کارشناس مرکز تماس
تجربه کاری کارشناس مرکز تماس در دیجی کالا
امتیاز ۳.۰ از ۵.
من دیجی کالا کارشناس پشتیبانی بودم چون دیدم مجدد داره نیرو میگیره میگم مراحل مصاحبه حرفع ای هست و آنلاین لپ تاپت هم چک میکنن باید قوی باشه که لگ نده بعد که میری برای آموزش یک هفته از ۸ صبح تا ۴ عصر باید پای لپ تاپ باشی هر روزم پنج تا تست از آموزش های روز گذشته ازت میگیرن سیستم ها و آموزش هایی که باید باهاش آشنا بشی فق العادهههههه سخته رویه های خیلی زیادی رو باید تو مدت کوتاهی حفظ کنی و کار با سیستمشون رو یاد بگیری هفته دوم میری آموزش عملی بعدش کیو سی کل تماس هاتون رو گوش میده ببینم فحش بخوری آروم میشینی و فقط بگی بله درسته حق با شماست معذرت میخوام یانه خلاصه بعد باهزار منت میگن قبول شدی بعدش دسترسی ات میاد و میری داخل تیم و یه قرارداد یماهه میبندن باهات امنیت شغلی نداری واقعا حالا گروهت اونجا عین یه زندان واقعی هست بیست دقیقه وقت داری در کل روز برای ناهار اونم حتی بخوای بری دسشوی باید صبر کنی هم تیمی ات که رفته رست برگرده بعدم سیل سوالات شروع میشه بنظرم یه ربات هم نمیتونه تو یه هفته این همه رویه حفظ کنه و حتما حتما براش سوال پیش میاد ولی جرات داری از تیم هد تو گروه جبر سوال بپرسی جوری جلوی بقیه قهوه آیت میکنه که خنگی و رویه هارو مسلط نیستی از زندگی ناامید میشی بعد این درحالیکه مشتری صد هزار چیز از دیجی کالا خریده و تو باید اندازه ده میلیون تحقیر شی تا راضیش کنی بخاطر کوتاهی یه تیم دیگه اگه آدم نسبت با عزت نفس و با ادبی باشین شنیدن این حرفا نابودتون میکنه چون خیلی راحت فحش میدن و تو حتی حق نداری تماس قطع کنی… این روال کلی بود اما محاسنش تو دیجی کالا کار میکنی و اسم بزرگی داره ، همه چیز واقعا منظم هست همه چیز، مزایای خوبی داره هدیه متاسبتی داره، حقوق ها واقعا منظم اما کم حدود ۱۳، بیمه و بیمه تکمیلی، بجز تیم هد ها رفتار بقیه واقعا خوبه، ساعت های کاریت منظم و خارج از برنامه نمیگن بیا اگر نیاز باشه تو گروه کلی پیام میدن کم میخوان و اضافه کاری داره اگه بیای، بجز بعضی از تیم هد ها همه احترامتون رو نگه میدارن من همه چیزشو دوست داشتم بجز سخت بودن سیستمش و اینکه روانم نمیکشید هر روز صد و بیست سی نفر فحش بدن و مسئولیت های زیادی هم میدن بخور و بخواب نیست عین هشت ساعت باید کار کنی علاوه بر تماس باید بری کلی هم تسک بزنی
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
استخدام خیلی سخت مصاحبه سخت تعدیل راحت .استخدام خیلی سخت مصاحبه سخت تعدیل راحت
به نظر میرسید فرایند مصاحبه این شرکت تا حدودی نامنظم بود و تاثیرش روی دید کلی من منفی شد. اوایل که پس از دو هفته با من تماس گرفتند و دعوت به مصاحبه کردند، فاز فنی اول اوکی بود هرچند زمان کم داشت و در همان فرصت محدود از دیتابیس و ایندکس پرسیدند و با اشاره به سوالات الگوریتمی که معمولا در کتابهای Coding Interview مطرح میشود، گفتند مطالعهشان کافی است و میتوانید با جستجو در اینترنت به جوابها برسید. در پایان مصاحبه اول درباره شیگرایی و تفاوت بین interface و abstract class صحبت کردیم و جز بحث دیتابیس، به سایر مباحث تسلط نسبتا خوبی داشتم. بعد از مدتی با تاخیر برای انجام یک تسک فرستاده شدم و پس از تکمیل آن، چند روزی خبری نبود تا اینکه تماس گرفتند و مصاحبه فنی دوم برگزار شد. برخلاف انتظارم، مصاحبه فنی دوم بیشتر جنبه فنی نداشت و تا حدی شبیه به HR نبود و سوالات آن خیلی کلی و گسترده بود؛ بهطوری که من و مصاحبهکننده که به نظر میرسید انگیزهی چندانی برای همفکری ندارند، هماهنگی فکری لازم را با هم نداشتیم. با هم کمی بحث کردیم و من حس مثبتی از آن مصاحبه نگرفتم. قول ارائهی بازخورد هم داده نشد. به هر حال تمام مراحل با تاخیر انجام میشد و من هم مجبور بودم مدام ایمیل بزنم تا منبع خبر را بدانم و نتیجه برایم روشن نبود. از این بینظمیها و تاخیرهای مکرر خیلی احساس بدی داشتم و نسبت به شرکت حس ناخوشایندی پیدا کردم.
