متخصص هوش مصنوعی
تجربه کاری متخصص هوش مصنوعی در تایگر
امتیاز ۳.۰ از ۵.
'متخصص هوش مصنوعیاحتمالا مناینو هم تو بخش تایگر بذارم هم دی کامپیوتر چون یکین. کسی ضرر نکنه. اول از همه بگم شرکتی که ۱۰۰ نفر ادم داره و اینجا هم ۶۰ نظر منفی، ادم عاقل مسیری که برای استخدام این رو اومده برمیگرده. نکته ی بعدی اینه من قصد ندارم شما بیکار بمونید ولی بیکاری بهتر قرارداد و محیط کاری بده. من قرار بود به عنوان برنامه نویس هوش مصنوعی استخدام بشم. روندی که رخ داد رو میگم قصد تخریب ندارم و اسیبی ندیدم از این عزیزان. (صد البته قصد اسیب روانی داشت تیم حقوقی و عزیزی که فکر کرد قرارداد خوبیه با اون بندهای قرارداد ،که بهش خواهیم پرداخت، ولی شانسی جا خالی دادم) روز اول مصاحبه تو یه ساعتی مصاحبه بود حدود نیم ساعت با تاخیر برگزار شد. ۱۵ دقیقه بخاطر پر کردن فرم (که خیلی مسائل شخصی مثل شغل پدر توش بود که خب سوال میشه به تو چه؟ ولی خب نوشتم). دادم خب منابع انسانی هم بعد ۵ دقیقه اومد. میشه گفت یه ۲۰ دقیقه از زمان اعلام شده گذشته بود. بعدش مصاحبه شروع شد که نوع دیالوگ منابع انسانی از اندکی موضع قدرت و اندکی هجومی بود. مثلا گفتم یه چند لحظه فکر کنم گفتش میخوای اصلا جمع کنیم بریم؟ و... بعدش گفتم تکنیکال اماده ام گفتن باشه عزیزی رو اوردن چندتا سوال پرسید که ساده بودن. بعد یه هفته زنگ گفتن بیا تست. رفتم تست ازم ازمون هوش و شخصیت گرفتن. بعدش منو به سرپرستم نشون دادن و یه ازمون گرفت که متوسط بود. یه دیتای کوچیک شرکت رو دادن چندتا تسک هوش مصنوعی که پروژه شرکت نبود داد و بعدش وسطش عوض کرد تبدیلش کرد به چیزی که بکار شرکت میتونه بیاد شاید با این نیت که بررسی بشه من میتونم کارای شرکت رو راه بندازم یا نه. ممکنه بعضیا هم بگن که چیزی که به نفع شرکته نباید تو تست انجام بشه چون مثلا کار رایگان محسوب میشه. قضاوت با خودتون. بعدش فردا یک پروژه ای تعریف شد که قطعا نمیشه گفت تست خالی بود. قطعا به کار شرکت میومد ولی خب شاید با این رویکرد بوده که قراره همکار بشیم رو داد گفت بیا با این داده ی شرکت هوش مصنوعی فاین تیون کن. لازم به توجه هست که من برای کاراموزی هوش درخواست داده بودم ولی وسط مصاحبه گفتن ن, استخدام میکنیم با قرارداد کاری (نه کاراموزی) و منم گفتم اوکیخیلیم عالی. خلاصه شروع کردم به فاین تیون کردن. اینجوری بود که سرپرست من در واقع صرفا هوش مصنوعی کار نبوده و software engineer بود که اونجا گذاشتنش و خودش تاکید داشت تخصصش نرم افزاره (و البته خیلی چیزای دیگه) ولی هوش هم بلده. موقع فاین تیون کردن مدل رو خودم استارتش رو زدم ولی خب من، روی فاین تیون کار میکردم و سرپرست من (که جفتمون تو تیم هوش بودیم) مشکلات تیم پشتیبانی رو حل میکرد و برخی مسائل فنی که من بهش میخوردم (مثلا نت قطع میشد یا فضا کم میومد یا ابزار مشکل داشت و...) وارد کد زدن هوش با من نشد و تمام هفته رو صرفا من کد هوش زدم. یکی از بیرون نگاه کنه ممکنه بگه خب شما که تو یه تیم هستید چرا فقط یه نفر روی پروژه کار میکنه؟ ایا بخاطر تازه کاری کل کارا روت افتاده با حقوق حداقل وزارت کار قراره تمام مدت کل پروژه های هوش مصنوعی شرکت رو یه تنه انجام بدی یا اینا تسته و قراره با هم دوتایی رو پروژه ها کار کنید وقتی تست تموم شد؟ نمیدونم سرپرست من ادم خوبی بنظر رسید تو اون یه هفته ولی خب اشنایی ما در حد یک هفته بود. نگاه بالا به پایین سعی کرد نداشته باشه و جوری که از هم یاد بگیریم. ولی خب به همکاری منجر نشد چون وقتی قرارداد رو دیدم دیدم تماما به ضرر منه. چیا توش بود؟ حق استعفا نداری (دقیقترش طبق متن قرارداد میشه حق استعفا سلب میشه مگر با رضایت کارفرما که کاملا بدیهیه نظر کارفرما چی خواهد بود). حق اعتراض از شما سلب میشه. اگه با شرکت به مشکل خوردین منبع حل اختلاف قراره شورای داخلی شرکت باشه (که معلومه به نفع کی رای قراره داده بشه). علاوه بر اون قرارداد دوساله است کهتوی اون دو سال شما قراره حداقل حقوق وزارت کار رو بگیرید فارغ از سطحتون و روز مصاحبه گفته میشه میزان حقوق رو ما تعیین میکنیم طبق توانمندی هاتون. توی قرارداد بندی برای احتمال ایجاد تغییر در این قرارداد نیومده. یعنی کل اون دو سال قراره حداقل حقوق از نظر قانونی به شما داده بشه اگه بیشتر از اون درخواست کنین اوکی هم بدن بگن باشه و پول بیشتری بدن اون پول اضافه هیچ پشتوانه ی قانونی نداره اگه کم بدن نمیتونین شکایت کنین بگین دارن کم میدن. و یه نسخه از قرارداد که ۱ ساله است رو میدن دست شما و ۴تا ۳ ماهه رو نگه میدارن دست خودشون و خودشون هر ۳ ماه اونو امضا میزنن که واضحه میخوان هرموقع خواستن دکمه ی شمارو بزنن. اگر اون سال اول گذشت یدونه ۱ ساله میبندن. حالا اینا کنار هم چه تصویری رو میسازه؟ شما بهتون کم حقوق بدن (مثلا توافق کردید ۱۸ بعد یه مدت به هر علتی ۱۵ بدن) ولی بیشتر از وزارت کار، برید شکایت کنین میگن ببین تو قرارداد نوشته حداقل کارگری که به شما هم داده شده پس باطله:) این قضیه قراره ۲ سال ادامه داشته باشه :) حالا فرض کنید قاضی نگه گفتید حداقل وزارت کار پس باطل... بیاد بگه برید پیش منبع قانونی حل اختلاف که توی قرارداد معلوم شده. قاضی حل اختلاف خود شرکته و خب حدس بزنید قراره به نفع کی تموم بشه:) حالا با این شرایط مواجهید که کم بهتون حقوق میدن و نمیتونید کاری کنید میخواید برید؟ حق استعفا رو دادید رفت تو قرارداد :) رسما زندانی شدید و ازتون دارن بهره کشی میکنن بدون هیچ حق اعتراضی. حالا فرض کنید اون سرپرست من ادمی بود (تو یک هفته نمیشه گفت بود یا نبود) که همه کارو بندازه رو من و فشار بیاره علاوه بر حقوق درست حسابی ندادن و اینکه تک تک سایت هایی که نگاه میکنید بررسی میشه و تمام لحظاتی که داخل شرکت هستید توسط دوربین ضبط و ثبت میشه همراه با صدا! (تصویر در لحظه ای رو به چشم دیدم ولی صدا رو نمیدونم بر اساس نظرات قبلی نوشتم) فقط دستشویی دوربین نداره. و تمام اینا کنار هم میفهمید چرا ۶۰ نظر منفی وجود داره وقتی خود شرکت ۱۰۰ پرسنل داره. و من