وویکی‌تجربهجستجو
دایور
تجربه کاری۳ خرداد ۱۴۰۵

مصاحبه تحلیلگر سیستم

تجربه کاری مصاحبه تحلیلگر سیستم در دایور

امتیاز ۱.۰ از ۵.

۱.۰· مصاحبه تحلیلگر سیستم

در مصاحبه استخدامی تحلیلگر سیستم با شرکت دایور، اوایل با خانمی صحبت کردم که رفتارش هم محترمانه و هم آگاهانه بود و دید خوبی نسبت به من ایجاد کرد. در گام دوم، چند نفر با من گفتگو کردند و از من خواستند تا یک سیستم را تحلیل کنم. به من چند روز فرصت دادند و نتیجه را برایشان فرستادم. پس از آن با من تماس گرفتند و دوباره یک مصاحبه اسکایپی برگزار شد و از من درخواست کردند مورد دیگری نیز برایشان انجام دهم. وقتی در حال کار روی کار دوم بودم، ناگهان با من تماس گرفتند و گفتند پذیرفته نشده‌ام. واکنش قبل از دیدن نتیجه، بی‌حوصله و نامناسب به نظر رسید و احساس ناخوشایندی در من ایجاد کرد؛ بنابراین تصمیم گرفتم تجربه‌ام را با دیگران به اشتراک بگذارم تا نشان دهم که در ادامه رفتار کارمند مقابل برخلاف برخورد اولیه، کاملا توهین‌آمیز بود. با وجود این، نمی‌توانم ادعا کنم که برخورد اول نقض شده بود.

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

دایور
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه ui/ux designer
۱.۰
مصاحبه ui/ux designer

در ابتدای کار، به من گفتند که به دلیل عجله‌ی شرکت برای همکاری، فرایند استخدام را چند بار تکرار می‌کنیم تا مطمئن شویم گزینه‌ی مناسبی پیدا می‌کنیم. با وجود تأکید شدید روی همکاری، تصمیم گرفتم وارد پروژه شوم و تیم را همراهی کنم. جلسات روزانه تنها به احوالپرسی می‌گذشت و هیچ نشانی از پیشرفت قابل‌توجهی در کار دیده نمی‌شد. پس از یک ماه و تحویل بخش اصلی کار، ناگهان با من تماس گرفتند و اعلام کردند که نمی‌خواهند به همکاری ادامه دهند. به نظر می‌رسد روال معمول این شرکت این باشد که هر فرد مسئول یک بخش مشخص از کار باشد و به محض پایان کار، قرارداد قطع می‌شود.

دایور
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدیر منابع انسانی
۱.۰
مصاحبه مدیر منابع انسانی

در یک مصاحبه برای مدیر منابع انسانی شرکت دایور رفتم؛ همان دفتر پارس دیتا بود که به من گفتند همکاری می‌کنیم و نیرو می‌خواهیم. خانمی با ادب ابتدا با من مصاحبه کرد و چند روز بعد برای ملاقات با مدیران دعوت شدم؛ دو نفر دیگر هم برای همان سمت حضور داشتند و گفتند به شدت به تیمشان نیاز دارند. مدیر مربوطه به نظر از خودشیفتگی زیادی برخوردار بود و فضای اتاق پر از حرف‌های اغراق‌آمیز بود؛ با سابقه‌ی کارم دیدم سخنانش عجیب می‌آید. به اصرار آنها که مرا باور داشتند و تصور می‌کردند می‌توانم به تیمشان کمک کنم، تصمیم به پذیرش دعوت همکاری گرفتم، اما پیشنهاد یک دوره‌ی آزمایشی دو هفته‌ای ارائه شد که من به‌خاطر تردیدهایم موافقت کردم تا هر دوطرف احساس امنیت بیشتری داشته باشند. به من گفتند ۸۰ درصد کار پیش رفته و مابقی تنها ۲۰ درصد مانده، اما وقتی کار آغاز شد فهمیدم فقط چهار نفر وجود دارند و حتی ۲۰ درصد هم از کار باقی‌مانده انجام نشده است. دروغ‌هایی که بیان می‌کردند همچنان ادامه داشت و از من هم می‌خواستند همان دروغ‌ها را تکرار کنم. با توجه به اینکه سمت من در استخدام بود و باید این مسائل را مطرح می‌کردم، نتوانستم ادامه بدهم و در همان هفته‌ی اول از کار کنار کشیدم. اکنون بیش از یک سال از آن تجربه می‌گذرد و پروژه-launch نشده است؛ در حالی که به من گفته بودند تا اردیبهشت راه‌اندازی می‌شود. از شما خواهش دارم نظرم را منتشر کنید تا دیگران این اشتباه را تکرار نکنند، زیرا با وجود موقعیت خوبم در شغل قبلی و اصرار و تبلیغ‌های در باغ سبز، فرصت‌هایم از دست رفت. اینجا احساس کردم که لازم است تجربه‌ام را به اشتراک بگذارم تا دیگران کمتر به این نوع وعده‌ها اعتماد کنند.