‌ای است که انگار اتفاقی نامتعارف و غیر حرفه‌ای رخ داده است. در حالی که دیدم چقدر جهان ممکن است فریبنده باشد، با وفایی در دفترش آمدم تا درباره یک کامنتی که گذاشته بودم صحبت کنم و صحبت‌های من و او به برخوردی فیزیکی کشیده شد. اکنون از خودم می‌پرسم چه تجربه‌ای از محیط کار دارم و چه چیزهایی می‌تواند به بهبود رفتارها و فضای کاری کمک کند. همچنین توصیه می‌کنم در محیط‌های کاری از خرید بادی اسپلش یا هر محصول مشابه برای جلوگیری از بوی نامطلوب در نزدیکی خانواده‌ها پرهیز شود تا فضایی آرام و محترمانه حفظ شود. از همه سپاسگزارم.

تایگر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·Cto طبقه چهارم
۳.۰
Cto طبقه چهارم

در شرکت تایگر تجربه‌ای از دوران کار به عنوان CTO طبقه چهارم دارم که با وجود همه‌ی ابهامات، هدفم این است که به حقیقت برخورد و احساساتم با آن فرد نزدیک شوم. من هیچ قضاوتی نسبت به خوب یا بد شرکت ندارم؛ تنها نکته‌ای که با او مطرح شد این بود که نوشته بودم من به کافور نیاز دارم و من هم گفتم که کاری را انجام داده‌ام ولی هزینه‌اش را پرداخت نکردم. اگر سوءتفاهمی پیش آمده باشد یا ناراحتی‌ای ایجاد شده باشد، حتما تماس بگیر تا پرداخت را انجام دهم و هر نتیجه‌ای که برایت به وجود آمده از دلت در بیاورم. من همیشه اعتقاد دارم که با دیگران Unterschiedی ندارم و با همه مثل خودم رفتار می‌کنم؛ من را می‌شناسی و شماره‌ات را هم داری، پس با من تماس بگیر تا در گفت‌وگوهایمان به نتیجه‌ای برسیم.

تایگر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس فروش
۱.۰
مصاحبه کارشناس فروش

تجربه‌ای که از مصاحبه کارشناس فروش داشتم خیلی ناامیدکننده بود. اوایل کار منتظر موندم تا مشخص کنند کجا برم؛ پس از مدتی با فردی که خود را مدیر فروش معرفی می‌کرد صحبت کردم، اما فهمیدم که او برای این عنوان شغلی هیچ آگاهی نداشت و با گفتن این‌که اشتباه آمده‌ام، برخورد بی‌نظمشان شروع شد. وقتی پس از بررسی سایت و درخواست فهمیدند که درخواست درست است، باز هم او بی‌اطلاع بود. کل مصاحبه فقط پنج دقیقه طول کشید و در همان ابتدا مشخص شد که هیچ اطلاعی از داخل سازمان ندارند و وضعیت تیم را نمی‌شناختند. در شرایط کرونایی این نگرش و بی‌برنامه‌گی برای سلامتی و زمان آدم‌ها اصلا مناسب نبود. این آقا حتی ندید داخل سازمان چه خبر است. من به خاطر احترام به شغلم و نیاز به مرخصی در آن روز مجبور شدم وقت و هزینه و انرژی و ریسک ابتلا به کرونا را صرف کنم، اما در نهایت نتیجه‌ای نگرفتم. بعدا فهمیدم که آن فرد واقعا مدیر فروش نبود و دروغ گفتند که مدیر امور اداری است؛ همه کارهای شرکت با ایشان بود. تنها پنج دقیقه مصاحبه بود که سه دقیقه‌اش صرف صحبت با همکارانشان از طریق تلفن شد. به‌نظر من، شرکت با سه نفر پرسنل هم در رفتار حرفه‌ای از این شرکت بزرگ‌تر و بهتر بود.

تایگر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدیر فنی تولید نرم افزار
۱.۰
مصاحبه مدیر فنی تولید نرم افزار

برای گفتن تجربه، به شیوه‌ای تازه و طبیعی اما با حفظ واقعیت‌ها، اینگونه می‌گویم: در مصاحبه مدیر فنی تولید نرم‌افزار، تعداد زیادی داوطلب را در یک ساعت برای چندین موقعیت به اتاق کنفرانس کوچک شرکت کشانده بودند و فضای کم و شرایط کرونا هم مزید بر علت بود، به طوری که جا برای همه نبود و هم‌زمان چند نفر کنار منشی ایستاده بودند. انتظار داوطلبان طولانی شد؛ تا چهلمین دقیقه هیچ‌یک از آنها زودتر صدا نمی‌شدند. سپس گفت‌وگوی کوتاه درجه‌به‌درجه‌ای انجام شد که فقط یک سؤال درباره سابقه کاری مطرح می‌شد و به هر داوطلب تنها چند دقیقه اختصاص داده می‌شد و در پایان معمولا قول می‌دادند که تماس خواهند گرفت. به طور کلی تعداد زیادی از شرکت‌کنندگان را فراخوانده و به نظر می‌آمد که نتیجه‌ای قابل قبول برای همگی وجود ندارد.

