جهنم استعدادها
تجربه کاری جهنم استعدادها در تپسل
امتیاز ۱.۰ از ۵.
هنوز حقوق سال جدید نگرفتیم باورتون میشه؟؟؟!!! شرکت میگه هر زمان داشتم میدم.از وقتی س.ف رفته و دیگه تو اداره تپسل دخالت نمیکنه، ه.ش تپسل رو داره نابود میکنه. اینا به حدی نفوذ دارند تو ویکی تجربه که دیگه کسی جرات نمیکنه اونجا چیزی ثبت کنه. منابع انسانی تو جلسه میاد میگه همه جا همینه و هرگی میخواد بره!!! فقط چندنفر رو اسم میذارم که هرکی تو تپسل خوند بدونه خبرچینهای ه.ش و س.ف کیا هستن و دیگه چیزی بهشون نگن ا.ع ن.مح م.ا ن.ع این ۴ نفر مدیر ارشدن که ۲ تاشون تو مارکتینگ هستند و دارن دارک ساید تپسل رو پیش میبرن. صدای ضبط شده دارم از جوی که علیه ۲ نفر تو توییتر راه انداختن که با تپسل بد بودن. هرکی میخواد آیدی تلگرامم رو تو آسانسور -۱ نوشتم پیام بده براش بفرستم تا بدونه پول حقوقی که بهمون ندادن خرجی چیا شده
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای من تپسل تجربهای بود که با مرور زمان سعی کردم دید بهتری ازش بگیرم و حالا با صراحت بیشتری بازگو میکنم. در مجموع کار خوب بود، اما به دلیل مدیریت نامناسب در برخی مواقع و اینکه صدای کارکنان به خوبی شنیده نمیشد، تصمیم گرفتم مسیرم را تغییر بدهم. فضای کار پر از حواشی ناخواسته و روابط نامناسب بود که در نهایت به شکلگیری رفتارهایی منجر شد که انصافا جای تأسف دارد. یکی از همکاران، با رفتارهای باورنکردنی و آوردن موارد شرمآور برای پیشبرد خودش و کنار زدن سایرین، به وجود آمد. این حالت شاید تنها نمونهای از مشکلات بود و احتمالا بدترین آنها هم محسوب میشد. نتیجه این برخوردها این بود که جایگاه او بهدرستی تثبیت شد و به همکاران دیگر آسیب زد.
تجربهای که داشتم در مصاحبه طراحی رابط کاربری و گرافیک با تیم تپسل بود. در فضا، شخصیتم رو شناختم و روش همکاری تیمی رو پرسیدند؛ دو نفر بودن و یکی یکی سوال میکردن، اما برخلاف انتظار حس دوستانه نبود و به جای کاهش استرس، استرس بیشتری وارد میکردن. بیشتر سوالها رو به خاطر فشار زیادی که داشتند نتونستم بهخوبی بیان کنم. از خودشان هم معرفی واضحی نداشتن که کدوم بخش از شرکت هستند. هیچ نکتهای درباره پایهها یا مباحث فنی نپرسیدن و برخورد مصاحبهکنندهها حرفهای به نظر نمیرسید. بعدها فهمیدم که کسی که مصاحبه را انجام داده طراح داخلی شرکت بوده و تیم منابع انسانی در این جلسه حضور نداشته است. سوالها هم بیشتر حول و حوش شخصیت و رفتار بود تا جنبههای فنی. همچنین جالب است بدانید تا سه هفته منتظر پاسخ بودند و حتی یک ایمیل هم درباره پذیرش یا رد دریافت نکردم، حال آنکه من پیگیری کردم و جوابی نگرفتم. تجربه من این بود که وقتی تیم برای مصاحبه غیر فنی به جای منابع انسانی از طراحی داخلی استفاده میکند، بهتر است با تیم فنی یا منابع انسانی مستقل هماهنگ شوند تا روند بهتری ایجاد شود. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت: سوالهایی کاملا روانشناختی، تیمی و شخصیتی.
توصیف مصاحبه برای Data Engineer شرکت تپسل را با حالتی صریح و طبیعی بازنویسی میکنم، با اولیـن جملهای تازه آغاز میکنم و به همان نکات اصلی وفادار میمانم. کمتر از یک هفته پس از فرستادن رزومه با من تماس گرفتند و برای مصاحبه وقت گذاشتند. در روز مصاحبه پس از تماس، گفتند که یک نفر دیگر هم باید به جلسه بپیوندد اما تا رسیدن ایشان، مصاحبه را با من شروع کردند. نیم ساعت بعدی، فرد دوم به حضور رسید و تنها با توضیح اینکه جلسه قبلی طول کشیده است، وارد بحث شد و بدون عذرخواهی یا رفتار مناسبتری به صحبت ادامه داد. حضور غیر منظم ایشان باعث شد که برخی پرسشها تکراری به نظر برسد و از این رو جلسه طولانیتر و خستهکننده شود، بهخصوص که بخشهایی از صحبتها از قبل پوشش داده شده بود و به ناآگاهی از مسائل منجر شد.
