تجربه کاری در تایگر
تجربه کاری در تایگر — امتیاز ۱٫۰ از ۵.
من قبلا هم اینجا نظرمو نوشتم ولی بازم خشمم اجازه نمیده ساکت باشم.چون وظیفه انسانیم ایجاب میکنه. دو نفرم نجات بدم موفق خواهم بود. این شرکت کمترین اهمیت ممکن رو به کارمند میده. کارمند براشون مثل گوسفنده! در این حد که پول خوب نمیدن یه نیروی خدماتی درست استخدام کنن! از این نیرو خدماتی های موقتی میارن هر هفته یکی دو بار. در حدی که بعضی وقتا توو اتاقها بوی گند آشغال پیچیده، حتی رغبت نمیکنی بری دستشویی اینجا. بچه ها خودشون آشغال خالی میکنن یا چاه باز میکنن. اون مدیر بی ناموسش پامیشه میره سفر خارجی عشق و حالشو میکنه بعد که برمیگرده شروع میکنه ریدن به کل پرسنل. مرتیکه آخرین تزش این بود که صبح دیرتر از ۹:۱۵ برسی شرکت دستگاه حضور و غیاب رو جمع میکنن که نتونی ورود بزنی و برات غیبت رد بشه. آخه یکی نیست بگه دیوث شاید یکی مشکلی داشته باشه. فکر نکن بیای اینجا قدر ات رو میدونه کسی دوست عزیز. بی برنامه تر از این رییس احمق و شیطانش من ندیدم. ادعا میکنه سی سال شرکت داره ولی هنوز یه برنامه برا ورود و خروج کارمندها نداره و هر بار یه تز کسشعر میده! شرکت به روش کمونیستی اداره میشه چون مدیرانش عاشق چین و شرکتهای چینی هستن. ترکیب دیکتاتوری و کمونیسم ببین چی میشه! هر روز صبح اون پیرمرد خرفت میاد توو اتاقها سلام میکنه و همه رو مجبور میکنه به پاش بلند بشن و بفهمن رییس کیه. بی شرف کیم جون اون هم اینطوری نیست که تویی!! اون پسر جاکشش کاری کرده که کسایی که استخدام میشن شبیهترین به خودش باشن و بدترین ورژنهای خودش رو میذاره سرپرست و به خاطر همین با چندین سرپرست عقده ای و زن باز و دروغگو و بی همه چیز طرفی اینجا. بیشتر از این اذیتت نکنم رفیق. دهنت سرویسه حاجی خلاصه. اگه دوست داری کارما پس بدی پاشو بیا تایگر.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من با ورودم به شرکت تایگر، قصد داشتم فقط جوی سلام و خداحافظی کوتاهی با وفایی و همسرش و همچنین CTO طبقه چهارم داشته باشم؛ اما به سرعت احساس کردم بازخوردها و رفتارهای برخی همکاران بهگونهای است که انگار اتفاقی نامتعارف و…
در شرکت تایگر تجربهای از دوران کار به عنوان CTO طبقه چهارم دارم که با وجود همهی ابهامات، هدفم این است که به حقیقت برخورد و احساساتم با آن فرد نزدیک شوم. من هیچ قضاوتی نسبت به خوب یا بد شرکت ندارم؛ تنها نکتهای که با…
تجربهای که از مصاحبه کارشناس فروش داشتم خیلی ناامیدکننده بود. اوایل کار منتظر موندم تا مشخص کنند کجا برم؛ پس از مدتی با فردی که خود را مدیر فروش معرفی میکرد صحبت کردم، اما فهمیدم که او برای این عنوان شغلی هیچ آگاهی…
اولین نکته منفی جمع کردن تعداد زیادی کارجو برای فیلدهای مختلف شغلی در یک ساعت در اتاق کنفرانس کوچک شرکت آنهم در این شرایط کرونا بطوریکه جا نبود و دوستان کارجوی جدیدتر نزدیک منشی ایستاده بودند! متاسفانه اینهمه کارجو تا…
در سالگرد خروجم از این شرکت، دوست دارم تا با صدایی آرام و صادق حرفهایم را بزنم. از مدیر محصول که به نظر میرسد بیشتر از سایرین به تشویق و پاداش نیاز دارد و به مشکلات تیم توجه میکند، تقاضای افزایش حقوق دارم تا او…
شرکت تایگر را تجربه کردم اما واقعا حس میکردم در خانهای از فرمانروایی خانوادگی سختگیرانه گیر افتادهام. رئیس اصلی، پیر خانواده است که ذهنش با گذشت زمان کند میشود و اغلب نمیتواند به طور مستقیم کارها را مدیریت کند؛ اما…