مصاحبه کارآموز مدیریت
تجربه کاری مصاحبه کارآموز مدیریت در دیجی کالا
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در مرحله اول با یکی از مدیران منابع انسانی دیجی کالا که مرتبط با حوزه ی مورد نظر من بود مصاحبه داشتم که بیشتر راجع به مسائل کلی صحبت شد و سابقه های کاری قبلیم و دلیل اینکه چرا قصد دارم شغل خودم را عوض کنم که این مصاحبه حدودا نیم ساعت طول کشید و سوالاتی که من در مورد موقعیت شغلی درخواستیم و حقوق دریافتیم پرسیدم با دقت پاسخ داده شد و ایشون هم از من پرسیدن که تو کدوم حوزه دوست دارم فعالیت کنم به عنوان کارآموز مدیریت که من هم گفتم به مارکتینگ علاقه مندم و قبلا در این زمینه کار کردم و در آخر بهم گفتن که طی ۱۰ روز آینده بهم خبر میدن و مصاحبه ی دومم به صورت تخصصی هست و با مدیر واحد مربوطه. حدودا یک هفته بعد با من تماس گرفتن که تو مصاحبه ی اول قبول شدم و برای مصاحبه ی دوم باید با CMO دیجی کالا که خارجی هم هست مصاحبه داشته باشم و قبل از اون هم باید یک آزمون استعداد سنجی و هوش به صورت اینترنتی انجام بدم که لینکش هم برای من ارسال شده بود . ازشون وقت خواستم تا روی مکالمه خودم کار کنم که بتونم مصاحبه ی بهتری داشته باشم و توافق کردیم که مصاحبه ی دوم بنده حدود یک هفته بعد انجام بشه و من هم طی این چند روز روی مهارت های مکالمه زبانم کار کردم و همچنین تست هوش مورد نظر شرکت رو انجام دادم که خیلی هم سخت نبود و دقت و سرعت همزمان تو انجام دادنش مهم بود . تو مصاحبه ی دوم با CMO دیجی کالا با اینکه خارجی بود اما صحبت ها به شکل کاملا دوستانه ای پیش رفت و مشخص بود که چی میخواد از طرح سوالاتش و بیشتر تمرکز سوالاتش روی این بود که تو آخرین جایی که کار کردم چه چیزایی یاد گرفتم و چه کمک هایی تونستم بهشون بکنم . یکم در مورد استراتژی هایی که می تونه به شرکت سابقم کمک کنه برای درآمد زایی بیشتر با هم حرف زدیم و یک سوال ساده ی ریاضی هم که مرتبط با مارکتینگ بود مطرح کرد و ازم خواست تا در مورد شخصیتم براش یکم توضیح بدم . بیشتر هدفش این بود که ببینه علاقه مند به یادگیری و رشد هستم و اینکه چرا تصمیم دارم وارد این حوزه بشم. برای این پوزیشن مهم ترین چیز اینه که واقعا مشتاق یادگیری باشید و بخواید پیشرفت کنید و خودتون رو توسعه بدید .
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
استخدام خیلی سخت مصاحبه سخت تعدیل راحت .استخدام خیلی سخت مصاحبه سخت تعدیل راحت
به نظر میرسید فرایند مصاحبه این شرکت تا حدودی نامنظم بود و تاثیرش روی دید کلی من منفی شد. اوایل که پس از دو هفته با من تماس گرفتند و دعوت به مصاحبه کردند، فاز فنی اول اوکی بود هرچند زمان کم داشت و در همان فرصت محدود از دیتابیس و ایندکس پرسیدند و با اشاره به سوالات الگوریتمی که معمولا در کتابهای Coding Interview مطرح میشود، گفتند مطالعهشان کافی است و میتوانید با جستجو در اینترنت به جوابها برسید. در پایان مصاحبه اول درباره شیگرایی و تفاوت بین interface و abstract class صحبت کردیم و جز بحث دیتابیس، به سایر مباحث تسلط نسبتا خوبی داشتم. بعد از مدتی با تاخیر برای انجام یک تسک فرستاده شدم و پس از تکمیل آن، چند روزی خبری نبود تا اینکه تماس گرفتند و مصاحبه فنی دوم برگزار شد. برخلاف انتظارم، مصاحبه فنی دوم بیشتر جنبه فنی نداشت و تا حدی شبیه به HR نبود و سوالات آن خیلی کلی و گسترده بود؛ بهطوری که من و مصاحبهکننده که به نظر میرسید انگیزهی چندانی برای همفکری ندارند، هماهنگی فکری لازم را با هم نداشتیم. با هم کمی بحث کردیم و من حس مثبتی از آن مصاحبه نگرفتم. قول ارائهی بازخورد هم داده نشد. به هر حال تمام مراحل با تاخیر انجام میشد و من هم مجبور بودم مدام ایمیل بزنم تا منبع خبر را بدانم و نتیجه برایم روشن نبود. از این بینظمیها و تاخیرهای مکرر خیلی احساس بدی داشتم و نسبت به شرکت حس ناخوشایندی پیدا کردم.
