دستیار هماهنگی جلسه خیلی خوب بود و در نقش کارمند دفتر با من برخورد دوستانهای داشت. قبل از ورود به اتاق مصاحبه، ورقههای فنی را در اختیارم گذاشتند تا پاسخها را آماده کنم. همه چیز از دیتابیس تا مفاهیم فنی در برگهها بود و مدیر فنی هم همان سوالها را به صورت شفاهی مطرح کرد و مصاحبه با سوالهای عادی ادامه یافت. نهایتا با حضور مدیر فنی و مدیرعامل، روال مصاحبه پایان یافت؛ اما رفتار مدیرعامل به شدت سرد و بیحوصله بود. من حدود یک ربع در اتاق نشسته بودم و ایشان به اندازه درد کتف دستشان برای مدیر فنی توضیح میدادند. سپس همان برگههای روز اول را مرور کرد. نگاه ایشان بسیار بالا به پایین بود و به نظر میرسید این برخورد ناشی از اینکه مایل به پرداخت حقوق کمتر بودند است. از همکاری با شرکت پشیمان شدم و از پذیرش پیشنهاد برای هیچکس هم حمایت یا تبلیغ نمیکنم. محیط دفتر صاف پارکت و تاریک بود و استرسآور به نظر میرسید.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در دانا پرداز، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۳۵ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۷ از ۵؛ ۱۴٪ از کاربران دانا پرداز را به دیگران توصیه میکنند. ۳۵ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
در مجموعه دانا پرداز تجربهها از محیط کار تا روند استخدام همواره با تعین و نظرات متفاوتی همراه است. به طور کلی، برخی از تجربهها حاکی از وجود فضایی پرتنش با مدیرعامل استرسی و فضایی خشک و نظارتکننده هستند که در آن فشارهای کاری بالا، چکهای مداوم، و فاصلهای بین گفتار و عمل دیده میشود. از سوی دیگر، برخی کاربران تجربههای نسبتا مثبتتری از حقوق بهموقع، فضای دوستانه برخی واحدها و وجود امکاناتی مانند اتاق بازی و برنامههای تفریحی گزارش میکنند. جمعبندی تجربیات نشان میدهد که بهبود فرهنگ سازمانی و مدیریت، بهویژه در ارتباطات میان مدیرعامل و تیم، میتواند اثر قابل توجهی بر رضایت کارکنان بگذارد. برخی کاربران به وجود مزایا و حقوق منظم اشاره میکنند، اما گروه دیگری از کارکنان درباره دغدغههای حقوقی، پاداش کمتر از انتظار و نبود شفافیت در برخی قراردادها گزارش دادهاند. بنا بر تجربههای ثبتشده، حضور مدیران با تجربه و بازنگری در فرایندهای منابع انسانی میتواند به کاهش استرس و افزایش محیط کار سالم کمک نماید. تجربهها بیانگر این است که ترکیبی از بهبود فرآیندها و توجه به حال روانی کارکنان، به بهبود کلی فرهنگ سازمانی و تجربه کار در داناپرداز کمک میکند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
دوست داشتم صادقانه درباره تجربهام حرف بزنم، اما اکنون میخواهم با نگاهی تازه و روشنتر توضیح بدهم. برای مصاحبه به شرکت رفته بودم و در جلسه دوم با مدیرعامل حضور داشتم. در آن جلسه احساس کردم فضایی سرد و بیروح حاکم است و رفتار بعضی افراد باعث شد کمتر صحبت کنم و ترجیح بدهم سریع از آنجا خارج شوم. شنیدههایی درباره یک خانم مطرح در مجموعه را از همکاران شنیدم و به نظر میرسید دربارهاش تعریفهای مثبتی مطرح شده بود، اما رفتار مجموعه بهویژه در همان لحظه، من را نسبت به شیوهی کارشان بدبین کرد. تصور میکردم شاید جلسه به دلخواه مدیریت یا ژستهای رسمی باشد، ولی رفتار و فضای جلسه با تجربههای قبلی من تفاوت زیادی داشت و حس منفی عمیقی ایجاد کرد. پس از آن، به طور تصادفی با این وبسایت آشنا شدم و با دیدن تجربیات برخی دیگر از همکاران، فهمیدم داستان از چه سمت و سویی میرود و تصویر کلی روشنتر شد. خدا را شکر که نیروهای خوب برای همه، بهترها را بخواهند و راهنمایی درست در مسیر همگرا شود.
