برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در تایگر
امتیاز ۱.۰ از ۵.
من حدود دوسال فعالیت داشتم در این شرکت ، مدیریتی داره که حرف هایی که امروز به شما بعنوان دستور کار میده فردا فراموش میکنه و بعد اینکه شما کاری رو به سرانجام رسوندیش میگه برگرد از اول اینجوری انجامش بده و جالبه که بعد از اینکه دوباره به حرف هایش گوش میدید و اون کار رو انجام میدید باز نظرش عوض میشه، کلا بی برنامگی موج میزنه ، روزهایی که همه کشور بعلت آلودگی و .... تعطیل میشن رو زورشون میاد تعطیل کنند و فشار میارن به پرسنل مرخصی تو این شرکت 24 روز در سال هست که طبق قانون کار عمل نمیکنن ، کسر کار رو ضربدر 3 میکنند و از حقوق کسر میکنند و در ازاش اضافه کار با کمترین ضریب و میزان حقوق محاسبه میشه یه واحد داره به اسم منابع انسانی که مدیر اون فوق العاده بی سواد هستش و جوری با شما صحبت میکنه که انگار داره به شما لطف میکنه که اینجا استخدام هستید و دارید پول یامفت میگیرید، و کلا نگاه از بالا به پایین دارند ایشون دو پرسنل بی ادب داره منابع انسانی که دو خانم هستند که با داشتن دسترسی به دوربین تمامی اتاق ها میشینن پرسنل رو تماشا میکنند و مسخره میکنند و میخندن ، و اینکار شده سرگرمیشون . کل شرکت راهرو ها ، اتاق ها ، پشت بام و ... بجز سرویس بهداشتی دوربین داره در زاویه های مختلف که خدایی نکرده چیزی از دستشون در نره و همه دوربین ها میکروفون داره که صدای محیط رو به وضوح میتونن گوش کنن ، یک نفر مدیر داخلی داره که آخرین منطقش برای ارتباط کاری دعوا و داد و بیداد هست و انگار با همه دعوا داره . داد و بیداد تو این شرکت امری طبیعی و هر ماه میتونین از هیجانات و استرس های که برات ایجاد میکنن لذت ببری. در طبقه ای که من کار میکردم یک پرسنل بود که همیشه صدای بلند حرف میزدو داد و بیداد میکرد و مزاحم کار همه پرسنل میشد و وقتی اعتراض میکردیم هم باز کاری صورت نمیگرفت تا آرامش در محیط کار حفظ بشه. گرفتن مرخصی اینجا مثل هفت خان رستم میمونه نکته جالب اینه با وجود اینکه مرخصی داری باز بهت نمیدن و غیبت محاسبه میکنند که نه تنها چهار برابر از حقوقت کم میکنند بیمه رو هم رد نمیکنن واسه اون روز .همچنین برای مرخصی که میخوابید برید باید به مدیر جواب پس بدید و ازتون میپرسه کجا میخوای بری که در نوع خودش جالبه. موقع قرارداد یک سفته از شما دریافت میکنن ولی میگن توش نباید چیزی بنویسید و سفید امضا کنید . مبلغش برای هرکس یه چیزه. همچنین نسخه قرارداد و رسید سفته رو هم بهتون نمیدن و در جوابش میگن اعتماد ندارید میتونید برید . و جالبه که تو این شرکت هر کس بخواد بره چیزی به اسم استفا وجود ندارد و نمیتونی زود تر از موعد قرار داد بری و تهدیدت میکنن که از سفته است استفاده میکنن و شکایت میکنم ازت همچنین مواردی رو هم برای نمونه برات مثال میزنن که فلانی رو دیدی ۵0 میلیون ازش گرفتیم و رفت . و واقعا هم درسته چندین نفر رو که از شرکت رفتن ازشون شکایت کردن و از پرسنل بدبخت پول گرفتن، و واقعا تو این شرکت به حلال بودن دستمزدی که آخر ماه بهت میدن باید شک کنی که خدایی نکرده از پول هایی نباشه که از پرسنل دیگه میگیرن با شکایت. نکته جالبی که در مورد این شرکت