دو تجربه مصاحبه من در یک شرکت فروشگاه اینترنتی را بهطرزی تازه و روان بیان میکنم تا لحن و معنا حفظ شود اما متن بهطور کامل نو باشد. در ابتدای کار حس کردم که با فرایند طولانی و پیچیدهای روبهرو هستم، مخصوصا وقتی به بخش منابع انسانی رسیدم و هنوز هیچ تصمیمی قطعی گرفته نشده بود. گفتگوی من با مدیران دپارتمان عملیات مدیریت عملکرد، آغاز شد با سؤالات کلی درباره رزومه و سوابق کاری و به مرور به سمت موضوعات فنی کشیده شد. همه مصاحبهها به زبان انگلیسی برگزار شد و مصاحبهکننده اصلی از مالزی با لهجهای نسبتا دشوار بود که فهمش دشوار بود و همین یکی از دشوارترین بخشها بود. مصاحبه اول تقریبا یک ساعت طول کشید و مصاحبه دوم نزدیک به دو ساعت و نیم شد؛ آن جلسه دوم بسیار تحلیلی بود و پیشنهادها و راهحلهایی که ارائه میکردم به چالش کشیده میشدند. با وجود اینکه هنوز به مصاحبه منابع انسانی نرسیده بودم، انتظار داشتم با وجود این فرایند فشرده، پاسخها سریع صادر شود. باید گفت که در نتیجه این فرایند، احتمالا بیاعتمادی بهوجود میآید چون ممکن است یک سال طول بکشد تا تصمیمی نهایی گرفته شود و تا کنون هم۵ ماهی است که تیم تصمیمگیر نهايي نتوانسته است به نتیجه برسد؛ روزی هم منابع انسانی تماس گرفت و گفت که من گزینه بهتری بودم، اما مدیر تصمیمگیرنده اصلی هنوز تصمیم خود را نگرفته. نکته حساس اینجا بود که بخش منابع انسانی ضعفهایی داشت و سایر دپارتمانها هم بهطور مستقل نمیتوانستند تصمیم بگیرند. فرایندها بسیار پیچیده، بروکراتیک و زمانبر به نظر میرسید. تا به حال در یک استارتاپ چنین تعدد سطح مدیریتی دیده نشده بود و حتی در شرکتهای بزرگ هم معمولا این سطحها وجود ندارد. میتوان گفت فرایندها از نظر سرعت و شفافیت نقص داشتند و نتوانستند مسیر واضحی ارائه دهند.
دیجی کالا فرصتی بود که انتظارش رو کشیدم و در قدم اول سوالاتی مربوط به تخصصم مطرح شد و درباره شرایط و تجربههای کاری من صحبت شد. در پایان از من خواستن منتظر بمونم تا مصاحبهگر بعدی بیاد. حدود بیست دقیقه نشستم و برای من چای آوردن. پس از بیست دقیقه یکی برگشت و گفت مصاحبهگر دوم درگیر کارهای دیگری است و برای تماس دوباره باید یک روز دیگه بیام_COORDINATE!!!! الان دو سال است که میخواهند با من تماس بگیرند؛ رفتاری نامناسب و ناپایدار بود.
مصاحبه کارjr data analyst به شدت بیبرنامه بود و از همان ابتدا تاخیر داشت و اتاق مناسبی هم برای مصاحبه نبود. در طول گفتگو فقط چند سوال عمومی پرسیدن و بیشتر از خود شغل گفتند تا به من. قرار شد برای انجام تست اکسل به مدت چند روز بعد هماهنگ کنیم، اما دو هفته کامل هیچ خبری نشد. وقتی ایمیل زدم، پاسخ مشخصی که گویا سند را فرومیبستند و من رد شدم نوشته شده بود و در عین حال هیچکدام از سوالات من را نپرسیده بودند. نتیجه این بود که از شرکت خارج شدم و تجربهام را منفی دیدم.
در مرحله کارآموزی، تماس اولیه از طرف واحد منابع انسانی بود و هیچ پرسش خاصی مطرح نشد؛ فقط پرسیدند که در حوزه devops تجربهای دارم یا نه که جواب دادم ندارد. در دوره شیوع کرونا، مصاحبه فنی طی یک جلسه اسکایپ با حضور سه نفر انجام شد و به مدت یک ساعت و نیم ادامه یافت. برخوردگرهای هر سه نفر تا حد زیادی گرم بود تا فشار یا استرس بیشتری حس نکنم و حتی زمانی که پاسخ پرسشها را بلد نبودم، خودشان پاسخ را میگفتند و در صورت نیاز توضیح میدادند که تجربه خوبی بود. سوالات مربوط به برنامهنویسی پایتون شامل مفاهیم MVC و MTV، اصول SOLID، وراثت چندتایی، میکسینها، دکوریتورها، annotation، exception handling، pass، الگوهای طراحی، big O، RESTful APIها، duck typing، معماری میکروسرویس و موارد دیگر بود. همچنین سوالاتی عمومی مطرح شد که اگر محصولی را باید تحویل دهم اما میدانم ممکن است در زمان مقرر آماده نشود، چه کار میکنم و غیره. در مرحله سوم یک تمرین برای پیادهسازی در مدت یک هفته داده شد که برای انجام کامل، زمان زیادی میبرد اما در متن تسک اشاره شده بود که حدود بیست ساعت کار لازم است. امکان انجام پیادهسازی با هر فریمورک وجود داشت و تمرکز بر RESTful APIs، وظیفهای asynchronous، دیوکس و در نهایت آپلود کد روی گیت بود. تا جایی که امکان داشت، تمام موارد را پیادهسازی کردم؛ اما حدود ده روز پس از آن، ایمیلی دریافت کردم که پذیرش نشدم و برای دریافت بازخورد پاسخ پرسیدم اما پاسخی دریافت نکردم. آمادگی تئوری برای مصاحبه فنی نیز در نظر گرفته شده بود.