من از دانا پرداز تجربهای تلخ دارم که به طور کامل اما با بیانی تازه و طبیعی بازگو میکنم. وقتی به این شرکت وارد شدم با فضایی سرد و بیرحمانه روبهرو شدم که مدیرعامل پرتنش و زن قدرتمندی که ظاهرا همهچیز را میخواست در اختیار داشته باشد، بر فضای کار سایه افکنده بود. همکاران در کنار هم جمع شدهاند تا خودشان را به عنوان شرکت دانشبنیان معرفی کنند، اما واقعیت این است که تواناییهای عملی بسیاری از تیم کم است و گاه روابط به شکل ناسالمی شکل میگرفت. اگر شما کاربلد باشید، همان احساس بیاعتمادی به وجود میآید که در طول بیست سال تجربهام ندیده بودم. شیوهی رفتار در این محیط کاملا غیرمنصفانه و بیمعناست؛ زن مدیر مجموعه به طور کامل نمایانگر فرهنگ حاکم است که به نظر میرسد تنها با انجام دادن کارها مثل یک ربات بدون احساس همراه است. شرایط کار در اینجا به هیچ وجه مزایا و رفاهی ندارد و به افراد اجازه استفاده از مرخصی داده نمیشود. موقعیت با وجود سیستمهای کهنه و قدیمی، با دریافت تعهد از کارکنان درباره امکانات شرکت، اوضاع را به شکلی پیش میبرد که انگار آنجا منزلگاهی برای راحتی نیست. اگر شما تخصص بالایی دارید، جایگاهی پیدا نخواهید کرد، و در مقابل با رفتاری کنترلگرانه روبهرو میشوید. فضا به گونهای است که اغلب همگی به نظر میرسند به یکدیگر وابستهاند و از منابع شرکت با نگاهی منتقدانه استفاده میکنند. بهنظر میرسد حتی بحثهای ساده درباره پشتیبانی و امکانات هم با لحن منفی و رفتاری تحمیلی مطرح میشود. این محیط به نظر نمیرسد برای رشد و آرامش باشد و من احساس کردم که با افرادی مواجهام که مشکلات روانی و تنشهای زیادی دارند و ممکن است در نتیجه تجربهی کاری، آسیبهای روانی و تروماهای شخصی برای مدت طولانی بر من باقی بماند. توصیه میکنم اگر دنبال مکانی برای پیشرفت و محیط سالم هستید، به این شرکت فکر هم نکنید. زندگی ارزشمندتر از این است که زمان و انرژیمان را برای چنین فضایی صرف کنیم.
چند وقت پیش برای مصاحبه رفتم و همون اول ورود فضای شرکت یه مقدار دغدغهام کرد. به خودم گفتم طبیعی اینه که اولین بار باشه که به اینجا میآیم و محیط برای من کاملا آشنا نیست. طولانی شد تا به اتاق مصاحبه برسم و منتظر بمانم، فهمیدم نگرانیام فقط از جلسه نبود بلکه از رفتار آدمها هم بود. همان خانمی که در ورود با چهرهای جدی و نگاه سرد روبهرو شدم، انگار هیچ نشانی از گرم بودن یا خوشآمدگویی در او نبود؛ حس کردم مثل این است که با کسی روبهرو شدهام که انگار برای ورود من به شرکت آماده نیست. رفتار برخی از همکاران جوان هم به گونهای بود که انگار از دیدن یک دختر در این محیط تعجب کردهاند و برخوردشان خشک و گرفته بود. این فضا و جو سرد و بیروح شرکت، منابع انسانی و برخی برخوردها آنقدر برایم عجیب بود که تصمیم گرفتم اگر حرفهایم در آنجا به روند خوبی نیفتد، به دنبال ارتباط با واحدهای دیگر نروم. در نهایت تصمیم گرفتم تجربهام را اینجا بنویسم تا شاید برای دیگران هم کمک کند. ممنونم از این صفحه که چنین فرصتهایی را فراهم میکند.
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و مزایای کارمندان، فضا به سمت فشار کاری و انتظار از هر زن و مردی برای کار بیوقفه رفت. مدیران شرکت به نظر میرسیدند با ملاکهای اخلاقی و رفتاری مطلوب فاصله دارند و بعضی برخوردها به لحاظ حرفهای و انسانی مناسب نبود. به باور من برخی مدیران و بخش منابع انسانی نتوانستند معانی درستی از احترام به پرسنل ارائه دهند و پاسخها به نظرات و اعتراضها چندان پاسخگو نبودند. پشتیبانی و پاداشها هم به طور قابل توجهی با انتظارها فاصله داشت و گاهی آخر سال تنها بستهای کوچک از سوی شرکت ارائه میشد که از منظر من و همکاران خیلی معمولی بود. من شخصا تصمیم گرفتم از آن شرکت جدا شوم و اکنون در یک محیط با امکانات و پاداشهای بهتر مشغول به کارم. با وجود حرفهای دلسوزانهای که از همکارانم شنیدم، واقعا احساس میکردم که اگر همکاران قدرنشناس نبودند و افراد مناسب و با اخلاق در ردههای مدیریتی جایگزین میشدند، شرکت میتوانست مسیر بهتری را پیش بگیرد. مشتریان شرکت نیز از وضعیت نرمافزارها و خدمات راضی نبودند و با مشکلات زیادی مواجه بودند که مطمئنا به سطحی بالاتر از انتظار نیاز داشت. من امیدوارم روزی این مسائل در سطح کلانتری رسیدگی شود تا تجربه کاری بهتری برای پرسنل و مشتریان رقم بخورد. واقعیت این است که اگر افراد با انگیزه و رویکرد مثبت در تیم بوده باشند، شرکت قطعا پایداری بیشتری پیدا میکند و من هم با نگاه به آینده بهتر، تصمیمی درست گرفتم که به نفع همه است.