واقعا عزیزان این سایت نجاتم دادن که معنی و نتیجه ی این بندها چی میتونه باشه. و قرارداد رو شانس اوردم امضا نکردم. من حقیقت میگفتم من برای امریه که نمیخوام از شرکت برم پس حق استعفا رو بدم مشکلی ایجاد نمیکنه من که میخوام بمونم... ولی بعد خوندن نظرات اینجا فهمیدم ضررش خیلی بیشتر از سودشه. اره خلاصه عزیزی که داری اینو میخونی... صادقانه بگم... نرو... شرکتی که همچین قراردادی رو اوکی بدونه و بذاره جلوت همکاری باهاش معلومه بی داستان نخواهد بود. حالا من یه سری بندهارو نگفتم مثلا بعد خروج از شرکت عضو شرکت های رقیب و دوست دیگه نشید به مدت ۲ سال و... (گفتن این قانون نمیشه پیگیری حقوقی کرد چون تعریف شرکت رقیب معلوم نیست خب اصلا چرا اونجاست؟ اگه تاثیری نداره چرا مخالف حذف کردنش هستید؟) خیلی غیر منطقیه و کلا قرارداد کاملا یه طرفه به نفع کارفرما نوشته شده ۹۹ درصد بندها حقوق شما در قبال کارفرما رو نوشته انگار قرار نیست شما در مقابل کارفرما حقوقی چیزی داشته باشین و به حالت های به اجرا گذاشتن سفته ی ۱۰۰ میلیونی پرداخته شده. تاکید میکنم هیچکدوم از اینایی که گفتم سیاه نمایی نیست. برخی کامنت مثبت وجود داره که دقت کنید مثلا اونی که این سایت پر از افراد عصبی هست و دارید فرصت از دست میدید و... هیچ علتی نیاورده که نقطه نظرات رو رد کنه. مطمئن باشید هیچ شخصی با پذیرفتن اون قرارداد استثماری راضی نخواهد بود. بندهای قرارداد رو که گفتم براتون. خلاصه نمیدونم.... خوب بنظر میرسید همه چی اعم از شخصیت و اخلاق سرپرست و نوع برخورد و... تا قرارداد رو دیدم (و علاوه بر اون فکر میکردم اون دوربین اونجاست اگه چیزی دزدیده شد برن فیلم رو بررسی کنن نه در لحظه تا اینکه دیدم تمام اینا داره در لحظه چک میشه! احتمالا کامنت ها راجب اینکه با دوربین نگاه میکنن زنگ میزنن جریمه میکنن درست باشه البته من تو این یه هفته همچین چیزی رو ندیدم ولی خب چرا باید در لحظه وقت بذارن خیره بشن اگه قرار نیست اقدامی بعدش بشه؟). اگه قرارداد کمتر استثماری بود احتمالا فرصت همکاری فراهم میشد. ولی خب نشد. پیروز و حواس جمع باشید.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من با ورودم به شرکت تایگر، قصد داشتم فقط جوی سلام و خداحافظی کوتاهی با وفایی و همسرش و همچنین CTO طبقه چهارم داشته باشم؛ اما به سرعت احساس کردم بازخوردها و رفتارهای برخی همکاران بهگونهای است که انگار اتفاقی نامتعارف و غیر حرفهای رخ داده است. در حالی که دیدم چقدر جهان ممکن است فریبنده باشد، با وفایی در دفترش آمدم تا درباره یک کامنتی که گذاشته بودم صحبت کنم و صحبتهای من و او به برخوردی فیزیکی کشیده شد. اکنون از خودم میپرسم چه تجربهای از محیط کار دارم و چه چیزهایی میتواند به بهبود رفتارها و فضای کاری کمک کند. همچنین توصیه میکنم در محیطهای کاری از خرید بادی اسپلش یا هر محصول مشابه برای جلوگیری از بوی نامطلوب در نزدیکی خانوادهها پرهیز شود تا فضایی آرام و محترمانه حفظ شود. از همه سپاسگزارم.