باید بگم اینه که همه دلشون میخواد برن از این شرکت و همه ناراضی هستن و شرکت رو به مثابه یک زندان میدونن برای خودشون و وقتی شما بعنوان تازه کار استخدام میشه اینقدر این صحبت ها رو میشنوی که فکر میکنید پرسنل بخاطر اینکه جایگاه شغلی خودشون به خطر افتاده اینها رو میگن تا فرار کنید ولی بعد از مدتی که قرار داد بستید میفهمید اونها خیر شما رو میخواستند و حرف هاشون درست بوده. نکته دیگه ای که هست مثلا اگر حقوق شما 18 میلیون تومان باشد بیمه شما رو حقوق پایه رد میکنن ، و داخل قرارداد حقوق رو پایه مینویسند . موقع حقوق دادن هم میان پایه حقوق رو از طریق بانک پرداخت میکنند و الباقی رو نقد میدن که فردا اگر بیرونتون کردن شما شکایت کردی دستت به جایی بند نباشه و بگن حقوق پایه میگرفتی . قراردادی که با شما میبندن یک بند داره که توش نوشته شما بعد از اتمام قرارداد تا دو سال حق نداری با شرکت های رقیب کار کنی و جالبه نمیکنن شرکت رقیب کیه و منظورشان چیه ، خب در واقع بعد از کار در این شرکت شما در تخصص خودتون که مثلا برنامه نویس بوده نمیتونی کار کنید و باید برید تو بغالی مشغول فروختن ماست و شیر و پنیر بشید . تو قراردا(قرارداد ترکمنچای) همه موارد یکطرفه هست و همش نوشته اگر فلان کار رو کنین سفته میره واسه اجرا و از شما شکایت میشه ، در این قسمت میخوام به بند های جالب قرارداد اشاره کنم : ۱. یک قسمت از قرار داد نوشته تعیین ساعت کاری روز تعطیل با کارفرمایان . که یعنی هر موقع خواستند میتونن شمارو بکشونن سر کار. حتی ایام تعطیل که واقعا هم این کارو میکند . ۲.معرفی کارمند و یا فردی با جواز کسب معتبر، انگار میخوان وام بدن . ۳.کارمند حق استفا ندارد مگر با جلب رضایت کارفرما ، که کارفرما هم هیچ موقع رضایتش جلب نمیشه و از شما شکایت میکنه و سفته رو اجرا میزاره. ۴. اگر کمیته انضباطی شما رو اخراج بکنن شرکت میتونه از سفته ای که گذاشتید خسارت دریافت کنه. ۵.داخل قرارداد چندین بار اشاره کرده که از شما میتونیم شکایت کیفری کنیم و اینکار رو با پرونده سازی علیه شما انجام میده به راحتی که نمونه اش رو هم بهتون با پر رویی تمام براتون مثال میزنن. ۶. تنها دو روز در سال میتونید از مرخصی اضطرار استفاده کنین . یعنی اینکه اگر مشکلی براتون پیش اومد و از قبل مرخصی نگرفته بودید تنها دو با روز میتونید ازش استفاده کنین و باقیش میشه غیبت و چندین برابر از حقوق کم شدن و بیمه رد نکردن. ۷.یه جایی از قرارداد نوشته اگر از گوشیتون خارج از عرف استفاده کنین هر روز در بدو ورود گوشیتون رو میگیرن و آخر وقت خواستید برید تحویل میدم ، قشنگ زندان رو میتونی تجربه کنی البته با بستن این قرارداد ممکنه زندان واقعی هم در انتظارت باشه . ۸. در تمامی بند ها این مطرح شده که کارمند حق هرگونه اعتراض را از خود سلب میکند و اینکه از مبلغ سفته ای که گذاشتید خسارت میگیرند و از طریق مراجع قانونی و قضایی پیگیری میکنن همه اش تهدید . ۹. در صورت استخدام شما در ارگان دولتی و اگر بخواهید بخاطرش قطع همکاری کنید مبلغ کل سفته شما رو ضرر و زیان میگیرند و از شما در مراجع قضایی شکایت طرح میکنن. ۱۰.