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها هستم. ابتدا یادآوری میکنم که نسبت به نظرات مختلف همکاران، من تنها از تجربه شخصیام صحبت میکنم و به هیچ عنوان قصد ندارم پیامی فراتر از واقعیت ارائه دهم. بهزودی پس از ورودم فهمیدم فضای شرکت تا چه اندازه غیرعادی است و کمکم نکتهبهنکته را فهمیدم. به طور مثال امنیت شغلی وجود ندارد؛ همکاران ممکن است امروز با هم خداحافظی کنند و فردا دیگر دیده نشوند چون دیروز آخرین روز کاریشان بوده است. مدیرعامل گاهی بهطور مداوم بر رفتارها نظارت دارد و در جلسات ممکن است پاسخها و حرفهای شما بهطور عمومی بازگو شود. اگر بخواهید استراحت کنید یا چای بیاورید، باید تلفنتان را خاموش یا قطع کنید و گاهی ایمیلها نیز بهطور هفتگی به شما اعلام میشود که اگر تماسهای زیادی دارید جریمه میشوید. سیستمها قدیمیاند، فضای کار نامناسب و چیدمان صندلیها بههم ریخته است و گاهی بهدلیل کمبود فضا مجبور میشوید کنار همکار خود کار کنید. تهویه مناسب نیست و در تابستان خیلی گرم میشود. امکانات رفاهی و آموزشی وجود ندارند، فقط یک برنامه تفریحی کوتاه در روزهای چهارشنبه بود که بیشتر شبیه تبلیغی بیثمر بود. روز اول، یک میز بدون لوازم پایه به دستم دادند و تلفن هم از نمونههای قدیمی بود. حقوقها پایین است و تفاوت زیادی بین تازهکار و کارمند با سه تا پنج سال تجربه وجود دارد. منابع انسانی وجود ندارد و مدیریت تا حدی در برخی کارها به نوعی بههمریخته است. اتاقی که بهعنوان اتاق بازی معرفی میشد واقعا همان اتاق جلسات شرکت بود؛ محل ناهار هم بهنوعی با محدودیت زمان و فضای مناسب روبهرو بود. با وجود این، کارفرما با چالشهای داخلی نسبت به قراردادها و تمدیدها و نحوه پیگیری شکایتها روبهرو است و برخی رفتارها حس بیاعتماد بودن را القا میکند. کاهش اعتماد بهنفس و فشارهای غیرمنصفانه از طریق نظارتهای گسترده و شنود و پخش صداها در جلسات از جمله تجربههای من بود. برخورد با مشکلات فنی نرمافزار و نقصهای زیرساختی به چشم میخورد، اما بهخاطر فشارهای محیطی و مدیریتی، تمرکز بر بهبود فنی بهخوبی میسر نبود. برخی روالها، مثل درخواستهای درونسازمانی، بدون شفافیت و با احساس اجبار انجام میشدند و این وضعیت موجب خشونت کلامی یا فشردهشدن روحیه تیمی میشد. فرض میکنم مدیریت باید به لحن و برخورد با کارکنان توجه بیشتری نشان دهد و دور از تنشهای بینتیجه باشد تا محیط کار آرام و سازندهای شکل بگیرد. بهبود سیستمها و بهروزرسانی زیرساختها، ایجاد امکانات رفاهی، و توجه به حقوق مرخصی و پرداخت اضافهکاری میتواند به لحاظ اخلاقی و حرفهای به نفع همه باشد. از دید من، وقتی تعداد نیروها زیاد هر سال است و بازخوردهای منفی درباره فضای کار ادامه دارد، باید راهکارهای جدی برای اصلاح وضع ارائه شود تا شرکت به جای سقوط، به سمت بهبود گام بردارد. در پایان، تجربه من از این شرکت آنقدر تلخ بود که درک کردم کار معنادار یعنی یک محیط سالم، پشتیبان و منصف؛ جایی که هر کسی بتواند بدون ترس
