مهندسی لوکوموتیو
تجربه کاری مهندسی لوکوموتیو در توربين مپنا(توگا)
امتیاز ۱.۰ از ۵ (اسفند ۱۴۰۰ تا اسفند ۱۴۰۱).
در کوره جستوجوهای شغلیام با شرکت توربین مپنا (توگا) رو به رو شدم. پس از فرستادن رزومهام از طریق وبسایت شرکت توسعه و بهرهبرداری ریلی مپنا که در میدان راهآهن واقع است، با من تماس گرفتند و درخواست کردند رزومهام را دوباره ارسال کنم. بعد از این کار، باز هم با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. در جلسه، با مدیر مهندسی، آقای مهندس جوادی، ملاقات کردم و ایشان ابراز رضایت کامل و خشنودی کردند. در پایان مصاحبه هم از تحصیلات عالیهام در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد گفتند و از شایستگیهایم تشکر کردند. آنگاه از من درخواست کردند رزومه دوستانم را هم برای ایشان بفرستم تا دعوت به مصاحبه بدهند؛ تأکید کردند که اگر دوستان من مانند من در المپیادهای علمی و رشته مکانیک خودرو مقام کشوری داشتند، مناسب خواهند بود. من هم گفتم اگر شمارهای داشته باشم، بررسی میکنم. سه هفته بعد، منشی ایشان که لیسانس هم نداشت، بدون ارائه مدرکی، ماهیانه پایه حقوقی ۱۱ میلیون تومان را برای کارشان اعلام کرد. پرسیدند چرا کسی را معرفی نکردی و در نهایت گفتند برای دعوت به مصاحبه دوم باید به جمعی از نفرات مشخص برسیم تا جلسه کمیته جذب با حضور مهندس عباسی برگزار شود. شرط ورود به کمیته جذب این بود که معرفیکنندگان همنفرات معینی داشته باشند. من هم از بهترینها و کسانی که تخصص بالا در تعمیرات اتوبوس، تریل، خودروهای سنگین و برندهای خارجی داشتند، معرفی کردم؛ اما با هر بار پیگیری گفتند مهندس جوادی الان به هلند رفتهاند و حضور ندارند. مدتی بعد با سایر دوستان تماس گرفتند اما من را مطلع نکردند. وقتی با آقای جوادی تماس گرفتم، فرمودند فرایند جذب طولانی است و هنوز با کسی تماس نگرفتهاند. اما من از طریق روابط دوستانم آگاه شدم که آنها با من هیچ تماسی نگرفته نبودند. وقتی به ایشان گفتم که شما شاید اشتباه میکنید، دوستانم گفتند که تماس گرفته شده است و با توضیحاتی صریح و بیپرده گفتند که آدرس منزلشان در تهران است. پرسیدم پس چرا با من تماس نگرفتید وقتی رزومهام ارسال شده بود؟ به دنبال توضیحی که گفتند رزومه را آقای جوادی ارسال میکرده و گاه خانم جعفری با ذکر عباراتی مبهم دروغ میگفته، من مانده بودم با هشت نفری که برای مصاحبه دوم دعوت شده بودند و از من پرسیدند چرا من را معرفی کردهام. در نتیجه، تجربهای به من نشان داد که رفتارها و فرایندهای این شرکت با نیروهای نخبه به گونهای نامشخص و گاهی غیرشفاف پیش میرود و این موضوع باعث تردید من نسبت به فرایندهای گزینش و جذب شد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
ورود به توگا از من تجربهای جمعوجور و پر جزئیات در مسیر استخدام بود. فرایند مصاحبه حاضر بود در هفت مرحله جلو برود؛ ابتدا تماس تلفنی برای آشنایی بود که توسط مدیر واحد مربوط انجام میشد. سپس فرا میرسید دعوت به مصاحبه و صحبت با مدیر همان واحد درباره کارهای گذشتهام، فضایی نسبتا دوستانه و توضیح توقعات مجموعه از محیط کار را میشنیدم. پس از آن مرحله آزمون کتبی بود که پرسشهای فنی مرتبط با حوزهای که میخواستم در آن پذیرفته شوم، داشت؛ سطح