در شرکت تایگر تجربهای از دوران کار به عنوان CTO طبقه چهارم دارم که با وجود همهی ابهامات، هدفم این است که به حقیقت برخورد و احساساتم با آن فرد نزدیک شوم. من هیچ قضاوتی نسبت به خوب یا بد شرکت ندارم؛ تنها نکتهای که با او مطرح شد این بود که نوشته بودم من به کافور نیاز دارم و من هم گفتم که کاری را انجام دادهام ولی هزینهاش را پرداخت نکردم. اگر سوءتفاهمی پیش آمده باشد یا ناراحتیای ایجاد شده باشد، حتما تماس بگیر تا پرداخت را انجام دهم و هر نتیجهای که برایت به وجود آمده از دلت در بیاورم. من همیشه اعتقاد دارم که با دیگران Unterschiedی ندارم و با همه مثل خودم رفتار میکنم؛ من را میشناسی و شمارهات را هم داری، پس با من تماس بگیر تا در گفتوگوهایمان به نتیجهای برسیم.
تجربهای که از مصاحبه کارشناس فروش داشتم خیلی ناامیدکننده بود. اوایل کار منتظر موندم تا مشخص کنند کجا برم؛ پس از مدتی با فردی که خود را مدیر فروش معرفی میکرد صحبت کردم، اما فهمیدم که او برای این عنوان شغلی هیچ آگاهی نداشت و با گفتن اینکه اشتباه آمدهام، برخورد بینظمشان شروع شد. وقتی پس از بررسی سایت و درخواست فهمیدند که درخواست درست است، باز هم او بیاطلاع بود. کل مصاحبه فقط پنج دقیقه طول کشید و در همان ابتدا مشخص شد که هیچ اطلاعی از داخل سازمان ندارند و وضعیت تیم را نمیشناختند. در شرایط کرونایی این نگرش و بیبرنامهگی برای سلامتی و زمان آدمها اصلا مناسب نبود. این آقا حتی ندید داخل سازمان چه خبر است. من به خاطر احترام به شغلم و نیاز به مرخصی در آن روز مجبور شدم وقت و هزینه و انرژی و ریسک ابتلا به کرونا را صرف کنم، اما در نهایت نتیجهای نگرفتم. بعدا فهمیدم که آن فرد واقعا مدیر فروش نبود و دروغ گفتند که مدیر امور اداری است؛ همه کارهای شرکت با ایشان بود. تنها پنج دقیقه مصاحبه بود که سه دقیقهاش صرف صحبت با همکارانشان از طریق تلفن شد. بهنظر من، شرکت با سه نفر پرسنل هم در رفتار حرفهای از این شرکت بزرگتر و بهتر بود.
برای گفتن تجربه، به شیوهای تازه و طبیعی اما با حفظ واقعیتها، اینگونه میگویم: در مصاحبه مدیر فنی تولید نرمافزار، تعداد زیادی داوطلب را در یک ساعت برای چندین موقعیت به اتاق کنفرانس کوچک شرکت کشانده بودند و فضای کم و شرایط کرونا هم مزید بر علت بود، به طوری که جا برای همه نبود و همزمان چند نفر کنار منشی ایستاده بودند. انتظار داوطلبان طولانی شد؛ تا چهلمین دقیقه هیچیک از آنها زودتر صدا نمیشدند. سپس گفتوگوی کوتاه درجهبهدرجهای انجام شد که فقط یک سؤال درباره سابقه کاری مطرح میشد و به هر داوطلب تنها چند دقیقه اختصاص داده میشد و در پایان معمولا قول میدادند که تماس خواهند گرفت. به طور کلی تعداد زیادی از شرکتکنندگان را فراخوانده و به نظر میآمد که نتیجهای قابل قبول برای همگی وجود ندارد.
در سالگرد خروجم از این شرکت، دوست دارم تا با صدایی آرام و صادق حرفهایم را بزنم. از مدیر محصول که به نظر میرسد بیشتر از سایرین به تشویق و پاداش نیاز دارد و به مشکلات تیم توجه میکند، تقاضای افزایش حقوق دارم تا او بتواند برای خانوادهاش غذا تهیه کند و از این منظر فشار روی سایر همکاران کمتر شود. همچنین احساس میکنم رفتار برخی مدیران نسبت به کارمندان پاییندستی با اضطراب و ترس همراه است و میخواهم بگویم که برخی اوقات حرفهایشان بیش از هر چیز جنبه تبلیغاتی دارد و واقعا اثرگذاری چندانی ندارد. با این حال به نظر میرسد که وضعیت امنیت شغلی برای خیلیها در حال حاضر مطلوب نیست و از ترس شکایت ممکن است ترجیح دهند سکوت کنند. در نتیجه به همکارانم میگویم که مراقب باشند، زیرا برخی از مدیران تنها ظاهر پرطمطراق دارند و اقدام مؤثری انجام نمیدهند. با تشکر از شما.
