تجربه کاری در دانا پرداز
تجربه کاری در دانا پرداز — امتیاز ۱٫۰ از ۵.
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و مزایای کارمندان، فضا به سمت فشار کاری و انتظار از هر زن و مردی برای کار بیوقفه رفت. مدیران شرکت به نظر میرسیدند با ملاکهای اخلاقی و رفتاری مطلوب فاصله دارند و بعضی برخوردها به لحاظ حرفهای و انسانی مناسب نبود. به باور من برخی مدیران و بخش منابع انسانی نتوانستند معانی درستی از احترام به پرسنل ارائه دهند و پاسخها به نظرات و اعتراضها چندان پاسخگو نبودند. پشتیبانی و پاداشها هم به طور قابل توجهی با انتظارها فاصله داشت و گاهی آخر سال تنها بستهای کوچک از سوی شرکت ارائه میشد که از منظر من و همکاران خیلی معمولی بود. من شخصا تصمیم گرفتم از آن شرکت جدا شوم و اکنون در یک محیط با امکانات و پاداشهای بهتر مشغول به کارم. با وجود حرفهای دلسوزانهای که از همکارانم شنیدم، واقعا احساس میکردم که اگر همکاران قدرنشناس نبودند و افراد مناسب و با اخلاق در ردههای مدیریتی جایگزین میشدند، شرکت میتوانست مسیر بهتری را پیش بگیرد. مشتریان شرکت نیز از وضعیت نرمافزارها و خدمات راضی نبودند و با مشکلات زیادی مواجه بودند که مطمئنا به سطحی بالاتر از انتظار نیاز داشت. من امیدوارم روزی این مسائل در سطح کلانتری رسیدگی شود تا تجربه کاری بهتری برای پرسنل و مشتریان رقم بخورد. واقعیت این است که اگر افراد با انگیزه و رویکرد مثبت در تیم بوده باشند، شرکت قطعا پایداری بیشتری پیدا میکند و من هم با نگاه به آینده بهتر، تصمیمی درست گرفتم که به نفع همه است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
دستیار هماهنگی جلسه خیلی خوب بود و در نقش کارمند دفتر با من برخورد دوستانهای داشت. قبل از ورود به اتاق مصاحبه، ورقههای فنی را در اختیارم گذاشتند تا پاسخها را آماده کنم. همه چیز از دیتابیس تا مفاهیم فنی در برگهها بود…
با سلام من برای مصاحبه رفته بودم. مصاحبه دوم با مدیرعامل.ی چیزایی توی جلسه دیدم که سعی کردم کمتر حرف بزنم و زودتر فرار کنم. از جمله همین خانم معروف که دوستان شاغل بوده در این مجموعه ازشون تعریف کردن. داشتن ویس من رو ضبط…
داناپرداز بی در و پیکرترین ترین شرکتی که تو عمر کاریم تجربه کردم. یه تعداد آدم بیسواد کم دانش از مدیر عامل هیستریک تا اون خانوم بی اخلاق اعصاب تعطیل همه کاره و هیچ کاره دور هم جمع شدن و مثلا شرکت دانش بنیان تاسیس کردن…
چند وقت پیش برای مصاحبه رفتم و همون اول ورود فضای شرکت یه مقدار دغدغهام کرد. به خودم گفتم طبیعی اینه که اولین بار باشه که به اینجا میآیم و محیط برای من کاملا آشنا نیست. طولانی شد تا به اتاق مصاحبه برسم و منتظر بمانم…
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها…
در این شرکت فضای کار پر از بیثباتی بود و من از نزدیک با جو حاکم آشنا شدم. آنچه در میان همکاران درباره مدیرعامل و ردههای مدیریتی گفته میشود، به نظر میرسد که این افراد برای برخی از کارمندان سنگین و دشوار باشند. در طول…