در این شرکت فضای کار پر از بیثباتی بود و من از نزدیک با جو حاکم آشنا شدم. آنچه در میان همکاران درباره مدیرعامل و ردههای مدیریتی گفته میشود، به نظر میرسد که این افراد برای برخی از کارمندان سنگین و دشوار باشند. در طول سالها تجربه، با مواردی روبهرو شدم که نشان میدهد سطح دانش و انگیزه برخی از مدیران و همپرسیها پایین است و روابط داخل تیم دچار تنش و ناملایماتی زیادی است. رفتارهای گروهی، شیوه برخورد با کارمندان، و تضییع حقوق مشتریان از جمله مسائلی بود که میدیدم و تجربهاش را به صورت عینی ثبت میکردم. بهویژه اخراجهای ناگهانی و بیتوجهی به وضعیت فردی کارمندانی که ازدواج کردهاند یا در آستانه تعطیلات بودند، از جمله رویدادهایی بود که تأثیر عمیقی گذاشت و باعث شد احساس نارضایتی و فشار زیادی ایجاد شود. من حتی در زمان عملیاتی اخراجهای لحظهای شاهد واکنشهای همکاران و دلتنگیهای باری بودم، به خصوص پس از اخراج یکی از واحدهای مشتریان. به نکتهای اشاره کنم که برای کارجویان مهم است: ممکن است دوره کار در اینجا با فشار و تنگنا همراه باشد و بهتر است با دیدی واقعبینانه به گزینههای شغلی دیگر نگاه کنند تا از سرمایهگذاری زمان و انرژی خود حفاظت کنند.
برای تجربهای که از داناپرداز دارم مینویسم، با وجود تمایلم به نشان دادن جنبههای خوب شرکت، در نهایت احساس کردم فضای کار آنجا برای من فشار زیادی داشت و خیلی چیزها از همان اول روشن نبود. مدیرعامل جوان شرکت با چالشهای زیادی روبهروست و درک میکنم که برخی از این مسائل برای همه روشن نیست. فشارهای ناشی از این موقعیت ممکن است روی رفتار ایشان تاثیر بگذارد و گاهی از کنترل خارج شود، هر چند باید قبول کرد که مدیر باید بتواند خودش را مدیریت کند. مشکل اصلی از نظر من کمبود مدیران باسواد و با تجربه است؛ مدیرعامل نیاز دارد بداند که توانایی ادارهی کامل یک شرکت را به تنهایی ندارد و باید از افراد متخصص در بخشهای مختلف استفاده کند تا هم او و هم شرکت بتوانند نفس بکشند. یکی از کارکنان با نقش عملیات که به نظر میرسد بیشتر برای نقد و زیر سوال بردن امور حضور دارد تا پیشبرد پروژهها، سبب شده فضای کار بیثبات به نظر برسد. فردی که به نظر بیتجربه میرسد و در رفتار مدیریتی هم ضعفهایی دارد، باعث میشود تیم از ادامه همکاری ترس و بیاعتمادی پیدا کند و برخی از همکاران از کار در چنین محیطی فرار کنند. من مطمئن نیستم که آیا شایستگی لازم برای این سمت وجود دارد یا نه، یا اینکه آیا ما از جنبههای پنهانیای باخبر نیستیم که در این باره وجود دارد. دوست داشتم داناپرداز جایی باشد که به رزومهام اعتبار بدهد، اما تجربهام بیشتر به عصبانیت و هدر رفتن زمان شبیه شد. هنوز هم فکر میکنم اگر حضور این خانم در تیم نباشد و مدیران با تجربه وارد کار شوند و مدیرعامل اختیار لازم را به تیم بدهد، با وجود نیروهای خوبی که آنجا هستند احتمال بهبود وجود دارد. شاید در چنین حالتی شرایط بهتر شود.
