کارشناس
تجربه کاری کارشناس در تایگر
امتیاز ۳.۰ از ۵.
با توجه به تجربهای که از تایگر دارم، به نظر میرسید که تغییرات نام شرکت در طول مدت کم، به دلیل نارضایتی گسترده کارکنان و تجربههای کاری ناموفق صورت میگیرند. در گذشته این بنگاه با نامهای تایگر، دی کامپیوتر، هوشمند نوین و پیشگام پردازش دی فعالیت میکرد و اکنون با نام دیکامپیوتر نوین شناخته میشود. این تغییر نام به وضوح نشاندهنده نبود رضایت درون سازمانی است. حقوق در اینجا همیشه با ابهام همراه بوده است؛ گاه حقوق به شکل غیرشفاف و با کسرهایی غیرمنتظره از سوی کارفرما کش میشود. جریمهها با دلایلی گوناگون و گاها سلیقهای اعمال میشدند؛ از از دست دادن یک روز کاری به دلیل ارزیابی مدیران تا جریمه تماسهای شخصی، که در قرارداد هم به صراحت آمده بود که میبایست گوشی را داخل شرکت به دست بیاورید و بیرون تحویل دهید. حتی در مواردی صبحانه سفارش دادهشده توسط خودتان نیز میتوانست مشمول جریمه شود. اما فیشهای حقوقی معمولا دقیق نبودند یا به دو دفتر جدا منتقل میشدند و شفاف نبود که حقوق واقعی چقدر است؛ در نتیجه نمیشد از حقی که دارید مطمئن بود. همیشه این احتمال وجود داشت که حقوق کامل یا هر گونه مزایای سنواتی و وعدههای غذای کارمندان به سادگی پرداخت نشود و از درخواست حقوق و مزایا نیز واهمه داشتید. اضافهکاری و پاداشهای وعده دادهشده نیز به مقدار مشخصی پرداخت نمیشدند و گاه به صورت غیرمتعارف از شما انتظار میرفت بدون جبران فعالیت کنید. علاوه بر این، انجام کارهای فراتر از شرح شغل معمولا بدون جبران مالی یا رضایت کتبی، امری عادی بود. ممکن بود بدون رضایت شما از جایگاهتان جابهجا شوید یا از شما خواسته میشد که مسئولیتهایی با سطح بالاتر بپذیرید، تنها به این دلیل که مدیرعامل خواسته است، با همان حقوق پایین و سطح مسئولیت بالاتر. یکی از نکات قابلتوجه بند «وجه التزام» در قراردادها بود که به کارفرما اجازه میداد تا خسارت یا غرامت را بهطور یکجانبه مطالبه کند. این مسأله ممکن بود به استیفای خسارتهای غیرمنصفانه منجر شود و استعفا یا خروج امن را دشوار سازد. معمولا برای ورود به شرکت، یک دوره بدون حقوق هم وجود داشت و بیمه اکثر پرسنل با تاخیر، اغلب بیش از یک ماه بعد از آغاز همکاری پرداخت میشد؛ این رفتارها بهوضوح نقض قوانین بهحساب میآمد. در برخورد با اختلاف با مدیران یا وکیل شرکت، نمونههایی از رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا یا توهین گزارش شده بود و حتی دعوای فیزیکی نیز مشاهده میشد. در مورد پوشش و لباس کارکنان، رفتارها بهصورت سلیقهای اعمال میشد و گاهی لباس یک نفر رد میشد در حالیکه لباسی مشابه از همکار دیگری پذیرفته میشد بدون توضیح موجه. این روند میتوانست منجر به اخراج یا ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق شود و در نتیجه کسر حقوق و تأثیر منفی بر وضعیت بیمه را در پی داشته باشد. در جلسات کمیته انضباطی، کارکنان نقش کمتری در انتخاب اعضا داشتند و جلسات بدون رعایت اصول قانونی تشکیل میشد. بهعلاوه، همین کمیته میتوانست منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. درباره اضافهکاری نیز اگر کارفرما موافقت نمیکرد، امکان ماندن بیشتر در شرکت وجود نداشت، هرچند وظایفی به فرد محول
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من با ورودم به شرکت تایگر، قصد داشتم فقط جوی سلام و خداحافظی کوتاهی با وفایی و همسرش و همچنین CTO طبقه چهارم داشته باشم؛ اما به سرعت احساس کردم بازخوردها و رفتارهای برخی همکاران بهگونهای است که انگار اتفاقی نامتعارف و غیر حرفهای رخ داده است. در حالی که دیدم چقدر جهان ممکن است فریبنده باشد، با وفایی در دفترش آمدم تا درباره یک کامنتی که گذاشته بودم صحبت کنم و صحبتهای من و او به برخوردی فیزیکی کشیده شد. اکنون از خودم میپرسم چه تجربهای از محیط کار دارم و چه چیزهایی میتواند به بهبود رفتارها و فضای کاری کمک کند. همچنین توصیه میکنم در محیطهای کاری از خرید بادی اسپلش یا هر محصول مشابه برای جلوگیری از بوی نامطلوب در نزدیکی خانوادهها پرهیز شود تا فضایی آرام و محترمانه حفظ شود. از همه سپاسگزارم.
