“تجربه کار اسکرام، در یک شرکت خصولتی”
تجربه کاری “تجربه کار اسکرام، در یک شرکت خصولتی” در داده ورزی سداد
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در حال حاضر به صورت تماموقت در شرکت داده ورزی سداد مشغول کارم و این تجربه بین یک تا سه سال سابقه کار در حوزه نرمافزار را شامل میشود.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
سداد برای نیروهایی که سابقه کاری کم دارند جای مناسبی میتواند باشد. افرادی که سابقه کاری متوسط یا بالا دارند لازم هست توانایی خایــــه مالی داشته باشند تا در آنجا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند. البته میزان تاثیر این توانایی به مدیر شما هم بستگی دارد که چقدر متقاضی آن باشد. برای تشخیص موثر بودن آن به دانش مدیر خود و همچنین به رفتار مدیر خود با مدیر بالا تر توجه کنین. اگر دانش او اندک است و در زمان روبرو شدن با مدیر بالاتر به خایــــه مالی میپردازد قطعا موثر خواهد بود. برای تشخیص دانش مدیرتان به صحبت های خودتان با او دقت کنید. اگر حرف شما را به خود شما بگوید به احتمال زیاد فسیل است. بطور خلاصه فرهنگ سازمانی سداد از خایـــه مالی، زیرآب زنی و روابط پنهان تشکیل شده است. برای موفقیت ابتدا با خایـــه ها شروع کنین. روابط پنهان بسازید و زیرآب افراد مورد نظر مدیر خود را بزنید.
شرکت داده ورزی سداد، تجربهای داشتم که در آن حس میکردم منابع انسانی به شدت بیرابطه با کار میتونه رفتار کنه. رزومهها را اغلب مرتبط نمیدانند و رد میکنند، و عجیبتر اینکه دائما در فرآیند جذب هستند اما به همان میزان مدام رزومهها را رد میکنند. فرایند استخدام به شکل رسمی و پر از تشریفات به نظر میرسد و گاهی به نظر میرسد پارتیبازی و ریشههای خانوادگی در تصمیمگیریها نقش دارد.
در آن زمان حس بیعدالتی عجیبی داشتم. وقتی تورم بالا میگرفت، آنجا شروع به کاهش نیرو میکردند. در سال نودوچهار، افراد با سابقه کاری بین ده تا چهارده سال اخراج شدند به بهانه رکود اقتصادی. اغلب استخدامها به شکل پارتی در نظر گرفته میشد و فرزندان بانک ملی به راحتی جذب میشدند؛ هیچ مصاحبه یا بررسی دقیق رزومهای انجام نمیشد یا فقط بهصورت سطحی صورت میگرفت. فساد و تبعیض به وضوح دیده میشد و جای بهبود و انصاف احساس نمیشد. بیشتر بهنظر میرسید که باندبازی و پارتی بازی حرف اول را میزند. امیدوارم مسئولان رسیدگی بیشتری به این موضوعات داشته باشند و عدالت بیشتری اجرا شود، بهخصوص برای مدیران اداری و مالی آن سالها.
در ابتدای جلسه، تواناییها و سابقهام در حوزهی کار پیشنهادی از منظر فنی ارزی شد و پس از آن، آزمون شخصیت برگزار شد و در پایان کار با مدیرعامل به گفتگو نشستم. به دوستانی که قصد همکاری با این شرکت دارند، پیشنهاد میکنم هم مطالعهی دقیق دربارهی حوزهی فعالیت شرکت داشته باشند و هم تجربهی عملی مرتبط را کسب کنند.
من از طریق یکی از همکاران با مجموعه سداد آشنا شدم و پس از ارسال رزومه، تقریبا دو هفته بعد برای نخستین بار با من مصاحبهای انجام شد.
حدود یک هفته پس از ارسال رزومه با من تماس گرفتند تا تاریخ و زمان مصاحبه دقیقا مشخص شود و اصرار داشتند جلسه فنی را در زمان معینی برگزار کنند. من هم به دلیل تعهد قبلیم نتوانستم در آن زمان حضور پیدا کنم و گفتم میتوانم روز بعد، در همان ساعت، به شرکت بیایم. اما پس از مکث کوتاهی، به نظر میرسید میخواهند بدانند روز بعد دقیقا چه روزی است تا خودشان یادآوری کنند و از من بخواهند با همین شماره با آقای مربوطه تماس بگیرم و به او خبر بدهم که فلان تاریخ میآیم. این یکی از تجربههای عجیب من از تماسهای اولیه با یک شرکت بود. روزی که از من خواسته شد تاریخ را پیگیری کنم، در حقیقت چنین مسئولیتی را به عهدهی فرد دیگری گذاشته بودند؛ به نظر من رفتار این مسئول تماس از همان آغاز نشانگر نوع برخورد سازمان بود و انگیزهای برای پیگیری ایجاد نکرد. در نتیجه تصمیم گرفتم از ادامهی همکاری با این شرکت صرفنظر کنم و بدون شرکت در مصاحبه، این فرصت را کنار بگذارم. فکری که دارم این است که اگر تنها به حقوق بسنده کنند و با فضا و جو آن مجموعه مشکلی نداشته باشید، شاید تا مدتی بتوانید کار کنید؛ اما مسیر رشد و ارتقاء شغلی در آنجا به نظر من چندان مساعد نیست و تبعات آن در بلندمدت برای پیشرفت شخصی کمکی نمیکند. درست است که من مصاحبه را انجام ندادم، اما شنیدههای دوستانی که سابقا با این شرکت مصاحبه کردهاند همواره حاکی از برخوردهای سطحی در تماسهای ابتدایی بوده و در نهایت بر تصمیم به پذیرش یا رد پیشنهاد کاری آنها مؤثر بوده است.