وویکی‌تجربهجستجو
راه اندازی و بهره برداری صنایع نفت ایکو
تجربه کاری۳ خرداد ۱۴۰۵

مصاحبه برنامه نویس

تجربه کاری مصاحبه برنامه نویس در راه اندازی و بهره برداری صنایع نفت ایکو

امتیاز ۱.۰ از ۵.

۱.۰· مصاحبه برنامه نویس

در ابتدای مصاحبه فرم‌هایی داده بودند که تمام رزومه‌ام را دوباره در آن‌ها وارد کنم و پس از آن سه دور آزمون واحد از واحد منابع انسانی درخواست شد که کامل کنم؛ بیش از چهل دقیقه طول کشید. بعضی سوالات بی‌ربط بود مثل اینکه هفته قبل سردرد داشتید یا نه و غیره. پرینتر به لپ‌تاپ وصل نمی‌شد و چهارساعته معطل بودم تا کسی که نمی‌دانم سمتشان چیست مشکل را حل کند؛ هر قدر هم همکارشان گفت لطفا این را بررسی کنید، توجهی نمی‌شد و فقط با دست خودشان رفتار می‌کردند. واقعا بی‌نظم به نظر می‌رسیدند. مصاحبه هم حدود چهل تا پنجاه دقیقه طول کشید و سوال فنی خاصی مطرح نشد. مدیر منابع انسانی با لطافت رفتار می‌کرد اما مدیر فناوری رفتاری نسبتا نامطلوب داشت؛ به دیوار خیره بود، دست‌ها و پاها را تکان می‌داد و مدام به گوشی خود چشم می‌دوخت. راستش اگر خودم رزومه‌ام را ارسال نکرده بودم معلوم نبود رفتارشان چگونه بود. آن‌ها خودشان هم سوال می‌پرسیدند و وقتی داشتم توضیح می‌دادم، خیلی وسط حرفم می‌پریدند. اصرار زیادی داشتند نشان بدهند اینجا فقط ایشان رئیسی است و هیچ کس دیگری حق حرف زدن ندارد. به عنوان نمونه می‌گفتند باید شش صبح اینجا حاضر باشی و یا تا هر زمان که کار ادامه دارد بمانید؛ مدیریتی که به نظر می‌رسید پادگانی است. همه دنبال نیرویی بودند که طولانی‌مدت بماند و ایشان هم در همان اول می‌گفتند دو سال دیگر که بروید، کلی کار یاد می‌گیرید؛ اگر من کار را دوست ندارم یا انجام نمی‌دهم، اینجا چنین کارهایی وجود ندارد. احساس من این بود که نیروها همواره باید سکوت و چشم‌به‌راه باشند و به حرف‌ها پاسخ ندهند. تعادل بین کار و زندگی در این شرکت ارزش چندانی ندارد؛ کارکنانشان هم تا هفت یا هشت شب می‌ماندند و احساس می‌کردم اضافه‌کاری اجباری است. به طور کلی توصیه نمی‌کنم.

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

راه اندازی و بهره برداری صنایع نفت ایکو
تجربه کاری
کاربر ناشناس·HSE
۲.۰
HSE

در مصاحبه‌ای حضوری که دوباره هماهنگ شده بود و به دلیل غیبت مدیر منابع انسانی با تأخیر افتاد، حقوق توافق شد و گفتند مشکلی نیست، اما وقتی برای قرارداد اقدام کردم فهمیدم دو‌سوم حقوق را در قرارداد نوشته‌اند و باقی‌اش را به صورت کارانه می‌دهند که در سه ماه یک‌بار میان ۶۰ تا ۱۰۰ درصد حقوق پایه را شامل می‌شد. این نخستین شوک بود؛ دومین شوک مربوط به سمتی بود که قرار بود در آن مشغول به کار شوم. فهمیدم مدیر واحد توهماتی دارد و فکر می‌کرد می‌تواند واحدی را زیر مجموعه‌اش ایجاد کند، اما ابتدا نیرو جذب کرده و بعد نتوانست نقشه‌اش را عملی کند و واحد را به زیرمجموعه‌اش اضافه کند. این دومین شوک بود. در واحد به طور کلی هیچ کاری برای انجام نبود و همگی دنبال کارهای خود بودند. مدیر این واحد به طور کامل غایب بود، یک دستورالعمل انگلیسی می‌داد، یکی ترجمه می‌کرد، دوباره همان را می‌داد و دیگری انگلیسی می‌کرد؛ تمام تلاشش این بود که تعداد نیروها را بیشتر کند. از نظر من بی‌سوادترین و بی‌عرضه‌ترین فردی بود که در این سمت دیده بودم. جو کار بسیار ناامن بود و به شدت به جنسیت نگاه می‌شد؛ همه خانم‌ها از سمت این مدیر تهدید می‌شدند. واحد حراست هم این موضوع را می‌دانست اما کار خاصی انجام نمی‌داد. به مرور همه خانم‌ها از آن واحد کنار زده شدند چون هیچ‌کسی از آنها به مدیر احساس رضایت نمی‌داد. حقوق با تاخیر پرداخت می‌شد و کارانه یا یک بار داده می‌شد یا اصلا داده نمی‌شد. مدیرعامل بدون ضابطه، افراد فامیل‌های خودش را هم استخدام کرده بود و حتی کسانی که کارشان ارتباطی با سازمان نداشت با آنها قرارداد مشاوره بسته بود. فضا به شدت مسموم بود. به هیچ‌وجه به افراد تازه‌وارد در این شرکت‌های با فضای ناسالم و بدون تخصص توصیه نمی‌کنم وارد شوند.