من داناپرداز را دوست داشتم اما مشکلاتی که در آنجا وجود داشت واقعا آزارم میداد. مدیرعامل باهوش و واقعا برای رشد کارش زحمت میکشد، اما فشار کار خیلی بالاست و هر چیزی رو از جزئیات فرایند تا روابط بین همکاران مدام زیر نظر دقیق قرار میگیرد و هر مسئله کوچک و بزرگی با شدت بررسی میشود؛ وقتی عصبانی میشود لب به سخن میگشاید و هر چی دلش بخواهد میگوید، هرچند بعدها معمولا پشیمان میشود و عذرخواهی میکند. رئیس مدیری که آنجا کار میکند کسی است که تقریبا هیچ کس دقیقا نمیداند چه نقشی دارد؛ رفتارها و دانشش هم از نظر رفتاری و هم فنی کم است. فقط چون وانمود میکند همراه مدیرعامل است سمتش حفظ میشود و حقیقتا میتوانم بگویم بیشترین مشکلات شرکت به دلیل حضور همین خانم است که بسیاری از نیروها هم به خاطر او ترک میکنند. چیزی که تا حالا فهمیدم این است که چرا مدیرعامل نمیخواهد این روند را تغییر دهد و از او دل بکند. گاهی انگار تذکری میدهد و برای مدتی ادای دوستانه بودن را در میآورد، اما واقعیت ماجرا کاملا مشهود است؛ چون این خانم بلد نیست وانمود کند و رفتار او ذاتا اینطور است. با اینکه از مزایا هم میگویم، فضای دوستانهای وجود دارد و اکثر همکاران حرفهایاند، اما افسوس که بسیاری از افراد حرفهای بهخاطر شرایط به سرعت خسته میشوند و از مجموعه میروند. اینکه حقوق بهموقع پرداخت میشود، در جامعه ما واقعا مزیت محسوب میشود. امکان رشد و ارتقا شغلی وجود دارد ( البته به شرطی که با آن خانم و رویههای دوستانهاش کنار بیایید و زیرآبتان را نزنند).
قبل از تمام شدن تاریخ قرارداد مجبور شدم کار را ترک کنم و گفتند باید دو ماه فرصت بدهند تا نیرو جایگزین کنند؛ از نظر من این پیشنهاد منطقی بود و تعهد حرفهای هم همین را میطلبید. سه هفته بعد تماس گرفتند و گفتند تسویهحساب کردهاند. dana-pardar محیطی دوستانه و خوب داشت و حقوق در زمان مقرر پرداخت میشد. هر شرکت با چالشهای خاص خودش روبهروست، اما به دلیل پرداخت هزینههای زندگیام ناچار شدم از شرکت خارج شوم و پروژهای را دنبال کنم. حقوق مناسب بود و فضای کار عالی بود.
من بعد از نزديك به يكسال از كار با توجه به شرايط خودم استعفا دادم شركت با تمام وجود با من همكاري كرد تسويه حسابم به موقع انجام و تمام حق و حقوقم رو دريافت كردم .بعد از سه ماه تماس گرفتم و سفته هام رو عودت دادن .داناپرداز محيط پويايي داره و مديران و سطح دانششون بالاست
سیستم کاملا برده داریه. چون بهت قول میدم خودشون رو محق میدونن که هر کاری رو براشون انجام بدی بدون اینکه اون کار با میزان تحصیلات، تجربه و حتی شرح شغلیت سنخیت داشته باشه. یه آدم نو کیسه شده مدیرعامل که آب از دستش چکه نمیکنه. گول آگهیهای استخدامیشون رو نخوردید. پاداش خنده دار اونجا بستههای مناسبتی جوکه خلاصه که یه مدیرعامل بی اعصاب با چهارتا مدیر بی سواد دور هم جمع شدن و شرکت زدن از تعداد آدمهایی که مدام دارن جذب میکنن معلومه اونجا چه خبره یه جوری رفتار میکنن که انگار از اونجا بری بیرون دیگه کاری برات پیدا نمیشه و اینا صدقه سری بهت کار دادن. تا خارج نشی نمیدونی چه بهت گذشته اینجوری پیش برن همین یه نصفه اسم هم ازشون پیدا نمیشه
شركت داناپرداز قشم محيط سالم و رو به پيشرفت و پويايي داره حقوق به موقع پرداخت ميشه جو بچه ها خيلي صميمي و دوستانه هست .كار استرس داره مدير عامل مثل مدير عامل تمامي شركتها با توجه به سختي كار تو اين مملكت استرس خودشو داره .هيچ جايي بدون حاشيه و كم و كاستي نيست داناپرداز هم به نوبه خودش ولي كار تو داناپرداز حس امنيت داره