مبلغ زیان اشاره شده در کل قرارداد معمولا ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان هست. خب جدای از اینها شما هنگام کار در این شرکت اگر خدایی نکرده انگشت به بینی خودتون کنین یا مدیریت خودشون شخصا ، یا منابع انسانی با شما تماس میگیره و شما رو تنبیه میکنه چون داعما در حال گوش کردن و دیدن شما هستن . خدا نکند تو این شرکت شما از کسی خوشتان بیاید یا قصد ازدواج یا دوستی داشته باشید حتی خارج از شرکت نه در محیط و زمان کاری, از منابع انسانی ، مدیریت ، و باقی مدیران میریزند سرت جوری که بگی غلط کردم و وقتی بگی این موضوع شخصی هست و به کار ربط ندارد و یا اینکه قصد ازدواج دارید از شما قباله ازدواج میخواهند و تهدید هم میکنند که به خانواده هاتون اطلاع میدیم و وقتی میفهمند خانواده ها هم اطلاع دارند جور دیگری تهدید میکنند . سیگار کشیدن هم در این شرکت موضوع جالبیست مثلا آقایون به پشت بام جهت کشیدن سیگار میروند ولی. خانم ها حق ندارند و اگر بروند با برخورد زشت و زننده منابع انسانی روبرو میشن . یک چیز جالب دیگه هم داره اینه که هر ماه یک بسته به گفته خودشون ارزاق معیشتی که از بنجل ترین و اشغال ترین جنس های بازار هست خریداری میکنن و هنگام تحویل به شما ازتون امضا هم میگیرند. در مجموع بخوام بگم اگر بخواهید استرس ، بی احترامی ، جنگ و دعوا ، بی ارزش شمرده شدن ، ندیدن زحمات و کارها و ارتباط با مدیران بی سواد ، پایین ترین حقوق و بالاترین توقع ها را هر روز تجربه کنید با بستن قرارداد با این شرکت شما موفق شدید . در غیر اینصورت فورا محل را ترک و پشت سرتون رو هم نباید نگاه کنید .
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من با ورودم به شرکت تایگر، قصد داشتم فقط جوی سلام و خداحافظی کوتاهی با وفایی و همسرش و همچنین CTO طبقه چهارم داشته باشم؛ اما به سرعت احساس کردم بازخوردها و رفتارهای برخی همکاران بهگونهای است که انگار اتفاقی نامتعارف و غیر حرفهای رخ داده است. در حالی که دیدم چقدر جهان ممکن است فریبنده باشد، با وفایی در دفترش آمدم تا درباره یک کامنتی که گذاشته بودم صحبت کنم و صحبتهای من و او به برخوردی فیزیکی کشیده شد. اکنون از خودم میپرسم چه تجربهای از محیط کار دارم و چه چیزهایی میتواند به بهبود رفتارها و فضای کاری کمک کند. همچنین توصیه میکنم در محیطهای کاری از خرید بادی اسپلش یا هر محصول مشابه برای جلوگیری از بوی نامطلوب در نزدیکی خانوادهها پرهیز شود تا فضایی آرام و محترمانه حفظ شود. از همه سپاسگزارم.
در شرکت تایگر تجربهای از دوران کار به عنوان CTO طبقه چهارم دارم که با وجود همهی ابهامات، هدفم این است که به حقیقت برخورد و احساساتم با آن فرد نزدیک شوم. من هیچ قضاوتی نسبت به خوب یا بد شرکت ندارم؛ تنها نکتهای که با او مطرح شد این بود که نوشته بودم من به کافور نیاز دارم و من هم گفتم که کاری را انجام دادهام ولی هزینهاش را پرداخت نکردم. اگر سوءتفاهمی پیش آمده باشد یا ناراحتیای ایجاد شده باشد، حتما تماس بگیر تا پرداخت را انجام دهم و هر نتیجهای که برایت به وجود آمده از دلت در بیاورم. من همیشه اعتقاد دارم که با دیگران Unterschiedی ندارم و با همه مثل خودم رفتار میکنم؛ من را میشناسی و شمارهات را هم داری، پس با من تماس بگیر تا در گفتوگوهایمان به نتیجهای برسیم.