شرکت تایگر را تجربه کردم اما واقعا حس میکردم در خانهای از فرمانروایی خانوادگی سختگیرانه گیر افتادهام. رئیس اصلی، پیر خانواده است که ذهنش با گذشت زمان کند میشود و اغلب نمیتواند به طور مستقیم کارها را مدیریت کند؛ اما هر از گاهی وارد میشود، سلام میکند و به نظر میرسد میخواهد نشان دهد که حضور دارد. برخی اوقات با آرامش آرام وارد میشود و به من و همکاران تذکر میدهد که چرا تمرکز نکردهایم یا کار درستی انجام ندادهایم. در این شرایط، فشار اقوامی از نیروهای دیگر هم به همراه میآید تا با مقایسهها و یادآوریهای مداوم، حس کنید که شما هم باید همانند آنها کار کنید و با صرف ساعتها کار و ناهار کوتاه، از دیگران عقب نمانید. در این میان با افزایش نرخ برداشت از حقوق برای مواردی چون تاخیر، کشیدن سیگار یا پوشش نامناسب، تقاضا میشود که مبالغی کسر شود و در نهایت کارمند دریافت نکردهای هم بدهکار شوند. نخستوزیرخانه—پسر ناخلف خانواده—صرفا با صدای بلند و پشت دوربین حضور دارد تا نظارت کند، اگر پدر نارضی باشد پس از دیدن وضعیت، با زبان تند واکنش نشان میدهد و از مدیریت دقیق شرکت سخن میگوید. این افراد بهطور مداوم بهدلخواهی خود تکیه میکنند و از مواردی که به نفعشان است بهره میبرند، اما باقی مواردی که به ضررشان است کنار میگذارند. آیینهای مرخصی نیز به گونهای محدود شده است، بهطوری که هر ماه تنها دو روز اجازه مرخصی دارید که برای آن باید از چهل و پنج نفر امضا و اثر انگشت بگیرید و در صورت تأیید مدیر به دفتر مربوطه مراجعه کنید. بهعلاوه، در طول مرخصی همچنان با شما در تماس خواهند بود. تاخیرهای طولانی هم به شکل محسوسی جریمه میشود؛ برای نمونه تاخیری طولانی میتواند منجر به کسر حقوق شود. به ویژه در فصل نزدیک به عید، رفتارها و شیوههای مدیریتی به شدت تحتنظرند تا مبادا عیدی یا حقوق شما از دست برود، اما پس از عید و با انعقاد قراردادهای جدید، هیئت مدیریتی دوباره به حالت دوستانه و مهربان تغییر میکند و مسیر روال کار به روال سابق میافتد. امکانات رفاهی اولیهای چون آب، نوشیدنیها و سرویسهای بهداشتی تا حد امکان فراهم نیستند؛ شرکت فقط دو سه دستگاه آبسردکن دارد و معمولا آب را از مخزن پر میکنند بدون اینکه بهروز رسانی کنند. چای هم با بیسلیقگی آماده میشود و گاهی تفالههای نوشیدنی تا پایان روز در لیوانها باقی میماند. برخورد با سرویس بهداشتی هم به گونهای است که بوی ناخوشایندی دارد و گاه به لولهکشی و مشکلات فنی اشاره میشود که کارکنان را به استفاده از سایر طبقات هدایت میکند تا از نظر مدیریتی مخفیانه جابهجا شوند. در این محیط، به نظر میرسد مدیریت انسانی با رویکردی کنترلگر و بعضا تحقیرآمیز عمل میکند و وضعیت را به گونهای مدیریت میکند که ارزش زمان و انرژی کارمندان به چشم نیاید. به طور کلی، تجربهام از این شرکت نشان میدهد که فضای کاری به شدت کنترلگرانه است، با معیارهای غیرمنصفانه برای مرخصی و حقوق و با نظارت دائمی که گاهی به فشار روانی منجر میشود. بهرهگیری از منابع انسانی و فراهم کردن امکانات پایه نیازمند بازنگری جدی است تا تعادل بهتری بین کار و زندگی ایجاد شود.