برای مصاحبه طراحی یوآی/یوایکس با تپسل، دو مرحله را تجربه کردم. در جلسه اول، حضور مدیر منابع انسانی، مدیر فنی محصول و مدیر محصول را داشتم و درباره تحصیلات و درسهایی که گذراندم سوال شد. صحبت در مورد سابقه کاری، چالشها و نحوه برخورد من با آنها هم مطرح شد و از میزان آشناییام با دیجیتال مارکتینگ پرسیده شد. موضوع مهاجرت هم مطرح شد و از من نقاط ضعف و قوتم را خواسته بودند. در ادامه، چند سوال درباره محصول پرسیدم و گفتند فضای کار به شکل استارتاپی خواهد بود. در نهایت گفتند اگر تأیید شوند، یک پروژه برایم ارسال میشود. پس از یکی دو روز، پروژه فرستاده شد و قرار بود محصول از نظر رقبا و یوآی/یوایکس بررسی شود. حدود یک هفته برای بررسی زمان دادم و نتایج را ارسال کردم؛ در این دوره با یکی از اکانت منیجرها جلسه داشتم تا سوالات و ابهاماتی که داشتم برطرف شوند. یکی دو روز بعد از ارسال پروژه، جلسهای دیگر با همان افراد برگزار شد به جز مدیر منابع انسانی و من توضیحاتی را در مورد نوشتههایم ارائه دادم. در پایان جلسه درباره حقوق سه ماهه آزمایشی صحبت شد. مدیر فنی بیشتر به جنبههای فنی و عملی کار میپرداخت و مدیر محصول روی دانش و تواناییهای نرمافزاری برای توسعه محصول تمرکز داشت. در نهایت هدف از ارائه خودم این بود که بتوانم به دخالتها و چالشهای کاری پاسخ داده و نشان بدهم که پویا و مشتاق یادگیری هستم. لازم بود در مورد شرایط کاری بهصورت دقیق مذاکره کنم، شفافیت کامل در همه جنبهها را حفظ کنم و به خودم اعتماد داشته باشم. ویژگیهایی که برای تیم مهم بود، عبارت بودند از داشتن شخصیتی انعطافپذیر و تعاملی، انگیزه بالا برای یادگیری و تمایل به تعامل مستمر.
وقتی وارد شرکت تپسل شدم، فکر میکردم با یک فضای تازه و پرانرژی روبهرو میشم؛ اما تجربهام خیلی متفاوت بود. اولین مصاحبه با تاخیر نیم ساعته آغاز شد و مسئول مصاحبه بدون هیچ عذرخواهیای این وضع را طبیعی جلوه داد. سوالها سخت نبودند، اما از دید من با توجه به سابقهام، نگاهی از بالا به پایین حس میشد. درباره فضای تبلیغات آنلاین و کارهایی که انجام دادهام اطلاعاتم را به صورت کلی توضیح دادم و تحصیلاتم را هم گفتم. در جلسه دوم، مدیر واحد مدیااد حضور داشت و باز هم با تاخیر بود. سوالات مطرحشده سطحی و پیشپاافتاده بود؛ پس از آن گفتند با توجه به سابقه کمکاریات باید چند ماه به صورت کارآموزی کار کنی تا بعد درباره جذب تصمیم بگیرند. با توجه به شرایط آن مقطع، پذیرفتم و یک ماه آنجا ماندم؛ تجربهای واقعا ناهموار برایم بود. به نظر من شرکتهایی که بیرونی جذاب به نظر میرسند، داخلش ممکن است تفاوت چندانی با سایر مجموعهها نداشته باشند. در تیمی که با من کار میکرد، برخی از افراد درک حرفهای و تیمی لازم را نداشتند و استارتاپ بودن را تنها با داشتن پیاسافور و ماگ میدیدند. چون تازهوارد بودم، لازم بود بسیاری از پرسشها را بپرسم، اما پاسخهای لازم را نمیگرفتـم و میگفتند در سایت مقاله را بخوان. گمان میکردند بخش جدیبودن با حرفهایبودن یکی است و هیچ تفاوتی بین این دو قائل نبودند. سطح دغدغهها در مجموعه چندان بالا نبود و بیشتر دنبال این بودند که رقبا چه کار میکنند تا بهشان نگاه کنند. در کل فکر میکنم این دسته از شرکتها فقط از بیرون خوب به نظر میرسند و نباید فریب ظاهر را خورد، چون داخلش واقعا چیز اضافهای نصیب آدم نمیشود. نقطه قوتی در تیم حس نکردم و اگر فضای بازار تبلیغات آنلاین واقعا رقابتیتر بود، شاید این تیپ شرکتها هم سهمی در بازار نمیداشتند.
شرکت تپسل را تجربه کردم در قالب مصاحبه برای موقعیت .NET developer. طبق گفتهی مصاحبهگر منابع انسانی، قرار بود ظرف دو روز نتیجه را اعلام کنند اما این زمان به یک هفته رسید و خبری از نتیجه نشد. در بخش فنی هم همه چیزهایی که انتظار میرفت حضور داشتند، اما در نهایت بدون توضیح روشن قبول نشدم. به نظرم همکاران معمولا دانشجو بودند و محیط برای دانشجوها بیشتر مناسب بود. سوالهای فنی نشان میداد سردرگمی وجود دارد و فهرستوار مطرح میشدند؛ به نظر من مدیریت شرکت میتوانست بهتر عمل کند و افراد با تجربهتری برای مصاحبه و ارزیابی انتخاب شوند. در آخر از من پرسیدن چقدر طول میکشد تا کد محصولی که داریم را بخوانم. این سوال نشان میدهد چه طور کدها با معماریها و اندازههای مختلف پروژهها تفاوت دارند و کیفیت کد برای فهمیدن کد مهم است؛ پرسیدن چنین سوالی بدون دیدن کد، نکات زیادی درباره تیم مصاحبه و نحوه کار در شرکت روشن میکند. اگر قبول میشدم، به دلیل فضای پرسروصدای شرکت تمایلی به کار در آن محیط نداشتم. نهار با خودتان است و اگر دانشجو هستید احتمالا مناسب میسازد. اضافهکار وجود ندارد و به نظر میرسد کمی بینظم باشد. تجربه کاری احتمالی خوبی به نظر میرسد. صبحانه هم میدادند.