من از خودم بابت تمام مدتی که در داناپرداز بودم هرچند کوتاه معذرت میخوام یک محیط کاملا سمیبا مدیرعامل استرسی که در کوچکترین امور دخالت میکنه خیلی راحت سر نیروهاش و حتی مدیرانش داد و بیداد میکنه یکسره دوربین هارو چک میکنه.. هیچ امکانات رفاهی نداره و حقوق رو حداقل میبندن ومنت میزارن در عوض سروقت میدیم خواهر مدیرعامل مدیر مالی ومنابع انسانی هست و از تمام هزینه ها میزنه کلا خیلی خیسیس ان یه خانمی هم هست بقول خودش ۱۲سال مدیره همه کاره وهیچ کاره است و بشدت زیراب زن مرخصی گرفتن جز سخت ترین کارهاست باید بگی کجا میری و اصرار میکنن نیمه وقت مرخصی بگیری یه چندتا نیرو همیشگی دارن که بنده خداها مهارت و دانشی برای جابه جایی ندارن پس مجبورن با چابلوسی جایگاه خودشونو نگه دارن نرم افزارشون هم تعریفی نداره کلا باگ نوشتن ویژش نرم افزاره بارها پیش مشتری موقع ارائه ضایع شدیم .خداروشکر میکنم الان تو یه شرکت بزرگ با همکاران حرفه ایی دارم کار میکنم تازه میفهمم احترام به نیرو یعنی چی رفاهیات و بیمه ی خوب و مزایا چه حس خوبیه ولی یه وقتایی یاد داناپرداز میوفتم حالم بد میشه
تجربه های بچه ها رو که اینجا خوندم روزایی سمی که تو داناپرداز که داشتم مثل یه فیلم ترسناک صحنه به صحنه از جلو چشمم رد شد و الان که ازش بیرون اومدم و وارد فضای کار حرفه ایی با آدم های حرفه ایی شدم فهمیدم کار چیه، آرامش اعصاب چیه، احترام به نیرو چیه. اون دوست خوبی که از تجربه مثبتش نوشته حتما جز معدود آدمهایی بوده که به حلقه مدیر عامل و اون خانم که همه ازش بسیار گفتن وصل بوده چرا که نه من نه همکارام هیچ وقت چیزی به اسم پاداش نگرفتیم، شما میگی بیمه کدوم بیمه دقیقن همون که هیچ جا قبولش نمی کنن، میگی از سال قبل منابع انسانی داره کارای مثبت میکنه چرا من نه سال پیش چیزی دیدم نه ارسالی که دو ماه قبل اومدم بیرون، میگی شرکت بزرگه واسه همین بزرگ بودنشه که مجبوری نهار پشت میزت بخوری و مدام دعوای مدیرا و مسئول دفتر رو برای جلسات تو اتاق جلسه بشنوی کل چیز هست کاش به دور از چاپلوسی حقیقت رو مینوشتی به تعداد بچههایی که از سال قبل که من اونجا بودم تا امسال رفتن، از مدیران بی سواد از اون خانوم که نصف درجا زدن شرکت بخاطر حضورشه اگه برای اعصاب و وقت و آیندتون ارزش قائلید بیشتر تلاش کنید خودتون رو بالا ببرید و برید جای خوب کار کنید، اونجا فقط بیگاری به رزومتون اضافه میکنه
امروز که این متن را مینویسم، روز آخر کارم در داناپرداز هست. من مراقبت از مشتریان شرکت هستم و تقریبا تمام افرادی که ۲سال گذشته در دانا بودند من را خیلی خوب میشناسند. فقط میخوام تجربه خودم را براتون بنویسم تا شاید بتوانم در تصمیم گیری برای کار کردن در داناپرداز کمکتون کنم. اینجا برای من بهترین و بزرگترین کلاس درس و تجربه بود. از نظر دانش کاری و تجربه کاری از اینجا ببعد زندگیمو مدیون داناپرداز هستم و قطعا تجارب کسب شده در بیزینس شخصیم و آینده شغلیم خودشو نشان میده. از نظر درآمد و پرداختی اینجا جز شرکت های متوسط رو به بالا حساب میشود. سر سال برای مذاکره جهت افزایش حقوق با تمام کارمندان جلسه میگذارند و بسته به عملکرد برای هر شخص افزایش متفاوتی در نظر میگیرند.