تجربهای که از مصاحبه کارشناس فروش داشتم خیلی ناامیدکننده بود. اوایل کار منتظر موندم تا مشخص کنند کجا برم؛ پس از مدتی با فردی که خود را مدیر فروش معرفی میکرد صحبت کردم، اما فهمیدم که او برای این عنوان شغلی هیچ آگاهی نداشت و با گفتن اینکه اشتباه آمدهام، برخورد بینظمشان شروع شد. وقتی پس از بررسی سایت و درخواست فهمیدند که درخواست درست است، باز هم او بیاطلاع بود. کل مصاحبه فقط پنج دقیقه طول کشید و در همان ابتدا مشخص شد که هیچ اطلاعی از داخل سازمان ندارند و وضعیت تیم را نمیشناختند. در شرایط کرونایی این نگرش و بیبرنامهگی برای سلامتی و زمان آدمها اصلا مناسب نبود. این آقا حتی ندید داخل سازمان چه خبر است. من به خاطر احترام به شغلم و نیاز به مرخصی در آن روز مجبور شدم وقت و هزینه و انرژی و ریسک ابتلا به کرونا را صرف کنم، اما در نهایت نتیجهای نگرفتم. بعدا فهمیدم که آن فرد واقعا مدیر فروش نبود و دروغ گفتند که مدیر امور اداری است؛ همه کارهای شرکت با ایشان بود. تنها پنج دقیقه مصاحبه بود که سه دقیقهاش صرف صحبت با همکارانشان از طریق تلفن شد. بهنظر من، شرکت با سه نفر پرسنل هم در رفتار حرفهای از این شرکت بزرگتر و بهتر بود.
برای گفتن تجربه، به شیوهای تازه و طبیعی اما با حفظ واقعیتها، اینگونه میگویم: در مصاحبه مدیر فنی تولید نرمافزار، تعداد زیادی داوطلب را در یک ساعت برای چندین موقعیت به اتاق کنفرانس کوچک شرکت کشانده بودند و فضای کم و شرایط کرونا هم مزید بر علت بود، به طوری که جا برای همه نبود و همزمان چند نفر کنار منشی ایستاده بودند. انتظار داوطلبان طولانی شد؛ تا چهلمین دقیقه هیچیک از آنها زودتر صدا نمیشدند. سپس گفتوگوی کوتاه درجهبهدرجهای انجام شد که فقط یک سؤال درباره سابقه کاری مطرح میشد و به هر داوطلب تنها چند دقیقه اختصاص داده میشد و در پایان معمولا قول میدادند که تماس خواهند گرفت. به طور کلی تعداد زیادی از شرکتکنندگان را فراخوانده و به نظر میآمد که نتیجهای قابل قبول برای همگی وجود ندارد.
در سالگرد خروجم از این شرکت، دوست دارم تا با صدایی آرام و صادق حرفهایم را بزنم. از مدیر محصول که به نظر میرسد بیشتر از سایرین به تشویق و پاداش نیاز دارد و به مشکلات تیم توجه میکند، تقاضای افزایش حقوق دارم تا او بتواند برای خانوادهاش غذا تهیه کند و از این منظر فشار روی سایر همکاران کمتر شود. همچنین احساس میکنم رفتار برخی مدیران نسبت به کارمندان پاییندستی با اضطراب و ترس همراه است و میخواهم بگویم که برخی اوقات حرفهایشان بیش از هر چیز جنبه تبلیغاتی دارد و واقعا اثرگذاری چندانی ندارد. با این حال به نظر میرسد که وضعیت امنیت شغلی برای خیلیها در حال حاضر مطلوب نیست و از ترس شکایت ممکن است ترجیح دهند سکوت کنند. در نتیجه به همکارانم میگویم که مراقب باشند، زیرا برخی از مدیران تنها ظاهر پرطمطراق دارند و اقدام مؤثری انجام نمیدهند. با تشکر از شما.