در شرکت تایگر تجربهای از دوران کار به عنوان CTO طبقه چهارم دارم که با وجود همهی ابهامات، هدفم این است که به حقیقت برخورد و احساساتم با آن فرد نزدیک شوم. من هیچ قضاوتی نسبت به خوب یا بد شرکت ندارم؛ تنها نکتهای که با او مطرح شد این بود که نوشته بودم من به کافور نیاز دارم و من هم گفتم که کاری را انجام دادهام ولی هزینهاش را پرداخت نکردم. اگر سوءتفاهمی پیش آمده باشد یا ناراحتیای ایجاد شده باشد، حتما تماس بگیر تا پرداخت را انجام دهم و هر نتیجهای که برایت به وجود آمده از دلت در بیاورم. من همیشه اعتقاد دارم که با دیگران Unterschiedی ندارم و با همه مثل خودم رفتار میکنم؛ من را میشناسی و شمارهات را هم داری، پس با من تماس بگیر تا در گفتوگوهایمان به نتیجهای برسیم.
تجربهای که از مصاحبه کارشناس فروش داشتم خیلی ناامیدکننده بود. اوایل کار منتظر موندم تا مشخص کنند کجا برم؛ پس از مدتی با فردی که خود را مدیر فروش معرفی میکرد صحبت کردم، اما فهمیدم که او برای این عنوان شغلی هیچ آگاهی نداشت و با گفتن اینکه اشتباه آمدهام، برخورد بینظمشان شروع شد. وقتی پس از بررسی سایت و درخواست فهمیدند که درخواست درست است، باز هم او بیاطلاع بود. کل مصاحبه فقط پنج دقیقه طول کشید و در همان ابتدا مشخص شد که هیچ اطلاعی از داخل سازمان ندارند و وضعیت تیم را نمیشناختند. در شرایط کرونایی این نگرش و بیبرنامهگی برای سلامتی و زمان آدمها اصلا مناسب نبود. این آقا حتی ندید داخل سازمان چه خبر است. من به خاطر احترام به شغلم و نیاز به مرخصی در آن روز مجبور شدم وقت و هزینه و انرژی و ریسک ابتلا به کرونا را صرف کنم، اما در نهایت نتیجهای نگرفتم. بعدا فهمیدم که آن فرد واقعا مدیر فروش نبود و دروغ گفتند که مدیر امور اداری است؛ همه کارهای شرکت با ایشان بود. تنها پنج دقیقه مصاحبه بود که سه دقیقهاش صرف صحبت با همکارانشان از طریق تلفن شد. بهنظر من، شرکت با سه نفر پرسنل هم در رفتار حرفهای از این شرکت بزرگتر و بهتر بود.
برای گفتن تجربه، به شیوهای تازه و طبیعی اما با حفظ واقعیتها، اینگونه میگویم: در مصاحبه مدیر فنی تولید نرمافزار، تعداد زیادی داوطلب را در یک ساعت برای چندین موقعیت به اتاق کنفرانس کوچک شرکت کشانده بودند و فضای کم و شرایط کرونا هم مزید بر علت بود، به طوری که جا برای همه نبود و همزمان چند نفر کنار منشی ایستاده بودند. انتظار داوطلبان طولانی شد؛ تا چهلمین دقیقه هیچیک از آنها زودتر صدا نمیشدند. سپس گفتوگوی کوتاه درجهبهدرجهای انجام شد که فقط یک سؤال درباره سابقه کاری مطرح میشد و به هر داوطلب تنها چند دقیقه اختصاص داده میشد و در پایان معمولا قول میدادند که تماس خواهند گرفت. به طور کلی تعداد زیادی از شرکتکنندگان را فراخوانده و به نظر میآمد که نتیجهای قابل قبول برای همگی وجود ندارد.
