مصاحبه مدیر مهندسی صنایع
تجربه کاری مصاحبه مدیر مهندسی صنایع در دمنده
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در مصاحبه اول تلفنی درباره کلیات حقوق صحبت شد و سوالات عمومی مطرح گردید. مصاحبه دوم با مدیر کارخانه بود و هدف اصلی در همان مرحله روشن شد. ابتدا فرم شخصیت را پر کردیم و نتیجه آن با پرینت به دفتر مدیر کارخانه رفت. سوالاتی نیمهتخصصی درباره رمانسنجی و بالانس پرسیده شد، همچنین از کار گذشتهام سوال شد تا موضع من را بسنجند. بعد من هم سوال کردم و فهمیدم برای مدیریت به دنبال رهبرانی نیستند بلکه به افراد با سمت سرپرستی نیاز دارند. ساختار شرکت به نظر من سنتی میآمد و قصد داشتند با حضور دو نفر تحولی ایجاد کنند. در حوزه زمانبندی، ظرفیتسنجی و بالانس صحبت شد. من یک عدد حدودی پرت گفتم (نه میلیون)، و پس از آن دیگر خبری از تماس نگرفتند؛ فاصله رفتوآمد هم روی عدد تاثیر داشت (از سهراه افسریه تا شهرک عباسآباد پاکدشت تقریبا پنجاه دقیقه طول میکشید). اگر تحمل مسیر را داری، به این شهرک برو، چون بعدا فهمیدم یکی از همسالانم آنجا بوده و ناراضی بود. ویژگیای که برایشان بیش از همه اهمیت داشت، منظم بودن کارها بود.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
ورودی این شرکت با رویکردی متفاوت به مصاحبهها برگزار میشد و من با حضور در اتاق انتظار متوجه شدم که فضا به گونهای بود که احساس مزاحمت برای رسیدن به هدف را منتقل میکرد. در Interview اول، نگرش مصاحبهگر به گونهای بود که انگار هیچکس نباید برای شرکت مزاحم شود و این موضوع حال و هوای مراجعهکننده را کمی سخت میکرد. سوالات عمومی بود و درباره تجربههای کاری، سطح تحصیلات و نحوه آشنایی با شخص معرفیکننده پرسیده شد و من را در کنار پرسش درباره ارتباطم با معرفیکننده ارزیابی کردند. در بخش آزمون هم نظر بر این بود که سرپرست آن بخش، آزمون را انجام دهد و از قبل تصمیم بر رد من بود؛ در نهایت به فرد دیگری محول شد و در زمان انجام آزمون، هیچکس پاسخ یا توجهی نشان نمیداد در حالی که من همان کار را انجام دادم که بقیه کارگران انجام میدادند. روش استخدام تقریبا شبیه رویههای ادارات دولتی بود؛ به هیچ وجه خبری از پارتیبازی نبود. با وجود این، به نظر میرسید حضور یک فرد آشنا در سطح سرپرستی هر بخش لازم است تا تصمیمها را مشخص کند. در کارخانه هر بخش یک سرپرست دارد و معمولا نظر شخص مزبور تعیین میکند که چه کسی به کار گرفته شود یا نشود. اغلب خانواده و آشنایان در جایگاههای مدیریتی دخیل هستند و با افراد غریبه برخورد سخت و گاهی توهینآمیز میشود. به نظر میرسد فضای کار به صورت گروهی و با روشی نزدیک به باندها اداره میشود و این موضوع برای کارگران غریبه پرتکرار است.
به نظر من شرکت دمنده محیطی با ساختار سنتی و قدیمی دارد و بیشتر روی تولید متمرکز است. برای نقش کارشناس مهندسی تقاضا میکردند و در نهایت اکثر افراد را بهعنوان کارشناس جذب میکردند. در اینجا کارکردن به شدت به کار فیزیکی در سالنها محدود است و حجم کار بالاست؛ هر چه بیشتر در مسیر کار حرکت کنید و بدون دلیل سرگردان باشید، تصور میشود که عملکرد بالاتری دارید و این تصویر از کارایی را تقویت میکند. فرصت کار پشت سیستم به ندرت فراهم میشود و اگر کارهای سیستمی وجود داشته باشد، ساعات محدود است و در غیر این صورت با دوربینها نظارت میشوید و ممکن است با شما برخورد شود. به زبان دیگر، انتظارات کارکرد مطلوب از نظر مدیریت با نگرشهای کهنه و غیرکارآمد همسو شده است. در نتیجه کار در کارخانه را اصلا توصیه نمیکنم. تمرکز صرف روی تولید و فشار بالا بر اپراتورها برای ثبت و اندازهگیری عملکرد وجود دارد و حقوق نیز پایین است. سطح نارضایتی در مجموعه بالا است و نیروهای قدیمی که به کار وابستهاند، به نیروهای جوان و تازهکار در بخشهای مهندسی فرصت پیشرفت نمیدهند. مدیریت کارخانه را فردی با منافع شخصی میبینم که به جای ایجاد فضای گفتوگو بین واحدها، همواره فضای رقابت میان افراد ایجاد میکند و از درگیری بین کارشناسان واحدهای مختلف بهره میبرد. افرادی با سطح مدیریتی پایین و حقوق نسبتا بالا در جایگاه نامناسبی هستند و به تدریج روند مجموعه را به عقب میرانند. فضای کار بهطور کل غیرحرفهای است، با حجم کاری زیاد، ساعات طولانی کار، جلسات بیهدف و بازخواست غیرعادلانه از نیروهای جدید بهخاطر کمکاری افراد قدیمی از جمله معایب دیگر شرکت است. بهطور کلی کار در اینجا را توصیه نمیکنم و امیدوارم ظاهر بزرگ شرکت و شکل ظاهری افراد باعث جذب افراد نشود.
در یک واحد قالبسازی کار میکردم که شرکتی نسبتا بزرگ با تعداد پرسنل بین هفتصد تا هزار و پانصد نفر است و به تولید انواع هواکش میپردازد. این شرکت بهطور مرتب جذب نیرو دارد، چراکه هر روز تعدادی درخواست استخدام میآید و در عوض تعدادی از کارمندان تصمیم به ترک کار میکنند. شیفتها به صورت دو شیفت است: از هفت صبح تا هفت غروب و از هفت شب تا هفت صبح. حقوق کارکنان کارخانه نسبتا پایین است و بهطور معمول لیستی از غذای ناهار، شام، صبحانه و میانوعدهها ارائه میشود که کیفیت نسبتا مناسبی دارد. اکثر افراد در خطوط تولید و فرآیندهای سری کار میکنند و تولید روزانه با آمار بالا همراه است. نظام شرکت دقیق و سختگیرانه است و مقررات و نظم و انضباط در سطح بالایی رعایت میشود. اکثر دستگاهها قدیمی و فرسودهاند. برای جذب نیروی جدید کار چندان دشوار نیست؛ فقط کافیست به درب شرکت مراجعه کنید. در برخورد با افراد، بیشتر کار با سرپرست بخش است و نوع برخورد او بستگی به شخصیتش دارد، اما روال معمول این است که هر روز آمار خروجی یا تولیدی بالاتر رود. تقریبا هر دو ماه یک بار شاهد تلفات انسانی در بخش دایکست و پرس هستیم که یا به دلیل فرسودگی دستگاهها یا به دلیل بالا بودن آمار تولید اتفاق میافتد. برای استخدام در کارخانه کار چندانی دشوار نیست و حقوقی که با توافق مشخص میکنید، به طور کامل پرداخت میشود.