دو تجربه مصاحبه من در یک شرکت فروشگاه اینترنتی را بهطرزی تازه و روان بیان میکنم تا لحن و معنا حفظ شود اما متن بهطور کامل نو باشد. در ابتدای کار حس کردم که با فرایند طولانی و پیچیدهای روبهرو هستم، مخصوصا وقتی به بخش منابع انسانی رسیدم و هنوز هیچ تصمیمی قطعی گرفته نشده بود. گفتگوی من با مدیران دپارتمان عملیات مدیریت عملکرد، آغاز شد با سؤالات کلی درباره رزومه و سوابق کاری و به مرور به سمت موضوعات فنی کشیده شد. همه مصاحبهها به زبان انگلیسی برگزار شد و مصاحبهکننده اصلی از مالزی با لهجهای نسبتا دشوار بود که فهمش دشوار بود و همین یکی از دشوارترین بخشها بود. مصاحبه اول تقریبا یک ساعت طول کشید و مصاحبه دوم نزدیک به دو ساعت و نیم شد؛ آن جلسه دوم بسیار تحلیلی بود و پیشنهادها و راهحلهایی که ارائه میکردم به چالش کشیده میشدند. با وجود اینکه هنوز به مصاحبه منابع انسانی نرسیده بودم، انتظار داشتم با وجود این فرایند فشرده، پاسخها سریع صادر شود. باید گفت که در نتیجه این فرایند، احتمالا بیاعتمادی بهوجود میآید چون ممکن است یک سال طول بکشد تا تصمیمی نهایی گرفته شود و تا کنون هم۵ ماهی است که تیم تصمیمگیر نهايي نتوانسته است به نتیجه برسد؛ روزی هم منابع انسانی تماس گرفت و گفت که من گزینه بهتری بودم، اما مدیر تصمیمگیرنده اصلی هنوز تصمیم خود را نگرفته. نکته حساس اینجا بود که بخش منابع انسانی ضعفهایی داشت و سایر دپارتمانها هم بهطور مستقل نمیتوانستند تصمیم بگیرند. فرایندها بسیار پیچیده، بروکراتیک و زمانبر به نظر میرسید. تا به حال در یک استارتاپ چنین تعدد سطح مدیریتی دیده نشده بود و حتی در شرکتهای بزرگ هم معمولا این سطحها وجود ندارد. میتوان گفت فرایندها از نظر سرعت و شفافیت نقص داشتند و نتوانستند مسیر واضحی ارائه دهند.
دیجی کالا فرصتی بود که انتظارش رو کشیدم و در قدم اول سوالاتی مربوط به تخصصم مطرح شد و درباره شرایط و تجربههای کاری من صحبت شد. در پایان از من خواستن منتظر بمونم تا مصاحبهگر بعدی بیاد. حدود بیست دقیقه نشستم و برای من چای آوردن. پس از بیست دقیقه یکی برگشت و گفت مصاحبهگر دوم درگیر کارهای دیگری است و برای تماس دوباره باید یک روز دیگه بیام_COORDINATE!!!! الان دو سال است که میخواهند با من تماس بگیرند؛ رفتاری نامناسب و ناپایدار بود.
مصاحبه کارjr data analyst به شدت بیبرنامه بود و از همان ابتدا تاخیر داشت و اتاق مناسبی هم برای مصاحبه نبود. در طول گفتگو فقط چند سوال عمومی پرسیدن و بیشتر از خود شغل گفتند تا به من. قرار شد برای انجام تست اکسل به مدت چند روز بعد هماهنگ کنیم، اما دو هفته کامل هیچ خبری نشد. وقتی ایمیل زدم، پاسخ مشخصی که گویا سند را فرومیبستند و من رد شدم نوشته شده بود و در عین حال هیچکدام از سوالات من را نپرسیده بودند. نتیجه این بود که از شرکت خارج شدم و تجربهام را منفی دیدم.
در مرحله کارآموزی، تماس اولیه از طرف واحد منابع انسانی بود و هیچ پرسش خاصی مطرح نشد؛ فقط پرسیدند که در حوزه devops تجربهای دارم یا نه که جواب دادم ندارد. در دوره شیوع کرونا، مصاحبه فنی طی یک جلسه اسکایپ با حضور سه نفر انجام شد و به مدت یک ساعت و نیم ادامه یافت. برخوردگرهای هر سه نفر تا حد زیادی گرم بود تا فشار یا استرس بیشتری حس نکنم و حتی زمانی که پاسخ پرسشها را بلد نبودم، خودشان پاسخ را میگفتند و در صورت نیاز توضیح میدادند که تجربه خوبی بود. سوالات مربوط به برنامهنویسی پایتون شامل مفاهیم MVC و MTV، اصول SOLID، وراثت چندتایی، میکسینها، دکوریتورها، annotation، exception handling، pass، الگوهای طراحی، big O، RESTful APIها، duck typing، معماری میکروسرویس و موارد دیگر بود. همچنین سوالاتی عمومی مطرح شد که اگر محصولی را باید تحویل دهم اما میدانم ممکن است در زمان مقرر آماده نشود، چه کار میکنم و غیره. در مرحله سوم یک تمرین برای پیادهسازی در مدت یک هفته داده شد که برای انجام کامل، زمان زیادی میبرد اما در متن تسک اشاره شده بود که حدود بیست ساعت کار لازم است. امکان انجام پیادهسازی با هر فریمورک وجود داشت و تمرکز بر RESTful APIs، وظیفهای asynchronous، دیوکس و در نهایت آپلود کد روی گیت بود. تا جایی که امکان داشت، تمام موارد را پیادهسازی کردم؛ اما حدود ده روز پس از آن، ایمیلی دریافت کردم که پذیرش نشدم و برای دریافت بازخورد پاسخ پرسیدم اما پاسخی دریافت نکردم. آمادگی تئوری برای مصاحبه فنی نیز در نظر گرفته شده بود.