سؤالات نه خیلی دشوار بود و نه خیلی ساده. مرحله بعدی با مدیران سطح دو بود که مدیران بالادستی همان واحد هستند و در این جلسه سوالات تخصصیتر و جدیتر مطرح میشد و از دلایل تمایل من به توگا و میزان علاقهام سؤال میکردند. دو مرحله پس از آن، شامل آزمونهای زبان، کامپیوتر و روانشناسی میشد که به مجتمع فنی و مرکزی در کرج ارجاع داده میشدم. آزمون کامپیوتر بهصورت آنلاین و در حد کار با اکسل و ورد بود و خیلی ساده بود. آزمون زبان هم به طور متوسطی بود؛ نه خیلی آسان و نه خیلی سخت و شامل بخش کتبی و مصاحبه حضوری با هدف معرفی خودم بود. پس از آن به کمیته فنی ارجاع داده میشدم که معاونان سازمان بودند و غالبا در مورد پایبندی من به اصول سازمان سؤال میکردند. در نهایت، اگر تمام مراحل را پشت سر میگذاشتم، امضای نهایی از مدیرعامل برای جذب انجام میشد.
قبل از هر چیز باید بگم که تجربهای که از این شرکت داشتم به من فهمیدی داد که فرایندهای استخدامیشون با اینکه میگن بهصورت شایسته انجام میشه، واقعا همونقدر که از بیرون بهنظر میرسه منصفانه نیست. من قبلا کارآموز بخش پروژههای نیروگاهی شرکت رو داشتم چون دانشگاه دولتی بودم و معدل خوبی داشتم، با کلی تلاش و کارشکنیهای کوچیک تونستم پذیرش بگیرم؛ اما وقتی ازم پرسیدن معرف من کیه و بدون معرف کارآموز نمیگیرن، فهمیدم فرایندها خیلی جدی و سختگیرانهاند. بعد از فارغالتحصیلی به من تماس گرفتن تا برای کار نیروی پارهوقت منابع انسانی مصاحبه شوم، اما گفتند بهخاطر نداشتن سابقه کار قبول نیستم، در حالی که رزومهام قبلا بررسی شده بود. یک سال در شرکت دیگری کار کردم تا دوباره ازم دعوت به کار برای سمت دستیار معاونت شد؛ اینبار گفتند بهصورت تماموقت میخواهند با تجربهای که دارم. مصاحبه را بهخوبی انجام دادم؛ سوالهای نرمافزاری و تخصصی رشته صنایع پرسیده شد و به پاسخهایم نگاه مثبتی داشتند، در پایان چند سوال روانشناسی درباره رفتار در شرایط سخت پرسیدند. جریان مصاحبه تا حدی خوب بود و گفتند مدیر واحد هم میخواهد من را ببیند. رفتم و ایشان هم تأیید کردند، اما اکثر سوالات حول اخلاق و شخصیت بود و گفتند برای امتحان عملی نرمافزار و حضور در کمیته استخدام آماده باشم. بهطور کلی قرار شد با توجه به نظر کمیته تصمیم نهایی بگیرند، اما پس از گذشت تقریبا یک ماه هیچ خبری نشد و من پیگیر شدم. کارشناس مربوطه گفت که واقعا قصد داشتند من را جذب کنند، اما از بالا تصمیم گرفتند یک نفر که قبلا اینجا بوده را انتخاب کنند و بهخاطر آن تصمیمی اتخاذ نشد. این روند بعدها تکرار شد و حدودا چهارهفته بعد دوباره با من تماس گرفتند و گفتند برای پوزیشن دیگری که پروژه بود، منسوخ شدهام و اینکه سوابق من در همانجا وجود دارد، اما احتمال جذب من کم است. بالاخره در مسیر گفتند برای این پوزیشن مناسب نیستم و بهنظر میرسید درگیریهای داخلی مسیر استخدامی وجود دارد. از بافت رفتار مصاحبهکنندهها و تیم پرسنل و زمانبندیهایی که به من میگفتند بیای، تا حد زیادی رضایت داشتم و فرایندها دقیق و رسمی بود، هرچند نتیجه کار به آن چیزی که امیدش را داشتم نمیان و با وجود اینکه میگویند استخدامشان فقط با شایستهسالاری انجام میشود، واقعیت متفاوت بود و من از این روند ناامید شدم. امیدوارم که این وضعیت بهبود پیدا کند.