شرکت تایگر را تجربه کردم اما واقعا حس میکردم در خانهای از فرمانروایی خانوادگی سختگیرانه گیر افتادهام. رئیس اصلی، پیر خانواده است که ذهنش با گذشت زمان کند میشود و اغلب نمیتواند به طور مستقیم کارها را مدیریت کند؛ اما هر از گاهی وارد میشود، سلام میکند و به نظر میرسد میخواهد نشان دهد که حضور دارد. برخی اوقات با آرامش آرام وارد میشود و به من و همکاران تذکر میدهد که چرا تمرکز نکردهایم یا کار درستی انجام ندادهایم. در این شرایط، فشار اقوامی از نیروهای دیگر هم به همراه میآید تا با مقایسهها و یادآوریهای مداوم، حس کنید که شما هم باید همانند آنها کار کنید و با صرف ساعتها کار و ناهار کوتاه، از دیگران عقب نمانید. در این میان با افزایش نرخ برداشت از حقوق برای مواردی چون تاخیر، کشیدن سیگار یا پوشش نامناسب، تقاضا میشود که مبالغی کسر شود و در نهایت کارمند دریافت نکردهای هم بدهکار شوند. نخستوزیرخانه—پسر ناخلف خانواده—صرفا با صدای بلند و پشت دوربین حضور دارد تا نظارت کند، اگر پدر نارضی باشد پس از دیدن وضعیت، با زبان تند واکنش نشان میدهد و از مدیریت دقیق شرکت سخن میگوید. این افراد بهطور مداوم بهدلخواهی خود تکیه میکنند و از مواردی که به نفعشان است بهره میبرند، اما باقی مواردی که به ضررشان است کنار میگذارند. آیینهای مرخصی نیز به گونهای محدود شده است، بهطوری که هر ماه تنها دو روز اجازه مرخصی دارید که برای آن باید از چهل و پنج نفر امضا و اثر انگشت بگیرید و در صورت تأیید مدیر به دفتر مربوطه مراجعه کنید. بهعلاوه، در طول مرخصی همچنان با شما در تماس خواهند بود. تاخیرهای طولانی هم به شکل محسوسی جریمه میشود؛ برای نمونه تاخیری طولانی میتواند منجر به کسر حقوق شود. به ویژه در فصل نزدیک به عید، رفتارها و شیوههای مدیریتی به شدت تحتنظرند تا مبادا عیدی یا حقوق شما از دست برود، اما پس از عید و با انعقاد قراردادهای جدید، هیئت مدیریتی دوباره به حالت دوستانه و مهربان تغییر میکند و مسیر روال کار به روال سابق میافتد. امکانات رفاهی اولیهای چون آب، نوشیدنیها و سرویسهای بهداشتی تا حد امکان فراهم نیستند؛ شرکت فقط دو سه دستگاه آبسردکن دارد و معمولا آب را از مخزن پر میکنند بدون اینکه بهروز رسانی کنند. چای هم با بیسلیقگی آماده میشود و گاهی تفالههای نوشیدنی تا پایان روز در لیوانها باقی میماند. برخورد با سرویس بهداشتی هم به گونهای است که بوی ناخوشایندی دارد و گاه به لولهکشی و مشکلات فنی اشاره میشود که کارکنان را به استفاده از سایر طبقات هدایت میکند تا از نظر مدیریتی مخفیانه جابهجا شوند. در این محیط، به نظر میرسد مدیریت انسانی با رویکردی کنترلگر و بعضا تحقیرآمیز عمل میکند و وضعیت را به گونهای مدیریت میکند که ارزش زمان و انرژی کارمندان به چشم نیاید. به طور کلی، تجربهام از این شرکت نشان میدهد که فضای کاری به شدت کنترلگرانه است، با معیارهای غیرمنصفانه برای مرخصی و حقوق و با نظارت دائمی که گاهی به فشار روانی منجر میشود. بهرهگیری از منابع انسانی و فراهم کردن امکانات پایه نیازمند بازنگری جدی است تا تعادل بهتری بین کار و زندگی ایجاد شود.