در سالگرد خروجم از این شرکت، دوست دارم تا با صدایی آرام و صادق حرفهایم را بزنم. از مدیر محصول که به نظر میرسد بیشتر از سایرین به تشویق و پاداش نیاز دارد و به مشکلات تیم توجه میکند، تقاضای افزایش حقوق دارم تا او بتواند برای خانوادهاش غذا تهیه کند و از این منظر فشار روی سایر همکاران کمتر شود. همچنین احساس میکنم رفتار برخی مدیران نسبت به کارمندان پاییندستی با اضطراب و ترس همراه است و میخواهم بگویم که برخی اوقات حرفهایشان بیش از هر چیز جنبه تبلیغاتی دارد و واقعا اثرگذاری چندانی ندارد. با این حال به نظر میرسد که وضعیت امنیت شغلی برای خیلیها در حال حاضر مطلوب نیست و از ترس شکایت ممکن است ترجیح دهند سکوت کنند. در نتیجه به همکارانم میگویم که مراقب باشند، زیرا برخی از مدیران تنها ظاهر پرطمطراق دارند و اقدام مؤثری انجام نمیدهند. با تشکر از شما.
شرکت تایگر را تجربه کردم اما واقعا حس میکردم در خانهای از فرمانروایی خانوادگی سختگیرانه گیر افتادهام. رئیس اصلی، پیر خانواده است که ذهنش با گذشت زمان کند میشود و اغلب نمیتواند به طور مستقیم کارها را مدیریت کند؛ اما هر از گاهی وارد میشود، سلام میکند و به نظر میرسد میخواهد نشان دهد که حضور دارد. برخی اوقات با آرامش آرام وارد میشود و به من و همکاران تذکر میدهد که چرا تمرکز نکردهایم یا کار درستی انجام ندادهایم. در این شرایط، فشار اقوامی از نیروهای دیگر هم به همراه میآید تا با مقایسهها و یادآوریهای مداوم، حس کنید که شما هم باید همانند آنها کار کنید و با صرف ساعتها کار و ناهار کوتاه، از دیگران عقب نمانید. در این میان با افزایش نرخ برداشت از حقوق برای مواردی چون تاخیر، کشیدن سیگار یا پوشش نامناسب، تقاضا میشود که مبالغی کسر شود و در نهایت کارمند دریافت نکردهای هم بدهکار شوند. نخستوزیرخانه—پسر ناخلف خانواده—صرفا با صدای بلند و پشت دوربین حضور دارد تا نظارت کند، اگر پدر نارضی باشد پس از دیدن وضعیت، با زبان تند واکنش نشان میدهد و از مدیریت دقیق شرکت سخن میگوید. این افراد بهطور مداوم بهدلخواهی خود تکیه میکنند و از مواردی که به نفعشان است بهره میبرند، اما باقی مواردی که به ضررشان است کنار میگذارند. آیینهای مرخصی نیز به گونهای محدود شده است، بهطوری که هر ماه تنها دو روز اجازه مرخصی دارید که برای آن باید از چهل و پنج نفر امضا و اثر انگشت بگیرید و در صورت تأیید مدیر به دفتر مربوطه مراجعه کنید. بهعلاوه، در طول مرخصی همچنان با شما در تماس خواهند بود. تاخیرهای طولانی هم به شکل محسوسی جریمه میشود؛ برای نمونه تاخیری طولانی میتواند منجر به کسر حقوق شود. به ویژه در فصل نزدیک به عید، رفتارها و شیوههای مدیریتی به شدت تحتنظرند تا مبادا عیدی یا حقوق شما از دست برود، اما پس از عید و با انعقاد قراردادهای جدید، هیئت مدیریتی دوباره به حالت دوستانه و مهربان تغییر میکند و مسیر روال کار به روال سابق میافتد. امکانات رفاهی اولیهای چون آب، نوشیدنیها و سرویسهای بهداشتی تا حد امکان فراهم نیستند؛ شرکت فقط دو سه دستگاه آبسردکن دارد و معمولا آب را از مخزن پر میکنند بدون اینکه بهروز رسانی کنند. چای هم با بیسلیقگی آماده میشود و گاهی تفالههای نوشیدنی تا پایان روز در لیوانها باقی میماند. برخورد با سرویس بهداشتی هم به گونهای است که بوی ناخوشایندی دارد و گاه به لولهکشی و مشکلات فنی اشاره میشود که کارکنان را به استفاده از سایر طبقات هدایت میکند تا از نظر مدیریتی مخفیانه جابهجا شوند. در این محیط، به نظر میرسد مدیریت انسانی با رویکردی کنترلگر و بعضا تحقیرآمیز عمل میکند و وضعیت را به گونهای مدیریت میکند که ارزش زمان و انرژی کارمندان به چشم نیاید. به طور کلی، تجربهام از این شرکت نشان میدهد که فضای کاری به شدت کنترلگرانه است، با معیارهای غیرمنصفانه برای مرخصی و حقوق و با نظارت دائمی که گاهی به فشار روانی منجر میشود. بهرهگیری از منابع انسانی و فراهم کردن امکانات پایه نیازمند بازنگری جدی است تا تعادل بهتری بین کار و زندگی ایجاد شود.