کپی رایتر
تجربه کاری کپی رایتر در دیدار
امتیاز ۳.۰ از ۵ (مهر ۱۳۹۸ تا مهر ۱۳۹۹).
برای من دیدار جایی بود که دو سال از زندگی حرفهایام را در آن گذراندم. مدیرعامل این شرکت با تیزهوشی و تخصص بالا به ارزش و رفاه تیمش اهمیت میدهد و برخوردش با کارمندان همیشه محترمانه است. فضای شرکت پر از فرصتهای رشد است و هر روز با آموزش و حس خوب همراه میشدم. مطلعام که اخیرا سرمایهگذار جذب کردهاند و این احتمالا میتواند شرایط بهتری را برای همکاران فراهم کند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
وقتی با دیدار مصاحبه کردم، تجربهای را پشت سر گذاشتم که هنوز هم برایم جالب است. در جلسه اول، مدیر آکادمی دیدار حضور داشت و به نظر من یکی از حرفهایترین گفتوگوهای شغلی بود که در بیست و پنج سال تجربهام دیدهام؛ مصاحبه از طریق گوگل Meet برگزار شد. چند روز بعد تماس گرفتند و از من خواستند برای دومین مصاحبه با مدیرعامل دیدار به دفتر آنها بیایم. مسیر طولانی بود؛ از شرق تهران تا منطقه شهرک غرب رفت و آمد کردم تا در آن جلسه حاضر شوم. مدیرعامل سوالاتی درباره وضعیت خانوادگی و والدین مطرح کرد؛ مدت زمان چند دقیقه بیشتر طول نکشید و گفتند فردا یا پس فردا با من تماس خواهند گرفت. من از این فاصله و روش پاسخدهی خیلی شگفتزده شدم و فکر نمیکردم چنین جلسهای در چنین سطحی باشد. پس از چند روز، تیم منابع انسانی از من خواستند برای بررسی سابقه کاری، با دو نفر از مدیران سابقم تماس بگیرند تا در مورد من پرسوجو کنند. این درخواست را واقعا غیرقابل قبول و تا حدی توهینآمیز دیدم؛ اگر مشکلی برای من وجود داشت که به تغییر شغل فکر نمیکردم، مخصوصا با چنین فضایی که در بسیاری از شرکتهای ایرانی مشاهده میکنم. به نظر من فرهنگ سازمانی دیدار چندان مناسب نیست و این تجربه برایم ناامیدکننده بود.
من در دیدار تجربهای دیدم که اگر مدیرعامل تغییر کند یا مجموعه کارگاههای آموزشی مدیریت را داشته باشد، میتواند مدیر واحدی باشد؛ اما بهعنوان مدیرعامل چندان موفق نیست. مدیریت کلان و دخالتهای بیجا در امور با سطح سواد و دانش کم، کار را در شرکت خستهکننده میکند. جایی برای رشد وجود ندارد و معمولا تنها باید به حرفهای مدیرعامل گوش داده و تایید کرد؛ و بیشتر افراد، تنها چند ماه در شرکت میمانند.
دیدار هنوز هم محیطی نسبتا خوب دارد؛ جو تیمی مناسب است و همکاران با هم رفیق و حمایتمند هستند. با این وجود دخالتهای زیاد مدیر کل در برخی واحدها، به ویژه پروداکت و مارکتینگ، باعث میشود فرصت بروز خلاقیت برای اعضای این دو بخش به طور چشمگیری محدود شود. اگر برای پوزیشنهای برنامهنویسی، فروش یا پشتیبانی درخواست بدهید، شاید تجربهی نسبتا خوبی باشد، اما در دو واحدی که گفتم، خلاوقتی برای ایدههای نو وجود ندارد و به نظر میرسد به جای رها شدن پروژهها، بهطور کامل به اجرای دستورات مدیر اکتفا میکنند. در نتیجه یا پیشرفت شغلی ملموسی نمیبینید و یا چیز زیادی برای یادگیری کسب نمیکنید.