تایگر
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند
۱.۰
کارمند

در سالگرد خروجم از این شرکت، دوست دارم تا با صدایی آرام و صادق حرف‌هایم را بزنم. از مدیر محصول که به نظر می‌رسد بیشتر از سایرین به تشویق و پاداش نیاز دارد و به مشکلات تیم توجه می‌کند، تقاضای افزایش حقوق دارم تا او بتواند برای خانواده‌اش غذا تهیه کند و از این منظر فشار روی سایر همکاران کمتر شود. همچنین احساس می‌کنم رفتار برخی مدیران نسبت به کارمندان پایین‌دستی با اضطراب و ترس همراه است و می‌خواهم بگویم که برخی اوقات حرف‌هایشان بیش از هر چیز جنبه تبلیغاتی دارد و واقعا اثرگذاری چندانی ندارد. با این حال به نظر می‌رسد که وضعیت امنیت شغلی برای خیلی‌ها در حال حاضر مطلوب نیست و از ترس شکایت ممکن است ترجیح دهند سکوت کنند. در نتیجه به همکارانم می‌گویم که مراقب باشند، زیرا برخی از مدیران تنها ظاهر پرطمطراق دارند و اقدام مؤثری انجام نمی‌دهند. با تشکر از شما.

تایگر
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

شرکت تایگر را تجربه کردم اما واقعا حس می‌کردم در خانه‌ای از فرمانروایی خانوادگی سختگیرانه گیر افتاده‌ام. رئیس اصلی، پیر خانواده است که ذهنش با گذشت زمان کند می‌شود و اغلب نمی‌تواند به طور مستقیم کارها را مدیریت کند؛ اما هر از گاهی وارد می‌شود، سلام می‌کند و به نظر می‌رسد می‌خواهد نشان دهد که حضور دارد. برخی اوقات با آرامش آرام وارد می‌شود و به من و همکاران تذکر می‌دهد که چرا تمرکز نکرده‌ایم یا کار درستی انجام نداده‌ایم. در این شرایط، فشار اقوامی از نیروهای دیگر هم به همراه می‌آید تا با مقایسه‌ها و یادآوری‌های مداوم، حس کنید که شما هم باید همانند آنها کار کنید و با صرف ساعت‌ها کار و ناهار کوتاه، از دیگران عقب نمانید. در این میان با افزایش نرخ برداشت از حقوق برای مواردی چون تاخیر، کشیدن سیگار یا پوشش نامناسب، تقاضا می‌شود که مبالغی کسر شود و در نهایت کارمند دریافت نکرده‌ای هم بدهکار شوند. نخست‌وزیرخانه—پسر ناخلف خانواده—صرفا با صدای بلند و پشت دوربین حضور دارد تا نظارت کند، اگر پدر نارضی باشد پس از دیدن وضعیت، با زبان تند واکنش نشان می‌دهد و از مدیریت دقیق شرکت سخن می‌گوید. این افراد به‌طور مداوم به‌دلخواهی خود تکیه می‌کنند و از مواردی که به نفعشان است بهره می‌برند، اما باقی مواردی که به ضررشان است کنار می‌گذارند. آیین‌های مرخصی نیز به گونه‌ای محدود شده است، به‌طوری که هر ماه تنها دو روز اجازه مرخصی دارید که برای آن باید از چهل و پنج نفر امضا و اثر انگشت بگیرید و در صورت تأیید مدیر به دفتر مربوطه مراجعه کنید. به‌علاوه، در طول مرخصی همچنان با شما در تماس خواهند بود. تاخیرهای طولانی هم به شکل محسوسی جریمه می‌شود؛ برای نمونه تاخیری طولانی می‌تواند منجر به کسر حقوق شود. به ویژه در فصل نزدیک به عید، رفتارها و شیوه‌های مدیریتی به شدت تحت‌نظرند تا مبادا عیدی یا حقوق شما از دست برود، اما پس از عید و با انعقاد قراردادهای جدید، هیئت مدیریتی دوباره به حالت دوستانه و مهربان تغییر می‌کند و مسیر روال کار به روال سابق می‌افتد. امکانات رفاهی اولیه‌ای چون آب، نوشیدنی‌ها و سرویس‌های بهداشتی تا حد امکان فراهم نیستند؛ شرکت فقط دو سه دستگاه آب‌سردکن دارد و معمولا آب را از مخزن پر می‌کنند بدون اینکه به‌روز رسانی کنند. چای هم با بی‌سلیقگی آماده می‌شود و گاهی تفاله‌های نوشیدنی تا پایان روز در لیوان‌ها باقی می‌ماند. برخورد با سرویس بهداشتی هم به گونه‌ای است که بوی ناخوشایندی دارد و گاه به لوله‌کشی و مشکلات فنی اشاره می‌شود که کارکنان را به استفاده از سایر طبقات هدایت می‌کند تا از نظر مدیریتی مخفیانه جابه‌جا شوند. در این محیط، به نظر می‌رسد مدیریت انسانی با رویکردی کنترل‌گر و بعضا تحقیرآمیز عمل می‌کند و وضعیت را به گونه‌ای مدیریت می‌کند که ارزش زمان و انرژی کارمندان به چشم نیاید. به طور کلی، تجربه‌ام از این شرکت نشان می‌دهد که فضای کاری به شدت کنترل‌گرانه است، با معیارهای غیرمنصفانه برای مرخصی و حقوق و با نظارت دائمی که گاهی به فشار روانی منجر می‌شود. بهره‌گیری از منابع انسانی و فراهم کردن امکانات پایه نیازمند بازنگری جدی است تا تعادل بهتری بین کار و زندگی ایجاد شود.