به نظر من روند مصاحبه برای کارشناس منابع انسانی خیلی خوب پیش رفت. روز نخست با مدیر بخش صحبت کردم؛ فردی آرام و منظم بود که به صورت منظمی از تجربیات و تخصصهایم گفت و با لبخند اتاق جلسه را ترک کردم، هرچند مطمئن نبودم به مرحله بعد میروم یا نه. با این حال حس خوبی داشتم. چند روز بعد فهمیدم که در مرحله اول پذیرفته شدهام. برای مرحله بعد به من پروژهای دادند تا در قالب یک فایل پاورپوینت آماده کنم. مرحله بعدی یک آزمون کتبی درباره فرآیندهای منابع انسانی بود و سپس در کمیته علمی استخدام شرکت شرکت کردم؛ تجربهای بسیار جذاب و لذتبخش بود، جمعی از افراد حرفهای که دقیقا میدانستند برای چه تخصصی در مصاحبه حضور دارند و بهعنوان کارشناس منابع انسانی، متوجه شدم که مصاحبه کاملا شایستهمحور است. همان عصر به من اطلاع دادند که باید آزمونهای ورد و اکسل و زبان را در یک مجموعه معتبر که خودشان معرفی کردهاند، انجام دهم. پس از آن بهصورت آنلاین، کمیته استخدام نهایی را برگزار کردند. تقریبا یک ماه طول کشید تا نتیجه نهایی مشخص شود و خوشبختانه من قبول شدم. به همه پیشنهاد میکنم این فرآیند حرفهای را تجربه کنند.
در این شرکت، به خاطر اشتیاق و تعهدم به کار، احساس میکنم میتونم نقش موثری ایفا کنم و برای ارتقاء کیفیت تلاش میکنم. با داشتن شش سال سابقه در متالورژی، کنترل کیفیت و تضمین کیفیت، آمادهام تا تجربه و انرژی خود را به تیم بسپارم و از فرصت استخدام بهره ببرم. لطفا فرصت همکاری به من بدهید تا بتوانم کمکی عملی به پروژهها و اهداف شرکت کنم.
قبلا با این شرکت مصاحبه کردم و رفتار تیم مصاحبه بسیار حرفهای بود. مسیر شغلی را هم بهطور روشن برایم توضیح دادند. اما متوجه شدم طولانی بودن صفهای انتظار برای مصاحبه وجود دارد و بخش عمدهای از حقوق من در قالب مزایا پرداخت میشود؛ با وضعیت اقتصادی کنونی، این مسئله برایم جذاب نبود.
سال گذشته به این تیم ملحق شدم و از آغاز تا پایان فرایند استخدام تجربهای نسبتا طولانی داشتم؛ مراحل گزینش دو تا سه ماه طول کشید اما برخورد همه در مراحل جذب بسیار حرفهای و با احترام بود. پس از گذشت یک سال کار، میتونم بگم که مزایای قابل توجهی وجود دارد و واقعا فرهنگی سازمانی بالاست؛ در اینجا احساس ارزشمندی به من منتقل میشود. یکی از نکات ضعفی که به ذهنم میرسد این است که حقوق دریافتی در سطح متوسطی است، بهخصوص که بخش کوچکی از آن به مزایای کارم encabez میشود. همچنین نبود روز مشخص برای واریز حقوق، واریز هر ماه معمولا بین پنجم تا دهم اتفاق میافتد که این مسئله گاهی اذیتکننده است. امیدوارم با مدیریت مربوطه در این زمینه بازنگری انجام شود تا حقوق بهطور منظمتری هر ماه واریز گردد.