(من خودم به نسبت سال ۱۴۰۱ تقریبا ۸۵درصد بیشتر دریافت کردم) سختی کار در داناپرداز وجود دارد اما همکاران خیلی بامرام و دلسوزی دارد که قطعا کمک زیادی در مسیر به شما میکنند خصوصا که از اول سال ۴۰۲ نگاه ویژه ای به نیروها شده و منابع انسانی روال جدیدی را آغاز کرده که قطعا در آینده وضعیت شرکت را بهتر هم خواهد کرد. امکان وام قبلا نبود ولی الان اضافه شده. امکانات تفریحی مثل اتاق بازی در تایم ناهار و پایان تایم کاری هست. زمین فوتبال برای اقایان گرفتند برای دوشنبه هر هفته. برای خانم ها هم فکر کنم برنامه دارند. فضای شرکت بهداشتی و راحت و کژوال هست. اینجا خصوصا برای افرادی که تجربه کار کمتری دارند بسیار مناسب هست و پیشنهاد میکنم که حتما رزومه بفرستید. زمان و تعداد جلسات یکمقدار زیاد هست که به نظرم یکمقدار نیروها را خسته کرده. انتقاد دیگر عزیزان را خواندم و به نظرشون احترام میگذارم ولی یکسری ها هم آرزوهاشونو نوشته بودند که بعید میدانم توی بیش از ۹۰ درصد شرکتهای خصوصی به این آرزوها برسند. یکسری عزیزان هم درمورد عصبانیت مدیران نوشته بودند که من واقعا دوست داشتم توضیحات بیشتری میدادند که تحت چه شرایطی مدیراشونو عصبانی کردند!!! در آخر به عنوان کسی که ۲سال اینجا بوده با جرات میگم که شرکت چه از نظر فنی چه از نظر کاری داره پیشرفت میکنه و اگر خودتون وارد حاشیه نشید شرکت هیچ حاشیه ای نداره. به تمام نیروهای تازه وارد به داناپرداز برای موفقیت و آرامش در اینجا پیشنهاد میکنم که فقط و فقط به دستورالعملهایی که دارند استناد کنند و پایبند باشند. موفق باشید
ویترین زیبا و باطن بسیار سمی و استرس زا وقتی اومدم اینجا استرس محیط بهم غالب شد و از نگاه بچه های پشتیبان میشد فهمید که دارن میگن به جهنم و بدترین تجربه کاری خوش اومدی. گفتم چند روزبمونم عادت میکنم اما روز بروز که میگذشت داستان بهتر نشد که نشد. بعد از یکی دو ماه از استعفای زیاد بچه ها فهمیدم انتخاب اشتباهی کردم. فشار کار بسیار بالا. تماس ها بالا ، تیکت ها زیاد تا خود ساعت پنج باید تلفن جواب بدی. علتشم اینه که نرم افزاراشونو به بغال و چغالم هم فروختن. و به علت پایین بودن علم مشتریان تماس ها و تیکت ها فوق العاده بالاست. حقوق به نسبت حجم کار پایین. انتظار مدیر عامل پشتیبانی در حد لالیگا باشه اما حقوق پایین میده به بچه ها. مدیر عامل مانیتور میکنه بچه های شرکتو از چککردن تیکت ها گرفته تا شنود تلفن ها و دوربین مداربسته . شرکت ببمه تکمیلی بی نام و بدرد نخور داره پس گولشو نخورید. دوتا فیش حقوقی دارن یکی برای بیمه که حداقل حقوقتونو برای بیمه رد می کنن که این هم برای بازنشستگی خوب نیست و برای موندن طولانی مدت نمیشه روش حساب کرد و اینکه عیدی و سنواتتون از حداقل حقوق بهتون میدن که باز به ضررتونه. ی فیش حقوقی دارن که به شما میدن دریافتی واقعی تونو نشون میده. کارانه نداره پاداش نمیدن پول ناهار نمیدن. یه حلقه دوست و نزدیک مدیرعامل هست که سوگلی ان و بقیه ارزش معنوی برای شرکت محسوب نمیشه . انگار خود مدیریت دوست نداره کسی به حلقه ی سوگلی نزدیک بشه. مدیریت فقط به فکر فروش و سود کردنه و پرسنل رو مانند سیستم ها و میز و صندلیش فقط ابزاری میبیه برای رسیدن به سود بالاتر. طریقه بستن قراردادهاشونم جالبه سه تا نسخه یک ماهه اول میدن و ی نسخه چند ماهه میدن ، اینجوری دیگه هیچ جوره نمیتونی شکایت کنی به وزارت کار اگه مثلا اخراجت کردن. امضای قرار دادهاتو یکساله اول میگیرن اما پایان هر مرحله از قراردادت بهت یک نسخه از قراردادتو میدن. این بخاطر اینه اگه اخراج شدی نتونی شکایت کنی چون هیچ مدرکی نداری ازشون که قرارداد یکساله باهاشون بستی. در کل اکیدا توصیه می کنم سمتش نرید. حتی واسه تجربه و رزومه شدن هم ارزش نداره.
داناپرداز دوست داره با یه اتاق بازی، یه فان تایم مثلا بگه منم به روزم و حواسم به تیمم هسن ولی هم منی که اونجا ماه ها کار کردم و هم خودشون میدونن همه اینا فقط برای فرار از حقیقت سمی بودن کار در داناپردازه. هیشکی اونا حالش خوب نیست، بگم که همه از سر ناچاری و برای تجربه جمع کردن دارن تحمل میکنن. من نزدیک دو سال اونجا بودم ندیدم یه تولد جشن بگیرن، ندیدم یه بسته هدیه به نیروهایشان بدم، جالبه که تو سایت های کاریابیشون از مزایا میگن ولی در عمل چیزی وجود نداره. همش دنبال ارزون ترین هان حتی نیروی کار و بخاطر همینه که بعد این همه سال نه تو شرکتهای رقیبشون کسی قبولشون داره نه مشتری آنچنانی اونجا مسئله زیاد داره از مدیران میانی بیمار و بی سواد بگیر تا مدیر عامل عصبی و بد اخلاقش من با سخت ترین ها اونجا کنار اومدم و خوشحالم الان جای خوبی دارم کار میکنم ولی هنوز حال بدم از داناپرداز بعد این همه مدت خوب نشده
من برای این شرکت رزومه فرستاده بودم و تا حالا دو بار هم مصاحبه رفتم، راستش بعد خوندن این نظرات و متوجه شدن این موضوع که چقدر محیط کاریشون سمی و عذاب آوره تصمیم گرفتم از استخدام انصراف بدم. برام جای سوال داره یعنی واقعن مدیرعامل این شرکت این نظرات رو تا حالا ندیده؟ نمیدونه تو شرکتش چه خبره؟ چرا اهمیتی نمیده؟ چرا برای تغییر ساختارش کاری نمیکنه؟ چرا نمیخواد با استخدام دوتا مدیر خبره یه سر و شکلی به شرکتش بده؟
به هیچکس توصیه نمیکنم یک محیط مریض و سمی که به هیچکس توصیه نمیکنم. من چندماه اونجا مدیر یکی از بخش ها بودم و حضور تو این شرکت رو به هیچکس توصیه نمیکنم. داناپرداز نماد کامل میکرومنیجمنت و کوتوله پروری هست. اگر با تحقیرشدن، دروغگویی، زیرآب زنی، بازی با کلمات، سفته دادن، عدم شفافیت حقوقی، هزینه آموزش مشکل ندارید بری داناپرداز. مثلا این شرکت بخاطر یادگرفتن نرم افزارش نصف حقوق ماه اولتون رو ازتون میگیره و وقتی حقوق رو واریز کردن متوجه این کار ناپسند میشین. بعد شما متوجه میشین اون فایل های pdf که تو سایتشون گذاشتن و شمارومجبور کردن بخونید و ازتون امتحان کتبی بگیرن باید بابتش پول بدین!!!
استخدام در دانا پرداز
از مجموع ۳۵ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۳۵ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۱۴٪ از کاربران دانا پرداز را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۳۵
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۷ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۷ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۷ از ۵
سؤالات متداول درباره دانا پرداز
آیا دانا پرداز در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از دانا پرداز ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در دانا پرداز چگونه است؟
بر اساس ۳۵ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۷ از ۵ است؛ ۱۴٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در دانا پرداز چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در دانا پرداز از نگاه ۳۵ کارمند: ۱.۷ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در دانا پرداز چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از دانا پرداز ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
کار کردن اینجا برای من تجربهای بود که از خیلی جهات با انتظاراتم همخوانی نداشت. حقوقی که میدادن با کارِ واقعاً خواسته شده همسویی نمیکرد و معمولاً ازم انتظار میبردن نقش واسطه بین والدین و تیمهای مختلف را ایفا کنم. و
برای چهار سال کنار این مجموعه بودم و روزهای پرتلاشش برای من تجربهای پر از رشد بود. آدمهای بااستعداد زیادی در آنجا حضور داشتند و واقعاً فضای حرفهای و انگیزهبخش را میساختند. برای دوستانی که دنبال کار هستند، آرزوی موفق
دو ماه طول کشید تا کل روند مصاحبهام با مجموعهای از پنج مرحله به پایان برسد. امروز وقتی گفتن رزومهام قابل قبول نیست، ازم خواستن به جلسهای بیایم تا درباره روند مصاحبه نظر بدهم. گفته بودن پس از این جلسه بازخورد میدهند
مدیر بسیار بچه ست، و به شدت هیجانی، اصلا مدیریت بلد نیست، عین خانوما رفتار میکنه، کوچه بازاری هم هست و بسیار بد دهن. مدیر محصول یک شت به تمام معنا، اصلی مدیریت بسیار لجن و کثیف. بسیار زیر آب زنی وجود داره، شرکت خانوادگی
در این مجموعه حس تیمی بودن واقعاً به خوبی احساس میشد و با همکاران رفتار صمیمی و گرمی داشتم. حقیقتاً از کار کردن لذت میبردم و زمان چهاردیواری کار بارها با سرعت میگذشت. از این تیم و فضای کاریشان قدردانی میکنم و خوشحال
برای من این کار رو مجبور شدم انتخاب کنم فقط وقتی که گزینههای دیگهای نبود. حقوق کم بود و فضای کار خیلی سرد و خشک بود و از هم نوعی ارتباط واقعی احساس نمیشد. مدیرا برخوردی داشتند که انگار من اختیار ندارم و مثل این بود که